سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بادامچیان باز هم دروغ گفت/ حقایقی درباره میرحسین موسوی و حزب جمهوری...

بادامچیان باز هم دروغ گفت/ حقایقی درباره میرحسین موسوی و حزب جمهوری

چکیده :ورود مهندس موسوی به حزب جمهوری اسلامی و پیوستن ایشان به حزب، بنا بر شواهد، با خواست و تاکید شهید بهشتی و شهید باهنر بوده است. مهندس موسوی پیش از انقلاب به عنوان جوانی پیشرو و انقلابی روشنفکر برای مبارزین معروف شده بود و دکتر رهنورد نیز با کلاسهای قرآن که خوانشی جدید و تفسیری نو و شجاعانه و مدرن از قرآن داشت، شناخته شده بود و این دو تجربه های و باورهای مذهبی و یا پیش زمینه های سیاسی را در کنار یکدیگر و با مطالعات و بهره مندی از کلاس های معلم شهید دکتر شریعتی غنا بخشیدند....


کلمه – نسرین رهجو:

حزب جمهوری اسلامی هم به لحاظ نقشی که در دوره حیات خود داشت، هم به علت حضور رجال نامدار سیاسی در آن و نیز شهیدان بزرگواری که به انقلاب تقدیم کرده همچون شهید بهشتی و شهید باهنر، همیشه مورد توجه بوده است. این توجه زوایای مختلفی چون تاثیر تاریخی و نقش آن، چگونگی ارتباط افراد با حزب، شکل گیری، حیات و چرایی و چگونگی تعطیلی فعالیت ان را دربر می گیرد.

در دوره پس از اصلاحات و به خصوص بعد از کودتای سال 88 شاهد ادامه توقیف زنجیره ای روزنامه ها و فیلتر کردن سایت های اصلاح طلب به بهانه های مختلف و محدود کردن رسانه های غیر همسو با حاکمیت، حبس و حصر بسیاری از انقلابیون ناظر بر واقعیات تاریخی انقلاب بوده ایم. به موازات بستن فضای فکری و فرهنگی، فرصت برای افراد یا رسانه های وابسته به حاکمیت بازتر شد تا همچنان که به نشر اخبار و تحلیل های دروغ می کوشند، به تحریف اتفاقات و تاریخ انقلاب نیز بپردازند و با تلاشی مضاعف و به دور از تقوا و امانت داری در این مسیر تا حد امکان از مواهب حمایت مادی و معنوی در نشر اکاذیب و بازسازی تاریخ به نفع خود بهره ببرند.

اسدالله بادامچیان از اعضای حزب موتلفه، از جمله افرادی است که بنا بر موقعیت کاری و سابقه تاریخی این سالها برای تولید تاریخ جدید و تحریف واقعیات و دروغ پردازی، فرصتی ویژه یافته است. در زمانی که بزرگان حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیده یا آماج حملات شدید رسانه ها و محافل اقتدارگرا و گروههای مختلف از سیاسیون تا مداحان حکومتی قرار دارند و امکان هرگونه شنیدن روایات و حوادث از مطلعین در بند یا محصور گرفته شده، میزان فعالیت بادامچیان افزایشی چشم گیر داشته است.

بادامچان که در غیاب پایه گذاران شهید و بزرگان حاشیه نشین و تاثیرگذاران محصور، فرصتی را برای عرض اندام و طرح افکار پیدا کرده، آنچنان در دروغ پردازی و تحریف می کوشد که حتی خود او در صداقتش تشکیک می کند و از این رو در ابتدای مصاحبه اخیر می گوید باید راست بگوییم؛ گویی در ناخودآگاه خود به خوبی می داند که قرار است چقدر دروغ بگوید!

میزان صحبتها و مصاحبه های ایشان در این راستا برای هر فرد پیگیر جای این تعجب را باز می گذارد که چرا باید زمام امور را به جای سپردن به خدا و مصداق افوض امری الی الله شدن، این گونه و این چنین به نفرت و کینه توزی سپرد که موجب دروغ پردازی های مکرر شود و به ذهن مخاطب چنین متبادر شود که گویی ناقل این گونه صحبت ها در فضای مبارزه برای سرنگونی ظلم و ستم شاهنشاهی و بعد اداره کشور نیتی غیر خدایی و مردمی داشته و سهمی می طلبد که به واسطه موسوی و رهنورد جوانان روشنفکر دینی و باهوش آن زمان از او ربوده شده و دعوایی شخصی به جای مباحثاتی مبنی برتفاوت آرای سیاسی نشسته است.

پیشتر حجت الاسلام مسیح مهاجری مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی، که از اعضای حزب جمهوری اسلامی بوده و مسئول تنها بازمانده ی آن حزب است، ضمن رد دروغ های بادامچیان گفته بود “من نصيحت مي‌كنم اين شخص را كه ايشان در سني نيستند كه كينه‌ توزي نسبت به يك آدم شريف مثل آقاي مهندس موسوي داشته باشند. در سال‌هاي اخير افرادي متأسفانه دروغ‌هايي به مهندس موسوي نسبت دادند كه آدم تعجب مي‌كند. بعضي از آنها پيشاني‌شان پينه بسته است ولي اين دروغ‌ها را گفتند. من به بعضي از آنها نامه نوشتم كه اگر كسي الآن نيست كه از خود دفاع كند، خداي او كه هست. آيا اگر كسي گرفتار يك مشكلي شد، شما بايد هرچه دلتان مي‌خواهد بگوئيد؟” همینطور ایشان گفته بود که “اگر به این اتهام زنی ادامه دهد اسنادی را از او در معرض افکار عمومی قرار می دهم که پشیمان شود.”

