سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیت‌الله دستغیب: محصوران را آزاد کنید تا دنیا بفهمد که قول و فعل آقایان یکی است...
» توافق اخیر نتیجه استقامت مردم در هشت سال پرزحمت بود

آیت‌الله دستغیب: محصوران را آزاد کنید تا دنیا بفهمد که قول و فعل آقایان یکی است

چکیده :آیت الله دستغیب با بیان اینکه بعد از هشت سال زحماتى كه مردم متحمل شدند، وضعيت سياست خارجى در اثر استقامت مردم بهتر شده و ان شاء الله از اين به بعد بهتر هم مى‌شود، خواستار آن شد که آقايان موسوى و كروبى و خانم رهنورد و ساير زندانيان سياسى آزاد شوند تا هم مردم خوشحال شوند و هم مردم دنيا بفهمند قول و فعل آقايان يكى است....


آیت الله العظمی دستغیب در اظهاراتی در روز عید فطر خواستار آن شد که آقايان موسوى و كروبى و خانم رهنورد و ساير زندانيان سياسى آزاد شوند تا هم مردم خوشحال شوند و هم مردم دنيا بفهمند قول و فعل آقايان يكى است.

به گزارش کلمه، این مرجع تقلید مقیم شیراز با بیان اینکه بعد از هشت سال، با همه‌ى زحماتى كه مردم متحمل شدند، سرانجام يك شخص روحانى كه تحت حمايت چهره‌هاى محبوب مردم يعنى آقايان هاشمى و خاتمى بود رئيس جمهور شد، تصریح کرد: به نظر بنده اكنون كه وضعيت سياست خارجى با توافق اخير و در اثر استقامت مردم بهتر شده و ان شاء الله از اين به بعد بهتر مى‌شود، اگر آقايان بيایند و دل اين مردم را شاد كنند و آقايان موسوى و كروبى و خانم رهنورد و ساير زندانيان سياسى را، يا به طور كلى يا با روال قانونى كه مى‌دانند، آزاد كنند، خيلى خوب است.

ایشان افزود: مردم در انتخابات، خواست خود را نشان دادند. امروز با پايدارى مردم بخش مهمى از پرونده هسته‌اى حل شده و آقاى رئيس جمهور قول داده كه مابقى هم حل شود. حال اگر از آقايان بزرگوار هم عنايتى سربزند كه مردم را خوشحال كنند، به نظر بنده يك معروف بسيار خوب است.

متن سخنان آیت الله دستغیب که در روز عید فطر و در تفسير آيات 163 تا 166 سوره اعراف ایراد شده، بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتي كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ اِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ اِذْ تَأْتيهِمْ حيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعآ وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتيهِمْ كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ(163)

و از آنان سرگذشت شهرى را كه در كرانه دريا بود، بپرس! هنگامى كه در روز شنبه تجاوزگرى كردند؛ زيرا در روز شنبه ماهى‌هايشان روى آب مى‌آمدند و در غير شنبه نمى‌آمدند. بدينسان آنان را به خاطر نافرمانى‌شان آزموديم.

وَ اِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمآ اللهُ مُهْلِكُهُمْ أوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذابآ شَديدآ قالُوا مَعْذِرَةً اِلى رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ(164)

و هنگامى كه گروهى از آنان گفتند: چرا كسانى را كه سرانجام خداوند هلاكشان مى‌كند يا به عذاب شديد گرفتارشان مى‌سازد، موعظه مى‌كنيد، گفتند: تا عذرى در پيشگاه پروردگارتان داشته باشيم و شايد تقوا پيشه كنند.

فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أنْجَيْنَا الَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أخَذْنَا الَّذينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ(165)

پس هنگامى كه آنچه را بدان تذكّر داده شده بودند، فراموش كردند، كسانى را كه نهى از منكر مى‌كردند، نجات داديم و ستمكاران را به سزاى نافرمانى‌هايشان به عذابى سخت گرفتار كرديم.

فَلَمّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ(166)

پس هنگامى كه از آنچه نهى شده بودند، تخلّف كردند، به آنان گفتيم : به شكل بوزينگان رانده شده درآييد!

