پزشکیان: به کچل میگویند زلفعلی، به دولت کثیف هم میگویند پاکدست
چکیده : پول گرفتن نمايندهها حرف بيربطي است. پول گرفتن يعني چه؟ فقط اين را نشان مي دهدکه به صورت سازمان يافته نمايندگاني که طرفدار دولت خاصي بودند پول گرفتهاند. حالا براي اينکه اذهان جامعه را منحرف کنند، اسامي افراد ديگري که هيچ ربطي به دولت ندارند را منتشر ميکنند. اما موضوع اين است که تشکيلاتي براي نيروهاي خود هزينه ميکند و براي عدهاي از نمايندگان پول خرج ميکند . به همين منظور به دادگاه و قوه قضاييه نامه زديم تا مشخص شود ليستي که رسانهاي شده از کجا آمده است. اگر اين اتفاق در مجلس اصلاحات ميافتاد طوري ديگر برخورد ميکردند. اين همه اختلاس در دولت احمدينژاد اتفاق افتاد، آب از آب تکان نخورد اما اگر يکي از اين اختلاسها در زمان دولت اصلاحات رخ ميداد، آن را ميکوبيدن بر سر دولت...
او يکي از نمايندگان کم حاشيه مجلس شوراي اسلامي است اما زماني که محمدرضا رحيمي معاون اول احمدينژاد ادعا کرد به 170 کانديداي مجلس هشتم، پول داده است و برخي سايتها نام مسعود پزشکيان را در ليست دريافت کننده پول از دولت احمدينژاد قرار دادند، آرام ننشست. نماينده مردم تبريز، اسکو و آذر شهر به قوه قضاييه نامه نوشت تا ليست منتشر شده مورد بررسي قرار گيرد. پس از آن بحث پولهاي کثيف در سياست و انتخابات از سوي وزير کشور مطرح شد که پزشکيان به «قانون» ميگويد برخي با هياهو اجازه ندادند رحماني فضلي موضوع پولهاي کثيف را واکاوي کند و گزارش دهد. اين نماينده مستقل درباره موضوعات انتخابات رياستجمهوري سال 92، رد صلاحيتش تا آمادگي براي حضور در انتخابات آينده مجلس صحبت کرد. در زير مشروح اين گفتوگو را بخوانيد:
صحبتهاي وزير کشور درباره پولهاي کثيف و ورود آن به حوزه سياست چه اندازه قابل قبول بود؟
آقاي رحماني فضلي عنوان کردند که رسانهها صحبتهاي او را طوري ديگر پخش کردهاند. پولهاي کثيف وجود دارد و ممکن است به عدهاي داده شود تا در انتخابات و سياست حضور پيدا کنند. وزير ميگويد از اين احتمال صحبت کرده است اما رسانهها طوري اين مطالب را منتشر کردهاند که انگار او ميشناسد چه کساني پولها را گرفتهاند.
اما اين مطالب را سايت وزارت کشور منتشر کرد و رسانهها به نقل از اين مرجع صحبتهاي رحماني فضلي را انعکاس دادند.
رحماني فضلي در صحن علني اين موضوع را که او چنين حرفي را زده،انکار کرد اما چون جريان را پيگيري نميکردم بحث نميکنم. روند قضيه اين است که وجود پولهاي کثيف قابل انکار نيست و ممکن است اين پولها به من نماينده داده شود تا به نوعي در آينده به آنها کمکي کنم. تاکيد ميکنم اين احتمال وجود دارد که چنين اتفاقي بيفتد و حتي شخص نماينده نيز از منشأ پول و قصد و منظور کمک مالي بياطلاع باشد. به اين جهت، اطلاع رساني و اعلام هشدار وزير کشور براي آنکه نماينده و نامزدي بدون آگاهي کمک مالي دريافت نکند، راه و روش خوبي بود.
با اين حساب ارزيابي شما از گزارش رحمانيفضلي چطور بود؟
برخي دوستان نماينده، اجازه ندادند گزارشي ارائه شود. آنها با داد و فريادهايي که راه انداختند سر و ته قضيه را هم آوردند.
