آیت الله نکونام: امر به معروف دولتی نتیجه ای ندارد
چکیده : وظیفه دولت است که قوانین نسبت به امر به معروف و نهی از منکر را وضع کند اما «وضع قانون» غیر از «آمر به معروف» است، ممکن است دولت برای ساختمان سازی هم قانون وضع کند. اما ساختمان نمیسازد. آمر معروف و ناهی از منکر بودن با زمینه قانونی فرق دارد، پس بنابراین قانون را باید دولت وضع کند، که چه جور امر به معروف و نهی از منکر در جامعه جریان داشته باشد و در این سیستم اجتماعی جایگاه آن تعریف شده باشد. اما این امر که دولتها آمر به معروف باشند یا نباشند یک مسئله دیگری است. در این مرحله دولتها بعد از مردم قرار دارند، پس در آمر به معروف و ناهی از منکر جامعه و مردم از دولت مقدم هستند؛ یعنی امر به معروف کار دولتی نیست، کار عمومی است...
امر به معروف و نهی از منکر از احکام عملی مسلمانان و از فروع دین اسلام است كه اين روزها بحث اجرايي كردن اين حكم الهي و وظيفه دولت در اجراي آن مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. «قانون» در گفت وگويي با آيتا… محمد رضا نكونام قبل از بيماري ايشان به بررسي شرايط امر به معروف و نقش دولت در اجرايي كردن اين حكم الهي پرداخته است.
امر به معروف و نهی از منکر در چه ظرفی از جامعه معنا پیدا میکند؟
این حکم اسلامی ظرف فردی و اجتماعی را شامل میشود. امر به معروف و نهی از منکر برای جایی است که دست کم دو نفر باشند که یکی عامل باشد و دیگری آمر، پس حتما لازم نیست این حکم در یک جامعه باشد، میتوانند در یک محیط محدود و بسته باشد؛ حتی در خانه پسر، مادر، خواهر و برادر نسبت به هم ميتواند امر به معروف و نهی از منکر داشته باشند. در جامعه بدوی و در جامعه مدنی نیز میتواند باشد.
شکل امر به معروف در جامعه مدنی نسبت به جامعه بدوی تفاوت دارد؟
بله؛ تفاوت این است که امر به معروف در جامعه بدوی دیگر نظاممند و جمعی نیست، ولی در جامعه مدنی ممکن است جمعی هم بشود، در ساختار جمعی دولت هم ممکن است که بتواند این سمت را پیدا کند البته در صورتی که خودش تخلف نداشته باشد.
با این بیان آیا دولت و نظام اسلامی هم میتواند آمر به معروف و ناهی از منکر باشد؟
قهرا اگر بخواهیم این امر را به دولت هم سرایت دهیم باید این زمینههای حکمی را پیدا کند، یعنی باید دولت از لحاظ عمومی و اجتماعی شرایط امر به معروف و نهی از منکر را داشته باشد.
چه زمینههایی میتواند باعث حضور دولت در عرصه امر به معروف و نهی از منکر شود؟
در جامعه اسلامی اصلا نباید کار به جایی برسد که دولت امر به معرو ف کند، اگر به این نقطه برسیم مغلوب شدهایم. باید مردم «زمینههای امر به معروف و نهی از منکر» را اجرایی و عملی کنند؛ اگر مردم این کار را نکردند، یا مردم نخواستند، یا مردم لجبازی کردند که پای دولت پیش بیاید ما آنجا مغلوب شدهایم و نتیجه امر به معروف دولتی معکوس خواهد بود. اگر در یک جامعه دیدید که مردم نمیخواهند یا نخواستند و لجبازی کردند، دیگر دخالت دولت کار را درست نمیکند. دیگر امر به معروف نیست، بلکه اجبار و زور است.
وقتی که بحث قانونی شدن امر به معروف و نهی از منکر پیش میآید به تبع آن پای دولتها هم به این مسئله باز میشود.
یک بحث این است که امر به معروف مسئلهای هم عمومی و هم خصوصی است، هم اجتماعی و هم خانوادگی. ممکن است یک زن و مردی در خصوصیترین لحظات خود نسبت به هم امر به معروف و نهی از منکر را داشته باشند. ممکن است همین امر به معروف در یک مسئله جهانی ظهور کند، پس امر به معروف این قدر گسترده است که در حریم خصوصی هم اتفاق میافتد. یعنی همین که دو نفر باشند آنجا امر به معروف و نهی از منکر ممکن است پیش آید؛ حتی نسبت به مشکلات خصوصی، پس امر به معروف هم عمومی هست هم خصوصی، هم بدوی است و هم اجتماعی. حالا در ظرف اجتماع که پیش آمد، دو بحث مطرح است که بحثهای جامعهشناسی آن مهم است.
