سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » به فردای توافق هسته‌ای بیندیشیم...
» ضرورت بازگشت به شیوه و روش مدیریت کارآمد دولت موسوی

به فردای توافق هسته‌ای بیندیشیم

چکیده :در زمان جنگ که شاید شرایط دشوارتر بود و بیم غلبه دشمن وجود داشت با مدیریت اصولی و استفاده از ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی توانستیم از آن مرحله عبور کنیم ولی متاسفانه در 8 سال دولت به اصطلاح پاکدست نه تنها نتوانستند دستاورد مهمی داشته باشند بلکه آنچه بود را هم نابود کردند و سرمایه های عظیم کشور به یغما رفت و بدتر آنکه به سبب عدم مدیریت و اتکای به وهم و خیالات و با دروغگویی و نیرنگ بزرگترین سرمایه کشور و انقلاب یعنی جوانان را در آستانه انحراف و بدبینی و یاس و نومیدی قرار دادند....


کلمه – علیرضا کفایی:

برجسته ترین رویکرد دولت حسن روحانی ورود به پرونده هسته ای و مذاکرات پر حاشیه با طرفهای غربی بوده است و عمده ماجرا به رفع تحریمها باز می گردد. پرونده هسته ای و رفع تحریمها طوری سیطره خود را بر سیاست خارجی و داخلی تحمیل کرده است که در هر زمینه ایی اعم از اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و… بحث و نظری ارائه شود به نوعی به ماجرای هسته ای ارتباط می یابد و این توجه خاص دولت و چراغ سبز حاکمیت قبل از هر چیز نشان دهنده این است که توان ادامه کار با وضع موجود مشکل است و حتماً باید پیش از ارائه هر راه حلی برای بهبود اوضاع در هر زمینه ای مشکل هسته ای و تفاهم و تعامل با جهان حل و فصل گردد و با این حساب و بدون شک هر ناظر بی طرفی جدای از بدست آمدن و نیامدن توافق احتمالی اذعان خواهد کرد که تا اینجای کار آمریکا توانسته است قدرت و سیاست خود را دیکته کند.

اما روی دیگر سکه را هم باید دید. اعمال تحریمهای ظالمانه و غیر انسانی آمریکا و هم پیمانانش از ابتدای انقلاب آغاز شده است و در بدترین شرایط و با تحمیل جنگ و در برهه ای که کشور نیاز مبرم به ارتباط با جهان داشت و نیروهای انقلاب کم تجربه و در حال و هوای انقلابی گری بودند و دشمنانی در داخل در صدد تجزیه کشور بودند و منافقین تروریست نقش داعش امروز را در آن زمان بازی می کردند و به صغیر و کبیر رحم نمی کردند ایران اسلامی توانست بر روی پای خود بایستد و با مدد مردم و یاری خداوند از گذرگاههای سخت عبور نماید و این شدنی نبود مگر با اتکال به خداوند و رهبری امام راحل و مدیریت دولت و همکاری ملت. نمی توان به آن افتخارات نگریست و عبور از بحران را در آن زمان به یاد آورد و به عنوان برگی از تاریخ ورق زد و به رهبری امام خمینی و مدیریت مهندس میرحسین موسوی بی اعتنا بود و البته چنانکه گفته آمد درایت امام و مدیریت مهندس موسوی آنگاه می توانست نتیجه دهد که نقش بی بدیل ملت را در همگام بودن با رهبر کبیر انقلاب و نخست وزیر محبوبش لحاظ کنیم.

آنچه که باید به آن توجه داشت این است که :

1- نفس تحریم یک ملت نمی تواند بر پایه های اصول انسانی و اخلاقی صورت پذیرد و بدون شک تحریم گران مقاصدی را برای خود تعریف کرده اند که برای رسیدن به آنها حاضرند ملتی را به گروگان گرفته و از مسیر اصلی بیرون برانند تا به تدریج از آرمانها و اهداف خود دست بردارد.