اخيرا اخباري مبني بر جمع آوري امضا براي طرح سوال از رئيس جمهور در مجلس منتشر ميشود. سوال اين نمايندگان در خصوص تعلل در ارائه فکت شيت ايران است؟
شنيدهام که چنين سوالي مطرح است اما از ريز آن اطلاعي ندارم. هر چه ميخواهند بگويند، سوال کنند اما توجه داشته باشند که مقام معظم رهبري سال 94 را سال وحدت دولت و ملت عنوان کردند. اما افرادي که ادعاي غرق شدن در فرمايشات مقام معظم رهبري را دارند، رفتارهاي متضادي دارند. در اين دوره از دولت اگر نگاهي به تعداد سوالها و درخواست استيضاح وزيران داشته باشيد هيچ سال و دورهاي اين تعداد سوال و استيضاح مطرح نبود. اگر مفهوم، همدلي و وحدت است که بايد گفت عجب وحدتي شکل گرفته است.
فارغ از بحث وحدت، آيا دولت ملزم به ارائه فکت شيت ايراني است؟
الزام و غير الزام، بودن و نبودن فکت شيت يک مسئله است اما موضوع اين است که گفتن بعضي مسائل به ضرر جامعه تمام خواهد شد. اينکه چه چيزي محرمانه و تخصصي است در حوزه اختيارات مسئولان امر است. اخيرا شاهد هياهو درباره فردو و سانتريفيوژ هستيم که توضيحات اخير دکتر علي صالحي در برنامه تلويزيوني نشان داد افرادي که خواهان شلوغ کردن در اين زمينه هستند، اطلاعاتشان در حد چند سانتريفيوژ است و نه بيشتر. بايد به حرف متخصصان اين موضوع گوش داد. اما اين بين عدهاي که هيچ چيز نميدانند، از در مخالفت وارد ميشوند. بگذاريد بگويند، حرف زدن که ماليات ندارد.
آقاي پزشکيان برگرديم به اتفاقات سال ۹۲ و انتخابات رياست جمهوري. آن زمان شما کانديداي رياست جمهوري شديد اما انصراف داديد. گفته ميشود دليل انصراف شما به خاطر حضور آقاي هاشمي رفسنجاني است. يک درصد هم احتمال نميداديد که آيت ا… رد صلاحيت ميشود؟
نه، تصور نميکردم آقاي هاشمي رد صلاحيت شود. البته قبل از اينکه استعفا بدهم. صلاحيت من هم براي شوراي نگهبان محرز نشده بود.
اين خبر به شما رسيده بود؟
بله، اعلام کرده بودند که صلاحيت من محرز نشده بود که بتوانم ادامه دهم. من از اول هم دنبال اين کار نبودم و فقط براي رونق انتخابات و حضور در صحنه و فشاري که از طرف دوستان براي حضورم در انتخابات رياست جمهوري وارد ميشد، نامزد شدم که خدا را شکر نشد که ادامه بدهم.
دوست نداشتيد ادامه بدهيد؟
نه، به سابقه تاريخي روساي جمهور ايران نگاه کنيد، در اين مملکت، ۹۰ درصد رئيس جمهورها عاقبت به خير نشدند.
