سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بازگشایی انجمن اسلامی در دانشگاه امیرکبیر/ تاکید دوباره دانشجویان بر مطالبه رفع ح...
» شعار «یا حسین، میرحسین» باز هم در دانشگاه طنین‌انداز شد

بازگشایی انجمن اسلامی در دانشگاه امیرکبیر/ تاکید دوباره دانشجویان بر مطالبه رفع حصر

چکیده :دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) که آن را «قلب تپنده جنبش دانشجویی» نامیده اند، دیروز در حالی بازگشایی انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه را جشن می گرفت که شعارهای «یاحسین، میرحسین»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «پیام ما روشنه، حصر باید بشکنه» بارها سخنان سخنرانان را قطع کرد. تاکید دوباره دانشجویان بر مطالبه رفع حصر، بار دیگر نشان داد جنبش دانشجویی همچنان زنده است و روزهای بهاری دانشگاه ها در حال برگشتن است....


کلمه – گروه خبر: آیین بازگشایی انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه دانشگاه امیرکبیر تهران عصر دیروز در حالی برگزار شد که فریادهای «یاحسین، میرحسین»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «پیام ما روشنه، حصر باید بشکنه» در فضای سالن سخنرانی طنین انداز بود. شعارهایی که بار دیگر نشان داد جنبش دانشجویی همچنان زنده است و روزهای بهاری دانشگاه ها در حال برگشتن است.

به گزارش کلمه، انجمن های اسلامی دانشگاهها در سراسر کشور در حالی آغاز به کار می کنند که هشت سال گذشته را در سخت ترین شرایط و فضایی امنیتی همراه با دستگیری و احضار فعالان دانشجویی گذرانده اند. فضایی که دولت محمود احمدی نژاد آن را به وجود آورد تا شاید قلب دانشگاه را از کار بیندازد ولی این یک سال و نیم اخیر و بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی نشان داد دانشگاه هرگز نمی میرد. سالن آمفي تئاتر مركزي دانشگاه اميركبير عصر ديروز شاهد جمعیتی بود که نشان می داد دانشجویان این بهار را به استقبال رفته اند.

دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) که آن را «قلب تپنده جنبش دانشجویی» نامیده اند، دیروز در حالی بازگشایی یک تشکل دانشجویی را جشن می گرفت که پلاکاردها و شعارهای دانشجویان برای رفع حصر و یادکرد میرحسین، نشان از پایبندی آنها به آرمان های حق طلبانه جنبش سبز داشت.

«فریاد دانشجويان برای رفع محدودیت از سياستمداران محبوب»

روزنامه اعتماد در گزارشی در این باره آورده است:

“پلي تكنيك ديروز در حالي حيات دوباره سياسي‌اش را جشن مي‌گرفت كه با شادماني از بازگشت اصلاح‌طلباني نظير سيد محمد رضا خاتمي به تريبون‌هاي دانشجويي كم از آن آيين گشايش نداشت. سالن آمفي تئاتر مركزي دانشگاه اميركبير عصر ديروز شاهد حضور دو اصلاح‌طلبي بود كه سال‌هاست چنين تريبوني سال‌هاي گذشته كمتردر اختيارشان قرار مي‌گرفت. همين اتفاق هيجان‌انگيز كافي بود تا خاتمي در ابتداي صحبت‌هايش بگويد: به خاطر لكنت‌هاي احتمالي در صحبت‌هايم عذرخواهي مي‌كنم، آخر سال‌هاست اجازه نمي‌يافتم در چنين جايگاهي صحبت كنم.

