هاشم صباغیان: مخالفتها با دولت روحانی با انگیزه مالی صورت میگیرد
چکیده : منافع این عده اجازه نمیدهد دولت روی آرامش به خود بگیرد. به همین دلیل دولت آقای روحانی تحت فشار تندروها و کاسبان تحریمها قرار گرفته است. چالش دیگری که آقای روحانی با آن مواجه است وجود مراکز متعدد تصمیمگیری برای مسائل مختلف اجرایی است. این درحالی است که براساس قانون اساسی تمام سیستم اجرایی کشور باید در دست دولت و رئیسجمهور متمرکز باشد. نکته دیگر اینکه آقای روحانی باید از سوی همه نهادها و همچنین مردم مورد حمایت قرار بگیرد. مردم به همان شکل که در انتخابات ریاستجمهوری از آقای روحانی حمایت کردند نباید حمایت خود را قطع کنند بلکه باید بهصورت مستمر و تأثیرگذار با تمام توان از دولت حمایت کنند...
میگوید: «پنجاه سال با مهندس بازرگان زندگی کردم و از نزدیک باتفکر و خصوصیات فکری وی آشنایی دارم». همچنین میگوید: «روحانی تنها میتواند در مسیر و مشی مهندس بازرگان حرکت کند. فرم شکلگیری شخصیت آقای روحانی با فرم شکلگیری مهندس بازرگان متفاوت است. مهندس بازرگان شخصیتی دانشگاهی بودند، درصورتی که آقای روحانی حوزوی هستند. روحانی باید در مرحله اول جنس «اعتدال» مهندس بازرگان را بشناسد و سپس در راه ایشان گام بردارد». این جملات سخنان هاشم صباغیان، وزیر کشور کابینه مهندس مهدی بازرگان در دولت موقت است. صباغیان مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۰ گرفت. عضویت در شورای مرکزی آن، رئیس هیأت اجرایی و عضو دفتر سیاسی آن نیز بودهاست. وی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ مسئولیت کمیته استقبال از حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی را به عهده داشت. صباغیان همچنین درباره مخالفتها با دولت روحانی خاطرنشان میکند: «کسانی که علیه آقای روحانی «اتاق فکر» و «اتاق عملیات» تشکیل دادهاند منافع مادی خود را درخطر دیدهاند. اگر آقای روحانی موفق شود به وعدههایی که به مردم داده است عمل کند که کار زیاد مشکلی هم به دلیل حمایت همهجانبه مردم نیست، منافع بسیاری از مخالفان دولت با خطر جدی مواجه میشود». در ادامه متن گفتوگوی «آرمان» با مهندس هاشم صباغیان، اولین وزیر کشور بعد از انقلاب را از نظر میگذرانید.
عملکرد آقای روحانی در مدتی که سکان مدیریت اجرایی کشور را به دست گرفتهاند چگونه ارزیابی میکنید؟
آشنایی بنده با آقای روحانی به مجلس اول بازمیگردد که هر دوی ما به عنوان نماینده در مجلس حضور داشتیم. در آن زمان بنده نماینده تهران و آقای روحانی نماینده مردم سمنان در مجلس بودند. بنده همواره دو خصلت بارز اخلاقی را در آقای روحانی مشاهده کردهام؛ اول اینکه آقای روحانی دارای هوش و حافظه بسیار قوی هستند. دوم اینکه ایشان همواره از حق دفاع کرده و اخلاق و منافع مردم را فدای اهداف گروهی و مصلحت سیاسی نمیکردند. ممکن است یک نفر به دفاع از حق اعتقاد داشته باشد اما زمانی که احساس کند این دفاع از حق به ضرر یک جریان سیاسی و یا رنجش یک شخص خاص میشود از آن صرفنظر کند. آقای روحانی اما در هر حالت و به هر شکلی از حق دفاع میکردند حتی اگر این دفاع باعث رنجش نزدیکترین دوستانش میشد. درمورد عملکرد ایشان در مقام ریاستجمهوری باید