سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » متن کامل گفت‌و‌گوی نواندیشان دینی درباره روزه در روزهای بلند...

متن کامل گفت‌و‌گوی نواندیشان دینی درباره روزه در روزهای بلند

چکیده :اسلام از ابتدا خود را دین سمحه وسهله خوانده و گذشت و آسان گیری را ویژگی اساسی خود خوانده است اما با کمال تاسف به نظر می رسد نگرانی از غوغاسالاری برخی متعصبان تندرو و بعضی عوامفریبان؛ این نحله را به سکوت و ملاحظه کاری و محافظه کاری واداشته است....


رضا علیجانی، فعال ملی مذهبی ساکن کشور فرانسه در مجموعه گفت و گویی با تعدادی از نواندیشان دینی به معضل طولانی بودن زمان روزه برای مسلمانان در بخش های مسکونی در شمال کره زمین پرداخته و نظرات آنان را در این باب جویا شده است.

به گزارش کلمه، وی با این اعتقاد که بحث جمعی نواندیشان دینی با پرهیز از ملاحظه‌کاری و محافظه‌کاری مفرط می‌تواند حداقل در میان این اقلیت مذهبی (نواندیشان دینی و متأثران از آنها) وحدت و همبستگی نسبی ایجاد کند و در همین حیطه نیز هویت‌ساز شود، تصریح می کند که اسلام  از ابتدا خود را دین سمحه وسهله خوانده و گذشت و آسان گیری را ویژگی اساسی خود خوانده است اما با کمال تاسف به نظر می رسد نگرانی از غوغاسالاری برخی  متعصبان  تندرو و بعضی عوامفریبان؛ این نحله را به سکوت و ملاحظه کاری و محافظه کاری واداشته است.

محسن کدیور، صدیقه وسمقی، ابوالقاسم فنایی، عبدالکریم سروش، حسن یوسفی اشکوری، احمد صدری، حسن فرشتیان، محمدجواد اکبرین و محمود صدری نواندیشان دینی مخاطب این فعال و رهرو طریقت نواندیشی بوده اند که متن کامل این گفت و گو در اختیار کلمه قرار گرفته و گزارش آن را به روایت رضا علیجانی در اینجا بخوانید:

***

دوستان و عزیزان نواندیش دینی؛ سلام برشما

بنده به عنوان یک رهرو کوچک طریقت نواندیشی دینی سئوالی را با دوستان به اشتراک می گذارم. امید که پاسخی برایش یافت شود.

از آنجا که:

اسلام از ابتدا خود را دین سمحه وسهله خوانده و گذشت و آسان گیری را ویژگی اساسی خود خوانده است (کلینی، کافی، ج 5، ص 494، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش)..

قرآن تاکید کرده است که خداوند برای شما آسانی می خواهد و نه سختی (بقره 185)

و باز قرآن تصریح کرده است که خداوند برهیچ کس بیشتر از توانش تکلیفی نمی کند (بقره 285)

واین سه مفهوم بارها در قرآن و احادیث با اشکال مختلف تکرار شده است؛

و از آنجا که روزه گرفتن در ماه گرما در بسیاری از نقاط کره زمین به خصوص در اروپای شمالی با ساعاتی طولانی (که اینک در اروپا به حدود 19 ساعت می رسد)

برای عموم انسان ها مصداق سختی و تکلیف بیشتر از طاقت است؛

آیا نباید نواندیشان دینی راه چاره ای برای این مشکل همگانی بیندیشند؟

با کمال تاسف به نظر می رسد نگرانی از غوغاسالاری برخی متعصبان تندرو و بعضی عوامفریبان؛ این نحله را به سکوت و ملاحظه کاری و محافظه کاری واداشته است؟

در حالی که خود قرآن و سنت در صدر اسلام برای اینکه برای پیروان دین سختی و تکلیف فوق طاقت ایجاد نکنند به سهولت قواعدی برقرار کرده اند مانند شکسته خواندن نماز در مسافرت و یا رفع فریضه روزه در سفر و نظایر آن و یا بعضی فقها در گذشته و حال نیز در این رابطه تخفیف هایی مانند نوشیدن آب در حد رفع مشکل مطرح کرده اند. اما جدا از طرح برخی راه حل ها برای موارد اضطراری و استثنائی امروزه به نظر می رسد به صورت عام و سیستماتیک و به صورت یک قاعده و نه استثناء باید در رابطه با این مشکل چاره ای اندیشیده شود. و الا باعث رشد ریاکاری و تظاهر به روزه داری و یا جستجوی راه حل های شخصی توسط هریک از افراد مومن و عامل به روزه خواهیم بود. یادآوری می کنم به نوشته فرزند اقبال لاهوری در زندگی نامه وی هنگامی که آن اندیشمند دلسوز با مشکل حق طلاق مردانه مواجه شد در نامه ای خطاب به علمای وقت نوشت که برای این کار چاره ای بیندیشند و نگذارند برخی زنان به خاطر بدست آوردن این حق از دین بیرون بروند تا از شمول آن قاعده نجات پیدا کنند. یعنی باید به جای اکل از قفا راه درستی پیش بینی شود.

نکته مهمی که می تواند مورد تامل نواندیشان دینی قرار گیرد این است که عباداتی چون روزه که با ساعات خورشیدی (طلوع و غروب) مرتبط شده است؛ در صدر اسلام مشکل و چندپارگی برای زیست روزمره انسان ها ایجاد نمی کرد و مصداق عسر و تکلیف فوق طاقت نبود. چرا که زیست روزمره و کار و تلاش روزانه نیز عمدتا با نور آفتاب و طلوع و غروب آن تنظیم می شد. پر واضح است که امروزه چنین نیست و کار و زندگی عموم مسلمانان مستقل از طلوع یا غروب خورشید است. ارتباط دهی روزه به این امر طبیعی که دیگر موضوع تعیین کننده ای در زیست و شغل امروز آدمیان نیست یکی از عوامل ایجاد چندپارگی خواب و بیداری و در واقع عسر و حرج برای آنان است که اسلام ذاتا خود را مخالف و مغایر این دشواری ها اعلام کرده است. چرا آن تصریحات مکرر و موکد نادیده گرفته می شود؟

آیا نواندیشان دینی نمیتوانند روزه را به شرایط و ساعات متداول شروع زیست و کار امروزی انسان ها و خاتمه آن که ساعاتی متوسط و قابل تحمل را شامل می شود؛ مرتبط کنند و به جای رعایت ظواهر و تعصب جزمی بر شکل و قالب این حکم بر محتوای اخلاقی و سازنده آن تاکید کنند و از محکمات قرآنی و روایی در رابطه با آسان گیری دین و جلوگیری از سختی و تکلیف فوق طاقت؛ پیروی کنند؟ اگر به کارکرد ایجاد هماهنگی و همبستگی برخی فرایض نیز توجه شود اشکال نوین نیز می توانند به تدریج همین همبستگی را ایجاد نمایند.

