امیدی که بذر هویتمان بود، گل داد و به بار نشست
چکیده : هنوز ساعتی به اعلام رسمی توافق هسته ای مانده بود که کاربران شبکه های اجتماعی نوشته های خود را روانه فضای مجازی کردند. نوشته هایی که می گفت که امید همچنان پیروز است و در این فضای پر از امید و شادی یادی کرده بودند از زندان سیاسی و محصورانی که مجبورند جشن پیروزی هسته ای را تنها از شبکه های صدا و سیمایی دنبال کنند که چندان دل خوشی از این توافق ندارند. کاربران شبکه های اجتماعی تا شب برای جشن هسته ای صبر نکردند و از همان ساعات نخست شادی را آغاز کردند...
کلمه – گروه اجتماعی: هنوز ساعتی به اعلام رسمی توافق هسته ای مانده بود که کاربران شبکه های اجتماعی نوشته های خود را روانه فضای مجازی کردند.
نوشته هایی که می گفت که امید همچنان پیروز است و در این فضای پر از امید و شادی یادی کرده بودند از زندان سیاسی و محصورانی که مجبورند جشن پیروزی هسته ای را تنها از شبکه های صدا و سیمایی دنبال کنند که چندان دل خوشی از این توافق ندارند.
کاربران شبکه های اجتماعی تا شب برای جشن هسته ای صبر نکردند و از همان ساعات نخست شادی را آغاز کردند.
بخشی از واکنش کاربران را در زیر می خوانید:
اگر شادی به کوچه ما آمد، ببریمش به کوچه اختر، با او کنار دیوار بلند اوین
عکس بگیریم، یک روز ببریمش گناباد وهمین امشب با او برویم بهکوچههایی که
پشت پنجرههایش مردمانی خسته، خسته، خسته،خاموش و ناتوان از راه رفتن، به رقص
پاهای ما مینگرند و لبخند میزنند.
او را ببریم به تماشای شقاوتی که سالیان بسیار بر ما رفته است.
و آخر همه ی این قصه، در پس غریوهای شادی و بغض های سال های سیاه، این می ماند که “آرمان های تان را فراموش نکنید”، در نفیر لذت های کال “حل نشوید” و به “رویاهای تان پشت نکنید” …
خبرش را شنیدهای مهندس؟ تلویزیون داری؟ یا نشستهای کنج خانه با همسرجان، قلممو دستت گرفتهای و طرح امید میکشی؟ اگر خبر رسیده باشد، میدانم که لبخند افتاده گوشهی لبهات. در روزهای انتخابات هم گفته بودی «من» مهم نیستم. «حق مردم» مهم است. «مردم را تکریم کنید.» با همان تواضع و افتادگیات. راستی دیدهای امروز صبح عکس وزیرامور خارجه افتاده صفحهی اول روزنامهها؟ مقایسهاش کردهاند با امیرکبیر و مصدق. لابد میگویی «مردم ما قدرشناساند و باهوش. اگر صداقت و مردمدوستی ببینند، یادشان نمیرود.» درست. خدا قوت. کارستان کردند. اما ما که میدانیم. اگر تو نمیایستادی سر حق مردم، اگر پروین خانم فهیمی دنبال سهرابش نمیگشت، اگر فخرالسادات خانم نامه نمینوشت هر روز به دادستان، شاید آنها هم امروز سر کار نبودند که بشوند قهرمان ملی. تعارف نکنیم. گفتار «وضعیت حساس کنونی» دیگر قانعکننده نیست. رأی دادیم ایران بماند. ماند. رأی دادیم چرخ کارخانهها بچرخد. خواهد چرخید. نوبت چرخیدن کلید زندان اختر است. بعد از ۱۶۰۷ روز. دولتی که توانست تابوی مذاکره با «دشمن» را بشکند، نمیتواند ادعا کند شکستن تابوی حصر غیرممکن است.
