چرا زور قوه قضاییه به «شهرخر»ها نمیرسد
چکیده :برخلاف شرخرهای دیروز که زور می گفتند تا طلبی را از بینوایی وصول کنند، برادران «شهرخر» طلبی هم ندارند ولی از همه طلبکارند. پول دارند، زور دارند، رابطه دارند، اسلحه دارند، پوتین به پا دارند و تسبیح در دست و چفیه بر دوش، مامور و مسئول و قاضی و حاکم هم از خودشان است. این وسط اگر قاضی غیر قابل خریدی هم پیدا شود که حکم به خلاف میل آنها بدهد، یا برایش پرونده می سازند و یا بی سر و صدا از کنار ماجرا عبور می کنند و به کار خود ادامه می دهند....
کلمه – سید مهرداد طباطبایی:
پول دارند، زور دارند، رابطه دارند، اسلحه دارند، پوتین به پا دارند و تسبیح در دست و چفیه بر دوش، هم رسانه دست آنهاست، هم خیابان در انحصار آنها و هم دستبند و زندان مال آنها. نه برای کسی جز خود حقی قائل اند و نه برای مخالفان خود راه نفسی می گذارند. مامور و مسئول و قاضی و حاکم هم از خودشان است. این وسط اگر قاضی غیر قابل خریدی هم پیدا شود که حکم به خلاف میل آنها بدهد، یا برایش پرونده می سازند و یا بی سر و صدا از کنار ماجرا عبور می کنند و به کار خود ادامه می دهند.
دو ماجرایی که اخیرا در تهران جنجالی شده، یکی در اکباتان و یکی در میدان سپاه، فصل پایانی زندگینامه غم انگیز نهادی است که می خواهد با همدستی زر و زور و تزویر، زمین و هوای شهر را بخرد و با زبان صریح می خواهد بگوید هیچ کس و هیچ چیز هم جلودارش نیست؛ حتی قانون و دادگاه!
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که برای دفاع از آب و خاک ایران تاسیس شد، حالا پس از سه دهه در مسیری حرکت می کند که تا آب و خاک ایران را یکجا به توبره نکشد، دست از سر ملک و ملت بر نمی دارد. آن از بلایی که سدهایی نظیر گتوند و طرح ها افسانه ای انتقال آب و … بر سر آب و محیط زیست آوردند؛ و این از زمین خواری های برون شهری و درون شهری که به برکت همراهی و بلکه همدستی شهردار تهران و مدیران وی، شهر را از عرض و ارتفاع در تیول برادران «شهرخر» قرار داده است.
سردار دکتر قالیباف که زمانی به برخوردهای گازانبری با دانشجویان معترض مشهور بود و زمانی دیگر داشته ها و امکانات خود را در خدمت سرکوبگران مردم قرار داده بود، حالا در برابر زمین خواران شهری و چکمه پوشانی که خاک میهن را زیر پا گذاشته اند، سکوت کرده است. سکوتی که نشان از چیزی جز هم پیالگی ندارد. آن هم در شرایطی که زیردستان او با دستفروشان خیابانی، رفتاری بدتر از جنایتکاران دارند و حملات گازانبری خود را به جای ساخت و سازهای صدها میلیاردی غیرقانونی در چهارگوشه شهر، متوجه بساط های چند هزار تومانی محرومان کرده اند.
مستضعفانی که حاکمیت پول سالار و جفاکار آنها را به حاشیه های معابر رانده است تا نان بخور و نمیر خود را از گوشه و کنار کوچه و خیابان جمع کنند و با این حال آماج حملات هرازگاه مامورانی هستند که گناه سد معبر را صدبار بدتر از دروغ و فساد و دزدی و حرام خواری می دانند و با شدیدترین نحو با آن برخورد می کنند.
اما شهرخرها در حاشیه امن، مشغول خریدن و خوردن زمین هایی هستند که از قرار، تنها میراث الهی برای مستضعفین است. اما در سایه حکومتی که قرار بوده مصداق حاکمیت الله باشد ولی به دست غاصبانی افتاده که نه خدا را می شناسند و نه در برابر خلق خدا اهل رحم و مروت اند، زمین هم دستمایه کاسبی شهرخران و شهرخواران شده که میراث الهی را هم ربوده اند و به تاراج برده اند. باز گلی به جمال شرخرهای دیروز که زور می گفتند و شر می جستند تا طلبی را از بینوایی وصول کنند؛ اینها طلب هم ندارند و از همه طلبکارند.
جالب اینجاست که حتی الزام قانون و حکم دادگاه هم نتوانسته جلودار ساخت و سازهای غیرقانونی سپاه و بسیج شود. بسیج که فضای سبز فاز 2 اکباتان را تصاحب کرده تا حسینیه و دارالقرآن بسازد و در کنار آن فعالیت تجاری کند، با وجود حکم دیوان عدالت اداری برای توقف، بی اعتنا به شعارهای مردم معترض که می گویند “مسلمان، مسلمان، غصبی نماز نداره”، مراسم افطاری برگزار می کند و سعید حدادیان را هم به عنوان میهمان ویژه مراسم افتتاح دعوت می کند و بعد در همان محل غصبی افطاری می دهد.
همزمان با این قانون شکنی آشکار در غرب تهران، شرق تهران هم شاهد قانون شکنی دیگری است: سپاه پاسداران بدون اخذ مجوز و با تغییر کاربری، ساخت و ساز غیرقانونی در حاشیه میدان سپاه را آغاز می کند، پیگیری برخی اعضای شورای شهر به حکم دادگاه برای توقف کار می انجامد و با این حال پروژه ادامه می یابد. رئیس دیوان عدالت اداری با لحنی دوستانه به برادران ولایتمدار اعتراض می کند که چرا برای کار خود مجوز نمی گیرند. اما برادران، با وجود حکم دادگاه و برخلاف قانون، ساخت و ساز را در ساعات نیمه شب ماه رمضان ادامه می دهند و مطبوعاتی که این خبر را پیگیری می کنند، تحت فشار قرار می گیرند. اما ناگهان سقوط یک جرثقیل، قانون شکنی سپاه و سکوت همدلانه شهرداری و قوه قضاییه را برملا می کند و نشان می دهد که دستها همه در یک کاسه است و هچ کس برای قانون پشیزی ارزش قائل نیست.
در بین این همه قانون شکنی های نهادینه، هیچ کس نمی پرسد که چرا این فسادهای آشکار اقتصادی- نظامی، با هیچ ممانعت موثری از سوی هیچ بخشی از حاکمیت مدعی رو به رو نمی شود؟ چرا در روز روشن، حکم دادگاه را زیر پوتین می گذارند و کار خود را می کنند؟ و چرا حتی زور قوه قضاییه هم به این «شهرخر»ها نمی رسد؟