با اين حساب آقاي روحاني هم عاقبت به خير نميشود؟
با روندي که پيش رو است هنوز مشخص نيست. اصولا با بزرگان و کساني که براي ما زحمت کشيدند رفتار مناسبي نداريم و بعد از دوران خدمتشان ارزشي براي آنها قائل نبوديم. هميشه بديها، ضعفها و قسمتهاي خالي عملکردها را ديدهايم نه بخش پر آن را. کاري به اين ندارم که اين بدي وجود داشته يا ما ساختيم. من ميگويم فرض بر اين بگذاريم بدي وجود داشته اما آيا آنها خوبي نداشتند؟ دولتهايي که امام آن طور از آنها تعريف ميکرد بديها را نميديد؟ پس وقتي امام قسمت پر يک ليوان را ميديدند چرا ما هميشه قسمت خالي ليوان و ضعفها را ميبينيم. ما قسمتهاي خالي ليوان را ديديم و روي همه آن کساني که در اين مملکت با تمام وجود زحمت کشيدند عيبي گذاشتيم. اکنون نگاه کنيد آدمهاي بزرگ ايران هيچ کدام در صحنه نيستند. نه تنها ديگر در صحنه حضور ندارند بلکه واهمه داريم که اسمشان برده يا جايي عکسشان نشان داده شود. اين موضوعات در حقيقت پرونده تاريکي از روند مديريت ۳۶ سال بعد از انقلاب است. پرونده تاريکي که ما درست کردهايم نه اينکه آنها عملکرد تاريک داشته اند. پرونده آنها روشن است، پروندههايي که حضرت امام و حتي مقام معظم رهبري در زمان فعاليت و خدمت آنها اظهار رضايت و پشتيباني کردند.
تا اينجاي کار از عملکرد آقاي روحاني دفاع ميکنيد؟
توجه کنيد، ملت به فردي راي داده و به صحنه آمده است. حالا بايد به حدي که مورد اعتماد مردم است او را قبول و از رئيسجمهور پشتيباني کنيم. از دولت هم انتظار داريم در چارچوب قانون عمل کند. آن مقداري که در اين چارچوب عمل کند، دفاع ميکنيم و مقداري که عمل نکند نقد ميکنيم و سعي داريم پيشگيري کنيم که از حدود قانون خارج نشود.
در نهايت عملکرد دولت يازدهم تا امروز راضيکننده بود؟
ما تا دست به دست هم ندهيم و به يک زبان واحد و نگاه مشترک نرسيم روندي که تشريح شد ادامه پيدا خواهد کرد و مانند هميشه ناراضي خواهيم بود. براي ارزيابي عملکرد دولت بايد ببينيم از چه کسي چه انتظاراتي داشتيم و بعد بررسي کنيم که آيا آن فرد در چارچوب قانون عمل کرده است يا خير. بايد تاکيد کرد اگر در چارچوب قانون عملکرده اما دستاوردي نداشته، مقصر فرد و مسئول نيست بلکه قانون نقص داشته است که نتيجهاي حاصل نشده. بنابراين بايد کساني که قانون را نوشتند و تصويب کردند زير بار مسئوليت بروند. اگر مشکلاتي در جامعه وجود دارد ما به عنوان قانون نويس مقصريم نه مجري آن.
محقق نشدن شعارهاي دولت چه تاثيري بر انتخابات دهم و رياست جمهوري آينده خواهد داشت؟
اگر حرفهايي بزنند اما براي محقق شدن آن اقدامي نکنند خدا از آنها ناراحت ميشود. اين موضوع در قرآن کريم آمده است. در حقيقت ناراحتي خدا و خشم خدا يعني خشم مردم و جامعه، پس بهتر است حرفي نزنيم بايد در چارچوبهاي تعريف شده روي حرفمان بايستيم و با مردم صادق باشيم.
به نظر شما دولت نميخواهد وعدههاي خود را انجام دهد يا نميتواند؟
اگر واقعا رئيس جمهور چنين حرفي زده بايد پيگيري کند و در چارچوب قانون اين وعدهها را به جايي برساند.
عنوان کرديد که صلاحيت شما براي رياست جمهوري احراز نشده بود. براي نمايندگي که چنين مشکلي نخواهيد داشت؟
بله، صلاحيت من براي رياست جمهوري احراز نشده بود. براي انتخابات مجلس مشکلي وجود ندارد. نحوه احزار صلاحيت براي رياست جمهوري روند ديگري دارد. اصلا پيگيري نکردم که ببينم به چه دليل براي رياست جمهوري رد صلاحيت شدم.
براي انتخابات مجلس دهم کانديدا ميشويد؟
تا خدا چه بخواهد. روند عادي اين است که بيايم. تصميمي براي نيامدن ندارم.
اما شما در هيچ کدام از نشستهاي اصلاحطلبان که در ماههاي آخر سال ۹۳ برگزار شد شرکت نکرديد.