حال به نظر می رسد اگر از غوغاسالاری عامیانه و متعصبانه و از معرکه گیری برخی متولیان و کاسبان دین هراسی نباشد؛ اجتهاد و نوآوری در این باره که مبتنی برصدق و متکی بر اخلاق پیامبرانه در رابطه با پیروان دین است؛ مورد استقبال عموم مسلمین و مومنین قرار خواهد گرفت.

این رهرو کوچک طریقت نواندیشی دینی معتقد است در درونمایه آراء و عقاید همه نواندیشان دینی از جمله بزرگانی که مورد خطاب قرار داده ام عناصر و مولفه های مهمی برای پرداختن به این امر مهم وجود دارد و از دوستانی که صبغه و سابقه حوزوی و فقهی هم دارند در این باره که به هر حال در فرهنگ جامعه ما بیشتر در حوزه وظایف روحانیون قرار داشته است؛ انتظار بیشتری می رود.

***

محسن کدیور

روزه در مناطق بالای مدار 43 درجه

***

احمد صدری

فکر میکنم اگر بنده در جائی مثل سنت پیترز بورگ بودم بعد از هجده ساعت روزه گرفتن دو ساعت دیگر هم می گرفتم و روزه ام را خراب نمی کردم. این فتوا شاید پاسخ شبهه هائی از قبیل «نماز در قطبین» را بدهد ولی دو واقع گره چندانی از کار باز نمی کند. درست است که مقدار زیادی از خشکی در بالای مدار ۴۳ درجه وجود دارد ولی جمعیت در بالای این مدار بسیار کم است. این مدار در شمال ایران و آمریکا و مصر قرار دارد و تنها شامل مناطقی مانند شما روسیه و اروپا می شود. البته فتوای سال گذشته آقای بیات زنجانی مبنی اجازه بر نوشیدن آب بدون ابطال روزه بسیار کارساز بود.

سخن آقای علیجانی درست است که برای موافق تر شدن روزه با شرایط جدید بهتر است از اول آن بزنیم نه آخر آن. مثلاَ اگر بتوان شروع روزه را از طلوع آفتاب گرفت و نه از فجر؛ می توان گفت کمک شایانی به تسهیل امر روزه داری کرده ایم.

به علاوه من فکر می کنم اشکال اصلی مربوط به مکان مسلمین در کره زمین نیست بلکه ناشی از تقویم قمری تصحیح نشده اسلامی است که باعث می شود کل تقویم در حال سیلان باشد.آیا واقعاَ شارع می خواسته که مردم (حتی در عربستان)‌ روزی هفده ساعت در تابستان روزه بگیرند و یا اینکه علت این وضع تقویم قمری اصلاح نشده است که باعث می شود ماه های دوازده گانه قمری سالی یازده روز از تقویم شمسی عقب بیفتند؟ آیا شارع می خواسته ربیع الاول که از اسمش معلوم است یک ماه بهاری است در وسط زمستان بیفتد و یا اینکه این اشکال از تقویم ماست؟‌ اولین ماه رمضان در سال اول هجری در حوالی ماه بهمن واسفند بوده که روزها کوتاه و هوا خنک است و به عقل جور در می آید که تکلیف روزه گرفتن شارع برای همان وقت سال بوده باشد. من فکر می کنم تصحیح تقویم و تثبیت ماه رمضان در یک وقت اعتدال مشکل همه را حل کند بدون اینکه بخواهیم خیلی مزاحم احادیث و آیات شویم. این اجتهاد در آئین یهودیت هم صورت گرفته و هرچند ایام الله آنها چند روز پس و پیش می شوند، دیگر در همه سال سرگردان نیستند. این را هم می دانم که تصحیح تقویم در ابتدای اسلام مطرح بوده ولی به عللی که احتمالاَ سیاسی بوده کنار گذاشته شده است. ولی آیا این مساله تاریخی می تواند مورد تجدید نظر اجتهادی قرار بگیرد؟

***

صدیقه وسمقی

جناب آقای علیجانی

با سلام، پاسخ پرسش جناب عالی را به شرح زیر به عرض می رسانم:

روزه که یکی از سنت های پسندیده اسلامی است، امساک از خوردن و آشامیدن و… از طلوع فجر تا غروب آفتاب تعریف شده است. اگرچه روزه در ماه رمضان واجب دانسته شده، اما معافیت از روزه به طور مطلق و موقت به دلیل عسرت و سختی نیز راه حل معقولی بوده که همواره به آن توصیه و عمل شده است. مثلا اگر فردی به دلیل پیری و ناتوانی روزه گرفتن برایش سخت است می تواند روزه نگیرد و حتی در صورتی که روزه گرفتن با احتمال ضرر همراه باشد از روزه گرفتن نهی شده است. از آنجا که پیری، علتی است که مرتفع نمی شود لذا معافیت به دلیل پیری را می توان معافیت مطلق دانست به این معنا که قضا کردن روزه برای کسی که به دلیل پیری روزه نمی گیرد لازم نیست. اما اگر کسی بیمار است و در حال بیماری روزه گرفتن برایش سخت یا با احتمال زیان همراه است ، نباید در ماه رمضان روزه بگیرد بلکه قضای آنرا پس از رفع بیماری بجا می آورد. سفر، حاملگی، شیر دادن به کودک شیرخوار و عللی ازاین دست نیز از جمله مواردی است که موجب معافیت موقت از روزه گرفتن می شود و فرد پس از رفع مانع ، قضای روزه را بجا می آورد. باید گفت که علل عسرت و سختی محدود به موارد یاد شده نیست و بلندی روزها در برخی نقاط جهان در ایام ماه رمضان تا 21 ساعت و بیشتر را نیز می توان از جمله علل عسرت و سختی محسوب نمود. درین صورت فرد می تواند در ماه رمضان روزه نگیرد و قضای آن را در فصلی دیگر که همراه با سختی نیست بجا آورد. در برخی نقاط جهان ممکن است در ایام ماه رمضان اصلا طلوع فجر و غروب آفتاب اتفاق نیفتد چرا که روز یا شب چند ماه متوالی ادامه می یابد. در این مورد نیز از راه حل یاد شده می توان استفاده کرد. این راه حل از همان آغاز در کنار سنت روزه قرار داده شده است و با وجود آن از جستجوی راه حل های دیگر بی نیازیم، به ویژه راه حل هایی مثل روزه گرفتن مطابق افق مناطق استوایی که ضابطه متعارف روزه (یعنی امساک از طلوع فجر تا غروب آفتاب) را تغییرمی دهد و به نوعی تغییر شکلی روزه نیز محسوب می شود.

