هشدار تاجزاده به دولتمردان: صدا و سیما مشغول سمپاشی علیه دولت است
چکیده :تاجزاده به دولت هشدار می دهد که حواسش به سمپاشی های صداوسیما باشد: این روزها بزرگترین زجر من این است که محکوم به دیدن رسانه میلی هستم و این موجب می شود که به خوبی متوجه هجمه ها به دولت باشم و برجسته کردن ضعف ها و کمبودها آن هم فقط در مورد قوه مجریه و نه سایر قوا و نهادهای انتصابی را خوب ببینم....
فخرالسادات محتشمی پور، همسر سید مصطفی تاجزاده، در گزارش ملاقات اخیر خود با این زندانی سیاسی نوشت:
فردا، 28 اردیبهشت حکم ظالمانه 6 ساله تمام می شود!
شنبه ها با ما سر ناسازگاری دارد. عید است و اسباب شادی اما برای ما ظلم مضاعف است انگار وقتی که بهترین روز هفته مان از دیدار یار تهی می شود.
این هفته هم شنبه تعطیل بود و من و همسرجان در ملاقات پیشین قرار گذاشته بودیم که یک شنبه اول وقت را زمان دیدار هفتگی قرار دهیم. این جا به جایی روز ملاقات یار دربند روزه دار ما هیچ مزاحمتی برای هیچ کس ندارد. کافی است درب بند تنهایی او را بگشایند و راهی اش کنند به سمت سالن ملاقات کابینی و بعد هم بازش گردانند به همان بند تنهایی که زمانی حداقل 20 زندانی سیاسی زن در آن در کنار هم گذران عمر می کردند. سر ساعت خود را به قرارگاه رساندم و شاد و سرخوش به همه سلام و تبریک عید گفتم و برگه ملاقات را پر کرده تحویل دادم. گفتند سراغتان را می گرفتند قبل از این که بیایید. گفتم ولی هنوز ساعت 9 نشده! وقتی برای هماهنگی با حفاظت اطلاعات تماس گرفتند برخلاف معمول برای شنیدن پاسخ معطل شدند و بعد هم چنین پاسخ شنیدند: سه شنبه بیایند ملاقات! خونم به جوش آمد با شنیدن این پیام و گفتم اما من باید همین امروز ملاقات کنم و اگر امکانش نیست باید قبلا اعلام می کردند که نیایم. گفتم من همین امروز با همسرم روزه دار دربندم ملاقات خواهم کرد که 6 سال محکومیتش را سراسر در انفرادی و اندکی از آن را با نفری یا نفراتی گذرانده و تمام آن را از حضور در بند عمومی در کنار سایر زندانیان سیاسی محروم بوده و فردا، 28 اردیبهشت این محکومیت 6 ساله ظالمانه به پایان می رسد و باید بیاید بیرون! گفتم چطور جرأت می کنند به من بگویند بعد از 8 روز بی خبری از همسرجان نمی توانم او را ببینم و از حالش باخبر شوم. چطور رویشان می شود که او را غیرقانونی در حصر و انفرادی نگاه داشته اند و حالا بگویند برو سه شنبه بیا. گفتم تماس بگیرید خودم سوال کنم. مأمور طفلکی گفت که من اجازه این کار را ندارم. گفتم ولی من باید پاسخ سوالاتم را از بگیرم. گفتم خجالت آور است از سکوت و متانت و نجابت ما سوء استفاده می کنند. گفتم و گفتم و گفتم و سرانجام پس از پی گیری های مسئول سالن ملاقات مانعی که نمی دانم چه بود ظاهرا برطرف شد و سرانجام به دیدار یار نائل گشتم.
گفتم: فردا باید می آمدی خانه همه حکم های 6 ساله اندک اندک تمام می شود و زندانیان سیاسی با افتخار و سربلندی به آغوش خانواده بازمی گردند. لبخند زنان گفت: باورت می آمد این 6 سال به این زودی تمام شود؟! نگاهش می کنم و به 6 سالی فکر می کنم که گذشت…
برایم می خواند:
طهارت ارنه به خون جگر کند عاشق
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
چه گویمت که ز سوز درون چه می بینم
ز اشک پرس حکایت که من نیم غماز
از احوال بچه ها و خانواده هایمان و دوستان پرسش می کند. خبر تمام شدن حکم آقا کیوان صمیمی را که می شنود خوشحال می شود و می گوید بالاخره همه حکم ها تمام می شود. اخبار نمایشگاه کتاب را کمابیش دارد. می دانم که دلش پر می کشد برای سر زدن به غرفه های کتاب و تورق کتاب ها و خرید آن و نیز برای گپ های فرهنگی در حاشیه اش. می گوید: کتاب «سعدی در غزل» را خواندم و لذت بردم نوشته دکتر سعید حمیدیان نشر قطره. خوب است دوستان آن را بخوانند. یادداشت خانم شبنم رحمتی در روزنامه شرق 22 اردیبهشت با عنوان «عمق بحران را به مردم اطلاع دهید» و مطلب طنز «طرح توقف مذاکره با آن پنج کشور دیگر» نوشته آیدین سیار سریع (یا به قول خودش دلواپیش فعلی و دلواپس پیشین) در روزنامه ایران 24 اردیبهشت هم برایش خواندنی بوده است.
برای آقای روحانی پیام دارد:
نگران دلواپسان نباشید چون بی آبروتر از آنند که برای دولت مشکل ایجاد کنند ولی بزرگترین خطا آن است که وجود نارسایی ها و مشکلات و حتی نارضایتی های گسترده که بسیاری از آن ها طی سال های پیش انباشته شده و به ارث رسیده اند، در وجود دلواپسان خلاصه شود. حوادث کردستان، سیستان و بلوچستان، تجمعات اعتراضی معلمان و خودکشی ها بسیار قابل تأمل و هشداردهنده است و باید به مطالبات پاسخ داده شود.
به دولت هم هشدار می دهد:
این روزها بزرگترین زجر من این است که محکوم به دیدن رسانه میلی هستم و این موجب می شود که به خوبی متوجه هجمه ها به دولت باشم و برجسته کردن ضعف ها و کمبودها آن هم فقط در مورد قوه مجریه و نه سایر قوا و نهادهای انتصابی را خوب ببینم. در رسانه میلی ما قوه قضائیه عملکردش عالی و بی نقص است و شهرداری ابدا عملکرد اشتباهی ندارد. مجلس و نمایندگان هم هیچ تخطی از وظایفشان نمی کنند و هرگز دچار نارسایی و مشکلات نیستند. از سپاه و نیروی انتظامی هم که نباید حرف زد. رهبری و نمایندگان ولی فقیه هم که فوق قانون و نقدند. نقد شورای نگهبان هم که توهین به مقدسات است و مجازات سنگین به دنبال دارد. بنابراین همه فریادها بر سر دولت کشیده می شود. صدا و سیما به آزاد شدن یازده میلیارد دلار پس از مذاکرات هسته ای هیچ سخن نمی گوید مبادا مردم نکته مثبتی به نفع مذاکرات برداشت کنند. هم چنان که درباره کاسبی 25 میلیاردی تحریم کلامی نمی گوید تا غارتگری های این سالیان آشکار نشود. من البته به شعور مردم ایمان دارم اما این دلیل نمی شود که دولت حواسش به سم پاشی های صدا و سیما نباشد!













