گزارشی از درون محفل احمدینژادیها: وقتی تحت ولایت اوباما میرویم!
چکیده :در این مراسم که قطعا نام آن را نمی توان نشست یا همایش گذاشت و بیشتر هر چیز به محفلی امنیتی شبیه است، علی نیکزاد به سیاستهای دولت یازدهم در حوزه مسکن حمله می کند و ثمره هاشمی دستور نقد سیاست خارجی دولت فعلی را می دهد. پس از او هم ابوالفضل زهرهوند هرچه توهین بلد بود نثار توافق هستهای و محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کرد: با اين توافق زير ولايت اوباما رفتيم. این توافق، مصداق یخرجونهم من النور الی الظلمات است!...
کلمه- شهرزاد موسوی:
اسمش را گذاشته اند «نشست سراسری تبیین اندیشههای امام و انقلاب» اما نه سراسری است و نه از اندیشه های امام و انقلاب خبری است. محل نشست جنت آباد، ساختمان دانشگاه ایرانیان یعنی همان دانشگاهی که در اولین روز بعد از پایان کار دولت کذایی دهم، شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاسیسش مخالفت کرد، علت مخالفت هم حضور افراد دارای سابقه تخلف مثل اسفندیار رحیم مشایی و حمیدرضا بقایی اعلام شد، یعنی همان کسانی که با اراده و اصرار محمود احمدی نژاد، هشت سال تمام کلیدی ترین مناصب دولتی را در دست داشتند.
یاران محمود احمدی نژاد، یعنی همان معجزه هزاره سوم که با تایید رهبری و پشتیبانی بخشی از سپاه پاسداران هشت سال تمام در کشور بحران و فاجعه آفرید، همان مردی که با کمک نیروهای امنیتی پس از تقلب گستره در انتخابات سال 88، کودتایی گسترده در کشور رقم زد و رهبری در نماز جمعه روز 29 خرداد 1388 اعلام کرد که «نظر من به نظر او نزدیک است.»
حالا همان جماعت دوباره دور هم جمع شده اند و به نظر می رسد هدف مشخصی دارند: «ورود مجدد به عرصه سیاسی کشور از طریق حمله به سیاست های دولت فعلی.»
سر کوچه بهار را زنجیر کشیده اند، با خودم فکر می کنم اسم این خیابان از ابتدا بهار بوده یا اسمش را تازگی تغییر داده اند؟ از سر خیابان که وارد می شوم گروه های چند نفره مردان جوانی که در حال گفتگو هستند به دقت رفت و آمد ها را زیر نظر دارند، چند نفری هم در کوچه ایستاده اند و با دقت به صورتت همه عابران نگاه می کنند چادرم را محکم به خودم می پیچم. جلوی در ورودی چوبی ساختمان موبایل ها را تحویل می گیرند چند نفری مشغول جر و بحث با پسر جوانی هستند که به آنها اجازه ورود نمی دهد. کمی جلوتر کارت ورود می خواهند و دو نفر در حال بازدید بدنی مردان هستند. نفس عمیقی می کشم بی توجه به آنها وارد می شوم پشت سرم صدای مردی می آید که ظاهرا برای ورود در گیر شده و بلند بلند می گوید شما اجازه ندارید با من اینطور صحبت کنید.
اسم این مراسم را قطعا نمی توان نشست یا همایش گذاشت، میتیگ و جلسه حزبی هم نیست حتی در جلسات حزبی هم ورود خبرنگاران و عکاسان آزاد است، بیشتر هر چیز به محفلی امنیتی شبیه است.
اگر چه زن بودن کمک کرد که بدون برخورد وارد شوم اما تعداد کم زنان در ساختمان باعث جلب توجه و نگاه همه می شود، در تمام مدتی که در آن ساختمان به جز خودم فقط 4- 5 زن دیگر دیدم.