در این توافق عوامل زیادی نقش داشتند، اما معمار اصلی اش همان مردمی هستند که ماهرانه دست رد بر سیاست خارجی ماجراجویانه در انتخابات 92 زدند. “گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید” اما به قول حافظ “هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور”. راه “توسعه ایران” با پشتوانه و خواست مردم به رغم همه بحران ها و سختی ها ادامه خواهد یافت.به این امید که این توافق اندکی از مرارت مردم کم کند. به ویژه بر کسانی که با پایداری شان و تحمل هزینه های سخت راه عقلانیت، مدارا و گفت وگو را نشان دادند مبارک باد. سایه جنگ و تحریم برای همیشه از این سرزمین دور باد!
روش های تخلیه عصبانیت از توافق:
-دلواپسان داخلی: زیر سوال بردن توافق و فریاد “وا عقب نشینیا”
دلواپسان خارجی( جمهوری خواهان آمریکا و اسرائیل و کوتوله های منطقه ای): ابراز نگرانی از عقب نشینی 5+1 در مقابل ایران
– اپوزسیون خارج نشین و کاسبان حصر و مخالفان رادیکال روحانی: یادآوری حصر و … و تلاش متوهمانه برای فشار به دولت
شادا!
از حیث میزان تاثیرات احتمالی مثبت بر خیر همگانی ایرانیان، این توافق هستهای که حاصل مداخلهی جامعه در انتخابات ۹۲ و زمینهساز پیروزیهای بعدی در مجلس و خبرگان ۹۴ و ریاست جمهوری ۹۶ و گشایشهای بیشتر است، تبریکگفتنیترین اتفاق سالهای بعد از دوران «محنت محمودیه» است. ۲۳ تیرماه احتمالا در حافظهی بلندمدت جمعی ما به عنوان روز حصول این توافق امیدافزا و آیندهساز در ۹۴ ماندگار میشود و نه راهپیمایی دلواپسان بیتوجه به ظلم کوی دانشگاه در ۷۸.
بالاخره از “شرايط حساس كنونى” گذر كرديم. حالا كه دولت بار پرونده هسته اى رو زمين گذاشت وقتشه كه به ساير قول هايى كه داده عمل كنه. آقاى روحانى اين گوى و اين ميدان…
اين توافق تاريخي رو مديون تاجزاده هايي هستيم كه از بند ستم و سلول انفرادي مردم رو دعوت به شركت در انتخابات و راي به روحاني كردند…
سايه شون بر سر مردم مستدام
اين توافق، بهترين شعر سياست خارجى ايران بود
۱۰ سال پیش بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ یک جا جمع شده بودیم؛ ناامید و خسته. حالا هر کدام در گوشهای از خوشحالی بغض کردیم
با تو هستم تويي كه اميد را بذر هويتمان كردي
حالا روزهاي نبودنت از هزار هم گذشته اما بذري كه كاشتي امروز با طلوع آفتاب گل داد و به بار نشست.
اميدي كه تو در دل هايمان كاشتي در خردادها و خردادها به بار مينشيند و توافق ها را برايمان به ارمغان مي آورد و من به اميد روزي مينشينم كه تو را برايمان به ارمغان بياورد …
تو روز صلح یادی کنیم از رهبران در #حصر یادی کنیم از #خاتمی یادی کنیم از روزنامه نگاران در حبس….
مي گم چه شانسي آورديم تو اين سال هاي آخر احمدي نژاد، پولامون بلوكه شد تا بانك هاي خارجي. حالا بالاخره به روزي اين ١٠٠ يا ٢٠٠ ميليارد گيرمون مي آد. اگه بلوكه نشده بود احمدي نژاد اونم به باد داده بود الان يه پاپاسي هم نداشتيم. تحريم تنها نكته خوب ش همين يكي بود
موسوی شش سال پیش خطاب به احمدی نژاد گفت: می گویم این سیاست خارجی شما باعث شده که کشور و حیثیت ما لطمه ببیند و این شیر غران ایرانی را در بند بکند، هم سیاست خارجی واقتصادی شما. امروز همه از توافق ایران و قدرتهای جهانی خوشحال اند ولی کسی که پیشاپیش از فاجعه خبر داد هنوز در حصر است و عامل فاجعه ها هنوز ـزاد وپرمدعا، کاش صدای آن روز شنیده می شد. چه سالهایی را بیهوده را از دست دادیم و چقدر هزینه سنگین دادیم تا به نقطه یی برسیم که از قبل همانجا بوده ایم . در اینجا نمونه هایی از سخنان میرحسین موسوی را در مناظره با احمدی نژاد می گذاریم اینجا بدانیم حرفها گوش داده نشد تا امروز با دادن تاوان سنگینی بر فاجعه لبخند بزنیم.
