چند نکته در باب نتیجه مذاکرات لوزان
چکیده :نظر به اهمیت سرنوشت ساز این مذاکرات در سه ماه آینده به باور من لازم است هر ایرانی نقش شهروند-دیپلمات و نیز شهروند-رسانه را ایفا کند تا به این ترتیب هم تکفیری های وطنی که ایده آلشان «استبداد در داخل و جنگ با خارج» است و هم کاسبان تحریم که سودای درآمدهای نامشروع میلیارد دلاری تازه را در سر می پرورانند، ناکام گردند. ...
کلمه – سید مصطفی تاجزاده:
1- حمایت 96 درصدی مردم تهران از مذاکرات هسته ای هم نشانگر روحیه صلح طلب و مداراجوی ایرانی است و هم سرمایه عظیمی برای دولت، دیپلماسی آن و تیم مذاکره کننده به شمار می رود. با وجود این هرگز نباید از تلاش های جنگ طلبان ایرانی و هم قطاران آمریکایی و اسرائیلی شان برای جلوگیری از دست یابی به توافق نهایی غافل شد. ما سه ماه بسیار حساس و تاریخ ساز پیش رو داریم که نتیجه آن سرنوشت بسیاری از مسائل را تعیین خواهد کرد.
2- رهبر درست می گوید که آمریکا، انگلستان، آلمان و فرانسه جامعه جهانی نیستند اما با تأسف تمام باید گفت با ارجاع پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل و صدور 6 قطع نامه علیه ایران، رئیس جمهور آمریکا این فرصت و توان را یافته است که به نام جامعه جهانی با ما سخن بگوید و از طرف جامعه جهانی محدودیت های بی سابقه و بی شماری به ما تحمیل کند. علت روشن است: قطع نامه های شورای امنیت برای تمام کشورهای عضو سازمان ملل الزام آور است. افزون بر آن آمریکا و اروپا توانسته اند به استناد قطع نامه های مزبور تحریم های نفتی و بانکی علیه ما اعمال کنند و جامعه جهانی تمام دولت ها را به اجرای منویات خویش مجبور نماید. اقدامی که پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران و حتی در دوره جنگ تحمیلی نیز نتوانسته بودند انجام دهند. بنابراین اگر بخواهیم با غرب به عنوان یک طرف مذاکره و نه به عنوان جامعه جهانی به گفتگو بنشینیم راهی جز خروج پرونده هسته ای ایران از شورای امنیت و لغو قطع نامه هایش وجود ندارد. به همین دلیل رهبر بیش از بقیه موظف است به دولت کمک کند تا این مسیر را با موفقیت بپیماید.
3- برای مسئله هسته ای ایران به ویژه پس از تحریم های شدید اعمال شده نفتی و بانکی دو راه بیشتر متصور نیست. تعامل و برد-برد یا تقابل وباخت-باخت. بازی سوم یعنی پیروزی یکی و شکست دیگری منتفی است. چرا که هیچکدام مایل و حتی قادر به دست برداشتن از حداقل مطالبات خود و تسلیم شدن به طرف مقابل نیستند. بر این مبنا عبث و بیهوده خواندن مذاکرات و تلاش برای رسیدن به توافق جامع معنایی جز سوق دادن میهن و منطقه به سمت رودررویی و جنگ و بازی دوسرباخت نیست. نیاز به گفتن نیست که چنین وضعیتی بیشترین آسیب را به مردم و به ویژه قشرهای محروم می رساند و بالاترین سود را نصیب حرام خواران می کند.
4- حکومت یک دست 8 ساله با جهل و غرور و شهرت طلبی هزینه های سنگین پنهان کاری و تهیه بمب اتم را به ملت ما تحمیل کرد بدون آن که کشور در آن مسیر حرکت کند. اکنون وقت آن رسیده که آن اشتباهات جبران شود و دولت تدبیر و امید با دفاع قاطع از حقوق هسته ای ایران که صد البته صلح آمیز است، به نگاه و رفتار امنیتی قدرت های بزرگ علیه ایران و ایرانیان خاتمه دهد تا شاهد بهبود رفاه مردم و پیشرفت کشور باشیم.
5- نظر به اهمیت سرنوشت ساز این مذاکرات در سه ماه آینده به باور من لازم است هر ایرانی نقش شهروند-دیپلمات و نیز شهروند-رسانه را ایفا کند تا به این ترتیب هم تکفیری های وطنی که ایده آلشان «استبداد در داخل و جنگ با خارج» است و هم کاسبان تحریم که سودای درآمدهای نامشروع میلیارد دلاری تازه را در سر می پرورانند، ناکام گردند. ما می توانیم جنبش 99 درصدی دموکراسی در ایران و صلح در منطقه و جهان را شکل دهیم و به سوی تحقق شعار «ایران برای همه ایرانیان» پیش برویم به یاری خداوند و با هوشیاری مردم و حضورشان در صحنه.