با بهره گیری از راه حلی که بیان شد هم عسرت و سختی منتفی می شود و هم ضابطه و شکل معمول و متعارف روزه که امساک از خوردن و آشامیدن و … از طلوع فجر تا غروب آفتاب است حفظ می گردد. بنابر این اگر به دلیل واقع شدن ماه رمضان در روزهای بسیار بلند ، روزه گرفتن برای کسی سخت باشد ، می تواند در ماه رمضان روزه نگیرد و قضای آن را در زمانی دیگر بجا آورد.

با آرزوی توفیق برای آن دوست بزرگوار

***

احمد صدری

دوستان

لازم می دانم برای ایضاح آنچه در ایمیل گذشته نوشته بودم توضیحاتی را اضافه کنم. راستش این است که من سالها با آقای کدیور این شوخی را داشتم که چشم امیدم به ایشان است که یک کاری برای این روزه بکنند. حالا ظاهرش این است که تا به بالای مدار ۴۳ مهاجرت نکنیم آبی از ایشان گرم نخواهد شد!

پیشنهاداتی که در ایمیل گذشته کرده بودم البته بیشتر جنبه فانتزی داشت. خود آقای علیجانی هم فکر نمی کنم انتظار داشته باشند که فقیهی بیاید بر خلاف نص صریح قرآن و روایات و مسلمات سنت که همه بر فجر تصریح دارند روزه را از فجر مثلاَ‌ به طلوع آفتاب تغییر دهد. من هم این را می دانم و می دانم که آن چه در مورد تصحیح تقویم شمسی گفتم در شرایط فعلی در هیچ جامعه مسلمان و توسط هیچ فقیهی ولو اینکه از شجاعت گذشته و به تهور رسیده باشد ممکن نیست چون تصحیح تقویم در زمان پیامبر وجود داشت و اسلام آن را فکر می کنم به علل سیاسی؛ رد کرد.

اما این خیال پروری من مانند همه خیال بافی های طوبائی بی رابطه با واقعیت های موجود نبود. من فکر می کنم اسلام به ویژه در ایران و علی الخصوص در میان ایرانیان در تبعید آماده یک جهش و تغییر پارادایمی است. فکر میکنم حل بسیاری از مشکلات مستلزم یک برخورد انقلابی با فقه است … نظیر آنچه در یهودیت رفورم اتفاق افتاد. چنین کاری هم هرگز کار یک نفر و دونفر فقیه و روشنفکر نیست. بلکه یک جامعه کوچک را می طلبد. فقیهی که چنین نظرهایی بدهد به جای اصلاح جامعه اسباب طرد خودش را فراهم کرده است. برای همین است که من از پانزده سال پیش تمایل ضد روحانی دگر اندیشان دینی را نقد کرده ام. رفورم واقعی در اسلام بدون روحانی ممکن نیست. ولی روحانی در این فرمول یک عنصر لازم است نه کافی. باید رفورم هائی از این قبیل که آقای علیجانی مطرح می کنند «مسجد» و «مؤمن» داشته باشد. با سخنرانی و فتوی نمی شود. باید به اصطلاح «مجتمع عامل*» داشته باشد. این امکان در جوامع اسلامی نیست. ولی اتفاقاَ‌ در جامعه تبعیدی به علت شرایط جامعه لیبرال دموکرات من جمله فردانیت و آزادی مذهبی این امکان وجود دارد. یک عکسی از این مسجد گروه ایمان در لوس آنجلس دیدم که درآن نه حجاب اجباری است و نه هیچ جدائی بین زن و مرد وجود دارد. در شب قدر هم خانم ها با لباس کاملاَ عادی شرکت می کنند و قرآن سر می گیرند. چرا؟‌ چون به هر زبانی که بگوئیم مردم به دین نیاز دارند… ولو اینکه هر ظلمی را که تصورکنید به نام دین بر آنها روا داشته باشند. اینجاست که چنین مجتمعی می تواند فتواهای انقلابی را بپذیرد و به طورجمعی نهادینه کند. دین یک سری عقاید یا افکار نیست. دین مناسک و عمل جمعی می طلبد. دین علنی واجتماعی است آن چه در خفا به آن عمل می شود بنابر تعریف دین نیست، جادوست.

خلاصه این که دین روشنفکرانه مسجد می طلبد. گروه و اجتماع عامل می طلبد و البته روحانی می طلبد. مردم دین را برای تفکر محض نمی خواهند بلکه برای زندگی اجتماعی و نیازهای معنوی و روانی و مراسم گذار هم لازم دارند. در آمریکا بسیاری از افراد منکر الوهیت از هر نوع را سراغ دارم که هر یکشنبه به کلیسائی که موافق طبع شان باشد مثلاَ ‌ یونیتارین می روند. و البته در مرحله بعدی باید مدرسه علمیه درست شود و روحانیون این نهضت رفورم در آن تربیت شوند. رفورم دینی کار روشنفکران نیست. یا لااقل می توان گفت روحانیون در این کار حکم ارتش منظم را دارند و روشنفکران نقش پارتیزان را ایفا می کنند. این کار کار روحانیونی است که مسجدی و پیروانی از مردم عادی داشته باشند و بتوانند افکار خود را نهادینه و به نسل های آینده منتقل کنند.

این نسل آینده با این فضای اسلام ستیزی و این احکام دشوار در موقعیتی قرار گرفته اند که احتمال رها کردن کامل دین از سوی آنها بسیار است. حتی متدینین مقدس مآب و متعصب هم موافق خواهند بود که حفظ اسلام ولو به صورت حداقلی آن باشد از ترک اسلام بهتر است. این ها سخنانی بود که در پس آن خیالبافی های طنز آلود ایمیل قبلی داشتم. امیدوارم که دوستان در این ماه مبارک بنده و آقای علیجانی را از نقد خود بی بهره نگذارند..

