انتشار کتاب «چهره زنانه جنبش سبز ایران، از اینترنت تا خیابان»
چکیده :کتاب «چهره زنانه جنبش سبز ایران، از اینترنت تا خیابان» نوشته مجتبی نجفی توسط انتشارات Harmattan پاریس منتشر شد. نویسنده در این کتاب با مطالعه نقش زنان ایرانی در جنبش سبز سال 1388 مجموعه ای از مقالات و ویدیوها و عکس ها را به عنوان منبع آنالیز سوژه خود قرار داده و به مقایسه چهره زن ایرانی در اینترنت در سال های 2006 و 2009 پرداخته است. ...
کتاب «چهره زنانه جنبش سبز ایران، از اینترنت تا خیابان» نوشته مجتبی نجفی توسط انتشارات Harmattan پاریس منتشر شد.
به گزارش کلمه، نویسنده در این کتاب با مطالعه نقش زنان ایرانی در جنبش سبز سال 1388 مجموعه ای از مقالات و ویدیوها و عکس ها را به عنوان منبع آنالیز سوژه خود قرار داده و به مقایسه چهره زن ایرانی در اینترنت در سال های 2006 و 2009 پرداخته است.
مجتبی نجفی که دانشجوی دکترای رشته ارتباطات دانشگاه پاریس 3 سوربون نوول است، کتاب خود را در 170 صفحه و چهار فصل نوشته است. او پس از طرح سوال، پیشفرض ها و توضیح شرایط وقوع جنبش سبز؛ چکیده ای از آرا و نظرات جان دیویی را شرح داده و سپس تاریخچه ای مختصر از جنبش زنان از مشروطه تا کنون را توضیح داده و تاکید کرده که در دهه های 70 و 80، جنبش زنان ایران، مدنی تر، عمومی تر و گسترده تر شده است.
وی در این باره به نقش دانشگاه، رشد ارتباطات و تحولات جمعیتی اشاره کرده و سپس با بررسی چهره زن ایرانی در دو مقطع 2006 و 2009 کانتکست جنبش سبز و تضاد جامعه مدنی با محافظه کاران ایرانی و رشد مطالبات مدنی و سیاسی در جامعه امروزی ایران را تبیین کرده و در ادامه ویدیوها و عکس های انتخاب شده را مورد تحلیل قرار داده است.
مبنای کلی تحقیق در این کتاب، حضور اجتماعی زنان به عنوان یک فاکتور مثبت در تکوین جنبش های اجتماعی و سیاسی ایران است و محقق بر نقش زنان در رشد جامعه مدنی تاکید کرده است. مقدمه این کتاب را شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003 نوشته. او در مقدمه توضیح داده که پس از انقلاب اسلامی در ایران، چند دهه طول کشید تا مطالبات زنان به طرز گسترده ای در عرصه عمومی ایران به رسمیت شناخته شود.
گزارشی از نتایج این پژوهش را در ادامه می خوانید:
زن ایرانی در 2006: برابری خواه و ضد تبعیض
برای آنالیز چهره زن ایرانی در سال 2006 از 7 سایت اینترنتی و برای سال 2009 از ویدیوها و تصاویر منتشر شده در شبکه های اجتماعی استفاده شده است. سئوال اصلی این کتاب بررسی چهره زن ایرانی در اینترنت در سال های 2006 و 2009 است. مبنای تئوریک کتاب بر اساس ایده “جان دیویی” چهره پراگماتیست آمریکایی است که از مفهوم “Public”در آثار متعددش استفاده کرده است. در این اثر توضیح داده شده که چگونه در سال 2009 “پابلیک” ایرانی حول محور “رای من کو” شکل گرفته است. طبق نظریه “پابلیک”، نقش شبکه های اجتماعی در نزدیک کردن افراد و متحد کردن آنها حول محور یک شعار و خواسته مشخص و ایجاد فضای روانی برای شکل گیری یک خواسته واحد و سراسری عمده است. مبنای نظری این کتاب بر اساس ایده های پراگماتیسم تفسیر شده از سوی “جان دیویی” است که در قسمت نخست چکیده ای از نظرات این متفکر آمریکایی که به نوعی “لیبرالیسم رادیکال” اعتقاد داشت نوشته شده است.لیبرالیسم مورد نظر جان دیویی از فرم های دولتی فراتر می رود و با تنوع موجود در جامعه مدنی همساز می شود. لیبرالیسمی که صرفا در ساختارهای کلاسیک پارلمانی و دولتی خلاصه نمی شود و گروه ها و جمعیت ها، انجمن ها ونهادهای فعال در یک جامعه را در بر می گیرد که به دنبال حل مسائل از طریق تحقیق هستند. همچنین از نظرات “پل ریکور” متفکر فرانسوی در آنالیز ویدیوها،قصه ها و روایت ها و نسبت آنها با زمان نیز استفاده شده است.