دولت میتواند برای امر به معروف قانون وضع کند؟
وظیفه دولت است که قوانین نسبت به امر به معروف و نهی از منکر را وضع کند اما «وضع قانون» غیر از «آمر به معروف» است، ممکن است دولت برای ساختمان سازی هم قانون وضع کند. اما ساختمان نمیسازد. آمر معروف و ناهی از منکر بودن با زمینه قانونی فرق دارد، پس بنابراین قانون را باید دولت وضع کند، که چه جور امر به معروف و نهی از منکر در جامعه جریان داشته باشد و در این سیستم اجتماعی جایگاه آن تعریف شده باشد. اما این امر که دولتها آمر به معروف باشند یا نباشند یک مسئله دیگری است. در این مرحله دولتها بعد از مردم قرار دارند، پس در آمر به معروف و ناهی از منکر جامعه و مردم از دولت مقدم هستند؛ یعنی امر به معروف کار دولتی نیست، کار عمومی است.
زمینههای امر به معروف چیست؟
در اسلام هیچکس بر هیچکس فرمان و برتری ندارد؛ اما زمانیکه در جامعه فردی گناه و طغیانی انجام داده است به واسطه این گناه یک نوع نزول را در خودش ایجاد کرده و مومن دیگر اشراف بر این شخص گناهکار پیدا میکند؛ یعنی معصیت این فرد را پایین میآورد و قهرا کسی که این معصیت را ندارد بالا میرود. مثل ترازویی که بر یک کفه آن بار گناه بگذارید، خواه ناخواه این کفه سنگین میشود و کفه دیگر بر آن استعلا پیدا میکند. در اسلام همه با هم مساوی هستند و به صورت طبیعی افراد برهم تفوق ندارند. پس در جامعه امر به معروف و نهی از منکر زمینههای فردی موجب فرمان دیگری بر انسان نمیشود. اگر انسان درست زندگی کند کسی نمیتواند به او امر و نهی کند. اما وقتی نماز را نمیخواند یا ظلم یا ستم میکند، یا آن کاری که وظیفهاش هست انجام نمیدهد؛ این گناه، او را کوچک میکند. حالا که کوچک کرد دیگران بر او تفوق پیدا میکنند و میتوانند به او دستور بدهند. پس بنابراین امر به معروف و نهی از منکر حکمی نیست که هر کس بتواند بر هر کس فرمانده بشود.
اصل دوم هم این است که در امر به معروف و نهی از منکر این امر بعد از آن ساختار اجتماعی و نصیحت و توصیه و سفارش و موعظه و اینهاست. یعنی خود امر به معروف یک قانون اجرایی نهایی است.
یک چیز دیگر که باید در زیرساخت امر به معروف و نهی از منکر لحاظ کرد این است که شما برای چه میخواهید امر به معروف و نهی از منکر کنید؟ برای سلامت جامعه و افراد، زیرا امر به معروف و نهی از منکر، اصلا موضوعش مهرورزی است. یعنی همه ما نسبت به هم وابستهایم، علاقهمندیم و همدیگر را دوست داریم. لذا به امر به معروف رو میآوریم و نهی از منکر میکنیم. پس اگر کسی امر به معروف را با خشونت همراه کند این امر به معروف و نهی از منکر نیست. آمر بودن، به دور از خشونت است، از آمر معنای بدی در ذهن جامعه ما وجود دارد، وقتی میگوییم فرمانده یعنی یک دیکتاتور، یک زورگو. اسلام این طور نیست، خداوند آمر است، پیغمبر آمر است، مومنین آمرند اما «یامرون بالمعروف» نه اینکه زور بگویند، پس آمر بودن به دور از خشونت است. موضوع امر به معروف مهرورزی است. مهرورزی نباشد دیکتاتوری است.
ما به جای اینکه به امر به معروف و نهی از منکر بپردازیم ابتدا باید به مهرورزی و خشونت گریزی بپردازیم. اگر این زمینهها را در جامعه رعایت کنیم، به اصطکاک و استهلاک فعلی در جامعه نمیرسیم. تا یک کسی معلوم نیست که کی و چی، بیاید صورت یک انسانی را تخریب کند، چرا امروز در جامعه ما اسیدپاشی میشود؟! چون خشونت در جان ما نفوذ کرده. جامعهای که خشونت دارد نمیتواند امر به معروف داشته باشد. این کسی که اسید میپاشد خشنترین آدم است، یعنی اگر یک کسی را بکشند اینقدر اذیت نمیشود. صورت، گل وجود آدم است. این را که از یک آدم گرفتید وجودش را از او گرفتهاید.
اسیدپاش قهرا از مصادیق مفسد فی الارض است. او در جامعه نمیتواند آمر به معروف و ناهی از منکر باشد، چون او خشونت ورز است و مهرورزی ندارد.
در یک شهر مردم یک طرز پوشش را میپذیرند و در شهردیگر این طرز پوشش را معروف نمیدانند. حالا اگر به همه افراد این شهر اجازه دهید که نسبت به کار همدیگر امر به معروف و نهی از منکر داشته باشند این خودش ایجاد اصطکاک نخواهد کرد؟
نه باز هم این طور نیست. اولا پوشش خودش یک معروف است. با پوشش کسی مشکل ندارد. شما در کشورهای غربی و کشورهای غیر دینی هم که میروید میبینید که مردم در جامعه پوشش دارند. این طور نیست که در دنیا مردم لخت باشند. ممکن است یک وقت نسبت به پا یا سرشان یک عرفیتی برای خود داشته باشند. مردم ما این طور نیستند. مردم ما پوشش را قبول دارند ولی وقتی شما اضافه از پوشش، آن را هم با خشونت رفتاری دنبال میکنی، آزادیهای یواشکی پیش میآید. آزادی یواشکی به خاطر لجبازی و خشونت است و گرنه مادر این دختر یا عمه و خالهاش این کار را نمیکنند. ما اگر مهرورزی وخشونت گریزی داشته باشیم اصلا این مشکلات پيش نمیآید، مشکل جامعه ما پوشش نیست.