رمضان کریم

***

ابوالقاسم فنائی

***

محمود صدری

دوستان گرامی:

گفتگوی خصوصی بسیار مبارکی است. در اینجا که همه می دانیم کسی بی درد ایمان و ترس از رخت بر بستن اسلام حضور ندارد می توانیم با خیال راحت درد دل کنیم. احمد سخن از رفرم در اسلام به میان آورد. باید بدون توهم تقلید، جریان رفرم در یهودیت و مسیحیت را از نزدیک مطالعه کنیم. به خصوص دو جریان در مسیحیت و یهودیت را:

Higher Criticism and Universal Unitarianism in Christianity.

Reform and Conservative synagogues in Judaism.

در این رابطه ملاحظه سری ویدئوئی “خدا در آمریکا” ساخت تلویزیون عمومی آمریکا که شرحی از رفرم هر دو دین مسیحی و یهودی در آمریکا و در هر دو جهت فوندامنتالیسم و رفرمیسم است را بسیار مفید می دانم. شاید گفتگوئی بین ما در باره آنچه از این فیلم می آموزیم ممکن باشد. لطفا یادداشت بفرمایید:

God in America, PBS. (Part of “American Experience” series)

هم چنین در اسلام مثال اسماعیلیان را داریم که بخواهیم یا نخواهیم 15% شیعه را تشکیل می دهند و بخواهیم یا نخواهیم از مرفه ترین و فرهیخته ترین فرق اسلام و تشیع هستند. نزد اسماعیلیان رمضان مبارک است و اعمال دارد اما روزه واجب نیست بلکه مستحب است. این فتوای “سلطان محمد” (پدر بزرگ آقا خان فعلی) است. سلطان محمد که امام رفرمیست و مدرنیست اسماعیلیان محسوب می شود در مورد رمضان و روزه گفت: “همه می گویند روزه داشته باشید. من می گویم در قلبتان روزه داشته باشید”. اینرا وزیران ایشان به برداشته شدن حکم اجبار صیام ظاهری تعبیر کردند. البته طبع باطنی اسماعیلیان پذیرش این امر را برای آنها آسان کرده بود. لازم به تکرار نیست که هدف از این مثل ها عبرت است نه تقلید یا قیاس.

شاکر

***

یوسفی اشکوری

سلام خدمت همه دوستان

تاملی در باب روزهای بلند سال

***

احمد صدری

مقاله آقای اشکوری را به نحوی تآیید افکار خودم در این موضوع میدانم. نخست به یاد آن دو بیت از سهراب افتادم که:‌

سربالین فقیهی نومید؛ کوزه ای دیدم لبریز سئوال!

اما اینها سئوال نیست درواقع بیشتر مانند مواد اولیه یک آش است که در کنار دیگ می بینیم. اما آشپز همین طور به این مواد نگاه می کند. اما چرا دست به کار نمی شود؟‌ هم مواد اولیه هست و هم علم پختنش. اما خورنده اش نیست. چون مسجدش نیست و پیروانش نیستند… یا هستند ولی دور هم نیستند. به نظر من زمان و موقعیت فقاهتی نو در یک پارادایمی جدید که ایشان و بعضی دیگراز دوستان مانند آقای سروش از آن سخن گفته اند فراهم شده است. یک قالب جدید از اسلام که تنها جنبه حقوقی (فقهی)‌ آن فربه نباشد بلکه جنبه های اخلاقی و اجتماعی و تاریخی آن هم آگاهانه ساخته شده باشند. این فعل و انفعال تنها یک کاتالیزور می خواهد. بنظر من آن کاتالیزور یک بنیاد فکری در کنار یک مدرسه و یک مسجد است و این باید در محل تجمعی باشد که عاملش و پیروش باشد. به عبارت دیگر همت می خواهیم و سرمایه ای که این عزیزانی را که سرمایه های اسلام شیعی هستند جائی دور هم جمع کند و زندگی شان را تآمین کند.

اما اطاق فکر کافی نیست. باید بستر مذهبی نو اندیشی بنیادی برای این تغییر پارادایم تاریخی باشد. من فکر میکنم در جائی مانند لوس آنجلس این فضا هست. این امکان هست. تنها باید همتش باشد و بانی اش پیدا شود. مسئله به همین سادگی است….

***

حسن فرشتیان

با سلام خدمت دوستان و سروران گرام

بحث مبارکی است. دوستان اشاراتی و توضیحاتی در نوشته های شان داشته اند که من از تکرار پرهیز می کنم.

با دو مقدمه، به بحثی دیگر که مرتبط است، اشاره می کنم این بحث مرتبط در مورد «اسلام در غرب» است که هم می تواند نتیجه این مباحث باشد و هم می تواند به عنوان راه حلی برای حل این مسایل مورد توجه قرار بگیرد.

مقدمه اول: روزه در روزهای بلند:

پاسخ ها بر دو گونه است

گونه اول پاسخ ها: استناد به عسر و حرج، و قضای روزه در روزهای کوتاه

هفته پیش نشست سالیانه روحانیون شیعه اروپا در مسجد هامبورگ بود، اتفاقا همین مساله و مساله ساعات نماز مطرح بود. استناد به عسر و حرج می شد. با فقیهانی در قم مستقیم و غیر مستقیم همین روزها سخن گفتم، همگان با استناد به عسر و حرج روزه را برای کسانی که مشکل است ساقط می دانستند. برخی مکتوب کرده اند و برخی تمایلی به مکتوب کردن ندارند.

ولی این پاسخ، پاسخی اساسی و جدی نیست زیرا اولا شامل روزهای کوتاه ده ساعته و کمتر هم می شود که روزه با عسر و حرج ساقط است. ثانیا هنگامی که حکم استثنا زیادی می خورد از جهت حقوقی، شمول و فراگیری خویش را از دست می دهد و قانونگذار باید تجدید نظر کند. در مناطق روزهای بلند، عسر و حرج عمومی است لذا حکم فراگیری خویش را از دست می دهد.

گونه دوم: تلاش برای عقلانی کردن و راه حل منطقی یافتن

پاسخ های دیگر مبتنی بر روزه گیری در ساعات مناطق متداول، یا یا به افق مکه یا به مناطق هم عرض جغرافیایی و یا…. (ر.ک. اشکوری، کدیور و …)

این پاسخ ها تلاش هایی برای برداشت خردمندانه از دین است، ولی بایستی فقیهان سنتی را نیز همدل کرد تا پیروان سنتی دین نگران دین شان نباشند.

