سارقان مجسمه های 700 کیلویی آزادند/ ترور فرهنگی پایتخت ادامه دارد
چکیده : مجسمه صندوق در مقابل موزه پست به راحتی خوردن یک لیوان آب دزدیده شد و هیج مقام و نهادی نیازی در مورد پاسخگویی در مورد چرایی دزدیده شدن مجسمه ها در خود احساس نمی کند...
مجسمه صندوق در مقابل موزه پست به راحتی خوردن یک لیوان آب دزدیده شد و هیج مقام و نهادی نیازی در مورد پاسخگویی در مورد چرایی دزدیده شدن مجسمه ها در خود احساس نمی کند.
مجسمه برنزی صندوق پست حکم آتش زیر خاکستر را داشت وقتی خبر دزدیده شدن آن از مقابل موزه پست روی خروجی خبرگزاریها قرار گرفت، خاطره اردیبهشت 89 و ناپدید شد ناگهانی 13 مجسمه زنده شد، مجسمه های 70 تا 700 کیلویی که یک شبه برخی از آنها با جرثقیل مقابل چشم پلیس ربوده شده است.
به گزارش خبرنگار بلدیه تابستان امسال زمانی که مجسمه برنزی «صندوق» با وزن ١٢٠ کیلو که تصویر پسربچهای را درحال انداختن پاکت نامه نشان میداد و در مقابل موزه پست، واقع در خیابان امامخمینی (سپه) در منطقه ١٢ نصب شده بود، به سرقت رفت، فرضیه سرقت های سریالی مجددا شکل گرفت . این بار سازنده اثر با اعلام اینکه ابتدا دو دست مجسمه کنده شده و دو روز بعد کل مجسمه از مقابل موزه به سرقت رفته است، ناپدید شدن مجسمه را رسانه ای کرد، مساله ای که به گفته مسول اداره حجم، سازمان زیباسازی شهر تهران، از همان دو روز قبل و با ناپدید شدن دست های مجسمه از آن اطلاع داشت و از خود و واکنشی نشان ندادند.
ابراهیم اسکندری که برای ساخت این اثر در دومین دوسالانه مجسمهسازی شهری در سال ٨٨ برگزیده شد گفت: «چندروز قبل دستهای این مجسمه قطع شده بودند ، روز دوشنبه، ٢٩ تیر وقتی برای دیدن وضعیت مجسمه رفته بودم متوجه شدم، مجسمه نیست.»
به گفته سازنده اثر :«دستهای این مجسمه سال گذشته هم قطع شده بودند ، آن زمان وقتی مجسمه ترمیم کردم حتی پیشنهاد نصب دوربین با هزینه شخصی را هم به مسئولان موزه داده بودم»
ترور فرهنگی پایتخت
دستگاه برش و جرثقیل سرنوشت عجیب سیزده مجسمه ای بود که در بخش های مختلف تهران، فضاهای شهریی را شکل داده بودند که مطلوب شهروندان بود. خبر دزیده شدن به این روش، اخبار رسانه ای عجیبی بود که ویروس آن در سایت ها و خبرگزاریها منتشر شد و تب نوشتن از مجسمه های به سرقت رفته روزنامه ها و خبرگزاری ها را فرا گرفت سوالی که مرتبا مطرح می شد این بود، چه کسی مسول مراقب از آثار فرهنگی است؟
مرتضی تمدن در آن زمان در پاسخ به این پرسش که چرا نیروی انتظامی در هنگام انتقال مجسمهها به سارقان مشکوک نشده است آن زمان گفت: جا به جایی مجسمه با هدف ترمیم و مرمت توسط ماموران شهرداری امری عادی است و مسئولان پاسخگوی نیروی انتظامی هم اذعان داشتند که ما تصور کردیم این بار هم شهرداری دارد مجسمهها را جا به جا می کند.
با دزیده شدن مجسمه “صندوق” در تیرماه امسال باز هم فرضیه ترمیم از سوی مسولان مطرح شد اما یکی از مدیر اداره حجم سازمان زیباسازی شهر تهران اعلام کرد که ما از دزدیده شدن مجسمه اطلاع داشتیم.
دکتر علیزاده، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران که با اشاره به اینکه هنوز مشخص نیست مجسمه مقابل موزه پست گم شده شاید شهرداری آن را به خاطر کار عمرانی جا به جا کرده باشد، گفت: نگهداری آنها وظیفه نیروی انتظامی است.
هرچند این گفته مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران بار مسولیتی این سازمان را در مقابل آثار هنری که در شهر نسب می کند، کم نکرد اما عملا تیغ تیز انتقاد را به سمت نیروی انتظامی منحرف کرد که مسولیت امنیت شهر، شهروندان و ابزار و لوازمی که در آن قرار دارد را به دوش می کشد.
دکتر علیزاده در پاسخ به این سوال که چرا بعد از 5 سال مجددا مجسمه ای در شهر به سرقت رفته است، گفت: چند روز پیش به ما اعلام کردند که دو دوست مجسمه قطع شده و دیروز هم خبر گم شدن آن را گفتند اما ما هنوز مطمئن نیستیم که مجسمه به سرقت رفته است یا نه.