2- تحریم از سوی کسانی تحمیل می شود که قدرت اقتصادی و نظامی و سیاسی برتر را دارند.

3- در وضعیت تحریم شرایط دیگر عادی نیست و اضطراری خواهد بود.

4- وضعیت اضطراری به واسطه مشکلات پیش بینی شده بسوی بحران خواهد رفت.

5- هم وضعیت اضطرار و هم وضع بحرانی مدیریت خاص خود را طلب می کند.

6- حاکمان در برخورد با بحرانها و به دلیل اشتباه در مدیریت بحران اشتباه بزرگتری را مرتکب می شوند و آن هم روی آوردن به دیکتاتوری و سرکوب است.

7- مطلق اندیشی و عدم انعطاف در مواجهه با مسائل و مشکلات مستحدثه و تفکر اقتدارگرایانه به دلیل آنکه موجب می شود تا تحریم گران حلقه تحریم را تنگتر نمایند و از طرفی وحدت و انسجام داخلی دچار از هم پاشیدگی می شود و نیز اعتماد عمومی به تدریج سلب می گردد شرایط را بحرانی تر خواهد کرد.

8- شدت و حدت بحران تا آنجا پیش خواهد رفت که حاکمان بناچار از تصمیمات قبلی خود عدول خواهند کرد و تن به خواسته های طرف مقابل دهند.

9- در پذیرفتن شروط تحریم کنندگان ممکن است شروطی هم برای خود تعریف کنند ولی واقعیت آن است که تسلیم شرایط شده اند و مجبور به نرمش هستند.

10- هر نوع تحریمی هر چند که صبغه اقتصادی آن بیشتر به چشم آید اما باید توجه داشت که اصل و اساس آن سیاسی است. هیچ تحریمی بدون از مقاصد سیاسی نخواهد بود.

11- در شرایط تحریم و وضعیت بحران باید بیشتر به مردم تکیه کرد و اندیشه غالب و پذیرفته شده جامعه را در بین آحاد مردم در نظر گرفت و برای اطمینان از حمایت و پشتیبانی آنها به رای و نظرشان بها داد.

12- بها دادن به رای و نظر مردم جز از راه توسعه سیاسی و نقش احزاب امکان ندارد. نمی توان در شرایط تحریم یک ملت ظلم مضاعفی هم به آنها کرد و رای فردی و یا گروهی اقلیت را بر آنان هم تحمیل کرد.

13- مهم شکستن حلقه محاصره است و در این مورد باید از تمام ظرفیتهای جامعه بهره برد هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی و نیز اقلیت جنجال آفرین و غوغاسالار را که منتفع از شرایط تحریم هستند و به دروغ خود را دلواپس نشان می دهند و برای نفع بیشتر سعی می کنند تا تحریم ادامه یابد با قاطعیت بر سر جای خود نشاند.

14- علاوه بر اینکه عده ای در داخل نمی خواهند تحریمها برداشته شود در خارج هم دشمنانی هستند که در مدت زمان تحریم منافعی برای خود جسته اند و لذا حاضر نیستند به این سادگی از مخالفتهای خود دست بردارند.

15- باید توجه داشت که هر نوع طرح و برنامه و پیشنهادی که در شرایط تحریم ارائه می شود فقط مختص همان شرایط تحریم است و اگر درست و منطقی و کارشناسانه هم باشد به دلیل آنکه تحریم گران ممکن است شیوه هایی برای خنثی کردن و یا بلااثر کردن آن ترتیب دهند، امکان دارد شرایط داخلی و اقتصادی جامعه بحرانی تر شود.

16- طرحها و برنامه هایی مانند اقتصاد مقاومتی ناشی از شرایط اضطرار و بحران است و گنجاندن آن در برنامه های توسعه خطاست ضمن اینکه قانون مدونی ندارد و بیشتر به شایدها و اگرها می پردازد و با نیت خیر که البته خیلی هم مهم است نمی توان حصول نتیجه موفق را انتظار داشت و نمی توان سرنوشت یک کشور را با اگر اینگونه عمل کنیم شاید این نتیجه حاصل شود گره زد.

