سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

سیاستمداری با عزت

چکیده :یاد مرحوم مهندس عزت الله سحابی، مردی بزرگ که عزتمندانه زیست و سیاستمداری با عزت و سرآمد بود و در فکر مردم و رفع رنجهای آنان بود گرامی باد. او که مشی اخلاقی و وجهه مذهبی اش برجسته بود و در آخرین روزهای عمر پر بار و پر محنتش از پایمال شدن اخلاق و انسانیت و غلبه دروغ و فریب ناله ها سر داد و در رنج نامه ای از اینکه دروغ سنت غالب زمانه شده، اظهار تاسف کرد و آرزوی مرگ ...


علیرضا کفایی:

مطالعه و فهم روزگاران پر از رنج مردم و ملتها و آشنایی با فرزانگان و آزدگان آنها علیرغم عقاید گوناگون و گاه متضاد، یک اصل مشترک را در میان همه برجسته تر نشان می دهد و آن هم رنج اسارت و استعمار و استثمار و استبداد و اندیشه رهایی و دغدغه آزادی است.

آنان که به هر نحوی و با هر مسلکی از خود گذشتند تا همنوع خود را از بند ذلت و بردگی وا رهانند و فردایی روشن را برای مردم خود رقم زنند تا استبدادی نماند و امنیت و آسایش و رفاه و برابری و آزادی و انسانیت حاکم گردد، جاودانه اند. نسلهای بعد هیچگاه به بد گفتن از آنها نپرداخته و جز یاد نیکی از آن بزرگان در ذهن و ضمیر خود ندارند.

بدون تردید مرحوم عزت الله سحابی یکی از معدود بزرگانی است که با تحمل رنجهای فراوان و با استواری بر عقیده و آرمان، نام نیک از خود بر جای نهاد. گرچه با همه شایستگی ها و آزادمنشی مهجور بود اما توانست بدون آنکه خود بخواهد بواسطه مبارزات حق طلبانه پیش از انقلاب و پس از آن و اخلاق مداری در سیاست و پرهیز از هر گونه جنجال و فریبکاری خود را برای همیشه در شمار معدود کسانی قرار دهد که جامعه آنان را به دیده احترام می نگرد.

مهندس سحابی فریادگر محنت کشیده ای بود که از جوانی عمر گرانمایه را در طلب آزادی سپری کرد و تمام زندگی و دغدغه اش فردای ایران و ایرانی بود.

برای دیدن خوبی ها دیگران لازم نیست که حتماً با او هم عقیده و یا حتی هم مسلک باشیم و از این منظر می توان نیک رفتاری و انسانیت را بعنوان شاخصی ارزشمند لحاظ کرد، مگر گاندی مسلمان بود که از او به نیکی یاد می شود و یا چه گوارا و یا بسیار از مبارزان و انقلابیون جوامع دیگر و حال آنکه مرحوم سحابی مسلمانی معتقد و پای بند بود که پس از 6 دهه فعالیت سیاسی با نقطه عزیمت دینی و مبتنی بر ارزش‌های توحیدی به سرافرازی و سربلندی ایران می اندیشید و اخلاق حسنه محور همه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی اش بود چنانکه در مصاحبه ای گوشزد کرد:

“من به عنوان یک فرد مذهبی که اخلاق را ستون فقرات و هدف اصلی مذهب می‌دانم و پیامبرمان هم برای تعالی اخلاق مبعوث شده است (انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق) شرم‌ام می‌آید در زمانه‌ای زندگی می‌کنم که به نام خدا و دین، دختران و پسران و زنان و مردان این جامعه را به جرم حق‌گویی و حق‌خواهی زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روحی می‌گیرند، وقیحانه‌ترین کلمات را برای بانوان به کار می‌برند و اعترافات دروغ از آنها می‌خواهند. وااسفا «دروغ» که در فرهنگ ملی و مذهبی ما بزرگ‌ترین گناه است، امروزه به سنت غالب زمانه تبدیل شده، دولت‌مردان با لاف و گزاف به راحتی به مردم دروغ می‌گویند و خیالات واهی داخلی و بین‌المللی‌شان را صبح و شب با تکرار و تکرار می‌خواهند به خورد مردم فهیم این مملکت بدهند… “

نگاه ژرف و دور اندیش مرحوم سحابی در امور سیاسی و تحلیل دقیق اوضاع جهانی و راهبرد اصلاح طلبانه وی و نقش سازنده ای که در انقلاب اسلامی داشت موجب می شد تا همیشه در مرکز و مدار توجه سیاسیون و تحلیگران و فرزانگان باشد. سحابی مفهومی بدیع برای رسیدن به وحدت تحت عنوان اصول بنیادی ملی مبتنی بر شش اصل اساسی ارائه داد که برای امروز و فردای ایران راهگشا خواهد بود که عبارتند از ” استقلال و تمامیت ارضی، مشارکت آزادی اندیشه و بیان، عدالت و اطمینان، توسعه، تقدم مصالح ملی بر منافع و مصالح گروهی و شخصی با جهان، قانونمداری و التزام به قوانین مدنی کشور ”

در تبیین اندیشه سحابی کمتر کاری صورت پذیرفته است و به همین سبب نظرات وی برای جوانان مجهول و ناشناخته است و اگر در این زمینه با پرهیز از حب و بغض های سیاسی و دوری از تنگ نظری تلاشی انجام گیرد، دانشجویان و جوانان سیاست ورزی اخلاق مدارانه و آینده نگر را تجربه خواهند کرد.