از اول سعي کردم مستقل باشم. من در دو دورهاي که وارد انتخابات شدم در ليست اصلاحات نبودم، دور دوم کانديداتوري بنده، اصلاحات فهرست دادن را تحريم کرده بودند اما نامزد شدم. اين دوره از انتخابات مجلس هم مستقل عمل ميکنم.
ترکيب سياسي مجلس دهم چه خواهد بود. چه گروههاي سياسي موفق ميشوند کرسيهاي بهارستان را تصاحب کنند؟
پيش بيني اين موضوع سخت است. اينکه چه گروههايي وارد مجلس شوند منوط به اين است که شوراي نگهبان چه مقدار به گروههاي سياسي مجوز حضور بدهد. از سوي ديگر بايد بررسي کرد که افراد توانمند گروههاي مختلف چقدر انگيزه آمدن به مجلس را دارند. بنابراين اين موضوع دو سويه است در گام اول بايد توانمندان انگيزه حضور داشته و پس از اعلام کانديداتوري موضوع اين خواهد بود که شوراي نگهبان صلاحيت آنها را زير سوال نبرد.
چند وقتي است که بين اصلاح طلبان و اصولگرايان دعواهاي سياسي و رسانهاي مبني بر اينکه گروه مقابل موفق به حضور در مجلس نميشوند به راه افتاده است. وضعيت اصلاح طلبان را چطور ميبينيد؟ آيا اين گروه سياسي ميتوانند اکثريت مجلس دهم را تصاحب کنند؟
تصاحب کرسيهاي مجلس آينده از سوي اصلاحطلبان به دو موضوع بستگي دارد؛ اول اينکه نيروهاي اصلاحطلب به ميدان رقابت بيايند و در گام دوم شوراي نگهبان آنها را رد صلاحيت نکند. تصور ميکنم گروه مستقل و اصلاحطلب بيشتر ميتوانند راي مردم را کسب کنند تا افرادي که به اسم اصولگرايي وارد ميدان ميشوند.
پس اصلاحطلبان پيروز ميدان خواهند بود؟
خيلي تقسيم بندي اصلاحطلبي و اصولگرايي را قبول ندارم. من خودم را اصولگراتر از خيليها ميدانم، براي همين است که از بسياري از حرفهايم کوتاه نميآيم و روي اعتقادم هستم. اصولگرايي چارچوبي دارد که اين چارچوب پايدار است. مگر ميشود فردي چارچوب نداشته باشد بعد بخواهد اصلاحات کند. اصلاحات در درون چارچوب معنا ميدهد. قرار نيست اصول را اصلاح کنيم، درون اصول نياز به تغيير نگرش داريم. چشم اندازي که مقام معظم رهبري تعريف مگر بدون اصلاحات ممکن است؟ پس بايد تغييراتي ايجاد کرد، اين تغييرات يعني اصلاحات. مگر ميتوانند ادعا کنند اصولگرايند اما اصلاحاتي نکنند و بتوانند به چشم اندازي دست پيدا کنند که مقام معظم رهبري آن را رسم کرده است. اگر اين حرف درست است که روي اصولي هستند که نياز به اصلاحات ندارد يعني به اهدافي که مقام معظم و سياستهاي کلي که فرمودند امکان دستيابي وجود نخواهد داشت. اصلاحات يعني تغيير در رفتار، نگاه و گفتوگو و ارتباطات تا بتوانيم به قلهاي که تصميم گرفتيم برسيم. اعتقاد دارم نميتوان اصول را داشت اگر اصلاحي انجام ندهيم.