– ما دوست داشتیم که ایران یک نقشی داشته باشد بعنوان قدرت اول منطقه در همه شئون علمی و اقتصادی، آبرو داشته باشد، الگویی باشد برای همه جهان، پس انقلاب کردیم، برای اینها انقلاب کردیم که ایران بزرگ بشود، ایران اسلامی بزرگ باشد، تاثیر گذار باشد و بتواند ترجیحا اثر گذار باشد و پیام خودش را به همه جهان برساند منتهی در برخورد با حل مسایل کشور واینکه ما ایران را به جایگاه واقعی
خودش برسانیم من احساس می کنم که دو نوع می شود روبرو شد. دو نوع مدیریت می شود داشت، یکی مدیریتی است که براساس ماجراجویی و بی ثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرمان نمایی وشعاری است، خیال بافی و خرافه گرایی است و خلاف گویی و پنهان کاری است خودمحوری و قانون گریزی است سطحی نگری و روزمرگی است و افراط و تفریط.یک موردی هم هست که ما بیاییم براصل متانت رفتارهای منطقی و کارشناسی شده واقع بینی و خرافه ستیزی، شفافیت و… قانونگرایی و اتکا به خرد جمعی دور اندیشی وآینده نگری و اعتدال و میانه روی کار کنیم.وی افزود: ما اگر می خواهیم ایران نیرومند داشته باشیم، من فکر می کنم که آن رفتار دوم مناسبتر است، یعنی ما بر اساس آن باید عمل کنیم.
یکی از مشکلات ما عدم تناسب شعارهایی است که داده می شود تا عمل، شعارها بیشتر جنبه اسطوره پردازی و بنظر من یک مقدار زیادی، خیال پردازی در مورد آینده جهان هست و متاسفانه آینده کشور در حال فرو ریختن است و تمدن دارد از بین می رود و یا اینکه ما مدیریت جهان را می کنیم وامثال ا ینها ، پشتوانه عملی بنظرمن هیچی نیست مثال مسئله آزاد سازی ملوانان انگلیسی، ملوانان انگلیسی به حوزه ما تجاوز کردند نیروهای ما سررسیدند آنان را دستگیر کردند و کار افتخار آمیزی کردند و باید مورد تایید قرار می گرفتند، بعد بلافاصله براساس همین چارچوبی که اشاره کردم ما اول گفتیم اینهاباید اعدام بشوند چرا آمدند درسر زمین ما، یک بحران
بزرگ جهانی ایجادکردیم بعدا هم تصمیم گرفتیم به تن آنها کت و شلوار بپوشانیم و بعد رییس جمهور ما که مسولیتش ومنزلتش متعلق به خودش نیست، متعلق به مردم است و متعلق به شماست آمد از آنها خداحافظی کرد و بایک مراسم که حتی برای سران
کشورهای دیگر هم انجام ندادیم آنها را راه انداختند و رفتند، بعد از نهیبی که ما از انگلستان داشتیم آیا این عزت ملت ما را حفظ کرد؟ من فکر می کنم نه، اینجور چیزها هم خسارت می آورد از نظر امنیت ذهنی مردم ما و هم از نظر عزت آنها و هم اینکه سیاست خارجی ما را دچار یک فراز و نشیبی می کند که نمی توانیم با هزینه هایی که می پردازیم مشکلاتمان را حل کنیم .بعدا بارها شنیدیم که آمریکا دارد از بین می رود، خب اگر این طور هست چرا چهار مرتبه مسافرت کردیم آنجا؟ چرا دوتا نامه نوشتیم، چرا دائم دنبال این هستیم که به شکل خاصی با آنها صحبت کنیم، پیش رییس جمهوری سوییس رفته صحبت کرده، فکر نمی کنم که یک کسی چنین ریسک بکند و دروغ بگوید که از ما خواسته شده به اوباما گفته شود قبل از انتخابات با ما صحبت کند و مسئله رابطه امریکا و ایران بنوعی مشکلاتش حل بشود، یا گفت وگو شروع بشود. خوب آیا این بنفع کشور ماست ، من تند می گویم برای اینکه یک سرفصل هایی بدهم صحبت از سیاست خارجی شروع شد.