همين جمله كافي بود تا دانشجويان با تشويق‌هاي مكرر او را در ادامه همراهي كنند. دانشجويان اميركبير ديروز عصر به نمايندگي از جنبش دانشجويي آيين گشايش انجمن اسلامي اين دانشگاه را جشن گرفتند؛ انجمني كه حدود هشت سال پيش در دولت احمدي‌نژاد منحل شد و حالا در دولت روحاني بازگشايي مي‌شود. دانشگاه اميركبير كه دانشجويانش معمولا موتور محركه بسياري از تحركات دانشجويي بودند ديروز عصر يك صدا خواستار بازگشت برخي دانشجويان به دانشگاه بود. دانشجويان هم با نوشته‌هايي در دست تلاش مي‌كردند تا اين خواسته را از ديوارهاي سالن آمفي تئاتر مركزي دانشگاه در خيابان حافظ به چند كيلومتر آن طرف‌تر برسانند تا شايد اين دادخواهي با كمك مسوولان قضايي موجب بازگشت دانشجوياني شود كه حالا چند سالي است ديگر پشت ميز و در كلاس درس حاضر نيستند.

محمدرضا خاتمي اما با آرامش در تمام طول صحبتش دانشجويان را به عمق در مسائل دعوت كرد، اما بالاخره گريزي هم به انتخابات مجلس زد و گفت كه چشم همه ما به اين انتخابات است. با اين حال مي‌گفت جاي بررسي آسيب‌هايي كه نظام ما دچارش شده در همين دانشگاه‌هاست و كرسي‌هاي آزادانديشي كه با حمايت رهبري تشكيل شده كارشان همين است كه در فضاي علمي بررسي كنند چرا سرنوشت روساي جمهور، روساي مجلس و نخست وزير دوران جنگ چنين مي‌شود كه آنها يا فتنه‌گر و ساكت فتنه معرفي مي‌شوند يا خائن و فاسد؟

او البته وقتي نام روساي جمهور را يك به يك بر زبان راند به نام روحاني كه رسيد گفت خدا آخر و عاقبت او را ختم به خير كند. طبيعي بود كه دانشجويان با شنيدن نام سياستمداران محبوب‌شان سخنراني خاتمي را قطع كنند و خواستار رفع محدوديت از آنان شوند، خاتمي اما در آرامش به صحبت‌هايش ادامه مي‌داد. خاتمي در زمان شعار سردادن دانشجويان مي‌گفت بايد ببينيم چرا اين اتفاق افتاده كه اين سياستمداران كه هر روز از تريبون‌هاي مختلف تخريب مي‌شوند محبوب‌ترين انسان‌ها در جامعه ما هستند؟ چه اتفاقي در اين كشور افتاده كه نخست‌وزير كشور به اين سرنوشت گرفتار شده و حتي آقاي مطهري كه اصولگراست به اين روش برخورد معترض مي‌شود. اتخاذ روشي كه هيچ مبنا و پايه قانوني ندارد. اين همه هزينه بر كشور بار شود به خاطر ندانم كاري و كينه‌توزي

او گفت كه در كرسي‌هاي دانشگاهي بايد بررسي كرد چرا در جمهوري اسلامي ايران معاون اول يك دولت به جرم فساد اقتصادي زنداني مي‌شود؟ چرا برخي نهاد‌ها بي‌توجه به قانون هر آنچه خود درست مي‌پندارند را به جامعه تحميل مي‌كنند؟

او با گشودن اين بحث كه متاسفانه يا خوشبختانه جامعه ما دچار سياست زدگي است اعلام كرد راه‌حل همه مشكلات از سياست مي‌گذرد و بايد با راه‌حل‌هاي سياسي به رفع مشكلات اقدام كرد. او مبناي سخنانش را بر لزوم تغيير جهت‌گيري‌هاي دانشجويان از نزاع‌هاي بي‌پايان سياسي به تعمق در مسائل كشور برد اما در عين حال گفت كه راه‌حل‌ها از ميدان سياست مي‌گذرد: امروز همه ما هنوز چشم مان به سمت انتخابات رياست‌جمهوري و مجلس است و به دنبال اين هستيم كه آيا جامعه مي‌تواند از اين طريق يك گام به سمت جلو بردارد.

