فراخوان به یک توافق ملی
چکیده : شما در شرایطی در جایگاه ریاستجمهوری قرار گرفتهاید که ما تجربههای تلخی از تقابل سیاسی را از سر گذراندهایم و ملت دوست ندارد یک تقابل تازه را تجربه کند. تقابل و تزاحم قوا در کشور به سود هیچکس نیست. شما به درستی در سیاست خارجی باب مذاکره و توافق جهانی را ایجاد کردهاید. چرا در سیاست داخلی باب مذاکره و توافق ملی را نمیگشایید؟...
غلامحسین کرباسچی *
بسماللهالرحمنالرحیم
قل يا أهل الكتاب تعالو الي كلمة سواء بيننا وبينكم الانعبد الاالله ولا نشرك به شيئا ولا يتخذ بَعضُنَا بعضا أربابا من دون الله
جناب آقای رئیسجمهور؛
تا پیش از 24 خرداد 92 همهی دغدغهی ما اصلاحطلبان نه بر سر کارآمدن یک «دولت اصلاحطلب» که تشکیل یک «دولت ملی» بود. دولتی که معیارش برای ادارهی کشور «منافع ملی ایران» باشد.
حوادث تلخ انتخابات 88 جمع کثیری از دلسوزان کشور را از اصلاح و تحول امور از راه صندوق رأی ناامید کرده بود. اما اکثریت اصلاحطلبان به عنوان فرزندان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی حتی در آن شرایط سخت به اصلاح امور در چارچوب قانون اساسی و نهاد انتخابات امید داشتند و حتی به دوستان جناح مقابل پیام میدادند که میتوان در چارچوب منافع ملی و ارزشهای انقلابی به یک «دولتِ وحدت ملی» رسید که با تفاهم جناحهای اصلی، کشور را از بحران خارج کند.
البته قرار نبود آن دولت یک شرکت سهامی باشد اما میتوانست بر سر اصول رقابت به وحدت برسد. متأسفانه دوستان چون واقعیت آن بحران در اداره کشور را قبول نداشتند به این پیام توجه نکردند .
خوشبختانه شما به عنوان شخصیتی فراجناحی در انتخابات ریاستجمهوری ظرفیتهای ملی خود را نشان دادید و در عمل آن نظر را محقق کردید و گرچه اصلاحطلبان معتدل اصلیترین حامیان شما در انتخابات ریاستجمهوری بودند اما بهدرستی در تشکیل دولت به تشخیصهای جناحی عمل نکردید و منافع ملی را تا جایی که جناح مقابل اجازه میداد معیار قرار دادید.
اما امروز در دو سالگی دولت باید بگوییم این کافی نیست.. «دولت وحدت ملی»تشکیل شده اما کار تمام نشده است. این دولت به دو رکن اساسی نیاز دارد که هنوز مفقود است:
رکن اول؛ «اقتدار ملی»، است. شما دیگر یک شخص و یک فرد نیستید. شما بهعنوان «رئیسِ جمهوری اسلامی ایران» نماد اراده ملی هستید. شما تنها کسی هستید که حضورتان در رأس دولت محصول رأیگیری از همهی ملت است و از اینرو تنها کسی هستید که میتوانید به نمایندگی از همه ملت سخن بگویید. این موقعیت ملی، «اقتدار ملی» میخواهد و و این ویژگی هم نباید محدود به شما شود و تمام دولت باید چنین باشد. شما البته در مقام بیان و دفاع از خواست ملت محکم و مقتدر هستید اما این تا حدود زیادی محدود به شخص شماست و دولت همپای شما حرکت نمیکند. ما البته محذورات جنابعالی در تشکیل دولت را درک میکنیم و میدانیم این دولت محصول تعامل شما با دیگر نهادهای کشور است اما فکر میکنیم که دیگر دولتمردان باید به اندازه