مخمصهی ظریف
چکیده :آقای ظریف در مخمصهی ظریفی گرفتار آمده است: از یک سو اعتراف به حقیقت و حفظ اعتبار و از سوی دیگر انکار حقیقت و حفظ مقام و منصب. او هم مانند هر مقام دیگر جمهوری اسلامی که در چنین تنگنایی قرار میگیرد٬ میداند که اگر قرار است بر سر کار بماند باید حقیقت را دور بزند. هم آقای ظریف هم همهی آن مقامات دیگر به خوبی میدانند که افراد بسیاری به دلیل اظهارنظرهاشان به زندان افتادهاند٬ شکنجه شدهاند و بسا به قتل رسیدهاند....
حسین قاضیان:
آقای ظريف در مصاحبهای گفته است: «افرادی که جرايمی مرتکب میشوند يا قوانين کشور را نقض میکنند، نمیتوانند پشت اينکه روزنامهنگار يا فعال سياسی هستند، پنهان شوند».
آقای ظریف «منطقا» حرف درستی میزند٬ چون میگوید مجرمان (=افرادی که جرایمی مرتکب میشوند) نمیتوانند با استناد به اینکه روزنامهنگارند٬ یا فعال سیاسی هستند از تعقیب معاف باشند. اما به نظر میسد آقای ظریف این حرفِ درست را میزند تا مجبور نباشد حرفهای درست دیگری بزند. او هم به خوبی میداند (و اگر نمی داند بدا به حالش) که روزنامهنگاران بسیاری نه به دلیل ارتکاب جرم٬ که اتفاقا و صرفاْ به دلیل کار روزنامهنگاری خود٬ به زندان افتادهاند.
آقای ظریف کوشیده است با ظرافتی منطقی از زیر بار این واقعیت در برود و امیدوار باشد محبوبیتی که به دست آورده است از او در برابر انکار حقیقت محافظت میکند. اما آقای ظریف در مخمصهی ظریفی گرفتار آمده است: از یک سو اعتراف به حقیقت و حفظ اعتبار و از سوی دیگر انکار حقیقت و حفظ مقام و منصب. او هم مانند هر مقام دیگر جمهوری اسلامی که در چنین تنگنایی قرار میگیرد٬ میداند که اگر قرار است بر سر کار بماند باید حقیقت را دور بزند. هم آقای ظریف هم همهی آن مقامات دیگر به خوبی میدانند که افراد بسیاری به دلیل اظهارنظرهاشان به زندان افتادهاند٬ شکنجه شدهاند و بسا به قتل رسیدهاند.
آقای ظریف ممکن است با توسل به منطق دیپلماتیک موفق شده باشد موقتاْ از این مخمصهی بگریزد٬ اما به خوبی میداند که نمیتواند از حقیقتی بگریزد که شرم دارد به آن اذعان کند. کاش میشد و بشود دست کم چنین شرمی را در نگاه او به وقت انکار حقیقت دید.
منبع: فیس بوک نویسنده