از روی بر هم این موارد می توان به این نتیجه رسید که در هر امری ابتدا باید وجود آن را پذیرفت و ماهیت آنرا بخوبی شناخت و از توهم و احساسی عمل کردن اجتناب کرد و سپس اذعان داشت که مدیریت در هر شرایطی و بویژه در شرایط بحرانی نقش محوری و کلیدی دارد و بعد به این نکته ظریف توجه و عمل نمود که در بحرانها می بایست بسوی همگرایی بیشتر حرکت کرد و توسعه سیاسی و اعتماد به جریانها و جناحهای سیاسی بسیار حائز اهمیت است که حمایت و پشتیبانی عظیم مردمی را در پی خواهد داشت.

در زمان جنگ که شاید شرایط دشوارتر بود و بیم غلبه دشمن وجود داشت با مدیریت اصولی و استفاده از ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی توانستیم از آن مرحله عبور کنیم و متاسفانه از مقطعی بحران مدیریتی داشته ایم که کار بدینجا رسیده است خصوصاً در 8 سال دولت به اصطلاح پاکدست واقعاً هیچ مدیریتی بر اساس منطق و منطبق با واقع اعمال نشده است و نه تنها نتوانستند دستاورد مهمی داشته باشند بلکه آنچه بود را هم نابود کردند و سرمایه های عظیم کشور به یغما رفت و بدتر آنکه به سبب عدم مدیریت و اتکای به وهم و خیالات و با دروغگویی و نیرنگ بزرگترین سرمایه کشور و انقلاب یعنی جوانان را در آستانه انحراف و بدبینی و یاس و نومیدی قرار دادند.

تزها و تئوریهای وهم گونه و الصاق تفسیرهای غلط از دین بر پیشانی انقلاب و مذهب و تحلیل غلط از اوضاع جهان و رفتار و منش پوپولیستی دولتهای نهم و دهم و تندروی های بی منطق و مدیریت روزمره گی و فضای شدید امنیتی و….. علاوه بر اینکه چهره ای خشن و ترساننده از اسلام عزیز در نزد جهانیان ارائه می داد باعث هدر رفتن منابع و ذخایر داخلی هم می شد و در راس آنها مردم را به خسران مادی و معنوی دچار می ساخت که دیدیم و هنوز هم آثار شوم آن بر جبین ملک و ملت هویداست. ملت تاوان بی مبالاتی و بی اخلاقی و فریبکاری دولت آلوده دست را پس می دهد. در شرایطی که هزاران مشکل بر اثر تحریمهای ظالمانه بر مردم تحمیل شد فنا رفتن ذخایر و ثروت کشور هم ظلمی دیگر بود که بر مردم تحمیل شد.

امروز که می خواهیم پرونده هسته ای مختومه اعلام شود (اگر بشود) و فرصتی برای نفس کشیدن باشد و تا اندازه ای از بحران فاصله بگیریم چهره جدیدی از اقتدارگرایی ارام آرام خود را نشان می دهد و آماده است پس از توافق احتمالی زمام امور را به دست گرفته و سوار بر موج با از آن خود کردن پیروزی ملت همان مقاصد قبلی خود را منتها در شکلی نوین دنبال کند. خطری که وجود دارد همان عدم مدیریت و محدود کردن فضای سیاسی است چنانکه در سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه هیچ اشاره ای به توسعه سیاسی و امور سیاست داخلی نشده است.

این برنامه در 80 بند و شامل سرفصلهای امور (اقتصادی – فناوری اطلاعات و ارتباطات – اجتماعی – دفاعی و امنیتی – سیاست خارجی – حقوق و قضایی – فرهنگی و علم و نوآوری) ابلاغ شده است.

در این برنامه هم بر توسعه اقتصادی و دیپلماسی اقتصادی تاکید و تمرکز شده است یعنی همان تکرار اشتباهات گذشته و ظاهرا قرار نیست با نظریه های توسعه ای نوین که توسعه پایدار و همه جانبه را لحاظ می کند و پیش از هر امری به توسعه سیاسی می پردازد توجهی شود و درست مثل قبل باید منتظر بسط و گسترش فضای امنیتی و برخوردهای سیاسی باشیم.