عنوان کنم، روزی که آقای روحانی دولت را از آقای احمدینژاد تحویل گرفت وضعیت نابسامان و بههم ریخته بود. بنده مطلع نیستم آقای روحانی به چه میزان نسبت به این وضعیت آگاهی داشت. آقای احمدینژاد یک «مدیریت فشل ودرهم ریخته» را تحویل آقای روحانی داد. به همین دلیل اغلب وقت و انرژی آقای روحانی در طول این مدت صرف برطرف کردن خرابیهای باقیمانده از دولت گذشته شد. آقای روحانی باید در ابتدا این خرابیها را مرتفع میکرد تا بتواند در مرحله بعد سیاستهای خود را پیش ببرد. یکی از بزرگترین مشکلات آقای روحانی اعتباراتی بود که دولت گذشته خرج کرده بود و وضعیت مشخصی نداشت. بنده از گوشه و کنار شنیدم که دو نفر از وزیران دولت آقای روحانی در ابتدای تشکیل دولت و با مشاهده وضعیت بودجه وزارتخانههای خود قصد استعفا داشتهاند. این وزیران به آقای روحانی اعلام کرده بودند ما به هر کجا دست میزنیم با کمبود بودجه و نامعلوم بودن وضعیت بودجه در پروژههای وزارتخانه روبهرو میشویم. این بدین معنی است که دولت گذشته مدیریت خوبی بر مساله بودجه و اعتبارات دولتی نداشته است. برای یک وزیر، بودجه و اعتبار در درجه اول بحث مدیریتی است. هنگامی که یک وزارتخانه از نظر مالی وضعیت نامشخص ومبهمی داشته باشد مدیریت آن کار بسیار سختی است. اگر پول و اعتبار وجود نداشته باشد هر چقدر هم مدیریت یک نفر قوی باشد نمیتواند کارساز باشد. با این وجود آقای روحانی به صورت کلی موفق شده مقداری از مشکلات کشور را مرتفع کند، اما هنوز جای کار بسیاری وجود دارد. متأسفانه عدهای که همواره منافع خود را درنابسامانی جستوجو میکنند مانع حرکت جدی دولت شدهاند.
دلیل اصلی ایجاد مانع برای حرکت دولت چیست؟
به نظر من دلیل اصلی این مساله منافع مادی است. مخالفان دولت آقای روحانی رفع تحریمها را به ضرر خود تلقی میکنند. درنتیجه منافع این عده اجازه نمیدهد دولت روی آرامش به خود بگیرد. به همین دلیل دولت آقای روحانی تحت فشار تندروها و کاسبان تحریمها قرار گرفته است. چالش دیگری که آقای روحانی با آن مواجه است وجود مراکز متعدد تصمیمگیری برای مسائل مختلف اجرایی است. این درحالی است که براساس قانون اساسی تمام سیستم اجرایی کشور باید در دست دولت و رئیسجمهور متمرکز باشد. نکته دیگر اینکه آقای روحانی باید از سوی همه نهادها و همچنین مردم مورد حمایت قرار بگیرد. مردم به همان شکل که در انتخابات ریاستجمهوری از آقای روحانی حمایت کردند نباید حمایت خود را قطع کنند بلکه باید بهصورت مستمر و تأثیرگذار با تمام توان از دولت حمایت کنند.
مهمترین شعار آقای روحانی «اعتدال» بوده است. با توجه به اینکه شما در کابینه مهندس بازرگان حضور داشتید و از نزدیک با منش و شیوه مدیریتی ایشان آشنایی دارید، آیا معتقدید آقای روحانی چارچوبهای اعتدالی مهندس بازرگان را رعایت میکند؟
