نامهای به دو مرجع تقلید: چرا ظلمستیزی شما فقط برای آنسوی مرزهاست؟
چکیده :همسر تاجزاده در بخشی از نامه خود به مکارم شیرازی و نوری همدانی، با اشاره به سخنان ایشان در برنامه های تلویزیونی همه روزه ماه رمضان، از آنها پرسید: آیا علی (ع) تنها ظلم به خودی را برنمی تافت؟ او همچنین به این مراجع تقلید متذکر شد: هنوز نه فقط در آن سوی مرزها و نه تنها در کشورهای تحت سلطه، بلکه در همین کشور اسلامی مان و درست بغل گوش من و شما به شهروندانی که می فرمایید رعایت حقوقشان واجب است، ستم می شود. ...
فخرالسادات محتشمی پور، همسر سید مصطفی تاجزاده، در نامه ای به دو مرجع تقلید قم با اشاره به سخنان ایشان در برنامه های تلویزیونی همه روزه ماه رمضان، از آنها پرسید: آیا علی (ع) تنها ظلم به خودی را برنمی تافت یا این که حتی اگر خلخال از پای زن یهودی برون می شد فغانش به آسمان می رفت و خواب بر او حرام می گشت؟
به گزارش کلمه، محتشمی پور در بخشی از این نامه با یادآوری نحوه برخورد آیت الله مکارم شیرازی با خانواده های زندانیان سیاسی که در سال 88 برای عرض حال و گزارش های ستم های رفته بر خود به قم رفته بودند، تاکید کرد که می داند این نامه نیز همانند موارد دادخواهی های قبلی از مراجع تقلید، به عنوان مدرک جرم در پرونده سازی های سپاه استفاده خواهد شد، اما تصریح کرد: تربیت خانوادگی و تعالیم و آموزه های اسلامی لکنت زبانم را در برابر حاکمان زدوده است و زبان مرا در مقابل ستم گویا و دستانم را برای نوشتن عریضه های روشنگر توانا ساخته است.
همسر تاجزاده همچنین با طرح 12 پرسش که پیش از این هم با مسئولان قضایی در میان گذاشته شده، آورده است: موارد فوق را ذکر کردم تا بیانگر مشتی از خروار ستمی باشد که متاسفانه به اسم اسلام در این 6 ساله بر فرزندان ایران می رود و این هشدار را بدهم که چه بسا بلاهایی که شاهد نزولش هستیم طبق فرمایش امام سجاد (ع) برای ترک «اغاثة ملهوف و معاونة مظلوم» باشد.
متن این نامه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«لا يحب الله الجهر بالسوء من القول إلا من ظلم وكان الله سميعا عليما»
سوره نساء آیه 148
جناب آقای مکارم شیرازی
جناب آقای نوری همدانی
با سلام و احترام
اینجانب فخرالسادات محتشمی پور همسر آزاده دربند و زندانی خاص جمهوری اسلامی، سید مصطفی تاجزاده که اینک پس از 6 سال تحمل حبس ظالمانه که بیش از 5 سال آن در انفرادی گذشته است نامش و راه و مرامش برای خانواده او و همه اقوام و دوستانش بیش از گذشته افتخارآفرین است، نه به قصد تصدیع بلکه تنها از باب تذکر که در آن نفع بسیار است موارد زیر را خدمتتان معروض می دارم:
در ایام و لیالی ارجمند ماه مبارک رمضان فرصت بیشتری برای مؤمنان فراهم می آید که گوش جان به نصایح و موعظه های بزرگان بسپارند و در آن تأمل و اندیشه کنند. حقیر نیز که طی این شش سال علاوه بر وظایف و مسئولیت های فردی و خانوادگی و اجتماعی، مسئولیت خانواده زندانی سیاسی و همسر زندانی سیاسی بودن را نیز عهده دار شده ام تلاش وافر داشته و دارم که گوهر زمان را بیشتر قدر بشناسم و بهتر از آن بهره مند شوم.