آیا شما بین پوشش و حجاب تفاوت قائل هستید؟
بله، این مسئله را در کتاب «زن مظلوم همیشه تاریخ» هم گفتهایم. قبل از اسلام هم مردم ما پوشش داشتند. قبل از انقلاب و زمان طاغوت هم مقید به پوشش بودند و با اجبار عریانی را دنبال میکردند. بعد از انقلاب هم مردم دارای پوشش بودند، اما شما مسئله حجاب را با یک زمینههای خاصی دنبال میکنید که هیچ کدام دینی نیست لذا جامعه آسیب میبیند. در کتاب فقهی ما «سترالمراء» مطرح است و حجاب مطرح نیست. وقتی یک جامعه اسلامی هنوز میان ستر و حجاب فرق نمیگذارد و فقط حجاب حجاب میکند، خب قهرا عریانی پیش میآید. افراط و تفریط این طور است. لذا گفتیم در امر به معروف و نهی از منکر آمر باید آگاهی داشته باشد. خواص ما هنوز فرق بین پوشش و حجاب را چندان نمیدانند؛ وقتی خواص قواعد علمی، دینی، فکری و استنباطی را مشکل نداند قهرا عوارض هم پیدا میشود. بالاخره ناشیگری باعث حرمان میشود. پس ما همانطور که باید مهرورز باشیم و خشونت گریز باشیم همان طور هم باید آگاه محور باشیم. حرف که میزنیم باید استدلال دینی داشته باشیم. تمام کتابهای ما پوشش را مطرح کردهاند و پوشش هم با تنوع سازگار است. تنوع اشکال ندارد اصل پوشش در اسلام مطرح است. پوششهايی که جلف، آسیب پذیر و مهیج نباشد. شما وقتی آگاهی دینی در ظرف فرماندهی نداری حجاب را با پوشش مخلوط میکني. وقتی مهرورزی نسبت به جامعه نداری، وقتی نسبت به جامعه خشونتورز هستی، در جنگ مغلوب میشوید. یعنی میشود یک چیزهایی که ما به جای اینکه برویم دنبال اقتصاد و فقر و بیکاری و فقرا، باید بایستیم از این بحثها کنیم.
دادن آگاهی در جامعه وظيفه چه نهادی است؟
در مرحله اول علمای برجسته و دانشمندان علمی که آنها باید این موارد را به جامعه گوشزد کنند. شما وقتی که زیادتر از آنچه در دین وجود دارد طلب میکنی قهرا انکار و لجبازی در آن پیدا میشود. مرحله بعدي وظيفه دانشگاه و بزرگان است که به جامعه آگاهی بدهند در صورتی که خود مشکل آگاهی نداشته باشند.
اثرات امر به معروف غيرمدبرانه راچگونه میبینید؟
نتیجهاش این میشود که يك شخص پوشیه (برقع)را هم جزو شرایط پوشش زن قرار میدهد که مستهجن است و شخص دیگر میآید عریانی را جزو حقوق زن قرار میدهد که آن هم مستهجن است. لذا در جامعه شاهد صحنههای افراط و تفریط میشویم چون ادبیاتمان ضعیف است و علم اشتقاق نداریم تا فرق حجاب و پوشش را یا معنای آزادی و رهایی را بدانیم. در تلویزیون میبینیم که یک زن چشمهایش را بسته و یک اهل علمی هم در کنارش مینشانند پوشیه و این طور پوشیدگی را ترویج میکنند واو هم یک حرف بیدلیل میزند، که اگر چشم مرد به زن بیفتد زن پیر میشود.
این غیر علمی است. این یک سادیسم کلامی و ناهنجاری رفتاری است و این یک ارتجاع کلامی است که در تلویزیون به نمایش گذاشته میشود. در مقابلش آزادیهای یواشکی پیدا میشود. این افراط و تفریطها دین را لوث میکند. اینها هم خودش چیزی مثل همان اسیدپاشی است. یعنی آزادیهای یواشکی هم اسیدپاشی است.
این جور برخورد تلویزیونی در سطح جهانی خودش یک اسیدپاشی است. باید رئیس و مسئول تلویزیون را همان زمان به خاطر نمایش این صحنه مستهجن برکنار میکردند چرا که شما یک کار مستهجن کردید و یک امر غیر دینی را به متدینان نسبت دادید، همسر محترم مقام معظم رهبری این طور زندگی نمیکند، بچههایشان این طور زندگی نمیکنند. خانمهای علما و بچههایشان و مومنین این طور نیستند. معنی این کار این است که شما میخواهید این نوع پوشش را ترویج کنید.