«اعتدال» مهندس بازرگان دارای جنبههای مختلفی است که نیاز به بررسی و تحلیل عمیق و گسترده دارد. مهندس بازرگان به هیچ عنوان اهل «کینهتوزی» و «خصومت» با هیچ شخص یا جریانی نبود. مهندس بازرگان حتی با مخالفان و دشمنان خود هم به صورت معقول و آگاهانه برخورد میکرد و از هرگونه عکسالعمل و واکنش پرهیز میکرد. «قدرت» در شخصیت مهندس بازرگان تأثیری نداشت. شخصیت ایشان به شکلی بود که رفتارش چه زمانی که در قدرت حضور داشت و چه زمانی که هیچگونه فعالیت سیاسی نداشت یکسان بود و هیچ گونه تغییری پیدا نمیکرد. ایشان اغلب مباحث حکومتداری و شیوه مدیریتی که در کابینه مطرح میکردند را از شیوه حکومتداری حضرت علی (ع) و کتاب نهجالبلاغه نشأت میگرفت. مهندس بازرگان به مساله «بیتالمال» بیش از اندازه حساسیت داشتند و یکی از نکاتی که همواره در کابینه مطرح میکردند حفاظت و صیانت از «بیتالمال» بود. ایشان بارها عنوان میکردند که مردم به ما اعتماد کردند، درنتیجه ما «امین» مردم محسوب میشویم و باید با تمام توان از «بیتالمال» محافظت کنیم. نکته دیگر اینکه مهندس بازرگان همواره اهل تعامل و گفتوگو بود. ایشان در مقاطع مختلف و در بدترین اتفاقات سیاسی تعامل و گفتوگو را به کشمکش و نزاع ترجیح میداد و به معنای واقعی «تقوای سیاسی» را رعایت میکرد. آقای روحانی هم اهل تعامل هستند. با این وجود بنده معتقدم مشکلاتی که هماکنون جلوی راه دولت آقای روحانی است از مشکلات دولت موقت مهندس بازرگان بیشتر است. دولت موقت هم با مشکلات بزرگ و گستردهای در سراسر کشور مواجه بود اما مشکلات آشکار و قابل تشخیص بود. این درحالی است که در شرایط فعلی اغلب مشکلات آقای روحانی به صورت پنهان است و تشخیص راهحل آن به آسانی مقدور نیست. پنهان بودن مشکلات باعث شده که دولت آقای روحانی پیش از ورود به یک مساله نتواند تحلیل درستی از آن داشته باشد. درنتیجه هنگامی که وارد یک مساله میشود و هزینه و وقت خود را صرف میکند تازه به موانع جدی و ریشهای برخورد میکند.
رفتار مهندس بازرگان با مخالفان خود چگونه بود؟
مهندس بازرگان با اینکه مخالفان زیادی هم داشت، هرگز با مخالفان خود برخورد تند و نامناسب انجام نمیداد. ایشان همواره عواقب اقدام خوب و بد را مقایسه میکرد. بهعنوان مثال اگر کسی در مسائل سیاسی یا اخلاقی تندروی میکرد با نشان دادن عواقب ناخوشایند آن کار وی را به حرکت درست و صحیح هدایت میکرد. آشنایی بنده با مهندس بازرگان به دانشکده فنی دانشگاه تهران بازمیگردد. ایشان در آن زمان استاد بنده بودند. بنده به مدت ۵۰سال تا پایان زندگی مهندس بزرگان از نزدیک با ایشان آشنایی و رابطه داشتم. در شرایط فعلی ما در بنیاد مهندس بازرگان در حال گردآوری آثار و مبانی فکری و اخلاقیات سیاسی ایشان هستیم. تاکنون نیز ۲۴جلد کتاب از مبانی اندیشه مهندس بازرگان منتشر شده است.
اگر بخواهید اعتدال مدنظر آقای روحانی را با اعتدال مهندس بازرگان مقایسه کنید به چه نکاتی اشاره میکنید؟
آقای روحانی میتواند در مسیر و مشی مهندس بازرگان حرکت کند. فرم شکلگیری شخصیت آقای روحانی با فرم شکلگیری مهندس بازرگان متفاوت است. مهندس بازرگان شخصیتی دانشگاهی بودند درصورتی که آقای روحانی حوزوی هستند. نکته جالب درباره مهندس بازرگان اینکه ایشان دارای مدرک دکتری از یکی از دانشگاههای فرانسه است. با این وجود هیچگاه حاضر نشد درباره ایشان از واژه «دکتر» استفاده شود و همواره ترجیح میداد وی را مهندس بازرگان خطاب کنند. آقای روحانی باید در مرحله اول جنس «اعتدال» مهندس بازرگان را بشناسد و سپس در راه ایشان گام بردارد. این کار نیز با مطالعه و اندیشه در سیر تفکر مهندس بازرگان میسر است.
