چرا وزیر کشور به توصیه امام علی(ع) عمل نکرد
چکیده :برای وزیر کشور، سخنان ارزشمند و توصیه های امام عدالت سرمشقی عالی برای انتخاب می توانست باشد. رحمانی فضلی با گفتن حرف حق و چشاندن طعم تلخ آن به صاحبان منافع نامشروع تا نیمه راه با مقتدای راستی همراه بود. صورت مساله را خوانده و آن را درک کرده بود و می شد تا موفقیت نهایی و دوردست تر را، با همه بزرگی قابل درک این مساله، به آرامش نزدیک تر باقی ماندن بر مصدر صدارت یا رفع حمله ها و فشارها برگزیند و در آزمون سخت مسؤلیت پیروز کامل باشد. رحمانی فضلی اما در نیمه دوم راهی که برگزید اینگونه رفتار نکرد....
کلمه – بهار توکلی:
در میان انبوه افکار مکتوب بشر، متن هایی پیدا می شود که چنان با قدرت و عمیق نگاشته شده اند که می توانند با رد شدن از محدودیت تاریخ، زمان و مکان؛ مدت های طولانی بعد از نگاشته شدن راهگشای مسایل روز باشند. از این رو سزاوار است بارها خوانده شوند و مورد دقت مضاعف قرار گیرند.
از این میان می توان به فرمان حضرت علی به مالک اشتر که حاوی نصایحی مبنی بر روش مملکت داری و سیاست ورزی اخلاق مدارانه است اشاره کرد. در این متن ارزشمند رمز موفقیت در کشورداری عفو، گذشت، راستی و درستی دانسته شده و بر همین اساس امام علی (ع) به مالک چنین گفته است: «برگزیده ترین وزیران تو وزیری است که سخن حق را هرچند که تلخ و شدید باشد، بیشتر به تو بگوید و کمتر تو را در گفتار و رفتاری که خداوند برای دوستدارانش نمی پسندد بستاید. هرچند سخن تلخ و ستایش ننمودنش موجب دلتنگی و ناخرسندی تو گردد.» و نیز آن حضرت در جایی دیگر از این سیاست نامه اخلاقی مالک را سفارش کرده که «آزمندان و ترسودلان را به محفل خود مخوان که عزم تو را در کارها سست می گرداند». [1]
کشور ما سال های سختی را پشت سر می گذراند. بحران های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی گریبان کشور را گرفته و میراثی ناسالم از دولت پیشین به جای مانده است. میراثی که بار آوار آن بر دوش مردم صبور و نجیب و به خصوص اقشار مستضعف جامعه سنگینی می کند و از سویی دیگر کار را بر دولت منتخب نیز سخت کرده است. چاره کار چیست؟ چگونه می توان حجم بزرگ مشکلات به جای مانده را برطرف کرد و ایران را به وضعیت درست رهنمون شد؟ این سوال در ذهن ها مدام مطرح می شود که آیا امیدی به اصلاح وضعیت حاضر هست؟ پیشتر میرحسین محصور بارها اولین قدم حل مشکلات را پذیرفتن بحران ها دانسته بود. [2] اما آیا بعد از این اولین قدم، دیگر باید ساکت نشست و امنیت برگزید یا راهی ِ کارزار سخت درمان دردهای پرشمار کشور شد؟ در این راه ایستاد و زخم خورد و با قامتی افراشته ایستاد یا تسلیم شرایط بود؟
این سوال و این متون را در روزهایی که مساله پول کثیف در محافل سیاسی و اقتصادی و خبرها مطرح شده است، می شود مورد باز بینی و بازخوانی مکرر قرار داد.
در اواخر سال گذشته، رحمانی فضلی وزیر کشور در نشست روسای پلیس مبارزه با مواد مخدر گفت که گردش مالی قاچاق مواد مخدر باعث اعمال قدرت قاچاقچیان در حوزه سیاست نیز میشود: «باید توجه داشت که بیشک بخشی از پول کثیف قاچاق مواد مخدر در حوزه سیاست، انتخابات و انتقال قدرت سیاسی در کشور وارد میشود، و برای پاک نگه داشتن قدرت از این آلودگی باید تلاش کرد تا پولهای کثیف قاچاق مواد مخدر وارد حوزه سیاست و قدرت نشوند.» [3]
این جملات واکنش های بسیاری را در جامعه برانگیخت. بخشی از مطلعان و مسئولان دولت های گذشته و کنونی که از کم و کیف فساد اقتصادی آگاهی دارند با شرحی بر این سخنان، مطالبات گذشته را پیگیر شدند. در همین راستا بود که ترکان سال 94 را سال افشای کسانی دانست که می خواهند با پول های کثیف وارد سیاست شوند و سکوت را در این مورد جایز ندانست، و پور محمدی نیز در نشستی تلوزیونی در بخش خبری ساعت 22 شبکه دو سیما، سطحی وسیع تر خطر «پول های انبوه، ولو غیرکثیف و نزدیک شدن کانون های قدرت و ثروت» را مطرح ساخت. [4] در مقابل کسانی که مخاطب اصلی یا متهم این صحبت ها بودند، نیز به شدت واکنش منفی نشان دادند. با مروری بر گفت و گوها می توان کانون های مخالف این سخنان را یافت: صاحبان هر دو نوع منافع مالی و سیاسی قاچاق مواد مخدر با دامنه بزرگی که حتی انتخابات و در نتیجه بخشی از منتخبین را هم در بر می گیرد.
