بیانیه اصلاح طلبان همدان؛ ایران گرفتار این سه بحران است
چکیده : تحولات اخير در گوشه و كنار جهان در كوبا و بوروندي و تركيّه پردههايي از يك دگرگوني جهشگونه است كه هر پژواك زنگش پيامي دارد و اميدي ميدهد و ما اميدواريم كه آقاي روحاني با كارد اني خويش و بهكار گماردن مسئولاني دلسوز و آگاه و بهويژه اتّكا بر نيروي بي پايان مردم، در پرتو آزادي و دموكراسي سالهاي آينده را گرهگشاي كار ايران شود. بي گمان همه نيروهاي مترقي و پيشرو دست در دست ايشان دارند...
مجمع اصلاح طلبان استان همدان به مناسبت فرا رسیدن سالگرد انتخاب حسن روحانی با رای قاطع مردم به عنوان رییس جمهور بیانیه ای را صادر کردند.
به گزارش کلمه، در بخشی از این بیانیه آمده است که “تحولات اخير در گوشه و كنار جهان در كوبا و بوروندي و تركيّه پردههايي از يك دگرگوني جهشگونه است كه هر پژواك زنگش پيامي دارد و اميدي ميدهد و ما اميدواريم كه آقاي روحاني با كارد اني خويش و بهكار گماردن مسئولاني دلسوز و آگاه و بهويژه اتّكا بر نيروي بي پايان مردم، در پرتو آزادي و دموكراسي سالهاي آينده را گرهگشاي كار ايران شود. بي گمان همه نيروهاي مترقي و پيشرو دست در دست ايشان دارند.”
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
دومين سالگرد پيروزي آقاي روحاني در انتخابات رياست جمهوري سال 92، نماد آگاهي و تصميم و انتخاب مردم است. اين پيروزي بر مردم و رئيس جمهور خجسته بادا.
اينك دو سالي گذشته است كه آقاي حسن روحاني رياست كشور ايران و كشتيباني در درياي متلاطمي را پذيرفته و بر امواجي سهمگين پنجه افكنده است. ميدانيم كه پيمودن اين مرحله از كشور ما بس دشوار است؛ امّا اين راهي است كه در جهان و ايران، دريادلاني آگاه از خواست مردم، متّكي بر نيروي مردم، همگام با تاريخ و پذيراي اوضاع و شرايط روز پيمودهاند.
تحولات اخير در گوشه و كنار جهان در كوبا و بوروندي و تركيّه پردههايي از يك دگرگوني جهشگونه است كه هر پژواك زنگش پيامي دارد و اميدي ميدهد و ما اميدواريم كه آقاي روحاني با كارد اني خويش و بهكار گماردن مسئولاني دلسوز و آگاه و بهويژه اتّكا بر نيروي بي پايان مردم، در پرتو آزادي و دموكراسي سالهاي آينده را گرهگشاي كار ايران شود. بي گمان همه نيروهاي مترقي و پيشرو دست در دست ايشان دارند.
از شگفتهاي تاريخ امروز با نشانههايي از بيداري و جنبش ملتها، خروش مردم و جامعه مدنی «بوروندي» در آفريقاست كه راستي را زنگ بيدارباشي به جهانيان، نويد اميد براي آزاديخواهان است! آنها در برابر يك ديكتاتور خودكامه كه ميخواهد بيجواز قانون براي سومين بار بر كرسي رياست بنشيند بِپا خواسته اند؛ مردمي از كشوري كوچك، با سه و نيم ميليون نفوس، فقير و كم نوا، اما بيدار و مصمّم با ارادهاي پولادين در گرفتن حق خويش، آري، آنها نميخواهند ديكتاتور سومين بار يوغ استبداد بر گردنشان نهد! در اين ميان جواني پابرهنه، ژندهپوش با لباسی نيمپاره به خبرنگاري گفت: «ما به او اجازه نميدهيم حق و كرامت انساني ما را پايمال كند، ما براي حفظ كرامت انساني خويش بپا خواستهايم، همين را ميخواهيم و در اين راه از پا نخواهيم ايستاد!؟» اين واقعيّتي است از دگرگوني جهان كه رخ نموده است و نويد ميدهد طلوع سحري ديگر را با پيامي ديگر و اميدبخش!؟ و دريغا كه ما پيام زندگي بخش اين طلوع تاريخي را نشنويم.
