ناصری: روش دلواپسان در پذيرش قطعنامه 598 هم سادهانديشانه بود
چکیده :: آن دوران نيز تندروها به شدت معتقد بودند كه نيازي به مذاكره و گفتوگو با صدام حسين نيست. آنها ادعا مي كردند كه براي رسيدن به راهحل در مسئله مذاكرات عراق نيازي به بحثهاي پيچيده با عراق نداريم. آنها ميگفتند كهنبايد با صدام زياد صحبت كرد برويد با او دست دهيد و به صدام بگوييد بيا با هم مشكلات را حل كنيم و در كنار هم عليه آمريكا متحد شويم....
روزنامه قانون در گزارشی نوشت: توافقنامه هسته اي وين به لحاظ اهميت جهاني و تاثير آن بر سرنوشت جامعه ايران، با قطعنامه 598 و ايجاد آتشبس ميان كشورمان با عراق مقايسه ميشود. بي شك هر دو واقعه مورد نظر واجد اهميت سياسي و تاريخي هستند. هر دو اين رويدادها با مخالفان و موافقان داخلي و خارجي سرسختي مواجه بودند كه به هم خوردن تعادل ميان مخالفان و موافقان هم قطعنامه 598 و هم توافق وين ميتوانست سبب شكست اين وقايع بزرگ شود. از سويي جدیدا برخي از تندروها در تلاش بودند تا اين دو رويداد را توافقي بد جلوه دهند. سيروس ناصري از ديپلماتهاي با سابقه، فعال و مطلع در جريان پذيرش قطعنامه 598 است.
سیروس ناصری معتقد است: اينكه بعضي از منتقدان مذاكرات و قطعنامه 2231 آن را با قطعنامه 598 و مذاكرات براي پايان جنگ با عراق مقايسه مي كنند، كار درستي نيست. وضعيت قطعنامه 598 متفاوت و يك امر جداگانه بود و امروز 2231 يك چارچوب و محتواي متفاوتي دارد. ولي از يك نظر هم بد نيست كه تندروها ميخواهند به مردم القا كنند 2231 مشابه 598 است. البته از اين منظر كه هر دوي آنها موفق بود؛ هم قطعنامه 598 و هم مذاكرات اخير و قطعنامه2231 سبب شد اقدامات ظالمانه عليه كشورمان به پايان برسد.
به گفته ی این دیپلمات با سابقه ی کشورمان، 598 از اين بابت كه اين امكان را به نظام و كشور داد كه جنگي ظالمانه را در شرايط نظامي سخت با يك ديپلماسي موفق به يك نتيجه كاملا موفق تبديل كند و مذاكرات 598 كه براي حل و فصل ماجراي عراق صورت گرفت همه اهدافي كه براي جنگ در نظر گرفته بوديم را حاصل كرد و از سوي ديگر نيز در بحث مذاكرات هسته اي ما در اين توافق همه آن چيزيرا كه اهداف برنامه هسته اي ايران بود،به بهترين نحو كسب كرديم.
او در پاسخ به سوالي که به سنگ اندازي تندروها درباره قطعنامه 598 اشاره داشت، می گوید: آن دوران نيز تندروها به شدت معتقد بودند كه نيازي به مذاكره و گفتوگو با صدام حسين نيست. آنها ادعا مي كردند كه براي رسيدن به راهحل در مسئله مذاكرات عراق نيازي به بحثهاي پيچيده با عراق نداريم. آنها ميگفتند كهنبايد با صدام زياد صحبت كرد برويد با او دست دهيد و به صدام بگوييد بيا با هم مشكلات را حل كنيم و در كنار هم عليه آمريكا متحد شويم. روش و سنت تندروها در هر دوره از زمان اينگونه سادهانديشانه است. تندروهاي آن زمان انتقاد ميكردند كه آنقدر مذاكرات را كش ندهيم و در آن زمان آقاي هاشمي هم از دست تندروها بيچاره شده بود. ما امروز دچار نبرد نظامي نيستيم ولي گرچه درگيري هايي هست كه اهميت زيادي دارند و داراي آثار سوءجدي و دراز مدتاند. براي مثال تحريمهاي سنگين آمريكا مانند جنگ است و اين نوع تحريم كردن يك كشور از لحاظ تعريف فرقي با جنگ ندارد. موضوع هستهاي به عنوان يك موضوع بزرگ ملي است و شرايطي را پيشآورد كه توقعات جامعه خيلي بالا بود و به نظرميرسد روحاني و ظريف مي توانند پاسخگوي ملت باشندوسربلند بيرون آيند.