آنچه ما امروز عميقا به آن نياز داريم، نگاه و تحليل عميق از وضعيت كشور و سياست ورزي در كشور است. نايب‌رييس مجلس ششم به نقش دانشجويان در سال‌هايي كه فضا براي اهالي سياست بسته بود اشاره كرد و گفت كه دانشجويان در مقاطع مختلف نقش احزاب، رسانه و … را ايفا كرده‌اند. خاتمي كه با قطع مكرر سخنانش و ابراز احساسات دانشجويان مواجه بود آنان را پيشاني بلند تحول خواهي در كشور عنوان كرد و گفت كه آنها را خط مقدم جبهه روشنفكري در كشور مي‌داند و در طول تاريخ اين ملت جريان دانشجويي منشا تحولات عظيمي بوده و يك تنه بار همه اقشار ديگر را به دوش كشيده است.

او دانشجويان را تنها گروهي اعلام كرد كه هيچگاه نگذاشتند شمع آزادي‌خواهي خاموش شود. امروز در كشور با وضعيت جديدي مواجه هستيم. امروز در كشور ما نهادهاي مدني و احزابي ايجاد شده و رشد كرده‌اند كه تا حدي توانسته‌اند مسووليت‌هاي مدني خود را ايفا كنند. روزنامه‌ها و رسانه‌ها نيز امروز با وجود همه محدوديت‌ها توانسته‌اند نقش خود را ايفا كنند. با اين وجود به نظر مي‌رسد امروز نياز داريم كه در دوران جديدي كه آغاز شده به نقش دانشجو و دانشگاه نگاه جديدي داشته باشيم.

شروع اين حركت از انجمن اسلامي جديد اين انتظار را ايجاد مي‌كند كه شاهعد تحول جديد در دانشگاه‌ها و فضاهاي دانشجويي باشيم. خاتمي خاطرنشان كرد: اگر زماني سياست ورزي عملي در كنار نظريه‌پردازي از جمله مسووليت‌هاي دانشگاه‌ها بود، امروزبه دليل آنكه درون جامعه به اندازه كافي شاهد سياست ورزي عملي هستيم، به اندازه كافي كساني هستند كه پرچم آزادي خواهي را بالا نگه دارند. زمان آن رسيده است كه در دانشگاه‌ها به صورت عميق‌تر به مساله سياست ورزي بپردازيم؛

چرا كه خوشبختانه يا متاسفانه جامعه ما به قدري سياست زده شده است كه راه‌حل همه مشكلات ما از درون سياست مي‌گذرد. علي الظاهر بنا بر اين است كه دانشگاه‌ها محل نظريه‌پردازي و ايجاد كرسي‌هاي آزاد انديشي باشد. اين كرسي‌ها يعني فارغ از هر هراسي بابت تحت تعقيب قرار گرفتن از سوي ديگران اهداف كشور را دنبال كنند.

خاتمي كه مي‌خواست اميدواري‌اش را به سياست‌هاي دولت دهم نشان دهد مدام روي دوران جديد تكيه مي‌كرد. گويي رها شدن از ٨ سال سكوت معنادار و اجباري دانشگاه خود نشانه‌اي بزرگ براي ورود به عصر جديد بود. به همين دليل هم گفت كه در اين دوران جديد شايد بتوانيم به اين مسائل بپردازيم. چرا كشورهاي مسلمان و كشورهايي كه نام اسلامي را به دنبال خود دارند دچار نوعي عقب افتادگي هستند. همه كشورهايي كه نام اسلامي را به دنبال دارند متاسفانه دچار عقب افتادگي شده‌اند. علت چيست؟

خيلي ساده مي‌توان دليل عقب افتادگي موجود در كشورهاي اسلامي را به استعمار سلطه‌گران و استكبار جهاني نسبت داد؛ چرا كه اينها نمي‌گذارند كشوري رشد كند اما بيان اين علل براي عقب افتادگي كشورهاي مسلمان كافي است؟ نايب رييس مجلس ششم ادامه داد: در كشور ما عده‌اي مي‌گويند نفت علت عقب افتادگي كشور است. اگر نفت وجود نداشت چشم خارجي‌ها به ما نبود و از اين تنبلي مفرط رها مي‌شد. برخي ديگر نيز ايدئولوژي را مانع پيشرفت كشور مي‌دانند و دسته ديگر با طرح نقش دين در اين موضوع، برداشت‌هاي متحجرانه از دين را عامل عقب افتادگي كشور مي‌دانند. محل پرداختن به اين امور كجاست؟