مرحوم سحابی حکومت را با تاسی از دینمداری و بر پایه بینش اصلاح طلبانه تعریف می نمود. در این باره می گوید:

” امام علی دغدغه‌ی حکومت مردمی داشت. او به کارگزارانش در دنیای اسلام آن روز بخشنامه‌ای می‌فرستد. تاکید می‌کند که در هر روز جمعه در نماز، مکتوبی را که نوشته‌ام برای مردم بخوانید. این مکتوب چه بود؟ امام علی می‌گوید: پیغمبر به من گفت که تو بهترین فرد برای حکومت بر مردم هستی. اما اگر مردم تو را پذیرفتند و گرد تو جمع شدند، تو بر آنها حکومت کن؛ اما اگر چنین نکردند، افسار حکومت را بر زمین بکوب و رها کن. این را به امر امام علی، هر جمعه تکرار می کردند. مسئله این قدر مهم بود. او تاکید می‌کند که خطیبان هر جمعه این نکته‌ی مهم را تکرار کنند تا در ضمیر و وجدان مردم بنشیند که حکومت مال مردم است.”

و نیز توسعه سیاسی را مقدم می دانست در مقاله‏‌ای در نقد توسعه اقتصادی می‏‌گوید: ” بازسازی اقتصادی صرفا امری اقتصادی نیست. بازسازی اقتصادی به انتخاب این یا آن سیاست اقتصادی یا تعیین اولویت این طرح یا آن پروژه خلاصه نمی‌شود. هر سیاست اقتصادی‌ای که انتخاب شود، در بستری از روابط و مناسبات یکسویه و بی‏نظارت و از بالا به پایین که در چکیده نظام سیاسی- اداری موجود ما است، به دلیل فقدان ابزارهای نظارتی وکنترل عمومی، عملا به فساد و خسران می‏گراید، بازسازی سیاسی- اداری مقدم بر هر نوع برنامه، سیاست یا بازسازی اقتصادی است.”

مرحوم سحابی ضمن بیان و اعتقاد به نظرات توسعه و تقدم توسعه سیاسی، اخلاقی عمل کردن را همانطور که خود رفتار می کرد مبنا قرار می داد و برای رسیدن به یک نقطه اشتراک در میان همه گروهها و احزاب و تشکلها و مردم ” هویت ملی ” را سر لوحه عمل سیاسی می دانست و می گفت:

“استقلال و تمامیت ارضی کشور مانند ظرفی است که تمام ملت، با ارزش‌ها یا میراث فرهنگی و تاریخی یا منابع و مصالح مادی و معنوی خود، در درون آن حیثیت، موجودیت و هویت خواهند داشت و در صورت نابودی و انهدام این ظرف، این ملت موجوداتی بی‏ریشه و هویت، معلق در فضا خواهند بود.”

مهندس عزت الله سحابی، عضو شورای انقلاب، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی و از پیش کسوتان مبارزه برای آزادی در ایران بود و شخصیتی است با باورهای عمیق مذهبی و اندیشه‌ای روشن و بدور از خرافه و جهل. مبارزی است که در طول زندگی‌اش در راه آزادی و استقلال کشور قدم برداشته و با استبداد داخلی و استیلای خارجی مخالف بود و با تحمل سختی های و شکنجه های قبل از انقلاب متاسفانه پس از انقلاب هم مورد بی مهری و بی رحمی قرار گرفت و در خاطراتش اشاره می کند که از سوی حسین شریعتمداری بازجویی شده است:

“در سلول را زدند و دوباره به من چشم بند زده، احضار کردند. از آنجایی که عصر جمعه بود نگران شدم که چه اتفاقی افتاده که در ساعتی غیر رسمی مرا احضار نموده اند! مرا به اتاق بازجویی هدایت کردند و روی یک صندلی امتحانی نشاندند. بازجو که بعدها فهمیدم شخص شریعتمداری بود، با لحنی که می خواست صمیمانه نشان دهد پرسید: ” خوب، این موضوع که گفته بودی، ولایت فقیه کار آمریکایی ها بوده، موضوعش چه بوده و از کجا فهمیده بودی؟” من که با چشم بسته باید به سوالات جواب می دادم تعجب کردم و منظورش را پرسیدم. گفت:”همین مسئله بقایی و آیت و …” من گفتم که هرگز نام آمریکا را در مسئله ولایت فقیه نیاورده ام ولی نقش آیت و بقایی را در ورود موضوع ولایت فقطه به قانون اساسی انکار نمی کنم و شخصا حتی شهادت می دهم. او گفت که شاهد تو که بوده است؟ من نیز داستان ملاقات آیت با آیت الله منتظری و اصرار او بر تاکید بر اصل ولایت فقیه در قانون اساسی و بقیه قضایا را بیان نمودم. “

یاد مرحوم مهندس عزت الله سحابی، مردی بزرگ که عزتمندانه زیست و سیاستمداری با عزت و سرآمد بود و در فکر مردم و رفع رنجهای آنان بود گرامی باد. او که مشی اخلاقی و وجهه مذهبی اش برجسته بود و در آخرین روزهای عمر پر بار و پر محنتش از پایمال شدن اخلاق و انسانیت و غلبه دروغ و فریب ناله ها سر داد و در رنج نامه ای از اینکه دروغ سنت غالب زمانه شده، اظهار تاسف کرد و آرزوی مرگ و نوشت :

“……. ای خدای بزرگ، ای تغییر دهنده قلب‌ها و فکرها، یا حال و روز ما را دگرگون کن یا مرگ مرا برسان.

ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها واجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا نساء، 75 “

این جمله از مهندس درسی است برای همه ما که ” اگر آبرویی داریم و جایگاهی نه آنرا برای به گور بردن که برای تقلیل مرارتی از مردم یا تقریر حقیقتی مظلوم به کار بریم که این وظیفه اخلاقی هر انسان آگاه و مسؤولی است. ”

* این یادداشت با کمی تغییر، در هفته نامه پایتخت کهن منتشر شده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.