بحران کار و تأمین اجتماعی در ایران/ موج تازه بازگشت بازنشستگان به بازار کار
چکیده :ساختار انتصابی سازمان تأمین اجتماعی، اداره آن توسط دولت و نبودن نظارت از سوی کارگران و سایر زحمتکشان تحت پوشش این سازمان بر عملکرد آن، سبب شده است که در طول سالیان دراز، نه منافع بیمهشدگان ـ از جمله بازنشستگان ـ بلکه منافع دولت، تعیینکننده سیاستهای حاکم بر سازمان تأمین اجتماعی باشد....
کلمه – گروه کارگری: براساس آخرین سرشماری رسمی کشور، ۹۰۰هزار تن از افرادی که در دوران بازنشستگی بهسر میبردند، دوباره برای کار به فعالیتهای اقتصادی برگشتهاند.
دغدغه تأمین معاش، دلیل اصلی بازگشت به کار بازنشستگان است. دریافتی اکثریت بازنشستگان، زیر خط فقر است. «محمدحسن زدا»، معاون فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی، دریافتی بازنشستگان و مستمریبگیران تأمین اجتماعی را در حال حاضر حداقل ۷۱۲هزار تومان اعلام میکند. او در مورد تعداد بازنشستگان حداقلبگیر، می گوید: «بر اساس آمارهای سال گذشته ۶۰ درصد بازنشستگان حداقلبگیر بودند، اما امسال هنوز تعداد آنها مشخص نشده است.» میزان افزایش مستمری ماهانه بازنشستگان در سالجاری ۱۵ تا ۱۷ درصد و پایینتر از نرخ تورم است. از اینرو، بهراحتی میتوان نتیجه گرفت که در سالجاری تعداد بیشتری از بازنشستگان به زیر خط فقر رانده شدهاند.
«سید تقی نوربخش»، مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی گفته است که تعداد بازنشستگان تأمین اجتماعی در حال حاضر ۲میلیون و ۷۰۰هزار نفر است. بهعبارتی، براساس آمار رسمی یک سوم بازنشستگان کشورمان، در سنین سالخوردگی به ناچار راهی بازار کار شدهاند تا از عهده مخارج حداقل زندگی برآیند. از ۹۰۰هزار تن بازنشستهای که به کار برگشتهاند، بیش از ۷۸۸هزار تن مرد و ۱۱۱هزار تن زن هستند. افزایش زنان بازنشسته در بازار کار در فاصله سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ دو برابر شده است.
سازمان تأمین اجتماعی که بیش از نیمی از جمعیت کشور را تحت پوشش دارد، متولی اصلی پرداخت مستمری به بازنشستگان است.
جدا از شرایط عمومی حاکم بر اقتصاد کشور، عوامل چندی در تشدید فقر در میان بازنشستگان مؤثر بوده است که بهاختصار آنها را برمیشماریم:
۱ـ ساختار انتصابی سازمان تأمین اجتماعی، اداره آن توسط دولت و نبودن نظارت از سوی کارگران و سایر زحمتکشان تحت پوشش این سازمان بر عملکرد آن، سبب شده است که در طول سالیان دراز، نه منافع بیمهشدگان ـ از جمله بازنشستگان ـ بلکه منافع دولت، تعیینکننده سیاستهای حاکم بر سازمان تأمین اجتماعی باشد.
۲ـ بر بستر چنین وضعیتی، در زمان دولت احمدینژاد و ریاست مرتضوی بر این سازمان، بزرگترین غارتها و سوءاستفادههای مالی از منابع مالی متعلق به محرومین کشور صورت گرفت.
۳ـ بدهی عظیم دولت به سازمان تأمین اجتماعی: نوربخش، مدیرعامل این سازمان اعلام کرد که از سال ۵۴ تا ۸۴ ـ ۳۰ سال ـ میزان بدهی دولت ۴۲۰۰ میلیارد تومان بود، اما در سالهای ۸۴ تا ۹۲ میزان این بدهی به ۶۰هزار میلیارد تومان رسیده است.
۴ـ اقدامات دولت در زمینه منع کسر حق بیمه از بن کارگری و عدم کسر حق بیمه از اضافهکاری، سبب شده است تا کارفرمایان برای هیچیک از مزایای حقوقی حق بیمه پرداخت نمیکنند. چنین وضعیتی از جمله سبب کاهش میزان مستمری بازنشستگان شده است.
۵ـ میزان افزایش سالانه مستمری بازنشستگان: سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرد: «افزایش مستمری کارگران بازنشسته در سال ۹۴ برای حداقلبگیران بهمیزان ۱۷ درصد و برای سایر سطوح مستمریبگیران بهمیزان ۱۵ درصد است.» طبق ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی «سازمان تأمین اجتماعی مکلف است میزان کلیه مستمریهای بازنشستگی را با توجه به «افزایش هزینه زندگی» با تصویب هیأت وزیران افزایش دهد.» این ماده قانونی مشابه ماده ۴۱ قانون کار است که نرخ تورم و سبد هزینه خانوار را معیار افزایش سالانه حقوق کارگران قرار داده است. نه تنها میزان افزایش مستمری بازنشستگان طبق این ماده قانونی صورت نگرفته است، بلکه میزان افزایش این مستمری از میزان افزایش حداقل مزد و سایر مزایای کارگران شاغل پایینتر است.
شورای عالی کار افزایش ۱۷ درصدی دستمزد در سال ۹۴ را برای همه سطوح کارگری تصویب کرد و حداقل دستمزد کارگری در سالجاری ۷۱۲هزار و ۴۲۵ تومان تعیین شد. اولاً بهغیر از حداقلبگیران بازنشسته، میزان افزایش مستمری سایرین ۲ درصد کمتر است. ثانیاً حداقلبگیران با سابقه سالها کار و پرداخت حق بیمه، همان میزان مستمری میگیرند که برای حداقل مزد کارگران شاغل تعیین شده است. ثالثاً در مورد سایر مزایا، بهعنوان نمونه، بنابر تصویب هیأت وزیران پاداش عیدی بازنشستگان در سالجاری، ۶۰۳هزار تومان تعیین شده است، در حالیکه کارگران شاغل بهعنوان حق عیدی معادل ۲ ماه و تا سقف ۳ ماه پایه حقوق را دریافت میکنند.
با تمام این شرایط، هفتهای نیست که کارگران بازنشسته در اعتراض به عدم پرداخت بهموقع مستمری ناچیزشان، تجمعاتی برگزار نکنند.
مجموعه آنچه که گفته شد، آیا به این معنی نیست که دولت با افزایش ناچیز مستمریها برای ورود دوباره کارگران بازنشسته و ازکارافتاده به بازار کار چراغ سبز نشان داده است؟
سازمان تأمین اجتماعی با پرداخت بخشی از حقوق کارگران و سایر محرومین، بهعنوان حق بیمه، برای روزهای بیماری، بیکاری، ازکارافتادگی و بازنشستگی آنان و در پی مبارزات طولانی کارگران در طی دههها، بنیانگذاری شده است. این سازمان متعلق به کارگران و زحمتکشان است، اما همواره منابع آن مورد تعرض کارفرمایان و دولت قرار گرفته است. یگانه طریق استفاده صحیح از منابع سازمان تأمین اجتماعی بهسود صاحبان واقعی آن، برقراری نظارت نمایندگان تشکلهای مستقل کارگری بر عملکرد این سازمان و گزارش شفاف فعالیت این سازمان به کارگران و بازنشستگان و تشکلهای مستقل آنان است.













