در داخل هم مدارا پیشه کنیم
چکیده :اکنونکه ما به درستی با دشمنان راه مدارا و گفتوگو را پیش گرفتهایم، جا دارد با دوستان داخلی نیز مروت و انصاف و حداقل همان مدارا را پیشه کرده و تفاوتهای قومی، مذهبی، جناحی و سیاسی را با یک آشتی ملی جایگزین کنیم. در چنین رویکردی است که از دشمنان به این سرزمین گزندی نخواهد رسید....
مهدی غنی:
بهدرستی گفتهاند مذاکره یک بده بستان است و هر طرف میکوشد هرچه بیشتر منافع خود را تأمین کند. اما خطای استراتژیک است اگر فکر کنیم این روند با توافق به پایان رسیده است. پس از توافق هم در هر گامی برداریم و بردارند این کشمکش خواهد بود. در عالم سیاست این انتظار که دولتهای دیگر منافع ملی ما را درنظر بگیرند، جز نادانی نیست. اگر بلافاصله پس از مذاکرات وزیرخارجه آلمان، فرانسه و … به ایران میآیند نشانگر همین اصل است که هر دولتی منافع خود را دنبال میکند. در این میان دولت و ملت ایران نیز باید منافع ملی خود را به درستی شناخته و باچنگ و دندان آن را پاسداری کنند.
این هم از مسلمات است که دوطرف میز مذاکره به یکدیگر نیاز دارند. هر طرف این نیاز را در میز مقابل خود نبیند، طبعا بازنده مذاکرات خواهد شد. همچنان که ما نیاز داشتیم تحریمها برداشته شود، دنیای غرب نیز به جلبنظر ایران نیازمند بود و هست. مهم این است که این نیازها فصل مشترک خود را پیداکنند. ملت ما که پشتیبان تیم مذاکرهکننده خود است باید با چشم باز مراقب فرصتها و تهدیدهای احتمالی این روند باشد و برای هر مرحله پسامذاکره موضع درستی در جهت منافع ملی خود اتخاذ کند. لازمه این امر شناخت منافع ملی و نیازهای خود و نیز نیازهای آنهاست.
غرب چه نیازی به توافق دارد؟
١ آنها بهخوبی میدانند در شرایط فعلی، ایران در میان کشورهای خلیجفارس و خاورمیانه با ثباتترین است. به جز کشورهایی که هماکنون درگیر جنگ داخلی هستند، سایر کشورهای منطقه نیز با آتشی زیرخاکستر روبهرویند و چه بسا دیر یا زود دچار تحولات و ناآرامیهای داخلی شوند. مردم ایران پس از سه دهه تنشهای داخلی، جنگ میهنی و افراط و تفریطها اکنون به نوعی عقلانیت، آگاهی سیاسی و متانت نسبی رسیده است و بهرغم همه ضعفهای موجود، راه به جلو دارد. سطح تحصیلات، ارتباطات و شعور سیاسی مردم ایران و نیروی انسانی متخصص و جوان حاضر از یکسو و نعمتهای خدادادی این سرزمین و نیز عرق میهندوستی ایرانی زمینه مناسبی برای توسعه و رشد را فراهم کرده است. با این اوصاف ایران معتدل و با ثبات برای سرمایهگذاران خارجی بهترین فرصت در این منطقه ناامن است.
٢ باتوجهبه رکود اقتصاد غرب و بحرانهای سالهای اخیر که یونان نمونه بارز آن است، آنها نیاز به بازار بکر و آمادهای چون ایران دارند. هم ظرفیتهای داخلی ایران و هم موقعیت سوقالجیشی آن در منطقه، فرصت گرانبهایی برای آنهاست که به گشایشی دست یابند.
٣ گسترش رادیکالیسم سیاسی – مذهبی در کشورهای اسلامی عربی که طالبان، القاعده، داعش و … نمودهایی از این امواج است، وضع آینده کشورهای خاورمیانه را در ابهام فرو برده است. از آنسو باتوجهبه منابع عظیم نفت و گاز این منطقه، هرگونه تحولی در کشورهای این گوشه جهان، میتواند تأمین انرژی ارزان دنیای غرب را به مخاطره افکند. در این شرایط است که غرب برای آینده خود و مقابله با این موج خانمانسوز، به ایرانی همراه و نه متخاصم نیازمند است.