مقدمه دوم: ساعات نمازهای یومیه:

نمازها در لغت فارسی، با توصیفات صبح و ظهر و پسین و شام و خفتن بود که ترجمان واژهای عربی برگرفته شده از متون دینی است. صبح و ظهر عصر و مغرب و عشا. این برهه های پنج گانه با زیست طبیعی دوران پیامبر هماهنگ بود، با ساعات خورشیدی و زندگی روستایی منطبق بود که صبح قبل از بیرون رفتن نماز خوانده می شد و…. (ر. ک. فنایی)

نماز در اروپا مفهوم تسمیه توصیفی خویش را از دست داده است، اما الان ساعت دو بامداد نماز خواندن، دیگر نماز صبح نیست نماز خفتن است.

از این دو مقدمه می گذرم زیرا سایر دوستان در مقالات شان، خوب تشریح کرده اند.

اسلام غربی

مدتی است که به این جمعبندی رسیده ام که ممکن است ما در آینده شاهد اسلامی باشیم (اسلام غربی) که از غرب خواهد آمد این اسلام ویراسته و پیراسته شده اسلام معاصر خواهد بود و چند ویژگی دارد.

ویژگی اول: بی فرهنگی

اسلام های ما با فرهنگ های محلی آمیخته شده است. مسلمانان تلاش می کنند هم ایرانی باشند هم مسلمان، هم ترک هم مسلمان؛ هم عرب هم مسلمان.

اما مسلمانان غرب، به ریشه های غربی خویش افتخار نمی ورزند، با اسلام آوردن، از فرهنگ غربی خویش حداقل در محدوده مسلمانی خویش فاصله می گیرند.

چندسالی جلسات ماهیانه ای با گروهی از خانم های فرانسوی داشتم که غالبا به دلیل ازدواج با مسلمانان اسلام آورده بودند. این جلسات هر چند در فضای مذهبی بود اما بنای ما و این خانم ها این بود که راحت نقد و انتقاد کنیم. دغدغه های دین داری این خانم ها کاملا متفاوت از مسلمانان مادرزادی بود. اینها بی فرهنگ بودند (به معنای اکولترل، یعنی پیش زمینه فرهنگی ویژه ای نداشتند که با اسلام مخلوط کنند). تلاش می کردند اسلام را از فرهنگ بومی همسران شان جدا کنند، اسلامی که جستجو می کردند می توانست اسلام پیراسته و ویراسته ای باشد که از فرهنگ های بومی تهی است.

ویژگی دوم: بی پیشینگی و عادت پیشین نداشتن

بسیاری از اموری که برای ما عادتا به عنوان فریضه قرار داده شده است، برای غربیان مسلمان شده پیش زمینه و عادت نیست. لذا تلاش می کنند بین عادات محلی مسلمانان و آداب اسلامی تفاوت قایل شوند

ویژگی سوم: جغرافیای جدید و الزامات جدید

در جغرافیای جهان غرب، الزامات مشکلات ساعات عبادت و روزه های طولانی خود را بیشتر نمایان می کند. اگر این مشکلات در کشورهای مسلمان وجود دارد به دلیل همسایگی با عادت و فرهنگ مرسوم، خود را نمایان نمی کند اما در غرب و در جهان نامسلمان خود را نمایان می کند.

اگر اسلام نتواند خود را با الزامات جهان غرب وفق دهد به ناچار، بایستی در جهانی بودن ادعای پیامبر تردید کرد.

اگر پیامبر در نروژ مبعوث شده بود و مردم را به روزه های 22 ساعته دعوت می کرد و یا نمازهای 5 گانه با این شرایط زندگی، تردید دارم که آیا حتی خدیجه به او ایمان می آورد یا نه؟

پیامبر حتی در مکه، علی رغم عادات آنان و پیشینه روزه در بین آنان و یهودیان، برخی از دستورات روزه را مخفیانه زیر پا می گذاشتند (روابط زناشویی) لذا آیه قرآن آمد و تخفیف هایی قایل شد (نسبت به روزه های معهود) تا زندگی دین داران مختل نشود.

اهمیت این پرسش و پاسخ در مورد نماز و روزه، فقط در تسهیل روزه داری و نمازخوانی در غرب نیست بلکه می تواند زیر بناهایی به ما بدهد تا بتوانیم محتوای پیام را صرف نظر از الزامات جغرافیایی آن و صرف نظر از الزامات دوران و برهه تاریخی مربوطه، درک کنیم. به نظر می رسد زیست مسلمانان در فضاهای غیر اسلامی، کمک شایانی به شناخت «اسلام برهنه» می کند، اسلامی که برهنه از پوشش های زمان و مکان نزول باشد.

با ارادت

***

احمد صدری

بسیار از نکات ارزنده جناب فرشتیان استفاده کردم و در حقیقت خوشحال شدم. تنها یک نکته را ذکر کنم و آن مفهوم «اسلام بی فرهنگ است.» اسلام بی فرهنگ هرگز وجود نداشته، وجود ندارد و اساساَ ممکن نیست. اساس این تصور به نظر من ناشی از این است که فرهنگ هرکسی برای خودش نامرئی است. آنچه باید در پی آن باشیم اسلام مدرن است. کلمه «مدرن» همپوشانی بسیاری با «غربی» دارد ولی اعم از آن است. جهان غرب نسبت به جهانی که بستر وحی به پیامبر اسلام بود تنها از نظر آب و هوا خاص نیست بلکه از نظر آب و هوای تاریخی و فرهنگی هم ویژه است. ما در جهان غرب (وتا جائیکه جهان به مدرنیته پیوسته، در همه جا)‌ با یک جامعه بر اساس فردانیت (آزادی مذهب،وجدان،عقیده … )‌ مواجه هستیم. اسلام در این شرایط نمی تواند برخی پیش فرض های جنسیتی و قومی خود را که ناشی از فرهنگ قَبَلی عرب قرن هفتم بوده به همراه بیاورد. اجتهادی که ما نیاز داریم باید یک جهش پارادایمی داشته باشد. وصله پینه و اصلاح از طریق امور مستحدثه و صلاحدید امت (تعطیل موقت احکام برای مصلحت)‌ پاسخگو نیست. تفقه در اصول لازم داریم و حتی در واقع باید نوعی از تفکر نو اندیشانه دینی (که ناظر بر جهان بینی جدید و موافق محور مختصات جهان مدرن است)‌ و اجتهاد فقهی در کنار هم قرار بگیرند تا نتیجه مناسب را بگیریم. به عبارت دیگر کافی نیست که فقه ما دگرگون شود. باید انسان شناسی فلسفی ما نیز تغییر کند و بروز شود..

