سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

پاک‌ترین دولت

چکیده :راننده ای که آخر شب مرا به خانه ام می رساند دولتی بود. تمام طول راه در بارۀ اسراف کاریها و اختلاسهای دولت گذشته و وامهائی که کارمندان از بانکها و مؤسسات مالی گرفته و پس نداده اند صحبت کرد. هیچ کدام از این حرفها برایم تازگی نداشت. امروزه همه جا صحبت از اختلاس است، از اختلاسهای ریز گرفته تا گم شدن دکل نفتی....


نصرالله پورجوادی در فیس بوک خود نوشت:

دیشب رفته بودم به میهمانی افطار. راننده ای که آخر شب مرا به خانه ام می رساند دولتی بود. تمام طول راه در بارۀ اسراف کاریها و اختلاسهای دولت گذشته و وامهائی که کارمندان از بانکها و مؤسسات مالی گرفته و پس نداده اند صحبت کرد. هیچ کدام از این حرفها برایم تازگی نداشت. امروزه همه جا صحبت از اختلاس است، از اختلاسهای ریز گرفته تا گم شدن دکل نفتی. تنها حرف جالبش برایم این بود که گفت در زمان دولت گذشته قبل از خاتمۀ دوره و رفتن کارمندان ، تمام ساختمان دولتی را شنود کار گذاشته بودند به طوری که تیم جدید در این مدت هنوز نتوانسته اند ساختمان را پاک سازی کنند. یک لحظه فکر کردم اگر اینها موقع رفتن فکر جمع آوری اطلاعات از دولت کنونی بوده اند در آن هشت سال ببین چه اطلاعاتی برای خودشان جمع آوری کرده اند. برای چه؟ خدا می داند.

در میان حرفهای راننده من ناگهان از او پرسیدم: می دانی پاک ترین دولت کدام دولت بود؟ بلا فاصله گفت: دولت خاتمی . گفتم: نه. دولت خاتمی نسبتا پاک بود ولی پا کترین نبود. پاک ترین دولت دولت میر حسین بود. و بعد برایش خاطره ای نقل کردم. گفتم میر حسین بودجۀ نسبتا خوبی هم به ارز خارجی و هم معادل ریالی آن به من داد و گفت برو کتاب خارجی برای دانشگاهها وارد کن. این زمانی بود که اینترنت هنوز نبود و تنها راه تماس ما با مجامع علمی و دانشگاهی کتاب و نشریات بود. من هم این کار را کردم. و موفق هم بودم یا بودیم.

میرحسین چند بار در زمان نخست وزیری یا شاید بعد از آن آمد به فروشگاه ما و چند کتاب خارجی انتخاب کرد و هر بار پولش را تمام و کمال پرداخت و رفت. یک بار یکی از کتابهائی را که برداشته بود”اشتانتیون” بود یعنی نمونۀ مجانیی بود که ناشر برایمان فرستاده بود. به آقای موسوی گفتم ما برای این کتاب پولی نمی خواهیم چون مجانی به دست ما رسیده است. هدیۀ ما به شما. میرحسین گفت نه. دست کرد تو جیبش و پول کتاب را به همان قیمتی که روی آن نوشته بودیم پرداخت. من با تندروی های آقای موسوی در سیاست خارجی شان موافق نبودم. ایشان حتی کلاسهای زبانهای خارجی وابسته به رایزنیهای فرهنگی سفارتخانه ها را بستند و حاضر نشدند آنها را باز کنند و به نظرم این کار غلط بود. ولی به هر حال، دولت موسوی در تمام سالهای بعد از انقلاب پاک ترین دولت بود و آن موقع برای ما این پاکی طبیعی بود. انقلابیون نخستین بیشتر آدمهای پاکی بودند.

از ماشین که پیدا شدم و به طرف در خانه رفتم به یاد دولت موقت افتادم . برگشتم که به راننده بگویم دولت بازرگان هم بود. ولی او رفته بود.

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.