سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

روحانی و گذر از بحران

چکیده :آقای روحانی برای رسیدن به مقصود خود نباید منتظر انتخابات مجلس دهم بماند. موفقیت وی در گرو آن است که به حلقه حامیانش که علی رغم کم لطفی ها هیچ گاه وی را رها نکردند، باز گردد و به وعده های خود خصوصاً رفع حصر که اکنون علاوه بر اینکه یک مطالبه عمومی است، برجسته تر و پر رنگ تر خود را نشان می دهد، قاطعانه عمل کند....


کلمه – علیرضا کفایی:

از زمانی که دولت اعتدالی مستقر شد و آقای روحانی مهره های خود را به یکباره و در همان روز تحلیف به مجلس معرفی کرد تا کنون که نزدیک به یک سال و نیم از آن می گذرد، فضای جامعه روز به روز پر تنش تر و بر حجم آن نیز افزوده شده است.

علت این تنشها هرچه باشد، نمی تواند خاستگاه روحانی و حامیان او باشد و قدر مسلم جریانهای خاصی هم و غم خود را در ایجاد هیاهو و سرگرم کردن مردم به هر طریق ممکن برای پوشاندن خطاها و گناهان خود در دولت گذشته نهاده اند.

آنچه امروزه افشا می شود و در معرض دید و اذهان عمومی قرار می گیرد، از اختلاس های بزرگ گرفته تا بورسیه های غیر قانونی، برملا شدن دروغ ها و هدر دادن منابع ملی و به خطر انداختن منافع ملی و همه و همه می تواند یکی از عواملی باشد که کنندگان آن رذیلت ها برای سرپوش نهادن و مخفی نگاه داشتن خیانت های خود به زور و خشونت و غوغا و دغل و دغا متوسل شوند. اما اگر جوانب این همه هجمه علیه دولت و آن هم با روش های مذموم و نمایش های خیابانی و خشونت ها و تهدید و تهمت ها را در نظر بگیریم، می توان به این نتیجه رسید که ماجرا فراتر از این قصه هاست. اما قصه چیست؟

کمی به عقبتر و قبل از دولت احمدی نژاد برگردیم و چالشهایی که برای دولت اصلاحات ایجاد کردند را مرور کنیم. البته نه فرصت و نه لزومی بر یادآوری یکایک موارد است، لذا به برخی از موارد مهم اشاره اجمالی می شود.

· ماجرای قتلهای زنجیره ایی و اطلاعیه مهم وزارت اطلاعات که “وقوع قتلهای نفرت انگیز اخیر در تهران، نشان از فتنه ای دامن گیر و تهدیدی برای امنیت ملی داشته است” و متعاقب آن استعفای وزیر وقت اطلاعات (دری نجف آبادی) و افشای نقش سعید امامی (متصدی 8 سال معاونت وزارت اطلاعات) توسط مطبوعات مستقل که عبارت بودند از :

1- امنیتی کردن حوزه فرهنگ در داخل کشور تحت عنوان مقابله با تهاجم فرهنگی با اقداماتی مانند تهیه برنامه “هویت” و سناریوی “کارناوال عاشورا” جهت تخریب چهره خاتمی.

2- به انزوا کشیدن سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خارج کشور.

روزنامه سلام یک روز قبل از انتشار اطلاعیه وزارت اطلاعات در یادداشتی، پشت پرده قتلهای زنجیره ای را اینچنین روایت کرد: “نمی توان تصور کرد افرادی از درون قدرت به مرحله ای از انحراف و ضلالت رسیده باشند که انجام جنایاتی از این نوع را مشروع بدارند و بپندارند با چنین جنایات و ظلم هایی می توان به اسلام و نظام اسلامی خدمت و آن را تقویت کرد.”

در اسناد بازجویی سعید امامی آمده است که احکام حذف برای شرعی نشان دادن قتلها توسط افرادی دیگر صادر می شد، و برخی از دوستان سعید امامی مانند حسینیان، مقتولان را ناصبی و مرتد و قاتلان را افرادی اهل فکر و دارای اعتقادات مذهبی و احساسات دینی معرفی می کردند.

مواضع حامیان قتلها را نمی توان به سادگی از نظر دور داشت زیرا خمیرمایه آن مواضع خطرناک با چاشنی توجیهات شرعی و فتوا اتخاذ و به اقدام منجر می شد. مشروعیت بخشی و ترویج خشونت لجام گسیخته از سالها قبل تئوریزه شده بود و عده ای با شرعی پنداشتن اعمالی خشن و اوج آن قتل، اقدامات خود را شرعی و دینی می دانستند.