با وجود این گفته ها فرضیه به سرقت رفتن مجسمه به حدی قوی است که مشاور حقوقی سازمان زیباسازی شهر تهران، شکایتی در این زمینه تنظیم کرده تا پیگیری اتفاقی باشد که برای آثار هنری شهر رخ می دهد، آثاری که دزیده شدن آنها با انگیزه دشمنی و حب و بغض نسبت به مدیریت شهری گره خورده است.
دستهای پشت پرده برعلیه مدیریت شهری
تهران شهر خاکستری است که در سالهای اخیر شهرداری با برگزاری دو سالانه های مجسمه سازی و سمپوزیوم شهری تلاش کرده چهره آن را عوض کند با دزدیده شدن مجسمه ها از سال 89 ، انگیزه اصلی که از سوی دکتر قالیباف، شهردار تهران مطرح شد، مخالفت و دست های پشت پرده برای عدم حضور آثار حجمی در شهر اعلام شد.
شهردار تهران معتقد بود دزدیدن مجسمههای شهر اقدامی سازماندهی شده است و افراد عادی دست به این کار نمیزنند ؛ این کار به صورت باندی صورت گرفته است.
او در آن زمان در پاسخ به این پرسش که اقدام شهرداری تهران در این زمینه چیست؟ خاطرنشان کرد: بنا نیست شهرداری مسئولیت امنیت را نیز به عهده بگیرد و تنها راه حل ما توقف نصب مجسمه های برنزی در شهر است.
در سال 89 برخی ناپدید شدن این تعداد مجسمه را جمعآوری از سوی مسئولان یا گروههای مذهبی با نفوذ به دلیل اشکالات شرعی اعلام کردند که مورد قبول برخی رسانهها هم قرار گرفت. بسیاری در آن زمان معتقد بودند با توجه به حضور دوربینهای پلیس به ویژه در مراکزی که سرقتها انجام گرفته، حضور نیروهای حراست و نگهبان مجموعههای مذکور، حضور جرثقیل، مدت زمان طولانی جابهجایی و تعلل و بیاعتنایی مقامات در رسیدگی به موضوع، تردیدی باقی نماند که این سرقتها با انگیزه اعتقادی از سوی برخی گروههای خودسر و در هماهنگی با برخی مقامات صورت گرفتهاست.
اظهار نظر جالب در این زمینه گفته های احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر تهران است که در مورد این فرضیه گفت: «این آثار سردیس بوده و مجسمه نیست و احکامش هم متفاوت است.»
یکی از تحلیل های جالب توجه در این زمینه نوشته های خبرگزاری فارس بود که نقل از حسن محمدی «کارشناس ارشد میراث فرهنگی» اعلام کرد: «در پشت پرده سرقت سریالی مجسمهای تهران احتمالاً دستهای پنهان انگلیس وجود دارد.» دلیل این موضوع «سوابق کشور انگلستان در سرقت آثار تاریخی و اشیاء نفیس ملتها» بود.
مردان سبزپوش مجسمه ها را بردند
مجسمه برنزی “صندوق” آتش زیر خاکستر موضوعی که از تب و تاب افتاد بود را زنده کرد و پرونده خاک گرفته 13 مجسمه را روی میز رییس آگاهی قرار داد. یک منبع آگاه پلیسی در این زمینه در مورد اقدامات صورت گرفته به خبرنگار خبرگزاری برنا گفت: سال 89 وقتی 12 مجسمه برنزی از سطح شهر تهران ناگهانی ناپدید شدند، بررسی ها برای یافتن ردی از سارقان توسط کارآگاهان اداره 17 آگاهی تهران آغاز شد . در مسیر این تحقیقات و بررسی دوربین های مدار بسته نصب شده در شهر، ماموران به مردان سبز پوشی رسیدند، مردانی که با لباس سبز شهرداری به محل نصب مجسمه ها مراجعه کرده و مجسمه ها را از جا کنده و با جرثقیل هایی که از قبل تهیه شده بود از محل دور کرده و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
شناسایی مردان سبز پوش ردزنی مخفیگاه آنها را در دستور کار کارآگاهان قرار داد که این مسیر تحقیقات به آنجا رسید که افرادی شناسایی شدند که وجود مجسمه در شهر آنهم در کشور اسلامی را مناسب نمی دانستند . این منبع آگاه توضیحات دیگری نداد .
به گزارش خبرنگار بلدیه مجسمه ستارخان اثری از شهریار ضرابی واقع در خیابان ستارخان، مجسمه باقرخان از شریار ضرابی واقع در خیابان شهرآرا، مجسمه صنیع خاتم از حمید شانس واقع در پارک ملت، مجسمه زندگی از فاطمه امدادیان و مجسمهای از محمد مددی واقع در خانه هنرمندان ایران، مجسمه استاد شهریار از علی قهاری در پارک دانشجو، دو مجسمه از دکتر شریعتی در پارک شریعتی از حمید شانس، مجسمه مادر و فرزند از هژیر ابراهیمی در شهرک غرب، مجسمه ابن سینا از عذرا عبدالنبی در پارک بهجت آباد، مجسمه گوساله در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، مجسمه برنزی از روحالله شمسیزاده در پارک استقلال تهران و در آخر مجسمه صندوق در مقابل موزه پست به راحتی خوردن یک لیوان آب دزدیده شد و هیج مقام و نهادی نیازی در مورد پاسخگویی در مورد چرایی دزدیده شدن مجسمه ها در خود احساس نمیکند.