چنین شد که مطابق روال پیشین طیف بهره مند سیاسی که کانون های قدرت را در دست دارند حمله های قابل حدس خود را آغاز کردند. آنها با فراری رو به جلو خواستار افشای اسناد و افشای مصادیق از سوی وزیر کشور شدند و یا رسانه هایی را که صحبت های وزیر را پوشش دادند، مورد حمله قرار دادند و آنها را رسانه های زنجیره ای آلوده به پول کثیف نامیدند. آنها در موج حملات خود که پر از نشانه های دلواپسی از رو شدن اسناد بود، با اسم بردن از بزرگان و دلسوزان اقتصاد و سیاست کشور که تا کنون برای این دلسوزی هزینه های گزافی پرداختند، آنها را با ادبیاتی جفاکارانه مورد شماتت قرار دادند و ایشان را مخاطب واقعی صحبتهای وزیر نامیدند. اینکه چنین رفتاری از محافلی و افرادی که از افشای احتمالی سوء استفاده کنندگان و بهره مندان از پول های کثیف آسیب می خورند سر بزند، امری عجیب و بی سابقه نیست. اما رحمانی فضلی وزیر کشور که به واسطه شخصیت حقوقی و جایگاه تعریف شده به اسناد سخنانی که ادا کرد دسترسی دارد در برابر این هجوم چه رفتاری می توانست داشته باشد؟
او می توانست رفتاری در قالب یکی از الگوها و نمونه های شبیه به این مورد را در پیش بگیرد: سکوت کند، اشاره سربسته را با اسناد و مدارک اثبات و روشن تر کند یا حرف خود را پس بگیرد. واضح است که افشای هرآنچه که مایه اثبات مدعیات وی باشد، هزینه ای سنگین به دنبال خواهد داشت؛ هزینه ای که شخصیت حقوقی او، به عنوان بخشی از دولت تدبیر و امید و حتی محتملا و شبیه بسیاری از افراد دلسوز دیگر شخصیت حقوقی او را هدف قرار می دادند. خاطیان نه تمایل به دست کشیدن از سود سرشار سیاسی و اقتصادی دارند و نه از بیم دادرسی و محکوم شدن می توانند در برابر خطر آن آرام گیرند. باید اذعان داشت صورت مساله ای سخت در پیش راه بود. چنانکه از انتخابات سال 92 که مردم سرانجام توانستند بعد از سال هایی سخت، رییس جمهوری منتخب را به جای رئیس دولت منتصب و متقلب داشته باشند و امید به اصلاح وضعیت پر از مشکل پیشین در دل ها پیدا شد، موارد متعددی از روبه رو شدن مسئولین با این سوال مطرح شد.
به عنوان مثال وضعیت پر بحران وزارت آموزش عالی نمونه ای روشن از رویارویی اخلاق مدارانه با چنین صورت مساله دشواری است. راهی که فرجی دانا و نیز سرپرست های پیشین وزارت علوم برگزیدند آشکار کردن کانونهای فساد و مقاومت در برابر سودجویان بهره مندان فساد و نیز سعی بر احقاق حقوق متضررین از سیاستهای اعمال شده کودتایی بر وزارت خانه بسیار مهم علوم بود. به ناگهان دلواپسان و مراکز توزیع و تهیه فساد علمی و بهره مندان از بورسیه های نا مشروع به شدت برآشفتند و در حملاات پی در پی و بیامان خود سرانجام موفق به حذف فرجی دانا شدند. با اینهمه او و همراهانش راه حل درست را برگزیدند. حذف فرجی دانا پیمودن مسیر را کند خواهد کرد اما راه بر رفع مشکل فساد روی داده در وزارت علوم نخواهد بست و آن پرونده تا حل نهایی پیش وجدان عمومی و نیز مراجع قانونی و مربوط باز خواهد ماند. و نیز عزت تسلیم نشدن در برابر سودجویان نیز تا ابد برای ایشان باقی است.
برای وزیر کشور، اینجا آن سخنان ارزشمند و توصیه های امام عدالت سرمشقی عالی برای انتخاب می توانست باشد. رحمانی فضلی با گفتن حرف حق و چشاندن طعم تلخ آن به صاحبان منافع نامشروع تا نیمه راه با مقتدای راستی همراه بود. صورت مساله را خوانده و آن را درک کرده بود و می شد تا موفقیت نهایی و دوردست تر را، با همه بزرگی قابل درک این مساله، به آرامش نزدیک تر باقی ماندن بر مصدر صدارت یا رفع حمله ها و فشارها برگزیند و در آزمون سخت مسؤلیت پیروز کامل باشد. رحمانی فضلی اما در نیمه دوم راهی که برگزید اینگونه رفتار نکرد.
