پیام تبریک اصلاح طلبان همدان: نعمت مقدس «صلح» ارزانی ملت ایران باد!
چکیده :بیشترین سهم از آنچه امروز از فقر و تنگنای زندگی تا سردرگمی و یأسی که تودههای اصیل مردم و زحمتکشان و جوانان را فراگرفته، میراث شوم دولت پیشین و تکتازیهای نسنجیده و بلند پروازیهای واهی، و بی خبری از مقتضیات تاریخی و تعامل جهانی و در داخل، ناآگاهی از زندگی و خواست و رأی مردم بود....
مجمع اصلاح طلبان استان همدان با انتشار بیانیه ای، دستیابی به توافق هسته ای را به ملت تبریک گفت و تصریح کرد: بیشترین سهم از آنچه امروز از فقر و تنگنای زندگی تا سردرگمی و یأسی که تودههای اصیل مردم و زحمتکشان و جوانان را فراگرفته، میراث شوم دولت پیشین و تکتازیهای نسنجیده و بلند پروازیهای واهی، و بی خبری از مقتضیات تاریخی و تعامل جهانی و در داخل، ناآگاهی از زندگی و خواست و رأی مردم بود.
به گزارش کلمه، اصلاح طلبان همدان در بیانیه خود آورده اند: رئیس جمهور صلح طلب پیشین، با واقع نگری حکیمانه در سیاست خارجی و داخلی، برداشت درست از چرخهی تاریخ، برنامهی «گفتگوی تمدّنها» را همچون ضرورتی در تعامل جهانی پیش کشید تا آنجا که الگوی روشنفکران جهان عرب و موضوع گفتارهای رادیویی آنها شد، امّا دولت پس از آن، این رنج پرگنج را با منشهای نسنجیده و پهلوان پنبه بازی بر باد داد.
در این بیانیه با تاکید بر اینکه صهیونیست ها، جنگ سالاران غربی، کسانی از ایرانیان وابسته مقیم غرب، ارتجاع منطقه و بالاخره عناصر افراطی و تندرو داخلی از مخالفان سرسخت این روند صلح و آشتی هستند، خطاب به ملت ایران آمده است: امروز از چهارسوی جهان، ندای صلح و دوستی و نهیب ضد جنگ برخاسته است. گویی پیام آور تاریخ، نوید تازه یی در شیپور انتظار جهان میدمد، دیگر بار هشدار میدهد که آزادی و رشد و شکوفایی بشر و اهتزاز پرچم امیدش در «صلح» است، و نکبت و فقر و انواع بدبختی او در راه جنگ است!؟ و با بیداری و آگاهی و احساس مسئولیت و در میدان بودن، نعمت مقدّس «صلح» ارزانیتان بادا!
متن این بیانیه بدین شرح است:
بسمه تعالی
درود و سرود و همدستی ما را بپذیرید!
ملّت ایران، مردم همدان،
امروز از چهارسوی جهان، ندای صلح و دوستی و نهیب ضد جنگ برخاسته است. گویی پیام آور تاریخ، نوید تازه یی در شیپور انتظار جهان میدمد، دیگر بار هشدار میدهد که آزادی و رشد و شکوفایی بشر و اهتزاز پرچم امیدش در «صلح» است، و نکبت و فقر و انواع بدبختی او در راه جنگ است!؟ و با بیداری و آگاهی و احساس مسئولیت و در میدان بودن، نعمت مقدّس «صلح» ارزانیتان بادا!
– و اِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فاْجْنَحْ لَها و تَوَکَّلْ علی الله اِنَّهُ هو السَّمیع العلیمُ
اگر در برابر تو بال صلح کشور گشودند، تو نیز چنین کن و پذیرای صلح باش و بر خدا پشت ببند؛ که او شنوا و داناست.
– تفسیر و توسیع این آیه در اینست که سرانجام ستیز و جنگ، همیشه کنار آمدن و صلح است. در اینجا استثنایی هم نیست؛ زیرا در رویارویی با هر دشمن و مخالفی نیز، منطق و بیان در مسیر واقع نگری و مصلحتبینی و حقیقت جویی دسترس به توافق را ممکن میکند. زیرا در گفتگو، هر حقیقت پنهانی آشکار خواهد شد. و چون سرشت بشر همواره خواستار حقیقت و حقّ است، اندیشه و خرد انسانی، بیزار از ستیز و جنگ، و در پی دوستی و یاری است. و در تتمّهی این آیه «تَوَکّل بر خدا، یعنی پذیرفتن آخرین کلام که همان «صلح» است و تا آنجا که «و إِنْ یریدوا اَنْ یَخْدَ عُوکَتْ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللهُ هو الّذی اَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ و بالمؤمنین» (آیات 61 و 62 سوره انفال)حتّی اگر خواستند بفریبندت، تو مقابله به مثل مکن و همان راه صلح پیش گیر، نه جنگ، و متّکی بر خدا باش که اوست که تو را با یاری خود و مؤمنان پشتیبانی کرده است. نکتهی برجستهی دیگر این آیه، یاری مردم است با یکدیگر و با نظام حاکم که در سیاست کلان دولتی پدیدار میگردد، حاکمیّت متّکی بر مردم، البته مردم آگاه هم ماندگار است، و یا هیچ دشمنی قادر به تخریبش نیست، و هم در کشاکش تنشهای جهانی، و در برابر قدرتهای بهانه جوی جهانی، قادر به خنثی کردن بهانه ی آنها و رهایی از دام آنها، و توان بخشیدن به کشور خویش است. «صلح» برای انسان آرامش و میدان شکوفایی است، و لذا، نیاز همیشگی بشر است. همیاری و تعاون انسانها که پایهی دانش و فرهنگ و اکتشاف و اختراع و برخورداری از سفرهی گستردهی طبیعت است، جز در پرتو صلح ممکن نیست، ار اینجاست که باید گفت نخستین پلهی رسالت همهی بشر و همهی مکتبها، پیمودن راه صلح است. صلح دو طرف متخاصم را به هم نزدیک میدارد و آنها را متعامل میکند، چنانکه در پیام قرآن آمده است و ما نیز آغاز سخن را ار آن الهام گرفتهایم.