زمان بررسي بودجه سال ۹۴، هنگام بررسي هدفمندي يارانهها آقاي مصباحي مقدم ادعا کرد که دولت براي کسب راي در مجلس دهم تصميم دارد يارانه را به همه مردم بدهد. آيا دولت در صدد است با پرداخت يارانه گروه خاصي را در مجلس دهم وارد کند؟
نکته عجيب اين صحبتها اين است که چرا آنها در زمان اجرايي شدن آن هم به خلاف قانون هدفمندي يارانهها فرياد نميزدند؟حالا بعد از چند سال اجرايي شدن به رويه غلط ميگويند چرا کار خلاف را اصلاح نميکنيد؟ سوال من از آقاي مصباحيمقدم اين است که شما که آن زمان رئيس کميسيون بوديد، چرا جلوي کار خلاف را نگرفتيد؟ آن زمان نميگفتيد چرا به اين سبک به مردم پول ميدهيد؟ به نظر من درستتر آن بود که از ابتدا جلو خلاف را ميگرفتند و اجازه اجرا نميدادند. مجلس و اين آقايان هر سال اختيار هدفمندي را به دولت نميدادند. به آنها اختيار دادند تا به گردن کلفتها پول بدهند، اما حالا به دولت جديد ميگويند چرا پول ميدهي. اين يعني تناقض در گفتار و رفتار که درست نيست. اينکه درست است که بايد قانون اجرا شود اما چرا وقتي دولت قانون را درست اجرا نکرد همه ساکت بودند. دولت گذشته اين قانون را نه يکسال نه دو سال بلکه براي سالهاي متمادي درست اجرا نکرد، عملا هم ميگفت قانون را قبول ندارد، يکبار از اين سخنرانيهاي آتشين از تريبون مجلس نشنيديم. اما حالا آتشين شدهاند و قانون هدفمندي برايشان مهم شده و نگران اقتصاد هستند. سوال اين است که اين اقتصاد را چه کسي به اينجا کشاند. زماني که رئيس دولت اصلاحات، پاستور را تحول احمدينژاد داد، وضعيت اقتصاد و تورم اين گونه نبود. اما اکنون هيچکس نه ميپرسد و نه نقد ميکند. سوال نميکنند که چه شد از رشد و روند پويايي بازار به رکود و تورم بيکاري رسيديم.
آقاي ميرتاج الديني ميگويند تحريمها باعث تورم و رکود شد.
دکتر احمدينژاد بارها ميگفت که تحريم، کاغذ پاره است. حالا آقاي رئيس جمهورشان راست ميگفت يا آقاي ميرتاجالديني؟ آنجا ميگفت تحريم و قطعنامه کاغذ پاره است و براي همه اشتغال ايجاد خواهد کرد. حالا که خراب شده ميگويند تحريم باعث شد. آنها که ميدانستند اين مسائل تاثيرگذار است درست صحبت ميکردند تا هر روز عليه ما قطعنامه صادر نشود.
برگرديم به موضوع انتخابات مجلس، احتمال سر ليستي آقاي عارف وجود دارد. چقدر او را مناسب سر ليستي اصلاحات ميدانيد؟
من از اينکه چه کسي ميآيد و ميخواهد سر ليست شود خبر ندارم. اما طبيعتا اگر آقاي عارف حضور پيدا کنند راي قابل توجهي کسب خواهند کرد به شرطي که شور انتخابات داشته باشيم و آحاد جامعه در انتخابات شرکت کنند.
حضور علي مطهري در انتخابات آينده مجلس را با توجه به نطقها و اظهار نظرهاي چالش برانگيز چطور ارزيابي ميکنيد؟ شوراي نگهبان او را به خاطر عقايدش رد صلاحيت نميکند؟
هيچي بعيد نيست. وقتي آقاي رفسنجاني را تاييد صلاحيت نميکنند، احراز نشدن صلاحيت آقاي مطهري هم امکان دارد. اعتقاد دارم از مجلس بايد صداهاي مختلف بلند شود و اجازه داده شود نمايندهها حرفشان را بزنند و اگر خلاف شرع بود شوراي نگهبان تاييد ورود کند اگر قرار باشد همه يکجور حرف بزنند، مجلس از خاصيت ميافتد. معتقدم بايد آقاي مطهري و همه جناحهاي مختلف اجازه حضور در انتخابات مجلس داشته باشند اگر مردم راي دادند دليلي وجود ندارد که از حضور آنها بترسيم. نبايد جوي درست کنيم که کسي جرات حرف زدن نداشته باشد. جالب اين است که ما از مدرس دفاع ميکنيم و اما وقتي کسي جرات ميکند حرفي بزند، او را متهم به انحراف ميکنيم. نبايد جامعه را تنگ کنيم تا مردم احساس کنند، آزادي از جامعه ما رخت بر بسته است.