عذاب قانون‌شكنان و تماشاچيان

در زمان پيامبرى حضرت داوود، گروهى در شهر ايله كه در ساحل درياى سرخ قرار داشت، زندگى مى‌كردند. خداوند آنها را از صيد ماهى در روز شنبه نهى كرده بود و پيامبران اين نهى خدا را به آنها گفته بودند. آن روز را ماهيان احساس امنيت مى‌كردند و كنار دريا ظاهر مى‌شدند، ولى روزهاى ديگر به قعر دريا مى‌رفتند.

دنياپرستان بنى اسرائيل براى صيد ماهى فراوان، كلاه شرعى و نقشه عجيبى طرح كردند و آن نقشه اين بود كه حوضچه‌ها و جدول‌هايى در كنار دريا درست كنند، به طورى كه ماهى‌ها به آسانى وارد حوضچه شوند و محبوس گردند و روز يكشنبه اقدام به صيد آنها كنند.

با همين نيرنگ و ترفند ماهى زيادى نصيبشان مى‌گرديد؛ ثروت سرشارى را از اين راه به دست مى‌آوردند و مدّتى زندگى را به اين منوال پشت سر نهادند.

در آن شهر حدود هشتاد و چند هزار نفر جمعيت زندگى مى‌كردند. اين‌ها مطابق رواياتى كه نقل شده، سه دسته بودند: يك دسته از آنها (حدود هفتادهزار نفر) به اين حيله خشنود بودند و به آن دست زدند. يك دسته از آنها كه حدود ده هزار نفر بودند، آنان را از مخالفت خداوند نهى مى‌كردند و دسته سوم ساكت بودند و به علاوه به نهى كنندگان مى‌گفتند: «لِمَ تَعِظُونَ قَوْمآ اللهُ مُهْلِكُهُمْ أوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذابآ شَديدآ» (چرا كسانى را كه سرانجام خداوند هلاكشان مى‌كند يا به عذاب شديد گرفتارشان مى‌سازد، موعظه مى‌كنيد؟)

نهى‌كنندگان در پاسخ مى‌گفتند: ما اين قوم را پند مى‌دهيم تا در پيشگاه خداوند معذور باشيم و شاید که تقوا پیشه کنند.

گفتار اين دسته كه مكرر نهى از منكر مى‌كردند، تأثير نكرد، وقتى كه در گفتار خود اثر نديدند از آنها دورى كرده و در قريه ديگرى سكونت نمودند و با خود گفتند: هيچ اطمينانى نيست؛ چرا كه ممكن است ناگهان نيمه شبى، عذاب نازل شود و ما در ميان آنها باشيم.

پس از رفتن آنها، شبانگاه خداوند تمام ساكنين شهر ايله را به صورت بوزينه مسخ كرد. صبح كه شد، كسى دروازه شهر را باز نكرد؛ نه كسى وارد مى‌شد و نه كسى از شهر بيرون مى‌آمد.

خبر اين حادثه به روستاهاى اطراف رسيد، مردم روستاهاى اطراف براى كسب اطلاع، كنار آن قريه آمدند و از ديوار بالا رفتند، ناگاه ديدند ساكنان آنجا به طور كلى به صورت بوزينه‌ها مسخ شده‌اند و همه آنها بعد از سه روز هلاك شدند.

امام صادق عليه‌السلام مى‌فرمايد: هم آنان كه اين حيله را كردند و هم آنان كه در برابر اين قانون شكنى، سكوت نمودند، همه هلاك شدند، ولى آنان كه امر به معروف و نهى از منكر نمودند، نجات يافتند. آرى اين است مجازات قانون شكنان و آنان كه، مفاسد را مى‌بينند ولى تماشا كرده و بى‌تفاوت مى‌مانند.

امام سجاد عليه‌السلام فرمود: اهالى روستاهاى اطراف آمدند و از ديوار قلعه ايله بالا رفتند و ديدند همه اهل قريه از زن و مرد، ميمون شده‌اند. اهالى روستاها كه خويشان و دوستان خود را مى‌شناختند، نزد آنها رفته و از تك تك آنها مى‌پرسيدند: آيا تو فلانى نيست؟ او گريه مى‌كرد و با سرش اشاره مى‌نمود و مى‌گفت: آرى، همانم.