این روزها و شب ها که به نام بزرگمرد عالم هستی علی(ع) مرد نامتناهی و برپا دارنده نظام عدالت محور علوی منور است، همه وعاظ و نویسندگان و مرشدان بیش از همیشه از عدل او و مبارزه بی امانش با ستم سخن می گویند. از جمله شما بزرگواران که تأکیداتتان بر این ویژگی منحصر به فرد و عالمگیر مولایمان از رسانه ملی و دیگر رسانه های جمعی به سمع و نظر ما، ستم دیدگان از سال 88 تاکنون، رسید. تأکیدات شما بزرگواران و نیز رهبری بر عدالت مولا و برآشفتگی ایشان در برابر ندای استغاثه مظلوم مرا برآن داشت که بار دیگر صدای خود را در محضر بزرگانی که وظیفه پاسداری از دین و پاسبانی از حقوق مسلمین را دارند بلند کنم و این پرسش را مطرح کنم که آیا علی (ع) تنها ظلم به خودی را برنمی تافت یا این که حتی اگر خلخال از پای زن یهودی برون می شد فغانش به آسمان می رفت و خواب بر او حرام می گشت؟
جناب آقای مکارم شیرازی رخصت می خواهم تا یادآور شوم آن روزی از آغازین روزهای پس از انتخابات 88 را که من به همراه تعدادی از خانواده های شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی، که شاهد به خاک و خون کشیده شدن تنی چند از جوانان مظلوم در خیابان های پایتخت بودیم، به قم سفر کردیم تا گزارش مشاهداتمان را به مراجع بزرگوار بدهیم و با مراجعه به دفتر حضرتعالی نیز تقاضای ملاقات کردیم و پس از ساعت ها معطلی پیام آمد که نیروهای امنیتی اجازه این ملاقات را نداده اند و به دلیل شرایط امنیتی عجیبی که با هوچی گری تعدادی لباس شخصی و طلبه نما در دفتر شما و در اطراف دفاتر دیگر مراجع فراهم نمودند و حتی مانع از حضور آیة الله جوادی آملی به مسجد برای اقامه نماز شدند چون ما از ایشان وقت ملاقات گرفته بودیم، تنها ملاقات کوتاهی با ایشان و عزیزان دیگر داشته و سپس به تهران بازگشتیم. در دفتر شما تنها پس از قرائت زیارت عاشورا گزارش مکتوب حمله وحشیانه به کوی و انتقال دانشجویان بی گناه به پارکینگ وزارت کشور و شکنجه و آزار آنان را به حاضران دادیم. و برایمان عجیب و تأسف برانگیز بود که از جانب شما هیچگاه پی گیری برای استماع گزارش شاهدان عینی حوادث تلخ آن روزها نشد.
پس از آن حقیر چند بار برای پی گیری وضعیت ناگوار و اسف بار زندانیان سیاسی و ستم مکرری که به آنان می شد، از جمله زندانیانی که در بند دو الف سپاه نگه داری می شدند و از حقوق اولیه خویش محروم بودند که همسر ارجمندم از نمونه های بارز آن بود که بیش از 40 روز پس از هجوم وحشیانه شبانه به منزلمان (درست فردای انتخابات) و بازداشت ایشان از وضعیت او کاملا بی خبر بودیم، به همراه تنی چند از خانواده های زندانیان سیاسی به قم سفر کردیم و با برخی بزرگواران ملاقات کرده شرح مفصل ظلم وارده بر خود و عزیزانمان را معروض داشتیم اما هر بار از دیدار شما محروم ماندیم.
جناب آقای مکارم
باید به یاد داشته باشید که در یکی از این سفرها در دل تابستان داغ و یا زمستان سرد شهر قم که من کوچه به کوچه عریضه به دست وظیفه امر به معروف و نهی از منکر خویش را انجام می دادم منزل شما را دق الباب کردم اما در به رویم گشاده نشد و مجبور شدم پیام را به همسرتان برسانم تا ناقل آن باشند و امانتدار. پیام آن بود که در طول تاریخ مراجع شیعه ملجأ و پناه مردم مظلوم بوده اند و اینک نه تنها دفاتر برخی از آنان پاسخ گو نیستند بلکه درب منازلشان هم به روی مظلومان بسته است و من از باب اتمام حجت، شرح اندک ازستمی که بر برخی مظلومان دربند و خانواده هایشان می شد عرض کردم و بازگشتم.