اما آيا محل پرداختن به اين امور جز در دانشگاه‌ها است؟ با ايجاد فضاي پرنشاط و پر از امنيت در دانشگاه مي‌توان به اين مساله پرداخت. او البته به دموكراسي هم گريزي زد و از ميان تمام ابزار دموكراسي به قوه قضاييه مستقل اشاره كرد: انديشمندان معتقدند بدون ايجاد يك قوه قضاييه مستقل امكان پياده شدن دموكراسي وجود ندارد. آيا در كشور ما شرايط آن چنان كه گفته مي‌شود ، هست؟

آيا مي‌توانيم بگوييم در كشور ما مانند زمان علي عليه السلام رفتار مي‌شود؟ وقتي يك يهودي طرف دعواي امام علي قرار مي‌گيرد قاضي منصوب شده توسط خليفه به نفع طرف دعواي خليفه مسلمين راي مي‌دهد و هيچ اتفاقي هم نمي‌افتد. آيا در كشور ما چنين فضايي فراهم است؟جاي اين بحث كجاست؟ اگر اين حرف‌ها را در روزنامه‌ها بزنيم اما در دانشگاه‌ها به خاطر تاكيد رهبري بر كرسي‌هاي آزادانديشي جايش همينجاست. نايب‌رييس مجلس ششم به بحث هسته‌اي هم ورود كرد و پرسيد: كجا بايد سود و زيان انرژي هسته‌اي براي كشور بررسي شود؟ كجا بايد بحث شود كه راه‌هاي پيشرفت را با اين همه هزينه بر مردم دنبال نكيم؟ چطور مي‌شود نماينده مجلس بگويد من از اين آدم مفسد پول گرفته‌ام و هيچ اتفاقي هم نيفتد. چه شده است اين كشور را؟ جاي اين بحث‌ها در كرسي‌هاي آزاد انديشي است. اگر بخواهيم موضوع را در سطح دعواهاي مچ‌گيرانه سياسي دنبال كنيم سرنوشتي نخواهد داشت. اما اگر بحث‌ها را با شركت افراد دلسوز از جناح‌هاي مختلف در دانشگاه پيگيري كنيم مي‌توان اميدوار بود.

ابراهيم اصغرزاده اما بر خلاف خاتمي سخنانش با چنان شور و هيجاني همراه بود كه پلي تكنيك لااقل در هشت سال گذشته آن را تجربه نكرده و با آن بيگانه بود. اصغرزاده اما اين فضا را هم خوب مي‌شناخت و هم خوب مي‌توانست مديريتش كند. دانشجوياني كه در دوران احمدي‌نژاد وارد دانشگاه شده‌اند حق داشتند از سخنان اصغرزاده تعجب كنند. آنها فراموش كرده بودند كه جلسات دانشجويي وقتي سياسي مي‌شود چطور مي‌تواند اداره شود. به همين دليل بود كه سخنان اصغرزاده را حداقل ٧ بار براي ابراز احساسات قطع كردند. او هم مانند خاتمي صحبت‌هايش را با جمله‌اي شروع كرد كه كسي تصورش را نمي‌كرد: فكر نمي‌كردم روزي در دانشگاه پلي تكنيك سخنراني كنم كه مجيد توكلي و محسن ميردامادي در زندان هستند. كميته‌هاي انضباطي قرار بود كه كمك حال دانشجويان باشد تا آنها را در برابر فشار محكمه‌هاي قضايي حفظ كنند. من به عنوان يك دانشجوي انقلابي شرمنده دانشجوها و خانواده‌هايي هستم كه به علت فعاليت در دانشگاه از تحصيل محروم و ستاره‌دار شدند. حق نداريم به خاطر اينكه يك دانشجو مثل ما فكر نمي‌كند او را از تحصيل محروم كنيم. اين جنبش خودش، خودش را نقد مي‌كند. جنبش دانشجويي كه من جزو آن بودم آرمان‌گرا بود، سال‌ها بعد خودمان آن را نقد كرديم. فكر مي‌كرديم پشت شعار‌دادن‌هاي‌مان بهشت است.