اصلاحطلبان و تحولخواهان حامیان اصلی دولت آقای روحانی هستند. به نظر شما آیا آقای روحانی درجهت اهداف اصلاحطلبی و تحولخواهی حرکت میکند؟ رابطه آقای روحانی با اصلاحطلبان را چگونه ارزیابی میکنید؟
واژه اصلاحطلبی بهمعنای یک حزب و گروه تعریف نمیشود؛ بلکه تمام گروههای تحول خواه را شامل میشود. اصلاحطلبی را میتوان سلسله مطالبات و روشهایی درنظر گرفت که برای پیشبرد پروژه دموکراسیخواهی در ایران اتخاذ میشود. این مطالبات برخاسته از تفکر «نقد وضعیت موجود و ایجاد وضعیت بهتر» است که با نقد مشکلات ساختاری و محتوایی موجود، شرایط را برای گذار به مرحله دموکراسی فراهم میکند. نسبت اصلاحطلبی با اعتدال را میتوان اینگونه عنوان کرد که «اعتدال، روشی برای زنده نگاه داشتن جریان اصلاحطلبی» است. این اعتدال به معنای اتخاذ روشی با هزینه کم، دستاورد مناسب و همچنین حفظ زمان است، بنابراین باید گفت: اصلاحطلبی بر مدار اعتدال است. اصلاحطلبی به دلیل اینکه تفکرات مختلف زیادی را در خود جای داده بیشتر به معنای «جبهه» است. با این وجود همه اعضای این جبهه دارای یک هدف مشترک هستند. این مساله که آقای روحانی به چه صورت باید با دیدگاههای مختلف اصلاحطلبی تعامل برقرار کند جای بحث و بررسی دارد. بهعنوان مثال اصلاحطلبان عنوان میکنند که قانون اساسی باید به هر شکلی در کشور اجرا شود. در فصل سوم قانون اساسی حقوق مردم به طور کامل و دقیق لحاظ شده است. آقای روحانی هم باید در راستای همین مطالبه اجتماعی و سیاسی حرکت کند. اگر اصلاحطلبان برای انتخابات مجلس یک لیست ۳۰نفره ارائه کردند ممکن است برخی از این افراد مورد تائید آقای روحانی قرار نگیرند. برخی از اختلافنظرها بین شخصیتهای سیاسی طبیعی است. اصلاحطلبان در شرایط کنونی باید فرصت را غنیمت شمرده و با استفاده از ابزارهایی که پس از ۸ سال حاشیه نشینی، پیش روی ایشان قرار گرفته است، نهایت بهره را برده و با بسط فعالیت و ضمانت اتحاد درونی، شرایط را برای بقا و بعد از آن رشد و استحکام خود، فراهم کنند.
یکی از شعارهای مهم آقای روحانی ایجاد فضای باز سیاسی وتقویت احزاب و نهادهای مدنی بوده است. آقای روحانی در این زمینه به چه میزان موفق عمل کردهاند؟
این شعار، شعار خوبی بوده، اما معتقدم آقای روحانی در این زمینه زیاد موفق عمل نکرده است. اگر در هر جامعهای احزاب و گروههای سیاسی نتوانند به خوبی فعالیت کنند، آزادی بیان و آزادی اندیشه معنا نخواهد داشت. آزادی بیان و اندیشه با شعار محقق نمیشود و بلکه باید در عمل شکل بگیرد. تمامی احزاب و گروههای سیاسی باید در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی حق اظهار نظر، قلم زدن و فعالیت سیاسی داشته باشند. به نظر من دولت باید در زمینه احزاب تلاش و دقت بیشتری از خود نشان بدهد. آقای روحانی بهدلیل اینکه مشکلات اقتصادی کشور بسیار زیاد است بیشتر انرژی خود را برای حل مشکلات اقتصادی گذاشته و کمتر به مسائل احزاب و جامعه مدنی پرداخته است. دولت روحانی باید به سرمایه اجتماعی به اندازه سرمایه اقتصادی و انسانی و سیاسی و چه بسا بیشتر بها دهد زیرا به نوسازی و توسعه کمک میکند و در نتیجه سرمایه اجتماعی به اندازهای لازم و کلیدی است که میشود با آن در دموکراسی را باز نمود. احمدینژاد هیچگونه باوری به حزب نداشت. از نظر وی جامعه مدنی به خود و اطرافیان نزدیکش خلاصه میشد. این در حالی است که فلسفه وجودی دموکراسی به موجودیت حزبهای سیاسی و نهادهای مدنی وابسته است. هردولتی که بدون حزبهای سیاسی ونهادهای مدنی ادعا کند که دولت متکی بر نظام دموکراسی است، بدون تردید سخن نادرستی عنوان کرده است. دموکراسی بدون حزبهایسیاسی، مفهومی ایستا و نظامی ناکاملاست. احمدینژاد گمان میکرد در صورتی که به جامعه مدنی پر وبال بدهد به راحتی نمیتواند سیاستهای خود را جلو ببرد. در صورتی که جامعه مدنی فعال با هشدارها و تذکرات مدنی خود، یکی از حمایت کنندگان دولتها محسوب میشود. نهادهای مدنی دریک جهت پیوندها ی مابین خود را به گونه یک حوزه تاثیرگذار تنظیم میکنند و درجهت دیگر پیوندهای خود با دولت و مردم را شکل میدهند. احمدینژاد و اطرافیانش اعتقاد چندانی درعمل به این مفاهیم نداشتند.