شخص رئیسجمهور بر سر عهد و پیمان خود با رأیدهندگان استوار باشند. این روزها شعار «روحانی تنها نیست» را در شبکههای اجتماعی بسیار میبینید چراکه هوادارانتان در بدنه اجتماعی فکر میکنند شما در دولت تنها هستید و کابینه همپای شما حركت نميكند. من فکر میکنم جامعه نگران اقتدار دولت است. نگران اراده و استواری نهاد دولت… ما اصلاً نمیخواهیم شما ذرهای حرف یا حرکت غیرقانونی و حتی خارج از توان واقعی دولت داسته باشيد. اما اگر حرفی با حرکتی در دولت شروع شد باید همه دولت پای آن بایستد و اگر حرفی، قانونی و اجرایی نیست اصلاً نباید بیان شود. در کشور ما معمولاً از واژهها بد استفاده میشوند. مثل واژه اقتدار که خیلیها فکر میکنند اقتدارگرایی به معنای زورگرایی و استبدادخواهی است. اما در ادبیات علم سیاست اقتدار یعنی قدرت مشروع، یعنی قدرتی که رأی ملت پشت آن است نه زور. از این جهت ملت چون به شما رأی داده است از شما میخواهد در کار خود قاطعیت نشان دهید. اما اقتدار ملی فقط با رأی اکثریت به دست نمیآید. از رأی اکثریت مهمتر جلب و جذب همهی ملت است. اینجاست که دولت به رکن اساسی دیگری نیاز دارد. و آن وفاق ملی است.
«وفاق ملی» فقط وفاق دو جناح و چندجناح نیست. ما با پدیدههای اجتماعی تازهای مواجه هستیم که همه جناحها را تهدید میکنند. یافتههای اجتماعی نشان میدهد که متأسفانه تغییر نسلها در ایران موجب بیگانگی نسلها شده است. نسلهای جوان و جدید خود را خارج از بافتهای قدیمی قرار میدهند و حتی فراتر از تقابل با حاکمیت به تنافر با آن رسیدهاند. یعنی حتی ما با آنها تصادم هم پیدا نمیکنیم که با این پدیده اجتماعی تازه آشنا شویم. آنها راه خود را میروند و ما راه خودمان را... «وفاق ملی» تلاش برای شناخت همهی شکافهای اجتماعی است. شناخت شکاف دولت و ملت، شناخت شکاف نسل جدید و نسل قدیم، شناخت شکاف اصولگرایان و اصلاحطلبان، شناخت شکافت قوای کشور و…
آقای روحانی؛
شما در شرایطی در جایگاه ریاستجمهوری قرار گرفتهاید که ما تجربههای تلخی از تقابل سیاسی را از سر گذراندهایم و ملت دوست ندارد یک تقابل تازه را تجربه کند. تقابل و تزاحم قوا در کشور به سود هیچکس نیست. شما به درستی در سیاست خارجی باب مذاکره و توافق جهانی را ایجاد کردهاید. چرا در سیاست داخلی باب مذاکره و توافق ملی را نمیگشایید؟
من امروز وقتی شنیدم که دوستان اصولگرا هم در این جلسه حضور دارند بسیار خوشحال شدم و ابتکار شما را در برگزاری جلسه مشترک را تحسین کردم. ما باید بتوانیم با هم حرف بزنیم و تفاهم کنیم هنگامیکه ما با اصلیترین معارضان تاریخی خود در جهان گفتوگو میکنیم چرا نتوانیم با رقیبان داخلی خود حرف بزنیم؟ و البته همانگونه که شما در برگزاری این جلسه پیشگام شدهاید در تداوم این فکر هم نقش مهمی خواهید داشت چراکه بخش عمدهای از گفتوگوهای ما به عملکرد شما در اداره کشور و روابط میان قوای اصلی حاکمیت برمیگردد و از سوی دیگر هرگونه وفاق ملی به اقتدار ملی دولت کمک خواهد کرد.