رحيمي ادعا کرده است به نمايندگان مجلس هشتم پولي داده است. شما واکنش نشان نداديد؟
پول گرفتن نمايندهها حرف بيربطي است. پول گرفتن يعني چه؟ فقط اين را نشان مي دهدکه به صورت سازمان يافته نمايندگاني که طرفدار دولت خاصي بودند پول گرفتهاند. حالا براي اينکه اذهان جامعه را منحرف کنند، اسامي افراد ديگري که هيچ ربطي به دولت ندارند را منتشر ميکنند. اما موضوع اين است که تشکيلاتي براي نيروهاي خود هزينه ميکند و براي عدهاي از نمايندگان پول خرج ميکند . به همين منظور به دادگاه و قوه قضاييه نامه زديم تا مشخص شود ليستي که رسانهاي شده از کجا آمده است. اگر اين اتفاق در مجلس اصلاحات ميافتاد طوري ديگر برخورد ميکردند. اين همه اختلاس در دولت احمدينژاد اتفاق افتاد، آب از آب تکان نخورد اما اگر يکي از اين اختلاسها در زمان دولت اصلاحات رخ ميداد، آن را ميکوبيدن بر سر دولت.
اما مسئولان دولت پاک دست هم هر روز اعلام ميکنند اختلاسها ربطي به بدنه اين دولت ندارد.
دولت پاک است ديگر. به کچل ميگويند، زلف علي؛ به کور ميگويند عين علني، به کثيف هم بايد بگويند پاک دست.
پيامد برخوردهاي قهري و محدود کننده با برخي شخصيتها بويژه سخنرانان را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
اين اقدامات به ضرر همان قصد و نيتي است که ميخواهند به آن دست پيدا کنند. در گذشته هم شاهد چنين رفتارهايي بوديم، چقدر عليه رفسنجاني در صدا و سيما و مجلس حرف زدند، نتيجه آن شد؟ محبوبيت عميق جامعه به رفسنجاني. حالا ببينيد اين محدوديت رسانهاي چقدر باعث افزايش محبوبيت برخي افراد شده است و اين اقدام باعث شد افرادي که نسبت به اين مسائل بي تفاوت بودند واکنش نشان دهند. دکتر شريعتي حرف خوبي ميزد، او ميگفت اگر ميخواهي چيزي را خراب کني خوب بهش حمله نکن بلکه بد ازش دفاع کن. اينها با اين کار اسطوره سازي ميکنند.
به موضوع استيضاح فرجيدانا هم اشارهاي داشته باشيم، آيا استيضاح او مربوط به بورسيهها بود؟
اعتقاد دارم استيضاح او سياسي بود و موضوع بورسيهها اين بهانه را به دست برخي مجلسيها داد. ايرادي به عملکرد فرجيدانا وارد نبود، او بايد چه کار ميکرد که نکرده بود. اما ظاهرا دوستان در عرض يکسال فهميدن که بايد او برکنار شود. استيضاحکنندگان بر اين باور بودند که مديران فرجي دانا در آينده فتنه خواهند کرد. آنها مگر بهتر از حضرت علي(ع) آينده را ميبينند؟ قصاص قبل از جنايت درست نيست.
از غائله قم خبر داريد؟
جاهايي که به ضرر خودشون است خبر نميدهند. البته اختلاس ها به ضررشان بود اما چرا کسي واکنش نشان نميدهد جاي سوال است. اما باز اجازه ميدهند برود ترکيه و سخنراني کند، اما فردي که يک قران پول نخورده است حق ندارد بيرون برود، حرفي بزند و حتي رسانهها اجازه انتشار خبر و عکسي از او را ندارند. انصاف هم چيز خوبي است.