با این همه آقای بادامچیان ضمن حفظ روند قبلی که ناشی از حمایتگری ارگانها یا رسانه های مشخص است، در مصاحبه اخیر خود با اشاره به مقاله مهندس موسوی درباره مصدق با عنوان فرزند ملت در ابتدای سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی به عنوان رفتاری خارج چارچوب و نیز اتهام دروغ نسبت به خانواده دکتر رهنورد مبنی بر کمونیست بودن و موضع گیری های مرسوم این سالها در مورد دکتر پیمان، ازدواج ایشان را سیاسی و در کلاسهای دکتر پیمان دانسته است.

حال آنکه آشنایی این زوج بنا بر گفته خود دکتر رهنورد و همچنین دوستان و آشنایان ایشان، در فضای هنری و نمایشگاه زهره کاظمی -دکتر رهنورد- صورت گرفت و صبغه سیاسی در ابتدا نداشت. اگرچه با توجه به طرز تفکر و روندهای شکل گیری تربیتی و تاریخی و محیط دانشگاهی و فضای زمان به سوی فعالیت های سیاسی و مطالعات جدی تر روشنفکری با بنمایه ای مذهبی منجر شد. خود ایشان در مصاحبه ای پس از اتفاقات سال 88 چنین گفته است: «همیشه دوست داشتم و دارم که در عرصه روشنفکری و هنر و ادبیات به ایران و مردم خدمت کنم. ازدواجم هم همین طور بوده و از نظر خودم با یک روشنفکر و هنرمند ازدواج کردم. هر چند ما هم مثل بسیاری از آدم ها و بسیاری از دانشجویان سیاسی بودیم ولی هدف ما این بود که یک زندگی فرهنگی و هنری داشته باشیم. اما در روند ماجراها قضیه به اینجا کشید.»

همچنین ورود مهندس موسوی به حزب جمهوری اسلامی و پیوستن ایشان به حزب، بنا بر شواهد، با خواست و تاکید شهید بهشتی و شهید باهنر بوده است. مهندس موسوی پیش از انقلاب به عنوان جوانی پیشرو و انقلابی روشنفکر برای مبارزین معروف شده بود و دکتر رهنورد نیز با کلاسهای قرآن که خوانشی جدید و تفسیری نو و شجاعانه و مدرن از قرآن داشت، شناخته شده بود و این دو تجربه های و باورهای مذهبی و یا پیش زمینه های سیاسی را در کنار یکدیگر و با مطالعات و بهره مندی از کلاس های معلم شهید دکتر شریعتی غنا بخشیدند.

حتی به رغم جفاها و رفتارهای بعدتر، رهبری در سخنانی در مجلس برای رای اعتماد مهندس موسوی در مقابل سخنان پر هجمه شهید دیالمه چنین گفته بود : «درباره همه خیال می‌کردیم انتقاد بشود، درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمی‌کردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند. اولاً بنده ایشان را خیلی خوب می‌شناسم، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کرده‌اند یا انتقاد کرده‌اند بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری می‌شناسم. آن‌چه درباره ایشان از گرایش‌ها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه این‌ها روزنامه جمهوری اسلامی است…. این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید. متهم می‌کنند ایشان را به علاقمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک، کذب محض است این معنا، من با ایشان معاشرت نزدیک داشته‌ام. من ایشان را می‌شناسم، من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت می‌دهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاً‌ت تصور نمی‌کردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند.»

دکتر رهنورد و مهندس موسوی بارها در خاطرات خود به احتیاط بر عضویت در دسته ها و گروهها اشاره نموده بودند. با این همه میرحسین موسوی پس از حضور اولیه در جلسه معارفه ای با دعوت مصرانه دکتر بهشتی مجذوب فضای ربانی جلسه و قرائت قرآن شهید باهنر شده و در تصمیم خود با توجه به آشنایی های قبلی با اعضا و فضایی که مشاهده نموده، اساس نامه و نیز گفت و گوهای قبل و بعد از انقلاب با دکتر بهشتی به آن پیوسته مورد حمایت و علاقه دکتر بهشتی قرار می گیرد. که گویا همین حمایت و اعتماد زیاد ایشان موجب حسی از نفرت و رقابت در برخی شده که تا امروز نیز ادامه داشته است.

باید گفت اگرچه تفاوت آرای سیاسی بین افراد و گروهها امری طبیعی است و اعلب مشاجرات سیاسی و بحث های متعددی را به دنبال دارد اما نحوه رویارویی با این تفاوت ها و تطابق آن با شان یک فرد سیاسی، چهره خاص یک فرد را در عرصه سیاسی شکل می دهد. از این روست که این کینه عجیب کنترل نشده و دروغ های عجیب متاثراز آن دربرابر متانت و ادب و اخلاق میر محصور بیشتر و بیشتر به چشم می آید. همچنین این نوع برخورد با باورها به هیچ وجه با مفهوم کبیره بودن گناه دروغ گویی و مدمت آن در نزد بزرگان دینی با هیچ استدلالی سازگار نیست.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.