نقدی بر مقاله آقای فنائی

***

رضا علیجانی

سلام خدمت همه عزیزان

دیشب در پاریس به همت انجمن رحمان و تلاش های فراوان جناب آقای فرشتیان و جمعی از دوستان جوان و طبق معمول سنواتی مراسمی به مناسبت ماه رمضان برگزار شد که سخنران اولین هفته آن دکتر سروش بودند.

در حاشیه این مراسم سئوال و مبحث روزه در این ایمیل لیست را با ایشان مطرح کردم. دکتر سروش چند نکته را مطرح کردند:

نکته اول اینکه کلا و از ابتدا روزه در قرآن به اندازه نماز مورد تاکید نبوده و معدود آیاتی از قرآن به آن پرداخته و در موراد زیادی نیز به عنوان کفاره گناهان مطرح شده است.

در همان آغاز هم برای برخی از مسلمانان صدر عمل بدان سخت بوده و یا ابعادی از آن را عملی نمی کردند که توسط شارع با تخفیف هایی مواجه می شده است.

در رابطه با روزه علل ودلایلی برای تقلیل و تخفیف وجود داشته و دارد مانند عدم طاقت و مریضی و سفر و پیری و… . الان نیز افراد می توانند به همین دلایل و علل روزه نگیرند.

ایشان راه حل مدار 43 درجه را چندان مناسب و موفق نمی دانستند و معتقد بودند بهترین راه تغییر سال قمری و ثابت کردن آن به نحوی است که دو مناسبت مهم یعنی حج و رمضان در فصل های مناسب و ثابت قرار گیرد.( در مورد حج هم معتقد بودند الان که چندین میلیون نفر به حج میروند امکان معنویت بسیار کم است و بهتر است محدودیت جمعیت در نظر گرفته شود – و یا محدودیت برای عدم تکرار حج- حتی در حد صد هزار نفر که افراد مجال تامل و تعمق داشته باشند.)

ایشان هم در سخنرانی شان و هم در گفت و گویی که در حاشیه آن داشتیم بر نقش «هویت ساز» عبادات تاکید میکردند واشتراک فضا و ماه و ساعات برخی عبادات را بسیار هویت ساز می دانستند.

نکته دیگری که ایشان اشاره داشت فقدان تشکیلات و شورای صاحب نظردر میان مسلمانان بود تا بتواند در این مسائل نیز نظر واحدی بدهد. ایشان افزود که این امر فقط با در نظر گرفتن شیعیان میسر نیست و حتما باید اهل سنت که اکثریت مسلمانان هستند نیز در این کار سهیم و شریک باشند.

***

یوسفی اشکوری

با عرض سلام به همه دوستان و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات مؤمنان و صائمان

آقای علیجانی بانی خیر شدند و گفتگویی مفید و روشنگر بین طیفی از متفکران درگرفت. در این گفتگوها هم نکات ظریف و مفید نظری در باب روزه های بلند (و توسعا در باب عبادیات و معاملات) مطرح شد و هم پیشنهادهای عملی قابل توجهی پیش نهاده شد. از جمله طرح عملیاتی کردن ایده ها از طریق نهاد سنتی و مقبول مسجد به وسیله جناب دکتر احمد صدری است که مهم و قابل توجه است. آخرین آنها پیشنهاد بسیار مفید و ضروری جناب دکتر سروش مبنی بر ایجاد شورایی علمی و فکری مرکب از صاحب نظران مسلمان است. فعلا نمی توان از شورایی مرکب از تمام عالمان و روشنفکران جهان اسلام صحبت کرد ولی می توان از جمع محدود شماری از نواندیشان مسلمان ایرانی و عالمان فقهی اندیش نوگرای قم (ایازی و مانند وی) در قالب شورایی آغاز کرد تا این شورا بتواند با استفاده از علم و خرد جمعی به تبادل نظر بپردازد و اگر چنین شود یقین دارم به تدریج آثار و برکاتش را آشکار خواهد کرد. البته اگر چنین ضرورتی حس می شود و چنین پیش نهاده ای اجمالا مورد قبول جمع دوستان است، می توان در باره چند و چون و کم و کیف آن صحبت کرد. سنت است که معمولا پیشنهاد دهنده خود احق و اولی به پیشگامی و پیشتازی است و بدین ترتیب از آقای دکتر سروش انتظار است که آستین همت بالا بزنند و گامی فراپیش نهند. شریعتی به ما آموخت: «خدای رحمت کند کسی را که برخیزد و گامی فراپیش نهد»!

دوستدار همه

***

صدیقه وسمقی

جناب آقای علیجانی

با سلام، درتکمیل پاسخ قبلی به پرسش جنابعالی مطالب زیر را به عرض می رساند:

برای پاسخگوئی به این پرسش لازم است یک نکته کلیدی روشن شود، نکته ای که بر نحوه پاسخگوئی تاثیر به سزائی دارد. و اما آن نکته کلیدی این است که آیا روزه در ماه رمضان را یک تکلیف شرعی می دانیم یا نه؟

در نگاه نخست طرح این سوال عجیب می نماید، زیرا مطمئنا کسانی که به منظور روزه گرفتن در باره روزه و احکام آن تفحص می کنند، دغدغه انجام تکلیف شرعی را دارند. این سوال درواقع متوجه کسی است که می خواهد به پرسش های پیرامون روزه پاسخ دهد.