اینجا چهره های آشنا کم نیست تقریبا تا ساعت سه بعد از ظهر اکثر مدیران و وزرای دولت نهم و دهم پیدایشان شد، شمسالدین حسینی، مجتبی ثمره هاشمی، مجید نامجو، علی نیکزاد، خسرو معتضد، مرتضی تمدن، علی اکبر جوانفکر، مهدی غضنفری، بهروز مرادی، رستم قاسمی، عبدالرضا شیخالاسلام، عباس امیریفر، عبدالرضا داوری، ابولفضل ظهرهوند و محمود احمدی نژاد.
کسانی که این روزها هر کدام درگیر یک یا چند پرونده اختلاس مالی هستند.
در همان اول مراسم احمدی نژاد با همان صدا و لحنی که 8 سال مردم ایران را تمسخر کرده بود باز هم همان دروغ های تکراری را گفت:
«خیلی ها را دشمن جلو می اندازد… نباید فراموش کرد که دشمن ما آمریکاست. هر بار که شبکه های استکباری را باز می کنیم و می بینیم مشغول فحاشی به ما هستند، خدا را شکر می کنیم، آن ها تصور می کنند که ما از این مساله ناراحتیم در حالی که خدا را به سبب دشمنی آنان سپاسگزاریم.»
«در اینجا قرار نیست پاسخ هجمههای گسترده به دولت های نهم و دهم را بدهیم. علت اصلی این هجمهها این بود که ایستادگی بر روی آرمان و ارزشها انجام شد. نمیگویم که صددرصد و کامل اما در حد توان این انفاق افتاد. برگ سبزی تحفهی درویش!»
«امروز هرکس در وجودش انگیزه نادرستی دارد، بهانهای پیدا میکند برای هجمه و توهین به دولتهای نهم و دهم، هر کس هرچه در دست دارد، میزند، یک نفر سنگ و دیگری لگد میزند، شمشیردار با شمشیر و نیزهدار با نیزه میزند، در واقع از۶ جهت هجوم آوردهاند…. ما اهل دعوا و فحاشی نیستیم، این اعمال متعلق به عقب افتاده های تاریخ است، ما به کسی جز آمریکا هجمه نمی کنیم.»
«ما موجودیتی نداریم الا به همان میزانی که در مسیر امام عصر قدم بر می داریم….هر روز که در مسیر ارزش ها و آرمان های امام (ره) حرکت می کنیم، پیروز هستیم و پیروزی چیزی جز این نیست، باید دست به دست هم بدهیم و کمی حوصله کنیم، خواهیم دید اگر مقداری دل بدهیم به خط امام (ره) چه ثمراتی خواهد داشت.»
صدایش در گوشم زنگی آزاردهنده دارد. کلمات تکراری، همان صدایی که انگار مدت ها تمرین کرده تا نامربوط ترین جملات را با لحنی که مخلوطی از اطمینان و تمسخر است دوباره و دوباره تکرار کند.
در یک سوی طبقه همکف علی نیکزاد به سیاستهای دولت یازدهم در حوزه مسکن حمله می کند و در جایی دیگر ثمره هاشمی دستور نقد سیاست خارجی دولت فعلی را می دهد و پس از او ابوالفضل زهرهوند هر چه توهین بلد بود نثار توافق هستهای و محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کرد: با اين توافق زير ولايت اوباما رفتيم. این توافق، مصداق یخرجونهم من النور الی الظلمات است!
تا دلت بخواهد چهره های نا شناخته این طرف و آن طرف پرسه می زنند، مردانی که قبل و بعد از نهار روی موکتی که در انتهای سالن طبقه همکف پهن شده بود، کت هایشان را لوله کردند و زیر سر گذاشتند و چرت زدند، در طبقه همکف همهمه بود، صدا به صدا نمی رسید، تقریبا برای رساندن صدا به کنار دستی ات مجبور بودی فریاد بزنی، اما اینها روی موکت کف سالن کتشان را بالش کرده بودند و….. گمان نمی کنم اینها قصد بیدار شدن داشته باشند.