صحبت های بعدی او نشانی از این بود که فشار دو دسته آزمندان و نیز ترسودلان، او را اگرنه به تکذیب کامل صحبت ها، بلکه به تسلیمی از سر ضعف وا داشته است. اگرچه او جملات خود را رد نکرد و این در فضای مسموم این روزها جای تقدیر دارد، اما اسنادی را هم برای مدعای خود و در ادامه روشن نمودن صحیح آزمندان سیاست خواه پول های کثیف ارائه نداد تا در حاشیه ای امن از حمله آنها قرار بگیرد، و ناپسندتر اینکه با جمله ای شرطی، دلسوزی و حساسیت به جای رسانه ها و افراد مطلع را سو استفاده جناحی خواند و در رفتاری قابل نقد از جانب آنها از دلواپسان این سخنان در صحن خانه ملت و در واقع پیش چشمان مردم که از او انتظاری دیگر داشتند، عذرخواهی کرد.
اگر سخنان مولای متقیان را راه حلی ابدی برای مشکلات یک زمامدار بدانیم و اگر معیارهای او را ابزار سنجش آزمون زمامداران آیا رحمانی فضلی را می توان برنده دانست؟ بی تردید صحبتهای او درباب پول ناسالم اندوخته شده از مواد مخدر و به قول خودش هشدار او برای وارد نشدن این پول ها به عرصه سیاسی کشور رفتاری صحیح بود که با پافشاری بر آن علاوه بر جلب حمایت مردمی، و نیز همراه کردن دلسوزان مسئول و آگاه، او را به دلیل بیان این مسایل که همانا رفع مشکل بود رهنمون می شد. در این صورت حتی اگر حل مساله زمانی دورتر صورت می پذیرفت و یا عواقبی ناخوشایند، ناشی از این رفتار علی مانند بر او تحمیل می شد، در برابر آن پیروزی کوچک می نمود.
این همان پیروزی ای است که میرحسین در حصر از آن به خوشی و نه خوشحالی یاد می کند. آزادی و آرامش شیرین است اما هزینه فریاد بلند او در برابر فساد اقتصادی و سیاسی حاکم و اصرارش برای پذیرفتن بحران توسط مسئولین، اگرچه سخت و تالم برانگیز به چشم بیاید. اما از سویی عزت در نگاه مردم و اسودگی وجدان در بارگاه الهی را خواهد داشت و در پیروزی های آتی ملت، او شریکی سربلند خواهد بود. چنان که پافشاری فرجی دانا بر مشکلات و یا هر دلسوز دیگر پیروزی دائمی و شیرین خواهد بود .
جملاتی که علی رغم فشارها و حملات مجددا در مجلس توسط رحمانی فضلی بیان شد ارزشمند و مهم و ناظر بر نگرانی درست وزیر کشور از خطر سودجویان است «چرا ما در مقابل یک موضوعی که به صورت یک هشدار مطرح میشود چنان موضع میگیریم که بعد برای دفاع از آن موضع غلط به گونهای حرکت میکنیم که چند اسم هم از آن بیرون میآید. این کار چه مشکلی را حل میکند؟ … آیا به روند هزینههای مربوط به انتخابات در کشور نظارت میشود؟ آیا قدرتمندان و سودجویان به دنبال سوءاستفاده نیستند؟» [5] اما به همان اندازه نشان از وقایعی مستند دارد که عذرخواهی صورت گرفته را بیشتر قابل نکوهش می نماید.
از سوی دیگر رفتار روی داده محافل و چهره های مخالف سخنان آقای فضلی را نیز می توان با متن شهریار ماکیاولی به عنوان متنی قوی و در قطبی منفی قابل تطابق دید. ماکیاولی شهریاری را موفق می داند که در فریب دادن مردم مهارت ویژه داشته باشد: «حقیقتا باید روی این طبیعت انسانی یک رنگ شفاف خوبی زده شود. مخصوصا در تغییر دادن حالت و قیافه برای ریاکاری و گول زدن دارای یک مهارت کامل باید بود» [6].
ادعای اینکه «بدون کمترین چشم پوشی گزارش شفافی درمورد ورود پول کثیف در حوزه سیاست به خصوص نهاد قانون گذاری ارائه دهید» [7] در حالی که در مجموعه ای هماهنگ آن حمله های هدفمند برای قطع روند رسیدگی به پول های آلوده صورت گرفت، ناظر به فریبی ماکیاولی گون است. چنین به نظر می رسد که خشم نهفته در محافل ویژه، در منشی فریبگر داعی حل مشکل فساد شده است، در حالی که در پس پرده هر قدم برای اصلاح را به چنان مصیبتی بدل می کند تا مجری آن از عزم خود عقب نشینی کند.
منابع:
[1] -نهج البلاغه، ترجمه داریوش شاهین، انتشارات جاویدان، ص1327
[2] چنین گفت میرحسین، ص399
[3] خبرگزاری ایسنا
[5] روزنامه ایران
[6] شهریار ماکیاولی، ترجمه محمود محمود، ص 107
[7] خبرگزاری ایلنا