بدون شک تجربه موفق اجماع ملی و حاکمیت یکپارچه در مذاکرات هستهای میتواند در سیاست داخلی هم تکرار شود. شما به خوبی میدانید حتی افرادی مانند مهندس میرحسین موسوی و حجتالاسلام والمسلمین مهدی کروبی و بسیاری از فعالان سیاسی و حزبی که در زندان به سر میبرند و امکان حضور در این جلسه را ندارند حتی در شرایطی که در اعتراض نسبت به مديران وقت به سر میبردند ذرهای در ضرورت حفظ و دوام و بقای جمهوری اسلامی ایران تردید نداشتند و اگر امروز در بین ما بودند از توافق بر سر «منافع ملی» و «امنیت ملی» و «توسعه ملی» کشور حمایت میکردند.
آقای رئیسجمهور
پیشنهاد مشخص من به شما راهاندازی یک «نهضت مذاکره ملی» در کشور برای دستیابی به «توافق ملی»است. اساس این توافق میتواند منافع، امنیت و توسعه ملی کشور باشد. ما باید سطح زندگی مردم را ارتقا دهیم، امنیت و آرامش آنها را حفظ کنیم و امکان رشد و تعالی کشور را فراهم کنیم ما باید شاخصهای منافع، امنیت و توسعه ملی کشور را در یک سند و «منشور ملی» تعریف کنیم. مهم نیست کدام جناح اداره کشور را برعهده میگیرد. مهم این است که همه جناحها در اداره کشور از ظرفیتهای یکدیگر استفاده کنند. تدوین این سند ملی به یک نهاد ملی نیاز دارد که از اجماع نخبگان پدیدار میشود. معیار ما باید قانون باشد اما حتی اجرای قانون هم اراده ملی میخواهد. این سند میتواند مبنایی برای شکلگیری این اراده باشد. ما اصلاحطلبان به سهم خود حاضریم برای تنظیم چنین سند و تشکیل چنین توافقی حتی با رادیکالترین اصولگرایان هم گفتوگو کنیم. «اقتدار ملی» بدون «توافق ملی» ناممکن است اقتدار ملی و توافق ملی دو روی یک سکهاند. و تنها راهی که این دو را به هم وصل میکند «مذاکره ملی» است.
آقای روحانی
ریاستجمهوری شما «فرج بعد از شدت» بود، امید پس از ناامیدی! موقعیتی تاریخی که به سعی و همت چند نسل از دلسوزان این مُلک و ملت به دست آمد و شما بهترین فردی هستید که میتوانید از این موقعیت تاریخی صیانت کنید و آن را در تاریخ ایران ماندگار کنید در حاشیهها نمانید و با اقتدار از اصول خود دفاع کنید و با گفتوگو اراده ملی را پشتوانه تصمیمات خود سازید. ما از دولت شما هیچ سهمی نمیخواهیم سهم ما همان آرامش، امنیت، رشد و توسعه ایران است. سهم ما ایجاد وفاق میان سران کشور، قوای حاکمیت، جامعه و دولت و نسل جدید و قدیم است. سهم ما افتخار به این دوران است که برای آیندگان به یادگار بماند که از ما یاد کنند و بگویند پیشینیان ما هم سهمی در این توافق ملی، در این اقتدار ملی داشتهاند.
ونهايتا سهم ماودلخوشي ما پاسخگوئي سرافرازانه به بازخواست الهي در روز رستاخيز است كه اگربرايمان بخوانند كه: “اللذين ان مكناهم في الارض اقامو الصلاة وآتوا الزكاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنكر” بگوئيم ما جامعه اي ساختيم كه ” يدخلون في دين الله افواجا”، نه شرمنده باشيم كه “يخرجون من دين الله افواجا” .
بگوئيم نسلي تحويل آينده داده ايم كه خداباوروميهن دوست هستند نه ميهن گريز وبي باور.
اميد كه چنين پيش آيد.
انشاءالله
* متن كامل سخنان دبیرکل حزب کارگزاران در افطار رياست جمهوری