بسیج جامعه مدنی علیه محافظه کاران تندرو
در کتاب اخیر جنبش سبز، “کنش آگاهانه جامعه مدنی ایران در برابر سیاست های تخریب گر محافظه کاران علیه منافع ملی ایرانیان” توضیح داده شده است. به تحولات جمعیتی، آموزش و وسایل ارتباطاتی در جامعه ایران اشاره و به نقش روزافزون زنان ایرانی در اجتماع تاکید شده است. این کتاب علاوه بر اینکه برخی از مباحث جامعه شناسی، و سمیولوژی را در خود مطرح کرده به نقش رسانه ها در شکل گیری جنبش های اجتماعی در ایران نیز پرداخته است. به خصوص توضیح داده شده چگونه در سال های 2000، ایرانی ها تلاش کرده اند از طریق استفاده از تکنولوژی های نوین، عرصه عمومی خود را بسط دهند. رشد تکنولوژی های نوین و استفاده از عنصر رسانه نه تنها به افزایش طرح مطالبات مدنی منجر شده بلکه باعث تلاش بیشتر جامعه مدنی ایران برای “دیده شدن” نیز شده است.به خصوص رشد شبکه های اجتماعی باعث شده روابط عمودی جای خود را به روابط افقی بدهد و افراد راحت تر با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و بحث های عمومی در حجم وسیعی مطرح شوند. به عبارتی با رشد ارتباطات شگل گیری ” مسائل عمومی ” در عرصه عمومی ایران راحت تر شده است. نقش شبکه های اجتماعی به خصوص در کشورهایی مانند ایران که بخش مهمی از رسانه ها در انحصار حاکمیت هستند برجسته است.
زن ایران در سال 2006: در جستجوی برابری و علیه تبعیض
در این کتاب توضیح داده شده چگونه با رشد سایت های اینترنتی در سال 2006 زنان ایرانی علاوه بر اینکه از طریق برگزاری تجمع ها و راهپیمایی ها در شهرها حضور فیزیکی داشته اند توانسته اند مطالبات خود را از طریق کمپین ها، قصه ها و روایت های خرد و کلان در فضای اینترنت مطرح و خود را به عنوان یک هویت اثرگذار در تحولات ایران نشان دهند. به خصوص اینکه در این سال، با حاکمیت دولت به شدت محافظه کار احمدی نژاد روبرو هستیم که اساسا ضد جامعه مدنی بود ومحدودیت ها را علیه مطبوعات نوشتاری افزایش داد. در واقع در این اثر، شکل گیری هویت زن ایرانی که مطالبه برابری و رفع تبعیض دارد در عرصه عمومی ایرن از طریق آنالیز 7 سایت اینترنتی در سال 2006 توضیح داده شده است. نتیجه این بوده که در سال 2006 چهره زن ایرانی، ” برابری خواه و ضد تبعیض” است که به دنبال کسب حق خود در عرصه عمومی ایران است و تلاش می کند جایگاه برابر خود را در عرصه عمومی نسبت به مرد ایرانی پیدا کند و از طریق روایت ها، قصه و تحلیل با مخاطب عام ایرانی خود گفت وگو می کند. در بخشی از این کتاب تکنیک های رسانه ای استفاده شده در عرصه عمومی ایران از سوی فعالان زن مورد بررسی قرار گرفته، تکنیک هایی که از طریق آنها زنان ایرانی خواسته اند خود را به عنوان هویت تاثیرگذار بقبولانند. در آنالیز سال 2006 ثابت شده مطالبات زنان مشخص و جزئی، حول محور برابری حقوقی است و در قالب شعارها عکس ها و تحلیل ها به مخاطب ایرانی و حاکمیت بیان شده است.