آقای روحانی باید و وظیفه دارد به آنچه که حق و حقوق ملت است رسیدگی نماید نه صرفا بخاطر قولهایی که داده است بلکه باید بداند محدود شدن فضای سیاسی و تمرکز بر اقتصاد صرف هم اقتصاد را ویران می کند و هم مردم را دلسرد و نا امید.

درست است که گشایش سیاسی، اقتصادی و بهبود معیشت مردم و اموری مانند رفع حصر از وعده های آقای روحانی بوده است اما آقای روحانی بر اساس خواست ملت و مطالبه عمومی آنان بر موارد فوق که نشان دهنده همراهی آنان با آقای خاتمی و اصلاح طلبان است، توانست آن مطالبات را بخوبی تشخیص داده و وعده عملی شدنشان را اعلام نماید تا رای اکثریت مردم را از آن خود نماید. انتظار عملی شدن وعده های آقای روحانی در واقع انتظار از او برای گرفتن حق و حقوق ملت بر اساس قانون و عمل به قانون است که وظیفه رئیس جمهور هم همین است.

اگر قدرتهای خارجی تحریم اقتصادی را بر مردم تحمیل کرده اند اقتدارگرایان داخلی نیز تحریم سیاسی را تحمیل کرده و می کنند و در این فضا هیچ زمینه رشدی برای نخبگان و استعدادهای بالقوه جوانان نیست و در بر همان پاشنه خواهد چرخید. در زمان تحریم گروهی معلوم الحال با غارت و چپاول به آلاف و الوفی رسیدند و منتفع شدند و با این حساب در زمان پسا تحریم هم همانها کیسه دوخته اند و آماده تاراج هستند.

جناب رئیس جمهور محترم که مورد اعتماد قاطبه مردم هستند به این دقیقه توجه داشته باشد که محدودیتهای سیاسی و سیطره فضای امنیتی در زمان تحریم اشتباه بود و باعث شد که دولتهایی سر کار آیند که منافع ملی برایشان بازیچه بود و تاراج کردند و اکنون در زندانند و اگر این شیوه همچنان ادامه یابد و پس از تحریم بر همین مدار باشد باز هم باید منتظر خطاها و خلافهای کلان اقتصادی بود.

توسعه همه جانبه و پایدار و در راس آن توسعه سیاسی و نظارت سیاسی و مطبوعات آزاد و مستقل و نهادهای مردمی می تواند از در افتادن در گرداب بحرانی دیگر ممانعت نماید.

آزادی و مردمسالاری و رای و نظر مردم می تواند به جامعه هویت بخشد و دخالت دادن آنان در امور موجب خواهد شد که همراه دلسوز و ناظری ارزشمند برای مدیران و دولت در ساختن کشور باشند و اهتمام و اعتقاد به توسعه سیاسی راههای خطا کاری و ضربه زدن به منافع ملی را مسدود خواهد کرد.

دوران پساتحریم با اهمیت تر از شرایط تحریم است و می طلبد که منابع و منافع ملی به درستی مدیریت و به سمت شکوفایی اقتصادی و رفع نگرانی های مردم و امید بخشیدن به جوانان حرکت نماید و بدون شک به این مهم دست نخواهیم یافت مگر آنکه در شیوه های سنتی مدیریت که بیشتر بر توهم توطئه استوار است تجدید نظر کنیم و جریان سیاسی اصلاح طلب را در مدیریتها بکار گیریم.

لازم است یک بار دیگر شیوه و روش مدیریت کارآمد دولت زمان جنگ را بر اساس اقتضای امروز تعریف کنیم و مشی امام راحل و تدبیر مهندس موسوب و دیگر کارگزاران آن زمان را در اداره جامعه و رضایت شهروندان مد نظر قرار دهیم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.