٤ مدتی است شاهد این پدیده رو به گسترش هستیم که موج رادیکالیسم مذهبی به درون کشورهای غربی کشیده شده است. حتی گفته میشود منبع تغذیه گروههای تندرو شهروندان جوان اروپایی هستند. طبیعی است که مهار این موج که خود را در تقابل با تمدن غرب تعریف کرده است، کار چندان آسانی نیست. در این میان ایران بهعنوان کشوری که خاستگاه انقلابی و مردمی داشته و بهعنوان پیشتاز اسلام سیاسی شناخته شده است، برای غرب اهمیت استراتژیک دارد. یکی از وجوه کمتوجهی به اسراییل از سوی دول غربی را نیز میتوان در این راستا دید.
ما چه نیازی داریم؟
١ در مرحله اول ما نیازمند آن هستیم سیر تخریب و نابودی محیطزیستمان را در ابعاد مختلف متوقف کنیم. ما به دلیل سوءمدیریت و فرهنگ نادرست، با استهلاک منابع آبی، نابودی جنگلها و مراتع، اضمحلال دریاچهها و رودخانهها، آلودگی هوای شهرها و خاک و طبیعت و… روبهروییم. غفلت از این معضلات، آنچه را درگذشته بلای آسمانی و عذاب الهی مینامیدند، گریبانگیر ما خواهدکرد.
٢ کشور ما بهترین فرصت را برای صنعت توریسم دارد. هم بهلحاظ وجود چهارفصل در هر زمان و هم موقعیت تاریخی و باستانشناسی و همموقعیتهای طبیعی چون کوهستان، دریا، کویر و… آمادگی انواع توریسم را دارد. توریسم سلامت و پزشکی را هم به آن بیفزایید. پیشبینی میشود درصورتیکه به توریسم توجه ویژه شود میتواند با درآمد نفت برابری کند. مسلما بهبود روابط ما با کشورهای غربی و عربی، زمینهساز رونق این صنعت خواهد بود. طبیعی است رونق صنعت توریسم فرصتهای شغلی فراوانی را نیز به ارمغان میآورد.
٣ صنایع ما در سالیان گذشته دچار شوکهای متعدد شد. عدمپرداخت سهم یارانه صنایع در دولت گذشته، با جهشهای قیمتی و ارزی و نیز واردات بیرویه کالاهای مصرفی چینی و سپس تحریمها ضربات سهمگینی به پیکره صنعت کشور وارد کرد. ازسوی دیگر کشاورزی و دامداری ما نیز نیاز به تحول ساختاری دارند. سرمایهگذاری در این جهت و اصلاح ساختارها از سوی نهادهای مربوطه از نیازهای مبرم کشور است.
٤ ما وارث منابع عظیم نفت و گاز هستیم. اما روشن است فروش ارثیه برای گذران زندگی چه عاقبت سیاهی برای ما به بارخواهد آورد. تبدیل این انرژیها به فرآورده و کالا و مصرف بهینه آنها از نیازهای مبرم کشور ما است. سرمایهگذاری روی انرژیهای پاک که مناسب بسیاری نقاط کشور ما است نیز ازجمله فرصتهای پیشروست.
دوراهی پیشرو
با این وجود پس از توافق هستهای، ما با سرمایهگذاران و هیأتهای اقتصادی مذاکرات مستمر و چانهزنیهای مکرر خواهیم داشت تا آنها را که خواهان ورود به بازار ایران هستند، در جهت اولویتها و نیازهای اساسی کشورمان راهبری کنیم. از فرصت پیشآمده و باز شدن روابط با دول غرب، به دوگونه متناقض میتوان بهره گرفت:
١ احساس پیروزی کنیم و بازار ایران را به روی کالاهای مصرفی آنها بگشاییم و با تشدید ولع مصرفکنندگان، سفره به جامانده صنایع داخلی را برچینیم و برلشکر بیکاران بیفزاییم. نفت خود را ارزان بفروشیم و کالای آنها را گران بخریم.
٢ بدانیم آغاز راهیم، از فرصت پیش آمده برای رونق تولید و صنعت و بهینهسازی کشاورزی و دامداری و… در داخل کشور بهره بگیریم. از سرمایه، دانش، تجربه و تکنولوژی آنها در این جهت استقبال کنیم.
ناگفته نماند همه این گامها زمانی میسر است که میان دولت و ملت نوعی همدلی و همراهی در جهت کسب منافع ملی ایجاد شود. در فرهنگ اصیل ایرانی از زبان حافظ آمده است که «آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا».
اکنونکه ما به درستی با دشمنان راه مدارا و گفتوگو را پیش گرفتهایم، جا دارد با دوستان داخلی نیز مروت و انصاف و حداقل همان مدارا را پیشه کرده و تفاوتهای قومی، مذهبی، جناحی و سیاسی را با یک آشتی ملی جایگزین کنیم. در چنین رویکردی است که از دشمنان به این سرزمین گزندی نخواهد رسید.
منبع: روزنامه شهروند