به عقیده نگارنده اصل عقلی اولی این است که احکام اسلام که توسط پیامبر ابلاغ شده ، نسبت به پیروان اولیه اسلام که مخاطبان آن حضرت بوده اند حجیت دارد چرا که ناظر بر شرایط و مقتضیات زندگی آنان وضع شده و تعمیم این احکام به دیگران در شرایط متفاوت، نیازمند دلیل است و مادامی که ثابت نشود هدف شارع، تعمیم این احکام به دیگران بوده، تکلیفی بر دیگران اثبات نمی شود. نگارنده درین باره در کتاب ” بضاعت فقه و گستره نفوذ فقها” به تفصیل بحث کرده و معتقد است که قوانین اجتماعی منسوب به اسلام اعم از قوانین مدنی و جزائی از آنجا که وابستگی محض به شرایط زندگی پیروان اولیه اسلام داشته ودر هر جامعه ای نیز اینگونه قوانین بر اساس شرایط و نیازها ، عرف، فرهنگ و دیگر عوامل موثر در زندگی وضع می شود، لذا این قوانین نسبت به ما تکلیف شرعی محسوب نمی شود ونه تنها دلیل کافی برای تعمیم آنها به ما وجود ندارد، بلکه دلایل عقلی و شواهد و قرائن بسیاری آن را رد می کند. البته این بدان معنا نیست که ما نمی توانیم از آن قوانین استفاده کنیم، بلکه ما مکلف به پیروی از آن قوانین نیستیم و چنانچه هر قانونی را نیکو و پسندیده و مناسب با شرایط زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود بدانیم می توانیم از آن بهره ببریم همچنانکه از تجربیات دیگر جوامع در گذشته و حال برای وضع قوانین بهتر باید استفاده کنیم.

سخن اما در باره عبادات متفاوت است، زیرا:

اولا عبادات و احکام مربوط به آنها برای حل و فصل مناسبات اجتماعی و خانوادگی وضع نشده وچگونگی وابستگی آنها به شرایط زندگی مخاطبان همانند وابستگی قوانین خانوادگی و اجتماعی نیست.

ثانیا از آنجا که موضوع عبادات، حقوق مردمان نیست لذا انجام آنها نه تنها معمولا متضمن ضرر و زیان به مردمان نمی باشد بلکه فوائد معنوی، اخلاقی و حتی اجتماعی نیز بر آنها قابل تصور است. باید افزود در مواردی که انجام عبادت دارای ضرر احتمالی باشد، جلوگیری از ضرر در احکام مربوطه پیش بینی شده و قواعد کلی در این باره نیز وجود دارد.

ثالثا عبادات می تواند نماد و تظاهر دین باشد و به عبادت کننده هویت دینی ببخشد. اگرچه تفکیک و تمایز میان انسان ها به دلیل دین وعقیده دارای اصالت و ارزش نیست و ریشه های گرایش به چنین تمایزی قابل نقد است، اما بهر حال عبادات نقشی معنوی در شکل گیری فرهنگ دینی در میان پیروان ادیان گوناگون ایفا کرده و این نقش معمولا منفی نبوده است.

رابعا برای بسیاری از دینداران، دین بدون عبادت معنا و مفهومی ندارد.

با توجه به نکات مذکور معتقدم که مناقشه در باره تعمیم یا عدم تعمیم تکالیف عبادی به ما ضرورتی ندارد بلکه حتی زیان بار است. از همین رو دایره احکام شرعی و به عبارتی شریعت را محدود به عبادات و واجبات و محرماتی می دانم که ریشه قرآنی داشته در شمار قوانین وابسته به شرایط زندگی نباشد.

روزه یکی از آن عبادات است. حال اگر روزه را یک تکلیف شرعی بدانیم که براساس آیات قرآن بر ما واجب شده، پذیرش این مبنا اقتضا می کند که ابتدا دریابیم روزه از نظر قرآن چیست. از آیات قرآن چنین فهمیده می شود که روزه، امساک از خوردن و آشامیدن و آمیزش جنسی از طلوع فجر تا غروب آفتاب است. روزه یا صوم به امساک با چنین خصوصیاتی اطلاق می شود و از مسلمانان دعوت شده که در ماه رمضان روزه بگیرند. اگر کسی به هر دلیلی اعم از نذر و عهد ، قضای روزه ، کفاره و … درغیر ماه رمضان نیز بخواهد روزه بگیرد باید همین مقررات را رعایت کند تا عمل او مصداق روزه گرفتن دانسته شود. حال اگر قصد ما انجام تکلیف بر اساس آنچه قرآن گفته، باشد باید به تعریف و خصوصیات روزه چنان که قرآن بیان نموده وفادار باشیم. بدین ترتیب امساک به هر نحو و با هر شرایط را نمی توان روزه نامید. قرآن اگرچه دعوت به روزه داری در ماه رمضان نموده، اما در عین حال اعلام کرده که در صورت بیماری یا سفر از روزه در ماه رمضان معافید و قضا کردن آنرا در زمان دیگر به عنوان بدل از این تکلیف معرفی نموده است، اما به بیمار به دلیل دشواری امساک از طلوع فجر تا غروب آفتاب ،توصیه نکرده، تا هر وقت که می تواند امساک کند. نسبت به دیگر خصوصیات روزه مثل امساک از خوردن و آشامیدن نیز ارفاقی قائل نشده است. در واقع قرآن برای آن که مکلف ، تحت هر شرایطی بتواند در ماه رمضان روزه بگیرد از خصوصیاتی که برای روزه بیان کرده عدول نکرده است بلکه قاعده ای معقول را پایه گذاری نموده که بر اساس آن اگر روزه گرفتن با تعریفی که بیان کرده برای کسی زیانبار است و یا علل دیگری وجود دارد که روزه گرفتن را دشوار می سازد، فرد از روزه در ماه رمضان معاف است. با توجه به آنچه بیان شد نتایج زیر بدست می آید:

1- از آنجا که روزه در قرآن امساک از طلوع فجر تا غروب آفتاب دانسته شده در نقاطی از جهان که در ماه رمضان طلوع و غروب آفتاب تحقق نمی یابد، تکلیف روزه ساقط است و ارائه هر گونه راه حل مثل امساک نمودن طی ساعات معین و یا طبق افق مکه و … مبنای شرعی ندارد. در چنین شرایطی اگر کسی بخواهد به دلایلی مانندحفظ هویت اسلامی، احترام به آداب اسلامی و یا همبستگی با مسلمانان و دلایلی از این دست امساک کند مخیر است و بی آنکه تکلیفی بر او باشد می تواند هرگونه که می خواهد امساک نماید.

2- از همان آغاز که به روزه داری دعوت شده، معافیت از روزه در شرایط خاص و مواجهه با دشواری و ضرر و زیان ، به عنوان یک راه حل معقول ، توصیه و به آن عمل شده است. بر اساس این ضابطه کلی و عقلی ، اگر ماه رمضان با روزهای بسیار بلند در نقاط شمال اروپا که گاه به 21 ساعت و بیشتر می رسد مصادف شود و روزه گرفتن برای کسی درین شرایط دشوار و یا با احتمال ضرر همراه باشد، می تواند در ماه رمضان روزه نگیرد و قضای آن را در فصلی دیگر بجا آورد.

