ادامه حبس ناصرالدین قاضی زاده، عضو حزب اعتماد ملی استان تهران
چکیده : از وضعیت ناصرالدین قاضی زاده مسئول روابط عمومی حزب اعتماد ملی تهران که در اسفندماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، همچنان اطلاعی در دست نیست...
از وضعیت ناصرالدین قاضی زاده مسئول روابط عمومی حزب اعتماد ملی تهران که در اسفندماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، همچنان اطلاعی در دست نیست.
به گزارش«سحام»، ناصرالدین قاضی زاده مسئول روابط عمومی و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی استان تهران است که بیش از دو ماه را در بازداشت نیروهای امنیتی میگذراند. از نهاد بازداشت کننده آقای قاضی زاده و دلایل بازداشت وی، همچنان اطلاعی در دست نیست.
حالا همکاران وی در حزب اعتماد ملی استان تهران در دلنوشتهای، از ظلم و ستم رفته به وی انتقاد و ابراز امیدواری کردهاند، وی هر چه زودتر از زندان آزاد شود.
اعضای حزب اعتماد ملی در قسمتی از این دلنوشته آورده اند: «میدانی وقتی این خبر را شنیدیم چقدر ناراحت و اندوهگین شدیم؟ از آن رو که در موسم انتخابات خرداد ۹۲ چقدر شما و دوستانت در ستاد انتخاباتی یازدهمین دوره ریاست جمهوری و آقای دکتر روحانی تلاش کردید و عاقبت چنان شد که تصور آن به هیچوجه، به ذهن ما و امثال ما هم، نمی رسید!… همه ما در طول این سالها شاهد عدم رعایت حقوق شهروندی بودهایم از دبیرکل حزب که چندین سال است درحصر به سر میبرد تا آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور دوران اصلاحات که حصر رسانهای می شود و سایر انسانهای اندیشمند و فرهیخته و نام آشنایی که، تنها اعتراضشان به فساد اقتصادی دولت احمدی نژاد بوده و بنیانهای جامعه ما را تهدید کرده است و درحالیکه بخشی از خورشید حقیقت چند صباحی است که خود را نشان داده است متأسفانه باز هم برخی از«حقیقت گویان» به بازداشت و حبس می روند و در حصرند… و تعدادی از سرحلقههای فساد و قانون گریزی آن دولت، آزادانه روزگار را میگذرانند؟!»
دلنوشته اعضای حزب اعتماد ملی استان تهران در زیر میآید:
برادر عزیز:
اکنون دیگر نزدیک به دو ماه است ک موفق به دیدارت نشده ایم، روزی که خبردار شدیم از خانه تو را به مکان نامعلومی برده اند، نگرانی زیادی نداشتیم، اطمینان داشته و داریم که کار خلاف قانون انجام نداده و نمیدهی، با خود گفتیم حتماً سوء تفاهمی شده و به زودی، بازخواهی گشت. هر چند از نحوه بازداشتت، متعجب شده بودیم. از اینکه به شیوه نامناسب و غیراخلاقی شب هنگام و بدون اطلاع قبلی به منزل شما هجوم آورده و بازداشتت کنند درخور توجه فراوان بود! با همه اینها، هر روزی بعد از بازداشت، درانتظار بازگشتت بودیم شما که با لبی خندان بگوئید، سوء تفاهمی بوده و برطرف شده و حتی ناباورانه بگوئید که بازداشت کنندگان، عذرخواهی کرده اند!!
اما دیدیم که چنین نشد و با فرارسیدن نوروز و ایام تحویل و تحول سال جدید نیز، چرخ بازداشت کنندگان همچنان برهمان مسیر چرخید و شوربختانه این وضعیت تقریبا دو ماه است که ادامه دارد و تأسف بارتر اینکه با گذشت این همه مدت، هنوز دوستانت و حتی خانواده ات از جرمی که به بهانه آن بازداشتت کرده اند و ازعنوان حقیقی و حقوقی کسانیکه که شما را به آن شیوه ناشایست از منزل به زندان برده اند و بهطور قطع و یقین مسئولیت حفظ سلامتی شما برعهده آنهاست و درچه مکانی هستی، اطلاعی ندارند!!
آنچه شنیده ایم و خبرهای غیر رسمی حاکی از آناست که مراجع مسوول در دولت تدبیر و امید، شما را بازداشت کرده اند. . .
ناصرجان:
می دانی وقتی این خبر را شنیدیم چقدر ناراحت و اندوهگین شدیم؟ از آن رو که در موسم انتخابات خرداد ۹۲ چقدر شما و دوستانت در ستاد انتخاباتی یازدهمین دوره ریاست جمهوری و آقای دکتر روحانی تلاش کردید و عاقبت چنان شد که تصور آن به هیچ وجه، به ذهن ما و امثال ما هم، نمی رسید!!
اگر شما توسط کسانی از همان دولت، بازداشت شده و به مکانی نامعلوم برده اند، شمایی که، به قانونمندی و التزام عملی به جمهوریت و اسلامیت و مخصوصاً رعایت اصول قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی، زبانزد هستید اما نظرات و عقاید خویش را با صراحت و شجاعت قابل تحسین به منظور روشنگری بیان داشته اید، وظیفه ای که بر دوش همه ما سنگینی میکند. چه باید گفت!!