او البته بيش از ديگر سخنرانان دوران احمدي‌نژاد را به ياد دانشجويان آورد. دانشجوياني كه شايد سال ٨٤ دوران راهنمايي و دبيرستان را مي‌گذراندند: نمي‌توان همه تشكل‌هاي دانشجويي را شبيه به هم كرد، اتفاقي كه در ٨ سال گذشته در دانشگاه‌ها رخ داد انحلال، ويراني و بر هم زدن نظم دانشجويي و دانشگاهي كشور بود. دولت احمدي‌نژاد بزرگ‌ترين ضربه را به جامعه دانشجويي زد. اصغرزاده البته در ميانه يادآوري‌هايش به سال ٨٨ هم رسيد: جنبش دانشجويي در سال ٨٨ دچار فرسايش و سكوت اجباري شد، اما در انتخابات سال ٩٢ جنبش دانشجويي به عنوان يك جنبش بيدار به كمك مردم آمد و روحاني را انتخاب كرد. جنبش دانشجويي زماني كه همه خسته شده و بيشتر دوستان ما در زندان بودند گفت كه من برانداز و انحلال‌طلب نيستم و سال ٩٢ پاي صندوق‌هاي راي رفت. دانشجويان برنده اصلي انتخابات سال ٩٢ بودند.

حسن روحاني هم نخستين و مهم‌ترين اولويتش برداشتن فضاي پليسي از تمام فضاهاي فرهنگي و دانشگاهي كشور بود. روحاني نمي‌تواند عقب‌نشيني كند. روحاني بايد بداند كه اگر چند ماه ديگر در مذاكرات هسته‌اي به عدم توافق يا به توافق بينابيني برسد فرش قرمزي برايش پهن نخواهد شد. ظريف و روحاني را به عنوان خيانتكاران و كساني كه قرار بود پاي تركمنچاي ديگري را امضا كنند محاكمه مي‌كنند. روحاني راهي به جز امضاي توافقنامه دايمي با دنيا ندارد. او سپس رو به چند دانشجويي كرد كه گرايش سياسي متفاوتي با اكثريت حضار داشتند و گفت: دوستان شما به عنوان جناح اصولگرا بايد پاسخگو باشند كه چه زمينه‌اي باعث شد ايران به شوراي امنيت برود. تمام تلاش دولت هفتم و هشتم اين بود كه اين اتفاق نيفتد اما شما در دوره احمدي‌نژاد كاري كرديد كه اجماع جهاني عليه ايران شكل گرفت و پرونده ايران به شوراي امنيت ارجاع داده شد و اين يعني جنگ. بنابراين برويد دست روحاني را ببوسيد كه مي‌خواهد كشور را از ذيل فصل ٧ شوراي امنيت بيرون بياورد. زماني كه گفته مي‌شد اين قطعنامه‌ها كاغذپاره است و آنقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه‌دانتان پاره شود، بايد اعتراض مي‌كرديد. چرا آن موقع به منافع كشور بي‌توجه بوديد.

ابراهيم اصغرزاده اما در موضوع هسته‌اي وقتي وارد سه توصيه به روحاني شد از هر اصولگرايي اصولگرايانه‌تر هشدارهايش را مطرح كرد: آقاي روحاني سه كار مهم را بايد انجام بدهد. تحريم‌ها بايد برداشته شود. اين توافقاتي كه انجام داده‌ايد نبايد به اندازه‌اي باشد كه زيرساخت‌هاي هسته‌اي از بين برود و نظارت‌ها نبايد با قوانين داخلي كشور منافات داشته باشد و نبايد حق حاكميت را نقض كند. در اين بخش از سخنان اصغرزاده دانشجويان بار ديگر او را تشويق كردند و عدم عقب‌نشيني از حقوق قطعي و قانوني كشور را خواستار شدند، او هم گفت: جنبش دانشجويي تا آنجا كه من اطلاع دارم خواستار حضور شجاعانه روحاني و ظريف پاي ميز مذاكره هستند. نه اينكه از ظريف مصدق بسازيم، چراكه هيچ كس جاي مصدق را نمي‌گيرد. مهم اين است كه اين جامعه چه برداشتي از توافق دارد. او سپس هشداري هم به دانشجويان داد: بزرگ‌ترين خيانت به كشور اين است كه جنبش دانشجويي‌اش را بي‌سر بكند و از دانشگاه به شبكه مجازي بفرستد. دانشجويان تا در دانشگاه، انجمن‌ها و نهادهاي صنفي ننشينند هويت خود را پيدا نخواهند كرد. ما به هيچ‌وجه نمي‌توانيم جنبش دانشجويي كه در كنار روحانيت براي اين انقلاب فعاليت كرده است را ناديده بگيريم. در هيچ كشوري در دنيا فعاليت دانشجويي تا اين اندازه هزينه‌بردار نبوده است. جنبش دانشجويي نه قصد براندازي دارد و نه نماينده‌اي براي ارسال به مجلس دارد. فقط توقع دارد به آنها احترام گذاشته شود و از آزادي آكادميك برخوردار شود. جنبش دانشجويي مي‌خواهد حقوق افراد به رسميت شناخته شود استقلال كشور را به اسم آزادي نمي‌توان از بين برد.”