آنها سه روز همين گونه ماندند، روز سوم طوفان شديدى برخاست و همه آنها را به دريا افكند. به اين ترتيب همه آنها نابود شدند. به طور كلى هر انسانى كه بر اثر عذاب الهى مسخ شد، بعد از سه روز به هلاكت خواهد رسيد.

امر به معروف و نهى از منكر

يكى از فرايض الهى و واجبات دين اسلام، امر به معروف و نهى از منكر است كه از جمله علّت‌هاى برترى دين اسلام بر ساير اديان به حساب مى‌آيد.

براى امر به معروف و نهى از منكر شرايطى وجود دارد؛ از جمله اين كه آمر و ناهى بايد احكام الهى را بدانند. ديگر اين كه شخص گناهكار از كار خود توبه نكرده باشد؛ همچنين انجام امر به معروف و نهى از منكر نبايد خطر جانى يا مالى يا آبرويى براى شخص داشته باشد. البتّه گاه منكر چنان بزرگ و مهم است كه براى نهى از آن، لازم است برخى جان خود را هم فدا كنند؛ مثل امر به معروف و نهى از منكر امام حسين عليه السلام كه به شهادت ايشان انجاميد.

اميرالمؤمنين عليه السلام در بيان علّت اهميت فوق العاده اين فريضه الهى مى‌فرمايد: امر به معروف و نهى از منكر را فراموش نكنيد كه در صورت ترك آن، اشرار بر شما مسلط مى‌شوند و دعاى خوبانتان مستجاب نمى‌شود.

وقتى همه خود را كنار بكشند و بگويند: «به من چه» بتدريج اشرار بر جامعه مسلط مى‌شوند.

اصل دين، بر پايه‌ى حبّ و بغض است. عشق خداى تعالى ما را به نماز و روزه وامى‌دارد؛ محبّت او است كه مى‌تواند نفس خبيث را مهار كند و آن را مهذّب سازد. اعمال صالح، همه براى افزايش اين عشق است.

اين عشق و محبّت، از آن خود او است. چون دوستمان مى‌دارد، محبّت خود را در ما قرار داده است؛ يعنى اول او ما را دوست داشته و مى‌خواهد كه عاشقش باشيم.

براى فعال شدن و بيشتر شدن اين عشق، بايد به دستورات او مقيّد باشيم و احكامش را از سر شوق و رغبت، به طور كامل بجا آوريم! كسى كه محبوبش خدا و پيامبر است، اگر ببيند احكام الهى بر زمين مانده، نمى‌تواند بى‌تفاوت باشد و با ملاحظه شرايط، امر و به معروف و نهى از منكر مى‌كند؛ فارغ از اين كه چه كسى مرتكب منكر شده يا معروف را ترك كرده‌است، لكن با نهايت ادب و متانت و با در نظر گرفتن كرامت اشخاص.

روزى امام حسن و امام حسين عليهماالسلام ديدند پيرمردى اشتباه وضو مى‌گيرد. هر دو آقازاده نزد او رفتند و گفتند: ما دو نفر وضو مى‌گيريم و شما بين ما داورى كنيد كه وضوى كداميك از ما صحيح‌تر است. وقتى وضو گرفتند، پيرمرد صورت آنان را بوسيد و گفت: هر دوى شما درست وضو گرفتيد و اين وضوى من بود كه اشكال داشت.

خداى تعالى رحمان و رحيم است و دوست مى‌دارد همه‌ى بندگانش زير سايه‌ى رحمتش باشند. كسى كه طعم رحمت او را چشيده، نمى‌تواند ببيند ديگران از اين نعمت بى‌نصيب مانده، خود را گرفتار عذاب مى‌كنند؛ از اين رو در دعوت آنان به سوى پروردگار و ترك معاصى، مى‌كوشد.

كسى كه خواهان نجات گناهكاران است و سعى مى‌كند با امر به معروف و نهى از منكر، آنان را از آتش و عذاب نجات دهد، چگونه راضى مى‌شود كسى را كه عليه خودش ظلم كرد، نبخشد و عفو نكند؟

رحمت پروردگار در همه‌ى بشر وجود دارد و به وسيله اعمال صالح زياد مى‌شود.