مصباح یزدی معتقد بود “هیچگونه رحم و مروتی برای غیر خودیها نباید داشته باشیم” (آذر 78) و “هر کسی در مقابل حکومت حق، مخالفت کند باید سرکوب شود. اول نصیحت و ارشاد و اگر نپذیرفت شمشیر.” (مرداد 78)

نشریه یا لثارات الحسین ارگان انصار حزب الله خواستار مسلح شدن گروههای حزب الله می شد. (مرداد 78)

سردار نقدی می گفت: اگر مومن سنگر کفار شود، حکم این است که او را بکشیم تا به سنگر کفار دست پیدا کنیم. (مرداد 78)

امروز وقتی بعضی از مواردی که پیش می آید را بررسی کنیم لایه هایی از همان تفکر را می بینیم. حادثه شیراز برای آقای علی مطهری، اسیدپاشی ها، رفتار پایداری ها در مجلس و در جامعه، فعال شدن انصار که در بعضی از استانها اطلاعیه تهدید حتی علیه بیت امام صادر می کنند، نظرات کیهان نشینان و وطن امروز و جوان و….. که با تهدیدهای آنها در مورد دولت اصلاحات تفاوتی ندارد و…….

· ماجرای 13 رجب – تهاجم و حصر بیت آیت الله منتظری

· توقیف و تعطیلی روزنامه ها

· اقدامات تروریستی ( انفجار در دادگاه انقلاب، ترور سپهبد صیاد شیرازی، لاجوردی، رازینی، بمب گذاری در اطراف حرم امام رضا (ع)، شلیک پنج خمپاره در اطراف نهاد ریاست جمهوری و تشخیص مصلحت و …

· استیضاح وزیران مانند مهاجرانی و نوری

· رد صلاحیت گسترده داوطلبان نمایندگی مجلس خبرگان

· برنامه چراغ

· بازداشت آیت الله اسدالله بیات

· کارشکنی مجلس و تهاجم نمایندگان به رئیس جمهور خاتمی

· طرح اصلاح قانون مطبوعات و افشای نقش سعید امامی در پیشنهاد دادن آن

· توقیف و تعطیلی روزنامه سلام

· ماجرای کوی دانشگاه

· انتشار نامه خیلی محرمانه فرماندهان سپاه به خاتمی

· بیانیه شدید اللحن جامعه روحانیت علیه آقای خاتمی

· تهاجم مصباح یزدی به روزنامه های دوم خرداد که می گفت: “رئیس سابق سیا با چمدانی پر از دلار برای برخی از روزنامه ها و مراکز فرهنگی وارد ایران شده است.”

این موارد و موارد بسیار دیگری که در دولت اصلاحات پیش آوردند و حامیان و آمران آن مشخص بودند سعی در جنجال آفرینی و ایجاد رعب و وحشت و امنیتی کردن فضای سیاسی و از میدان بدر کردن اصلاح طلبان به هر طریق ممکن را داشتند.

در دولت احمدی نژاد این گروه خاموش شدند و سکوت و حمایت از سیاست های افراطی دولت وقت را پیش گرفتند و در سال 88 که مهندس میرحسین موسوی پای در میدان نهاد، از ترس طرد شدن دوباره و واگذاری قدرت، دست به اقدامات خشونت باری زدند تا مجددا فضا را بسوی بیشتر امنیتی شدن بکشانند و جامعه را در حالت تعلیق سیاسی قرار دهند و کردند آنچه را که همه می دانند. در همین راستا به آنچه که از سالها قبل برنامه ریزی و تئوری پردازی کرده بودند دست یافتند و به نوعی انتقام شکست های مکرر خود را گرفتند. مهندس میرحسین موسوی و همسرش خانم دکتر رهنورد و حجه الاسلام و المسلمین کروبی را به حصر کشیدند و اصلاح طلبان موثر و فکری را به زندان در انداختند. از 88 تا 92 نتوانستند با دنیای خارج کنار آیند ،چون همواره بر طبل خشونت کوفتند و در داخل به سبب دزدی ها و غارت های بیت المال و دروغ های شاخدار و نامردمی های فراوان و نیز خشونت و ارعاب جامعه، نتوانستند رای و نظر مردم را با خود همراه کنند تا آنکه نهایتا در خرداد 92 آقای روحانی با حمایت و انسجام اصلاح طلبان به ریاست جمهوری برگزیده شد.

امروز همان خشونت ها و همان برنامه های انحصارطلبان بی کم و کاست و البته به نوعی دیگر در حال اجرا است. مصباح یزدی با همان تفکر و جبهه پایداری به تبعیت از وی و انصار حزب الله با همان نگرش در کار ایجاد مانع و چالش برای دولت هستند. می خواهند فضای کشور را امنیتی کنند و در سیاست خارجی ایران را به انزوا کشانند.