3- راه حل هائی که ناقض خصوصیات بیان شده برای روزه در قرآن است مثل امساک مطابق افق مکه یا ایران برای کسی که در اروپا روزه می گیرد با مفهوم دقیق حکم شرعی و وجوب روزه، در تعارض است . زیرا این راه حل ها تعریف متفاوتی از روزه و خصوصیات آن بدست می دهند که طبق قرآن نمی تواند مصداق روزه باشد. حتی در روایات و عمل مسلمانان نیز شاهدی برای تایید این نوع امساک به عنوان مصداق روزه وجود ندارد. اگر وجوب روزه را از قرآن بدست آوریم، نمی توانیم خصوصیاتی را که برای روزه در قرآن آمده نادیده بگیریم مگر آنکه استنباط های مستقل عقلی را در باره عبادات معتبر بدانیم که درین صورت یا باید معتقد باشیم که تکالیف، از جمله روزه بدان گونه که در قرآن آمده و روایات نیز بیانگر نحوه انجام آنها توسط پیروان اولیه اسلام است، بر ما واجب نیست، و یا بر این عقیده باشیم که فقیه می تواند با گشاده دستی استنباط های خود را جای گزین احکامی نماید که احکام شرعی خوانده می شوند که البته این رویه در فقه رایج است و به عقیده نگارنده از آفات فقه و جوامع اسلامی است.

در این دیدگاه وظیفه فقیه فراتر ازاعلام احکام شرعی است و او می تواند در تعریف تکلیف شرعی دخل و تصرف نموده، و به ابداء حکم شرعی بپردازد. در حالی که حکم شرعی دستور صریح شارع نسبت به انجام یا ترک یک فعل است. اگر انجام یا ترک فعلی با دستور صریح شارع یعنی با آیه قرآن به ما ابلاغ نشده باشد تکلیفی در آن خصوص بر ما نیست. اگردر موضوع مورد بحث گفته شود منظور قرآن از طلوع فجر و غروب آفتاب، مطابق افق مدینه است چرا که قرآن خطاب به مردم مدینه نازل شده ، نتیجه این سخن نیزهماناعدم وجوب روزه نسبت به کسانی است که در نقاط دیگر و یا حد اقل، نقاطی که دارای افق متفاوت با مدینه است، زندگی می کنند. بدین ترتیب ارائه راه حل برای انجام تکلیف شرعی معنایی ندارد.

4- اما اگراساسا معتقد به عدم وجوب روزه باشیم و فقط بخواهیم آنرا به منظور رعایت آداب اسلامی ، حفظ همبستگی با مسلمانان و مانند آنها بجا آوریم دراین صورت برای رفع مشکل هر راه حلی را می توان به کار بست، بدون آنکه نیاز به توجیه شرعی باشد.

نتیجه گیری: اگر روزه را تکلیف شرعی بدانیم به این معنی که دستور شارع به روزه گرفتن تعلق گرفته است، دراین صورت باید به خصوصیات روزه در منبعی که وجوب روزه را از آن بدست آورده ایم وفادار باشیم تا بتوانیم عمل خود را مصداق ادای تکلیف بدانیم. براین اساس، روزه، امساک از طلوع فجر تا غروب آفتاب است و مصداق دیگری ندارد. درمواجهه با مانع و دشواری ، روزه یا به طور مطلق ساقط می شود که نیازی به قضا کردن ندارد و یا به طور موقت در ماه رمضان ساقط شده، و لازم است قضای آن در زمان مناسب دیگری بجا آورده شود. اگر روزه گرفتن در روزهای بسیار بلند شمال اروپا دشوار باشد از همین قاعده معقول و قرآنی می توان بهره جست.

با آرزوی توفیق برای آن دوست بزرگوار

***

محمدجواد اکبرین

به گمانم براى كسى كه به اسلامِ معرفت، بيش از اسلامِ هويت و اسلامِ شريعت اهميت مى‌دهد اين گره ساده‌تر گشوده مى‌شود اما برخى از راه حل‌هاى ارائه شده توسط نوانديشان دينى ناظر به اين است كه روزه را به عنوان نماد هويت جمعى مسلمانان نگهدارد؛ اين البته كار را سخت مى‌كند و هويت شرعىِ مسلمانان را برتر از وضعيتِ انسانى‌شان مى‌نشانَد.

از اين اشاره كه بگذرم، در ميان آراء مطرح شده در اين باب، هم چنان نظر مرحوم استاد “سيد محمد حسين فضل‌الله” را كه كاملاً در چارچوب فقه سنتى هم بوده قابل دفاع‌تر مى‌دانم، ايشان قائل بود به محورى بودن مفهوم “استطاعت”؛ در كشورهايى كه طول روز زياد است هم همين “استطاعت” را ملاك مى‌دانست و نتيجه مى‌گرفت وقتى روزه در اين مناطق، دشوارى غيرمعمول دارد روزه بر آنها واجب نيست.

او در شرايط عادى هم استطاعت را مى‌سپرد به اطمينان شخصى يا نظر پزشك، چه رسد به اين جا كه “استطاعت نوعى” وجود ندارد در نتيجه نوبت به نظر پزشك هم نمى‌رسد. تازه اگر از فقدان استطاعتِ نوعى برسد به اثبات “ضررِ نوعى” آن وقت نه تنها روزه واجب نيست بلكه مكروه يا حرام هم هست.

مى‌ماند اين كه در چنين وضعيتى، قضاى روزه را بايد گرفت يا نه؟ مثلا اگر فرد جايى زندگى مى‌كند كه قضاى روزه در فصل‌هاى ديگر هم باز همين دست گرفتارى‌ها را دارد باز هم مسئله، دائر مدارِ همين شرط استطاعت است و روزه براى هميشه از او ساقط مى‌شود. مهم اين پيش‌فرض است كه احكام شرعى، موضوعيت ندارند بلكه طريقيت دارند براى هدف بزرگ ترى.

كسى كه روزه از او ساقط است در صورت‌هاى ديگرى تقرّب به خداوند را تجربه مى‌كند و آداب ديگرى به جا مى‌آورد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.