«پایان دوران هشت ساله تعطیلی و انحلال انجمن های اسلامی»

روزنامه شرق نیز در گزارشی این بازگشایی انجمن اسلامی را آورده است. در این گزارش آمده است:

“انجمن‌های اسلامی یکی‌یکی سر بلند می‌کنند. بعد از انحلال، تعطیلی و محدودیت‌هایی‌ که در دولت هشت‌ساله «احمدی‌نژاد» بر انجمن‌های اسلامی رفت، حالا دوباره انتخابی‌ها به‌جای انتصابی‌ها می‌نشینند. بهار جنبش دانشجویی دو سال بعد از آمدن دولت «روحانی» بالاخره کم‌کم فرامی‌رسد. این ‌را می‌توان از سالن آمفی‌تئاتر دانشگاه که جای سوزن‌انداختن نداشت، فهمید، از نوای سرود یار دبستانی و همان شوروهیجانی که نوستالژی سال‌های بعد از دوم خرداد را زنده می‌کرد. بعد از دانشگاه شریف و یکی، دو دانشگاه دیگر، دیروز دانشگاه امیرکبیر (پلی‌تکنیک) شاهد مراسم گشایش دوباره انجمن اسلامی دانشجویان خود همراه با «ابراهیم اصغرزاده» و «محمدرضا خاتمی» بود. هیجان فضای آمفی‌تئاتر اما مختص به دانشجویان نبود. «اصغرزاده» و ‌«خاتمی» هم دچارش بودند. تا جایی که برادر رئیس‌جمهوری سابق موقعی که می‌خواست سخن خود را آغاز کند، پیشاپیش هشدار داد که اگر هول کند و دچار پرت‌وپلاگویی شود، تقصیری ندارد: «آخر هفت، هشت‌سال می‌شد که در جمع دانشجو و دانشگاهیان صحبت نکرده‌ بودم.» اصغرزاده هم موقع صحبت آنچنان به هیجان آمده‌ بود که فریاد می‌زد و گاه با مشت روی میز می‌کوبید. مراسم دیروز دانشجویان یادآور وعده‌های روحانی بود و مطالبه‌هایی که مطرح شده بود. این را، هم از فحوای نامه‌‌ای که نماینده انجمن از پشت تریبون خواند، می‌شد فهمید و هم از متن پلاکاردهای در دست دانشجویان. نماینده دانشجویان باوجود تشکر از روحانی و ظریف و اعلام حمایت بدنه جنبش دانشجویی از رویکرد هسته‌ای دولت، گفت: «هر زمان شما می‌‌گویید ما به وعده‌های خود با مردم پایبندیم، ما هم دوباره یادمان می‌آید اینکه شما دغدغه نان مردم را دارید درست اما ما هنوز دلمان تنگ است». نماینده دانشجویان دیروز حامل گلایه‌هایی هم بود؛ گلایه‌هایی از آنچه در هشت سال دولت قبل بر جنبش دانشجویی و انجمن‌های اسلامی و دانشجویان رفته‌ بود.