حضرات آیات کرام
می دانم همانطور که پیش از این دیدارهای دادخواهانه من با برخی بزرگواران از جمله آیات عظام وحید خراسانی، شبیری زنجانی، خرازی، موسوی اردبیلی، بیات زنجانی، یوسف صانعی و جوادی آملی و دیگران و رساندن پیام هایمان به آیة الله صافی گلپایگانی و آیة الله امینی و حتی ارسال گزارش ها و عریضه هایمان برای دفاتر شما بزرگواران، جملگی به عنوان مدرک جرمی علیه من در پرونده ای که توسط سپاه ساخته و پرداخته شد قرار گرفت، این عریضه نیز سندی دال بر محکومیت من خواهد شد اما چه کنم که تربیت خانوادگی و تعالیم و آموزه های اسلامی لکنت زبانم را در برابر حاکمان زدوده است و زبان مرا در مقابل ستم گویا و دستانم را برای نوشتن عریضه های روشنگر توانا ساخته است.
جناب آقای نوری همدانی و جناب آقای مکارم شیرازی
استماع فرمایشات شما در برنامه «چشمه معرفت» و دیگر برنامه های سیما در باب ضرورت ظلم ستیزی همه دانسته هایم را از کلام و سیره مولای متقیان به خاطرم آورد و مرا برآن داشت تا به شما یادآور شوم که هنوز نه فقط در آن سوی مرزها و نه تنها در کشورهای تحت سلطه بلکه در همین کشور اسلامی مان و درست بغل گوش من و شما به شهروندانی که می فرمایید رعایت حقوقشان واجب است ستم می شود. از شرح ستم مسلم و مکرری که به بسیاری از زندانیان سیاسی بی گناه در زندان های تهران و شهرستان ها و خانواده هایشان می شود می گذرم. راه دوری نمی روم و تنها وضعیت همسر عزیزتر از جانم را ملاک صحت گفتار قرار می دهم و از شما بزرگان پرسش می کنم که کجای رفتاری که با این عزیز خدمتگزار مردم و میهن شده و می شود عدالت است و پرسش هایی که مکرر از دستگاه قضا و مسئولین مربوطه کرده و به پاسخ نرسیده ایم تکرار می کنم:
– چرا بیش از پانزده سال است که به شکایت او از رئیس شورای نگهبان رسیدگی نمی شود؟
– چرا سه روز قبل از انجام انتخابات 88 حکم دستگیری ایشان امضا شد؟
– چرا بارها بدون حضور او من و دوبار بدون حضور هیچ یک از اعضای خانواده به بهانه تفتیش وارد خانه ما شده اقدام به سرقت اموالمان شدند؟
– چرا علاوه بر کنترل مکالمات تلفنی ما در حریم امن خانه مان شنود کارگذاشتند؟
– چرا هرگز به شکایت همسرعزیزم از خبرگزاری و روزنامه رسمی دولت وقت، ایرنا و ایران، که پیشاپیش خبر کذب دستگیری اش را منتشر کردند و تشویش افکار عمومی نمودند، رسیدگی نشد؟
– چرا به شکایت وی و شش دلاور دیگر از کودتاگران نظامی رسیدگی نمی شود؟
– چرا در پی انتشار نامه شکایت از شکنجه های اعمال شده در زندان ها پس از وقایع 88 که توسط تعدادی از شاهدان عینی و آسیب دیدگان از جمله ایشان امضا شده بود، به جای رسیدگی و مجازات خاطیان و آمران، سخت گیری ها بیشتر وحکم جدید علیه او صادر شد؟
– چرا وی از روز اول اجرای حکم تاکنون جز روزهایی معدود در انفرادی نگهداری شده و می شود به گونه ای که همه می دانند برای اعتراض به این رفتار و اقدام غیرقانونی 56 ماه روزه دار است؟
– چرا همسرم صرفا به دلیل زبان نقادش از حقوق مسلم خویش محروم است برای نمونه از انواع ملاقات هایی که برای عموم زندانیان رایج است برخوردار نیست، حق تماس تلفنی ندارد، از مرخصی محروم است؟ از برخورداری از امکانات رفاهی، آموزشی، فرهنگی و حتی حضور در حسینیه و مسجد زندان برای شرکت در مراسم عزاداری و یا اعیاد مذهبی محروم است؟