ناصر عزیز:
این روزها بسیار دلتنگ توایم و دلتنگ و افسرده تر که نمیتوانیم برای آزادیات از بازداشتگاه که مسئول و مکانش را نمیشناسیم کاری انجام دهیم.
تعطیلات نوروزی بدون اینکه درکنار خانواده محترمت باشی سپری شد و دوستانت در حزب اعتماد ملی استان تهران دوباره گرد هم جمع شدند ولی جای خالی شما بیش از هر یک از ما و هر چیز دیگری خودنمایی کرد و هالهای ازغم بر روح و جان دوستانت، سنگینی کرد و فضای جلسه از اندوه پر شده بود.
آقای قاضی زاد عزیز:
برای باخبر شدن از احوالت به تعدادی از دوستان هم حزبی که بر صندلی قدرت نشسته اند مراجعه کردیم اما متأسفانه با کم لطفی آنان مواجه شدیم و گاهی هم، وعده ای دادند که تاکنون در حد همان وعده، باقی مانده است و بس . .
گاهی هم تصور میکنیم که سعی میکنند با فاصله گرفتن از شما و دوستانت در حزب اعتماد ملی استان تهران، صندلیهای ریاست و قدرت خود را که با تلاش و همت شما و امثال جنابعالی از متن مردم عزیز، به امانت گرفته اند، به هر قیمت و بهایی حفظ کنند.
دوست عزیز:
همه ما در طول این سالها شاهد عدم رعایت حقوق شهروندی بودهایم از دبیرکل حزب که چندین سال است درحصر به سر میبرد تا آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور دوران اصلاحات که حصر رسانهای می شود و سایر انسانهای اندیشمند و فرهیخته و نام آشنایی که، تنها اعتراضشان به فساد اقتصادی دولت احمدی نژاد بوده و بنیانهای جامعه ما را تهدید کرده است و درحالیکه بخشی از خورشید حقیقت چند صباحی است که خود را نشان داده است متأسفانه باز هم برخی از«حقیقت گویان» به بازداشت و حبس می روند و در حصرند… و تعدادی از سرحلقههای فساد و قانون گریزی آن دولت، آزادانه روزگار را میگذرانند؟!
اگر آن سالها بود، همچنان امید داشتیم با ظهور دولتی که محصول تلاش میلیونها ایرانی فعالی چون تو بود ورق برگردد و زندگی هموطنانمان روال عادی خود را بازیابد اما متاسفانه با گذشت دو سال از عمر این چنین دولتی هنوز هم درب برهمان پاشنه میچرخد و اسفبارتر اینکه دوستان ما در دولت جدید، که سالها در کنج خلوت فریاد عدالت خواهی و وامصیبتا از آنچه میگذشت سر می دادند، اکنون با تکیه بر صندلی قدرت، نیاز به تغییر را، احساس نمیکنند. انگار این همه هزینه از طرف مردم ایران تنها به این خاطر بود که آنها بروند و اینان بیایند و زندگی همچون گذشته تداوم داشته باشد. واقعیت این است که عدهای نمیخواهند و به سودشان نیست که اراده مردم که در قالب قانون اساسی تبلور پیدا کرده است، حاکمیت پیدا کند با اینکه به این قوانین ایراداتی وارد است اما باز هم آرزوی ما اجرای دقیق و بدون نقص این قوانین است که اگر چنین بود امروز تو و دیگر یارانمان در حبس و حصر نبودید. اگر چنین بود از بازداشتهای اینچنینی، محاکمات سیاسی پشت دربهای بسته، بستن روزنامهها و پایین آوردن سقف اطلاعرسانی و مواردی از این قبیل که نقض حقوق شهروندی را در بر میگیرد، خبری نبود و تو بهتر می دانی که اگر مجریان، قانون را پاس می داشتند امروز حتی بابک زنجانیها نیز اینچنین مجالی نمی یافتند تا لازم باشد به دنبال سرمایههای این ملت ثروتمند «اما تنگدست» در بانکهای مالزی و روسیه و جاهای دیگر دنیا بگردند.
ناصر عزیز:
با تمامی این احوال با شناختی که از تو داریم، می دانیم که تو نیز همانند سایر دوستان دربند مقاوم تر از آنی که با این جفاهایی که در حقتان میکنند، میدانی را که درآن تنها تلاش قانونی برای بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی صورت میگیرد خالی نخواهی کرد. همه ما چشم به راهیم که هر چه زودتر آزادی ات را بازیابی و به جمع دوستان که آغوششان برای استقبال از تو باز است، باز گردی.
یار همیشگی:
تلاشهای شما در دوران پیروزی انقلاب اسلامی، حضور در صحنههای پاسداری و دفاع از کشور و ترویج و توسعه اندیشههای اسلام ناب محمدی (ص) و حضور فعال در عرصه روزنامهها و مجلات و فرهنگ و رسانههای عمومی کشور و خصوصا در شورای مرکزی و روابط عمومی حزب اعتماد ملی استان تهران مثال زدنی است.
خداوند یار و نگهدارتان باد و به امید دیدار شما در جمع دوستان هم اندیش و هم حزبی.
اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی استان تهران
نهم اردیبهشت نود و چهار