سخنران اول محمدرضا خاتمی ‌بود. او از رویکردی جدید و نگاهی نو به دانشگاه و جنبش دانشجویی گفت و اینکه باید سیاست‌ورزی عملی را به بیرون از دانشگاه وانهاد و حوزه نظری سیاست را به دانشگاه سپرد. به نظر می‌رسید که خاتمی نگاهی به تجربه گذشته و آسیب‌هایی که متوجه جنبش دانشجویی شده‌ بود، داشت که گفت: «امروز در کشور با وضعیت جدیدی مواجه هستیم. نهادهای مدنی و احزابی ایجاد شده و رشد کرده‌اند که تا حدی توانسته‌اند مسئولیت‌های مدنی خود را ایفا کنند. روزنامه‌ها و رسانه‌ها نیز توانسته‌اند نقش خود را ایفا کنند. اگر زمانی سیاست‌ورزی عملی در کنار نظریه‌پردازی از جمله مسئولیت‌های دانشگاه‌ها بود، امروز به‌دلیل آنکه درون جامعه شاهد سیاست‌ورزی عملی هستیم، زمان آن رسیده است که در دانشگاه‌ها به‌صورت عمیق‌تر به مسئله سیاست‌ورزی بپردازیم؛ چراکه خوشبختانه یا متأسفانه جامعه ما به‌قدری سیاست‌زده شده است که راه‌حل همه مشکلات ما از درون سیاست می‌گذرد. همان‌گونه که در زمان‌هایی که هیچ نهاد مدنی‌ در کشور وجود نداشت، جامعه دانشگاهی جور آن را می‌کشید، امروز نیز با توجه به اینکه هنوز هم جامعه ما از جهت نظریه‌پردازی ضعیف است، این انتظار از جامعه دانشجویی وجود دارد که به مسئله نظریه‌پردازی توجه بیشتری داشته باشد. تعصبات حزبی و جناحی و همچنین دعواهای سیاسی بیشتر مربوط به خارج از دانشگاه‌هاست». «خاتمی» با اشاره به مفهوم کرسی آزاداندیشی گفت: کرسی‌های آزاداندیشی به این معناست که فارغ از هرگونه تعصب و هراس از هر تحت‌تعقیب قرارگرفتن در دانشگاه‌ها فضایی ایجاد شود که بتوانیم به اهداف عالیه‌ای که کشور به‌دنبال آن است، دست یابیم. به این بیندیشیم که علت عقب‌افتادگی کشورهای مسلمان چیست؟ می‌توان دلیل عقب‌افتادگی موجود در کشورهای اسلامی را به استعمار سلطه‌گران و استکبار جهانی نسبت داد؛ چراکه اینها نمی‌گذارند کشوری رشد کند اما بیان این علل برای عقب‌افتادگی کشورهای مسلمان کافی است؟ در کشور ما عده‌ای می‌گویند نفت علت عقب‌افتادگی کشور است. برخی دیگر نیز ایدئولوژی را مانع پیشرفت کشور می‌دانند. اما آیا محل پرداختن به این امور جز در دانشگاه‌هاست؟» او ادامه داد: «آیا کسی در کشور ما بررسی کرده است که ایران به‌لحاظ فساد و ناکارآمدی در رده چندم دنیا قرار دارد؟ چگونه است در کشور ما معاون‌اول رئیس‌جمهور به‌عنوان فاسد اقتصادی به زندان می‌افتد؟» او در پایان وظیفه دانشگاه‌ها را در دوران جدید، آسیب‌شناسی، شفاف‌سازی عالمانه و کارشناسانه از حوادث و اتفاقات و همچنین نظریه‌پردازی و گفتمان‌سازی دانست.