من می گویم که دولت بسیار بی اعتنا به این نوع مسایل است که مربوط به رنج و درد و مشکل مردم است واقعا من دلم برای مردم می سوزد با این سیاست هایی که ما داریم و این بلاهایی که سرشان می آوریم از این طریق این افراط کاری هایی که ما داریم و اینها را من بر می گردم به آن دید اول که متاسفانه در سیاست خارجی ما وجود دارد.
چقدر خوبه كه شبكه خبر داره پخش زنده نشون ميده، من يه زن و شوهر رو ميشناسم كه بي بي سي ندارند
حالا نوبت مذاکره با «۱+۵ داخلی» است
بعد از کامیابیِ «تیم حرفهایِ مذاکرهکنندهی هستهای» در مذاکره با «۱+۵ خارجی» و رفع/کاهشِ «تحریمها»، فرصت برای روحانی فراهمتر شده است که «تیم حرفهایِ مذاکرهکنندهی دیپلماسی داخلی» را در پس پرده تشکیل دهد تا برای خیر همگانی ایرانیان، رفع «حصر»، توفیق در انتخاباتهای بعدی و بسط آزادیهای سیاسی و اجتماعی روی «بستههای پیشنهادیِ برد-برد» برای مذاکرات دشوارتر با «۵+۱ داخلی» (بیت رهبری-سپاه-شورای نگهبان-خبرگان-قوهی قضاییه-صداوسیما) کار کنند و با اتکا به حمایت اجتماعی وسیع و قدرت «ائتلاف گستردهی میانهروها و اصلاحطلبان» برای تکتک بندهای حسابشدهی بستههای پیشنهادی با استفاده از «ظریف»های سیاستِ داخلی وارد چندین دور مذاکرهی حرفهای و لابی فشرده شوند.
ناخودآگاه تو این لحظات تمام اتفاقات سالهای قبل جلوی چشم آدم میاد. از میان همه صحبتهایی که در روزهای انتخابات سال ۹۲ درباره «بحث هستهای» شد٬ این دو قسمت رو بیشتر به یاد میارم:
اول٬ برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دو که حسن روحانی به مجری برنامه گفت: «مذاکرات در زمان ما(دوره اصلاحات) در سطح وزرا و روسای کشورها در حال انجام بود و متاسفانه مذاکرات در حال حاضر در حد مدیرکل 5 کشور صورت میگیرد و تنها دیپلمات ارشد حاضر در مذاکرات نماینده ایران است … ما باید برسانیم به سطح وزیر، ما باید برسانیم به سطح روسا».
و دومی لحظهای که در مناظرههای تلویزیونی علیاکبر ولایتی خطاب به سعید جلیلی گفت: «بینید جناب آقای جلیلی! بحث دیپلماسی کلاس فلسفه نیست، آنچه مردم ميبینند این است که شما چند سال است مسوول پرونده ی هستهاي هستید، یک قدم هم پیش نرفتهایم، تحریم ها بیشتر شده و هر روز فشارش بر روی مردم ميآید. هنر دیپلماسی این است که حق هستهیی را حفظ کنید و در عین حال تحریم ها کاهش پیدا کند و بر آن اضافه نشود».