– بیگمان توافق در مذاکره و گفتگوی هستهیی در میان ایران و گروه 1+5 بسود ایران، و خواست مردم است، ما نیز از آن پشتیبانی میکنیم، تحریمی که بر کشور ما در این مسأله تحمیل کردهاند، ظاهراً امری سیاسی، و اهرم فشاری دیپلماتیک بر سیاست خارجی دولت، اما در حقیقت پنجهیی است که بی امان گلوی مردم فقیر ما را میفشارد، و مجال اندیشه و آزادی و تلاش را از ایشان سلب میکند، زیرا فقر و عدم آزادی نابود کنندهی ملتهاست، پس کوتاهی و لجاج و ستیزه گری و اُشْتُلُم بازی، در این زمینه، در واقع ستم بر مردم و بازی با زندگی و سرنوشت آنهاست.
ناگفته نگذاریم که تلاش و برخورد دیپلماتیک دولت آقای روحانی تاکنون، واقع نگرانه و خردمندانه و امیدآفرین بوده، و جای ستایش و قدردانی است. و ما از ایشان میخواهیم تا با تلاش پیگیر هرروز فاصلهی میان بیم و امید مردم ما را که چون نهالستانی نازک، با هر نسیمی تکان میخورند، کم کند.
– و امّا از مردم ایران هم خواستاریم که بی تفاوت نباشند، و همچنانکه در مقاطعی از تاریخ اخیر، حضور خویش در میدان سرنوشت و آینده نشان دادهاند، امروز دقیقتر و جدّیتر باشند و بدانند که در عصر ما، حضور مردم در همهی مسائل داخلی و خارجی تعیین کننده است. دیروز و امروز را بنگرند و فردای کشورشان را با ارادهی پولادین نقش زنند. و بدانند که قدرتهای جهانی و اقتدارگرایان داخلی در یک راستایند و ملّت آزاد و قویّ نمیخواهند.
– میتوان گفت که بیشترین سهم از آنچه امروز از فقر و تنگنای زندگی تا سردرگمی و یأسی که تودههای اصیل مردم و زحمتکشان و جوانان را فراگرفته، میراث شوم دولت پیشین و تکتازیهای نسنجیده و بلند پروازیهای واهی، و بی خبری از مقتضیات تاریخی و تعامل جهانی و در داخل، ناآگاهی از زندگی و خواست و رأی مردم بود، رئیس جمهور صلح طلب پیشین، با واقع نگری حکیمانه در سیاست خارجی و داخلی، برداشت درست از چرخهی تاریخ، برنامهی «گفتگوی تمدّنها» را همچون ضرورتی در تعامل جهانی پیش کشید تا آنجا که الگوی روشنفکران جهان عرب و موضوع گفتارهای رادیویی آنها شد، امّا دولت پس از آن، این رنج پرگنج را با منشهای نسنجیده و پهلوان پنبه بازی بر باد داد. کوس جنگ و سرنای آشوبگری آن نه تنها دولت که همهی مردم ایران را در لبهی پرتگاه قرار داد. زبان تهی از محتویات اندیشه، رفتار نسنجیده، سیاست مالیخولیایی و بهانهساز، این بود شیوهی کشورداری کسی که در خور چنین منصبی نبود، و نتیجهاش: صدور تندترین و موهنترین قطعنامهها ضد ایران، تحریم اقتصادی یعنی جنگ خاموش امّا بسیار زیانبارتر و ویران کننده تر از جنگ گرم. و بال ابن سیاست نکبت بار براستی بر پشت این ملّت سنگینی میکند.
غرب و همهی قدرتهای وابستهی آن، گام به گام زمینههای جنگی کامل عیار پیریزی کرده بودند امّا حضور انفجارآمیز ملّت آگاهی یافتهی ایران در انتخابات 1392، راستی را که آبی بر این آتش پاشید و توطئهی قدرتهای جهانی را خنثی کرد و عامل بازدارندهی این خطر، تنها آگاهی ملّتها و حضورشان در امر سیاست و سرنوشت خویش است، و ملّت ایران نباید از این روند نویدبخش جا بماند. آری، بگواهی تاریخ و بویژه تحوّلات شتابان جهان امروز، اثر حضور ملّتها را در تعیین دولتها و پیش بینی سرنوشت خویش نشان داده است. و با اندکی دقّت در اخبار و اوضاع دنیا، هرروز نغمهی نویدبخشی از این بیداری و آگاهی میشنویم.
– باید دانست که این روند مقدّس که آذرخشی امیدآفرین در جهان و ایران افکنده است، مخالفان سرسخت نیز دارد.
1- بنیامین نتانیاهو و کلّ چارچوب صهیونیسم
2- میلیتاریسم غرب که حیاتشان در جنگ و آشوب است.
3- کسانی از ایرانیان مقیم غرب و طفیلیان وابسته به قدرت میزبانانشان
4- ارتجاع منطقه
5- عناصر افراطی و تندرو داخلی
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار بادهی ناخورده در رگ تاک است
مجمع اصلاح طلبان استان همدان
94/4/23