«ابراهیم اصغرزاده» بعد از «خاتمی» پشت تریبون رفت از کمیته‌های انضباطی در دانشگاه‌ها انتقاد کرد و گفت: «کمیته‌های انضباطی قرار بود کمک‌حال دانشجویان باشد، اما حالا خود به نهادی برای کنترل و فشار بر جنبش دانشجویی بدل شده‌اند. من به‌عنوان یک دانشجوی انقلابی شرمنده دانشجوها و خانواده‌هایی هستم که به‌علت فعالیت در دانشگاه از تحصیل محروم و ستاره‌دار شدند». شاکله سخنان اصغرزاده در ادامه، تأکید بر ویژگی خودانتقادی جنبش دانشجویی بود و آن را از گذشته خود شروع کرد. او با تأکید بر اینکه «جنبش دانشجویی در طول زمان هیچ‌گاه مخالف فکرکردن نبود» ادامه داد: «حق نداریم به‌خاطر اینکه یک دانشجو مثل ما فکر نمی‌کند او را از تحصیل محروم کنیم. این جنبش خودش، خودش را نقد می‌کند. جنبش دانشجویی‌ای که من جزء آن بودم آرمان‌گرا بود، سال‌ها بعد خودمان آن را نقد کردیم. فکر می‌کردیم پشت شعاردادن‌های‌مان بهشت است. جنبش دانشجویی نسبت به گذشته خود رویه انتقادی دارد و این روشی درست است. انتظار نداشته باشید همه دانشجوها چیزی را که مسئولان می‌خواهند، بپذیرند در زمان دولت آقای احمدی‌نژاد انحلال جنبش دانشجویی شروع شد. ایشان تصور می‌کردند همه دانشجوها باید مثل ایشان فکر کنند. من امروز افتتاح این انجمن را تلویحا آشتی جنبش دانشجویی با جامعه می‌دانم. جنبش دانشجویی مانند دیده‌بان جامعه مدنی به کمک مردم می‌آید و برای طرح مطالبات مردمی نقش مهمی را بر عهده دارد. جنبش دانشجویی در سال ٨٨ دچار فرسایش شد، اما در سال ٩٢ درحالی‌که بسیاری از فعالان خسته شده بودند به کمک مردم آمد و آقای روحانی را انتخاب کرد تا کشورش با دنیا تعامل داشته باشد؛ چراکه مردم و جنبش دانشجویی از انزوا و تحریم‌های غرب خسته شده بودند. از دولتی که برای مدیریت جهانی نقشه می‌کشید، خسته بودند». «اصغرزاده» با انتقاد از عملکرد تیم مذاکرات هسته‌ای در دولت گذشته ادامه داد: «جنبش دانشجویی زمانی که همه خسته بودند، گفت من برانداز نیستم و قصد انحلال ندارم و پای صندوق‌های رأی رفت و برنده انتخابات شد». او با اشاره به وعده‌های رئیس دولت یازدهم در دوران کاندیداتوری‌اش و همچنین نتایج احتمال به‌نتیجه‌نرسیدن مذاکرات، افزود: «حالا تندروها از جزئیات توافق‌نامه حرف می‌زنند درحالی‌که آنها باید به ما پاسخ دهند چه دلیلی باعث شد که پرونده ایران به شورای امنیت برود». دلواپسان از آقای روحانی باید تشکر کنند، آنها زمانی که گفته می‌شد آن‌قدر قطع‌نامه بدهید تا قطع‌نامه‌دانتان پاره شود، باید اعتراض می‌کردند». او خطاب به رئیس‌جمهوری و با تأکید بر ضرورت برداشته‌شدن تحریم‌ها افزود: «علم هسته‌ای نباید عقیم شود. همچنین نباید نظارت‌های طرفین مذاکره‌کننده با منافع ملی‌مان در تضاد باشد. ١٢ سال قدرت و فرصت را از دست دادیم ولی امروز مسئولان بدانند که مردم پشت آنها خواهند بود». اصغرزاده در انتها گفت: «جنبش دانشجویی خواستار استقلال است. در هیچ کشوری در دنیا فعالیت دانشجویی تا این اندازه هزینه‌بردار نبوده است. جنبش دانشجویی نه قصد براندازی دارد و نه نماینده‌ای برای ارسال به مجلس دارد. فقط توقع دارد به آنها احترام گذاشته شود و از آزادی آکادمیک برخوردار شود. جنبش دانشجویی می‌خواهد حقوق افراد به رسمیت شناخته شود». “


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.