سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

با احمدی‌نژاد چه کنیم؟

چکیده :اگر مقامات عالی نظام هم چشم‌شان از خودسری‌های احمدی‌نژاد ترسیده‌است، که به‌نظر می‌رسد چنین باشد، بهترین راه‌کار حل این مسئله، تمهید رفع انسداد در فضای سیاسی کشور است: در فضای گفت‌وگوی آزادانه‌ی ملی، دست خالی احمدی‌نژاد خیلی ساده رو می‌شود....


کلمه – یوسف رحمانی:

۸ اَمُرداد ۱۳۹۴، «نشست سراسری تبیین مبانی و آرمان‌های انقلاب اسلامی و امام»، بدون این‌که روشن باشد مجوزهای قانونی لازم را اخذ کرده‌است یا خیر، در محل دانش‌گاه غیرقانونی ایرانیان برگزار شد، و محمود احمدی‌نژاد و یاران نزدیکش، در آن به‌سخن‌رانی پرداختند.

محور سخنان همگی حمله به دولت بود، و در حاشیه‌ی این نشست، فعالیت‌های استانی احمدی‌نژاد برای سازمان‌دهی انتخاباتی نیز علنی شد. خوی قدرت‌طلبی احمدی‌نژاد به‌گونه‌ای نیست که بتواند مدت زیادی را دور از صحنه‌ی سیاسی بماند؛ لذا دیر یا زود این فعالیت‌ها باید علنی می‌شد، و این‌که در پوشش چنان عنوانی این فعالیت‌ها آغاز شود نیز، به‌جز برخی دلالت‌های ضمنی، موضوع مهمی نیست: مثلاً ممکن بود این نشست در پوشش «بررسی شیوه‌های آب‌یاری گیاهان زینتی» نیز برگزار شود.

من در این‌جا به‌دنبال تحلیل رفتار او نیستم؛ مسئله‌ی من این نیست که احمدی‌نژاد به چه ترتیبی رفتار می‌کند، بلکه به‌دنبال درک این موضوع‌ام که نیروهای دیگر سیاسی باید به چه ترتیبی عمل کنند که بار دیگر او را در عرصه‌ی سیاسی نبینیم. بدیهی‌ست که شخصاً مشکلی با او ندارم، فقط به‌نظرم بازگشت وی به قدرت، در هر سطحی، خلاف منافع ملی ایران است؛ چنان‌که بی‌خردی‌های وی، یکی از عوامل مهم این بود که کشور در آستانه‌ی نابودی قرار گیرد.

متأسفانه در مدتی که از پایان دوران ریاست احمدی‌نژاد بر دولت می‌گذرد، همه‌ی رسانه‌هایی که به‌نوعی منتقد وی محسوب می‌شوند، به‌گونه‌ای رفتار کرده‌اند که باب میل اوست؛ آن‌ها به‌شیوه‌های گوناگون پوشش اخبار مربوط به وی، نام احمدی‌نژاد را زنده نگه داشته‌اند، و کاری کرده‌اند او بدون آن‌که کار خاصی انجام دهد، نوعاً در صدر خبرها باشد – چیزی که به‌شدت عاشق آن است: دیده‌شدن.

از سوی دیگر، سکوت متعمّد او، کاری کرده حضورش در رسانه‌ها، که نوعاً توأم با نقد اوست، به‌نوعی چهره‌ای مظلومانه به وی بخشیده‌شود. احمدی‌نژاد، که به‌خودیِ خود استاد مظلوم‌نمایی و فریب‌کاری‌ست، از نمایش تصویر خود به‌عنوان شخصی که در حمله‌ی رسانه‌ها غریب افتاده و سکوت پیشه کرده، کمال استفاده را می‌برد: او به‌درستی می‌داند مردم ایران با چنین تصویری شدیداً هم‌ذات‌پنداری می‌کنند.