– چرا علیرغم درخواست استفاده از ماده 134 قانون مجازات اسلامی جدید مصوب مجلس شورای اسلامی نه تنها با تجمیع احکام که باید منجر به آزادی ایشان در 28 اردیبهشت سال جاری می شد، از زندان ستم رها نشده بلکه با پرونده سازی جدید سپاه صرفا به جرم نقد آن هم در زندان انفرادی در دادگاه غیرقانونی غیرعلنی به صورت غیابی به یک سال زندان افزون بر شش سال پیشین محکوم شده است؟
– چرا برای ایجاد فشار روانی بر این آزاده دربند برای خانواده اش مشکل و مزاحمت به وجود آورده اند؟ و از این مهم تر چرا برای ایجاد ارعاب و وحشت دوستان و نزدیکان خانوادگی شان برای آنان پرونده سازی کرده آرامش و راحت شان را برهم زده و حتی دلجویی ها از خانواده او را برنتافته و آن را سند مجرمیت برای برخی بی گناهان اعتبار کرده اند؟!
– و سوال اصلی من این است که براساس کدام قاعده عقلی و شرعی و کدام ماده قانونی نقد حاکمان جرم محسوب می شود و این همه مجازات سنگین بر نقاد مترتب می شود و آیا پیامبر و امامان معصوم ما با منتقدان و حتی مخالفان رسمی و دشمنانشان این گونه رفتار می کرده اند و اصلا نعوذ بالله داغ و درفش و زندان برای مخالفانی که دست به سلاح برنداشته چه رسد که منتقد مصلحی بیش نباشند، در سیره نبوی و علوی سابقه داشته است و آیا هرگز موردی سراغ دارید که این بزرگواران در زمان حکومت خویش نان منتقد و مخالف را از بیت المال بریده و برای خود و کسانشان مزاحمت های پیاپی به وجود آورده باشند یا به عکس رفتارشان با آنان مهربانانه و حکیمانه و مشفقانه بوده است؟
مراجع تقلید بزرگوار
از فرمایشات اخیرتان چنین نتیجه گرفتم که «نصرت مظلوم» را نه صرفا «توصیه ای اخلاقی» بلکه «تکلیف الزامی» می دانید چرا که آیات و روایات فراوان در این زمینه وارد شده است از جمله آیه 75 سوره نساء «و ما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء والولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم» و آیه 41 سوره شوری که تأکید می کند کسی که پس از ستم دیدن کمک می خواهد نباید او را ازاین کار بازداشت: «و لمن انتصر بعد ظلمه فاولئک ما علیهم من سبیل» و یقین کردم که این قول رسول الله (ص) را که از امام صادق (ع) نقل شده باور دارید که «من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم» و نیز فرمایشات امیرالمومنین علی (ع) را آویزه گوش کرده اید که «اخیفواالظالم وانصرواالمظلوم» و «کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا».
از این رو موارد فوق را ذکر کردم تا بیانگر مشتی از خروار ستمی باشد که متاسفانه به اسم اسلام در این 6 ساله بر فرزندان ایران می رود و این هشدار را بدهم که چه بسا بلاهایی که شاهد نزولش هستیم طبق فرمایش امام سجاد (ع) برای ترک اغاثة ملهوف و معاونة و یاری رساندن به مظلوم» باشد: «الذنوب الذی تنزل البلاء ترک اغاثة الملهوف و ترک معاونة المظلوم».
ضمن پوزش از تصدیع با این دعای نغز به عریضه رمضانی ام پایان می دهم:
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین
فخرالسادات محتشمی پور
همسر آزاده دربند و زندانی خاص جمهوری اسلامی، سید مصطفی تاجزاده
18 تیرماه 1394
مقارن 22 رمضان المبارک 1436 در آستانه روز قدس