از آثار روزه‌ى يكماه، «رقّت قلب» است. آنچه انسان را خشن و قصى القلب مى‌كند، حبّ دنيا و حبّ نفس است. وقتى شكم پر شد، ديگر چيزى نمى‌فهمد؛ لذا پيامبر اكرم فرمود: «آدمى هيچ ظرفى را پر نمى‌كند كه نزد خدا مبغوض‌تر از ظرف شكم باشد.»

روزه رمضان و خالى ماندن شكم، قساوت قلب را كم و دل را رقيق مى‌كند. اين رقّت قلب را حفظ كنيد! براى اين كار؛ اولا: تا گرسنه نشده‌ايد، غذا نخوريد! ثانيآ: تا هنوز سير نشده‌ايد، دست از غذا بكشيد و ثالثآ: پيش از غذا «بسم الله» و بعد از آن «الحمد لله» بگوييد!

شهيد آيت الله دستغيب مى‌گفت: بعد از ماه رمضان، تا چند روز خيلى مواظب باشد؛ زيرا پر كردن شكم، بعد از يك ماه روزه‌دارى، ممكن است موجب مرض و حتی مرگ شود.

همچنين ايشان مى‌فرمود: كسى كه مى‌گويد خدايا مرا ببخش! و او را با نام «عَفُوْ» مى‌خواند، آيا خودش نبايد مقدارى مظهر اين اسم باشد؟ تو ببخش تا خدا هم تو را ببخشد!

سخنى با بزرگان

در بعضى سرزمين‌ها، افراد خوبى زندگى مى‌كنند كه مى‌توان با اظهار لطف و محبّت، آنان را به سوى خداى تعالى جذب كرد. مردم ايران از اين دست افرادند؛ اگر صدق و صفا و امانتدارى از كسى ببينند، دوستش مى‌دارند؛ زيرا خود صادق و باصفا و امانتدارند.

اين مردم روحانيت و اين لباس را دوست مى‌دارند، مگر آنكه مثل زمان رضا خان شود كه به افراد بى‌دين و هرزه، لباس روحانيت مى‌پوشاندند و آنان در ملاء عام كارهاى زشت مى‌كردند تا مردم از اين قشر بيزار شوند؛ لذا تا مدّت‌ها هنگامى كه كسى اول صبح يك روحانى مى‌ديد، فال بد مى‌زد، امّا هنگامى كه امام خمينى رحمه الله آمد و مردم خصوصيات او را ديدند، تابع و مريدش شدند.

ما نمى‌گوييم حضرت امام خمينى معصوم بود؛ معصومين چهارده نفر بودند و بعد از ايشان، همه در معرض خطا و اشتباهند. خود امام هم گاهى مى‌فرمود در فلان زمينه اشتباه كرديم.

بعد از هشت سال، با همه‌ى زحماتى كه مردم متحمل شدند، سرانجام يك شخص روحانى كه تحت حمايت چهره‌هاى محبوب مردم يعنى آقايان هاشمى و خاتمى بود، رئيس جمهور شد. به نظر بنده اكنون كه وضعيت سياست خارجى با توافق اخير و در اثر استقامت مردم بهتر شده و ان شاء الله از اين به بعد بهتر مى‌شود، اگر آقايان بيایند و دل اين مردم را شاد كنند و آقايان موسوى و كروبى و خانم رهنورد و ساير زندانيان سياسى را، يا به طور كلى يا با روال قانونى كه مى‌دانند، آزاد كنند، خيلى خوب است.

مردم در انتخابات، خواست خود را نشان دادند. امروز با پايدارى مردم بخش مهمى از پرونده هسته‌اى حل شده و آقاى رئيس جمهور قول داده كه مابقى هم حل شود. حال اگر از آقايان بزرگوار هم عنايتى سربزند كه مردم را خوشحال كنند، به نظر بنده يك معروف بسيار خوب است.

از خدا مى‌خواهيم به حق محمّد و آل محمّد به دل آقايان بيندازد كه اين عزيزان را هر چه زودتر آزاد كنند تا هم دل مردم خوشحال شود و هم مردم دنيا بفهمند قول و فعل آقايان يكى است. اميدواريم صدق و صفا را بيشتر نشان دهند تا جان تازه‌اى در مردم پيدا شود.

اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.