عدم موفقیت دولت در زمینه تقویت جامعه مدنی به دلیل نبود انگیزه لازم در دولت بوده یا اینکه موانع بیرونی باعث این عدم موفقیت شده است؟
عزم دولت برای تقویت جامعه مدنی جزم بوده، اما با موانع بزرگی در این راه مواجه شده است. بنده معتقدم توسعه سیاسی و ساماندهی احزاب در دولت یازدهم در حد قابل قبول صورت نگرفته است. جامعه مدنی ایران شوک و لطمهای بزرگ از دوران دولت احمدینژاد خورده است. آن دوران یک گام بزرگ به عقب بود. به همین دلیل دولت آقای روحانی نه تنها باید تلاش معمولی خود را دنبال کند بلکه باید تلاش کند عقبماندگی هشت سال گذشته در این حوزه را جبران کند که متاسفانه این اتفاق بهصورت جدی رخ نداده است.
چرا دولت روحانی با مخالفتها و کارشکنیهای زیادی از سوی برخی از گروههای سیاسی مواجه شده است؟ این مخالفتها به جایی رسیده که آقای جنتی وزیر ارشاد با صراحت از وجود «اتاق عملیات» علیه دولت خبر داده است. البته این مخالفتها در دوران اصلاحات هم وجود داشت. ارزیابی شما از این مساله چیست؟
برخی از این مساله دلایل روانشناسی و جامعهشناختی دارد و ریشههای تاریخی در فرهنگ سیاسی ایرانیان دارد. با این وجود بنده معتقدم اغلب مخالفتها با دولت روحانی با انگیزههای مادی صورت میگیرد. کسانی که علیه آقای روحانی «اتاق فکر» و «اتاق عملیات» تشکیل دادهاند، منافع مادی خود را در خطر دیدهاند. اگر آقای روحانی موفق شود به وعدههایی که به مردم داده است عمل کند که کار زیاد مشکلی هم به دلیل حمایت همهجانبه مردم نیست، منافع بسیاری از مخالفان دولت با خطر جدی مواجه میشود. در شرایط فعلی منافع ملی بر هر مساله دیگری ارجحیت دارد. آقای روحانی باید به هر شکل و شیوهای از منافع ملی چه در عرصه داخلی و چه در زمینه سیاست خارجی دفاع کند.
شما عنوان کردید مهندس بازرگان نسبت به مساله «بیتالمال» حساسیت زیادی داشتند. نظر شما درباره پرونده فساد اقتصادی معاون اول دولت احمدینژاد و افشای برخی پروندههای بزرگ در زمینه فساد اقتصادی در دولت احمدینژاد چیست؟
فساد همواره از مسائل کوچک شروع شده و به مسائل بزرگتر تبدیل میشود. سلسله عواملی که عامل فساد اقتصادی به خصوص در دولت میشود به صورت زنجیروار به هم متصل و در ارتباط هستند. اغلب فسادهای بزرگ اقتصادی نیز به صورت گروهی و جمعی انجام میشود. در نتیجه فساد اقتصادی در ابتدا در دولت احمدینژاد از فسادهای کوچک شروع شده و با طی کردن مراحل مختلفی به معاون اول رئیسجمهور رسیده است. البته بنده معتقدم برخی از پروندههای فساد اقتصادی در دولت احمدینژاد هنوز افشا نشده یا اگر هم افشا شده وضعیت مشخصی ندارد.