سال 2009: زن ایرانی پیشقراول “پابلیک” ایرانی
در سال 2009 با شکل گیری “پابلیک” ایرانی مواجه هستیم. طبق نظریه “جان دیویی” یکی از ویژگی های “پابلیک”(Public) محوریت خواسته ای مشخص برای اجتماع افرادی است که در فضای روانی خاصی به احساسی مشترک رسیده اند و به کنش جمعی اقدام می کنند.اصولا “پابلیک” ایرانی در بستر جامعه مدنی ایران شکل می گیرد و اجتماع افرادی است که منافع مشترک دارند، دنبال راه حلی برای مسئله ای هستند و نسبت به رویدادی احساس نگرانی مشترک و در عین حال امید برای حل مشکل دارند. مسئله ای که آنها را مستقیم یا غیر مستقیم نگران کرده است. بنا بر این نظریه، شبکه های اجتماعی این فرصت را برای زنان ایرانی در جنبش سبز فراهم کردند تا از طریق شعر، قصه و روایت های خرد و کلان، خود را در مقام پیشقراول این جنبش معرفی کنند. در سال 2006 خواسته های زنان، حول محور برابری حقوقی و رفع تبعیض مشخص و جزئی است اما در سال بعد از انتخابات ریاست جمهوری2009 زن ایرانی در “پابلیک ایرانی” غرق می شود و خبری از خواسته های صنفی و مدنی، به صورت جزئی مشخص نیست و این غرق شدن نه به خاطر فراموش شدن مطالبات مدنی و صنفی بلکه به خاطر ویژگی ذاتی “پابلیک” است که به شکلی از”وحدت در عین تکثر ” می رسد. اما این “پابلیک” ایرانی به خاطر حضور موثر زنان چهره ای زنانه هم به خود می گیرد، جایی که زنان مبارز، به راویان جنبش سبز ایران تبدیل می شوند. یعنی زنان در این جنبش یا راوی اند( مانند مادر سهراب اعرابی و هیلا صدیقی شاعر جوان) یا روایت شونده( مانند ندا). از طریق آنالیز ویدیوها، عکس ها و روایت ها، متناسب با ارزش های ملی و مذهبی ایرانی ها، توضیح داده شده که چگونه این زنان نه تنها خود را به عنوان چهره تاثیرگذار این جنبش معرفی کرده اند بلکه از طریق نمادها و نشانه های مشترک، ابزارهای ارتباطی بین معترضان را نیز فراهم کرده اند. در سال 2006 خواسته های زنان مشخص و بیشتر صنفی است اما در سال 2009 خواسته ها کلی، حول محور مطالبه حق رای و دموکراسی و آزادی بیشتر است که این موضوع به ویژگی “پابلیک” بر می گردد که افراد را حول خواسته ای مشخص جمع می کند. همچنین توضیح داده شده در سال 2009 به واسطه رشد وسایل ارتباطی، زنان عادی به چهره های سمبلیک اعتراض مردم ایران تبدل شده اند و نقش برخی از چهره سازی ها از ندا، ترانه و مادر سهراب اعرابی…. توضیح داده شده است. به خصوص نقش “هنر مردمی” در وارد کردن خیلی عظیمی از افراد عادی به عرصه عمومی در جنبش سبز برجسته است. طبق آرا جان دیویی “هنر مردمی” از مرزهای هنری که در موزه ها حبس شده فراتر می رود، به بطن جامعه می آید و افراد را در معرض خلاقیت قرار می دهد و به وسیله ای برای ارتباط جمعی تبدیل می شود.