ديگر زمان انديشهي سخيف «فروتر و فراتر» به سر آمده است، ديگر سخن از سياه و سفيد نيست، درجهبندي قوي و ضعيف نيست، گذشت آن زمان تاريك كه سياهان را »نژاد كودن» گفتن و به گفتهي ديكتاتورهاي تركيّه كردها را «وحشيهاي كوهستان «ناميدن، وانگهي ديديم كه چگونه آزادگان ترك و كرد تركيّه در انتخابات پيروز شدند و پنجهي انكار بر ديوار دژ ديكتاتوري كوبيدند! امروز همهي انسانهاي آگاه و دردمند برآنند تا در يك خانه بهنام «آزادي» و بر سر يك خوان از نعمت «كرامت و برابري» گرد آيند.
و امّا جان كلام اين است كه: در جهان امروز سياست و مديريّت، آن است كه در خدمت حقّ و كرامت انسان است وگرنه خرد گم ميشود، و «سياست» تباه ميگردد.
و امّا ايران اينك در پيلهي بسيار پيچيده و دشوار يك مثلث شوم از سه بحران گرفتار است: بحران نخست، سردرگمي منطقهاي است كه خود برآيند تنش و برخورد قدرتهاي جهاني است و خاور ميانه را پرآشوبترين منطقه جهان كرده است، چنانكه دمادم از آن آتش ميخيزد.
بحران دوم، نابساماني داخلي، گراني ناشي از چپاول، اختلاس فردي و گروهي، زمينخواري و ثروت اندوزي، فقيرشدن قشرهاي بزرگي از مردم، تا حدّ ناتواني از خريد نيازمنديهاي ابتدايي، مثل نان، كلاف سردرگمي كه همهي زواياي زندگي مردم را آشفته كرده است، در اين ميان فشار قدرتهاي جهاني بهويژه در قالب «تحريم» است كه نه حاكميت، بلكه گلو مردم را ميفشارد.
بحران سوّم، مسألهي هستهاي است كه مردم و كشور ما را در منگنهي دشوارترين و خطرناكترين مراحل تاريخي افكنده است، گفتگو پيرامون اين مسأله، و بهويژه تحريم آن، كه اكنون در حساسترين مرحلهي پاياني است، اهميّت درجه يك را در برابر چشمان منتظر مردم ايران دارد. آري مردم دريافتهاند كه اين تحريم ضدّ انساني چگونه زندگي آنان را دچار فاجعه كرده است و البته بيگمان دامنهي فاجعه، دامن كل كشور را فراگرفته است، و لذا مردم براي پايان آن روزشماري ميكنند، و اين امر مخالفان دولت كنوني را كه خيرخواهان مردم نيستند، بيمناك ساخته است، آشكار است كه بيم آنها از آن است كه آرامش و تنفّس اقتصادي، مجالي براي ديگر مطالبات و نيز بهكار افتادن استعدادها و نيروي مردم، و باز شدن درهاي بسته خواهد شد!؟ بايد يادآوري كرد كه فاجعهي تحريم كه لطمههاي دامنهدار اقتصادي و روحي بر مردم آورده، ارمغان دولت آقاي احمدينژاد است و البته رفع آن هم دستاورد ارزشمندي براي دولت روحاني خواهد بود و طبيعي است كه اين امر برجستهترين بهانه براي جناح راست در مخالفت با حلّ مسألهي هستهاي باشد. اما در چنين فضايي و در وضع كنوني داخلي و منطقهاي، راهي جز اصلاحات با همهي دشواريش نيست.
ترديدي نيست كه شرايط منطقه حسّاس و خطرناك است، كوشش براي كشاندن جنگ به مرزهاي ايران نيز بيگمان وجود دارد. اگر چنين است كه هست، بايد راه براي مشاركت وسيع سياسي فراهم شود تا يكپارچگي و وحدت ملّي در صورت بروز خطر بتواند شكل بگيرد.
امروز ديپلماسي كشور و منافع ملّي نيازمند حضور آگاهان مردمي و چهرههاي ملّي و جهاني، و استفاده از همهي توان و ظرفيّتهاست.
مجمع اصلاحطلبان
استان همدان