گرچه آقای روحانی تلاش بسیاری می کند تا قدرت طلبان به نتیجه نرسند و نشان می دهد که دست آنها را خوانده است، هم به برطرف کردن فضای امنیتی سفارش می کند و هم به تعامل بین المللی و رفع انزوای در سیاست خارجی می اندیشد، اما متاسفانه ساز و کار لازم و کارگزاران مناسب ندارد.

آقای روحانی برای رسیدن به مقصود خود نباید منتظر انتخابات مجلس دهم بماند. موفقیت وی در گرو آن است که:

1- به حلقه حامیانش که علی رغم کم لطفی ها هیچ گاه وی را رها نکردند، باز گردد.

2- به وعده های خود خصوصاً رفع حصر که اکنون علاوه بر اینکه یک مطالبه عمومی است، برجسته تر و پر رنگ تر خود را نشان می دهد، قاطعانه عمل کند.

3- در انتخاب وزیران کلیدی خصوصاً وزارت کشور بدون شک معامله ای صورت پذیرفته و اکنون مشخص است که طرف دیگر معامله به تعهدات خود یا پایبند نیست و یا قدرتی در عمل به معاهده ندارد و ظاهراً آقای روحانی دست خالی است اما می تواند اقداماتی برای بهتر شدن اوضاع صورت دهد:

الف: استانداران و فرماندان و کارگزان غیر همسو و جنجال آفرین و بازمانده از دولت قبل را تغییر دهد.

ب: در شورای عالی امنیت ملی به عنوان رئیس شورا دستورات قاطع خود را برای خروج از فضای امنیتی و آزادی محصورین و زندانیان سیاسی اعلام کند.

ج: افراد و گروههایی را که به نحوی مانع از توفیق در سیاست خارجی و داخلی می شوند، به مردم معرفی کند.

چ: اصلاح طلبان را در امور و مسئولیت ها دخالت دهد، نه از حیث اینکه مطالبه ای از جانب جبهه اصلاحات در این رابطه وجود دارد که چنین چیزی نیست و خود آقای روحانی می داند، بلکه از آن رو که لااقل در درون خانواده دولت افراد محرم دولت و دلسوز ملت برای مشورت و اقدامات دولت بدون چشم داشتی خواهند بود.

ح: آقای سید محمد خاتمی علاوه بر اینکه مدار و محور اصلاح طلبی است، چهره ای بین المللی و مورد وثوق در خارج از کشور و محل و ملجا اکثریت قریب به اتفاق مردم در داخل و محور وحدت است و آقای روحانی باید به ظلم و ستم هایی که در حق وی می شود، از ممنوعیت بیان و تصویر گرفته تا تهمت و افتراهای نابجا، خاتمه دهد.

خ: مشورت با آیت الله هاشمی و سید حسن خمینی و آقای خاتمی و دیگر بزرگان اصلاح طلب و مورد اعتماد مردم را علنی کند تا به انزوای گروههای ناپایدار بینجامد.

د: از اقدامات و اعمالی که مردم را به یاد دوران رئیس جمهور سابق می اندازد و نشان پوپولیستی دارد، امتناع ورزد.

ذ: آنچه را که وعده داده است بر زبان آورد و به مردم که همه می دانند چه بوده و چه شده است، یک بار دیگر یادآوری کند و علل نتوانستن ها را اعلام کند.

مواردی از این قبیل که شاید عمل به آن با سختی همراه باشد، می تواند راهگشای دولت برای رسیدن به موفقیت باشد.

دل بستن به مجلسی که در آینده بر سر کار خواهد آمد، امیدی است که اگر هم محقق شود، از بعد از آن آقای روحانی یک سال بیشتر وقت نخواهد داشت و عمر دولت رو به پایان است. آن مجلس هم اگر همسو شود، معلوم نیست نیروهای اصلی اصلاح طلب و اعتدال گرا خواهند بود یا بدلی هایی که نفوذ کرده اند و هر روز بر نفوذ آنها و نفوذ دادنشان افزوده می شود.

در شهرستان ها به واسطه همین نفوذی ها، یاس و دلسردی مردم افزون تر است و حتی در شهرهای کوچک تر نمادهای ظلم و ستم رژیم شاهنشاهی و سلطنت طلب ها و آنها که در آن دوران سیاه شاهی مال و منال از مردم به زور می گرفتند، با عنوان خیر پیش از انقلاب معرفی می شوند تا مردم را دلزده و نا امید سازند.

آقای روحانی نقد امروز را به نسیه فردا واگذار نکند، و در این راه حمایت و مساعدت بیش از پیش حامیان و اصلاح طلبان بسیار با اهمیت است.

به امید توفیق و گذر از بحران.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.