شیوه مدیریت احمدینژاد به چه میزان در شکلگیری فساد اقتصادی تأثیرگذار بود؟
همواره سازمانهای مختلف از تفکر مدیران خود الهام گرفتهاند. این مساله درباره دولت آقای احمدینژاد هم صادق است. آقای احمدینژاد بهعنوان رئیس دولتگاه به صراحت و به صورت علنی قانونشکنی میکرد. این مساله بهصورت ناخودآگاه روی زیرمجموعه وی تأثیر میگذاشت. نکته جالب اینکه برخی از افراد با مشاهده قانونشکنی و تقدم رابطه بر ضابطه تصمیم میگرفتند از سیستم احمدینژاد خارج شوند. این عده عنوان میکردند «کارکردن با چنین مجموعهای اصلا امکانپذیر نیست». به همین دلیل برخی تصمیمات دولت گذشته ضربات سنگینی به جامعه وارد کرد. در زمان احمدینژاد اخلاق سیاسی و اجتماعی جامعه هم آسیب دید. برخی از مردم صرفا به رقم فساد اقتصادی توجه میکنند اما حجم این فساد را تصور نمیکنند. برخی هنوز نمیدانند فساد سه هزار میلیاردی یعنی چه؟ نمیدانند با این همه پول چه کارهای بزرگی برای حل کردن مشکلات مردم میتوان انجام داد. اگر مردم به عمق این مساله پی ببرند متوجه میشوند کسی که دچار فساد اقتصادی شده است چه خیانت بزرگی به مردم و کشور کرده است. اتفاقی که در دولت احمدینژاد رخ داد این بود که فساد از حالت شخصی و گروهی به مسالهای سیستماتیک تبدیل شد. در دولت احمدینژاد سیستم مدیریتی فسادخیز شده بود. درنتیجه این سیستم خودبهخود فساد را بازتولید میکرد. در این دوران ما شاهد یک اپیدمی فساد شدیم که تمام جامعه را درگیر خود کرده بود. مساله فساد در دولت احمدینژاد مانند این بود که خون یک انسان دچار آلودگی شده بود و توسط قلب به تمام نقاط بدن پمپاژ میشد. درنتیجه تمام بدن این فرد در معرض آسیب و بیماری قرار داشت. درمان این بیماری نیاز به یک همدلی و تجدیدنظر در جایگاه افراد و موقعیت قانون اساسی دارد. در این مساله اگر نگاه فردمحورانه داشته باشیم و یک نفر را مقصر تلقی کنیم بهطور حتم دچار گمراهی خواهیم شد. ما باید در این زمینه قاعده و قانون را حاکم کنیم تا اگر هر فردی از رئیسجمهور گرفته تا پائینترین ردههای دولت دچار آلودگی شد نتواند دیگر بخشها را نیز آلوده کند و باعث آسیب رساندن به کل سیستم شود. بنابراین ما در این زمینه نیازمند یک عزم جدی برای شناسایی ودرمان قطعی مساله فساد هستیم.
زمزمههایی مبنی بر بازگشت احمدینژاد به قدرت وجود دارد. به نظر شما در صورتی که احمدینژاد به قدرت بازگردد با اقبال مردم و گروههای سیاسی مواجه خواهد شد؟
قدرت به صورت ذاتی شیرین و خوشایند است و کسی که یک بار آن را تجربه کرده دوباره دوست دارد آن را به دست بیاورد. اگر غیر این باشد جای تعجب دارد. همین که مردم در انتخابات ریاستجمهوری به جریان نزدیک به احمدینژاد رأی ندادهاند به این معنی است که از عملکرد وی راضی نبودهاند. هیچکس نمیتواند آینده را پیشبینی کند و نمیتوان از هماکنون عنوان کرد که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر ما به گذشته و انتخاب روسای جمهور گذشته مانند آقایان هاشمی، رئیس دولت اصلاحات و حتی آقای احمدینژاد نگاه کنیم، متوجه میشویم که انتخاب روسای جمهور بر محور یک قاعده نیست و شرایط مختلفی برای روی کارآمدن یک رئیسجمهور باید وجود داشته باشد. ممکن است یک حادثه و یا یک اظهارنظر شرایط انتخابات را تغییر بدهد. مثلأ همین پرونده هستهای اگر به توافق نهایی برسد ممکن است شرایط جدیدی را برای فضای سیاسی کشور به وجود بیاورد. حتی اگر به نتیجه نرسد هم باعث تغییر در فضای سیاسی کشور خواهد شد. با این وجود از نظر عقلی و منطقی آقای احمدینژاد برای بازگشت به قدرت هیچگونه شانسی نخواهد داشت، چراکه وی پایگاه اجتماعی خود را بهطور کلی از دست داده است.