واقعیت این است که مردم نتیجه‌ی سوءمدیریت احمدی‌نژاد را خصوصاً در چهار سال نخست ریاستش به‌خوبی درک کرده‌اند، و هرگونه افراط در طرح رسانه‌ای این موضوع، علاوه بر پررنگ‌کردن تصویر عمومی مظلومیت احمدی‌نژاد، می‌تواند این گمان را به‌وجود آورد که نیروهای سیاسی مشغول فرافکنی‌اند و، دست‌کم، امکان دست‌آویز قراردادن این حملات را به احمدی‌نژادیون بدهد، که بعداً با استفاده از آن‌ها مدعی شوند نیروهای دیگر در مدت مدیریت‌شان کاری نکرده‌اند، و فقط مشغول حملات رسانه‌ای بوده‌اند؛ چنان‌که در نشست اخیر هم نشانه‌هایی از این روی‌کرد دیده می‌شود.

بدین‌ترتیب، به‌نظر می‌رسد راه‌کار درست مقابله با تهدید اندیشه‌ی احمدی‌نژاد علیه منافع ملی ایران، نه پوشش گسترده‌ی اخبار او، و شاید حتی نه حمله زیاده از حد به مفاسدی باشد که در دوران او رخ داده‌اند، و دیگر تشت رسوایی آن‌ها از بام افتاده‌است؛ بلکه با معضل احمدی‌نژاد، باید به‌گونه‌ای برخورد کرد که نمی‌خواهد: نباید به جلب توجه‌های وی بها داد، نباید اخبار مربوط به او را پوشش داد، و نباید به او حمله کرد؛ او از این رفتار رسانه‌ای لذت می‌برد، و می‌داند این فضای رسانه‌ای، که خود به‌تماشای آن نشسته و نقش فعالی در پدیدآیی آن ندارد، کاملاً به‌سود اوست.

یکی از راه‌های کم‌اثرکردن مانورهای قریب‌الوقوع احمدی‌نژاد، از جنس همان عوام‌فریبی‌هایی که استادشان است، بایکوت خبری اوست. اطرافیان او در ظاهر نشان دادند دنبال این موضوع‌اند: نشست روز پنج‌شنبه را تحت تدابیر مراقبتی برگزار کردند، و اجازه ندادند هیچ خبرنگار غیرخودی‌ای به محفل‌شان راه یابد. اما این ظاهر ماجراست؛ آن‌ها می‌دانستند این ممانعت ولع رسانه‌ها را برای پوشش خبرهای مربوط افزایش می‌دهد، و همین هم شد: گستره‌ی پوشش خبرهای مربوط به‌نحو عجیبی توسعه یافت؛ خبر این نشست به صفحه‌ی نخست بسیاری از روزنامه‌های کشور راه یافت، و وب‌سایت متوسط‌الحال‌شان ـــ دولت بهار ـــ به‌یک‌باره افزایش آمار بازدیدکننده‌ی خیره‌کننده‌ای را تجربه کرد.

جای هم‌اندیشی درباره‌ی راه‌کارهای مقابله با تهدید اندیشه‌ی احمدی‌نژاد برای منافع ملی ایران نیز رسانه‌ها نیستند ـــ میدان‌داری رسانه‌ها در مسائل سیاسی کشور، آفتی ناشی از انسداد سیاسی در فضای امروز ایران است، که راه را برای مانورهای فریبنده‌ی احمدی‌نژاد، و عدم کارآیی نیروهای اصیل سیاسی، هموار می‌کند: در غیاب توسعه‌ی سیاسی، نمی‌توان دست فریب‌کاران را رو کرد.

اگر مقامات عالی نظام هم چشم‌شان از خودسری‌های احمدی‌نژاد ترسیده‌است، که به‌نظر می‌رسد چنین باشد، بهترین راه‌کار حل این مسئله، تمهید رفع انسداد در فضای سیاسی کشور است: در فضای گفت‌وگوی آزادانه‌ی ملی، دست خالی احمدی‌نژاد خیلی ساده رو می‌شود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.