انتقاد فعالان دانشجویی از وزیر علوم: چرا فقط صدای اقلیت اقتدارگرا از دانشگاه شنیده شود؟
چکیده :دانشگاه همواره یکی از فضاهای سالم فرهنگی و آموزشی جهت بسط اندیشهها و نظرات دانشگاهیان شهره بوده است. این در حالی است که سالهاست ابزار آن از بین رفته است. انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت هنوز هم از تیغ تیز حذف تمامیتخواهان در امان نمانده است. در این سالها تنها یک صدا از علم و صنعت خارج شده و آن صدای مطلوب اقلیت اقتدارگرا بوده است....
جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه علم و صنعت در نامه ای خطاب به وزیر علوم از عملکرد مدیریت این دانشگاه به شدت انتقاد کردند.
به گزارش دانشجو نیوز، فعالین دانشجویی در بخشی از نامه خود می گویند که روند بازگشایی انجمن (اسلامی) در دوران جدید نیز علیرغم وعدههای فراوان در خصوص تشکیل انجمنی فراگیر و آزاد متأسفانه با مشکل روبهرو شده است.
دانشجویان با اشاره به این که «آنچه کماکان در دانشگاه مشاهده میشود بیتوجهی به آییننامهها و سادهانگاری حقوق دانشگاهیان است که یادآور نگاههای امنیتی به دانشگاه است» می افزایند «متأسفانه هیچ فردی توانایی یا عزم تغییر آن را از خود نشان نمیدهد و این دانشگاهیان هستند که دوباره باید به تنهایی ایستادگی کنند».
فعالین دانشجویی علم و صنعت از مدیریت فرهنگی دانشگاه نیز به شدت انتقاد کرده اند: «قفل کانون موسیقی همچنان باز نشده است، مشکل رویههای غیرعلمی و غیر فرهنگی نظیر تفکیک جنسیتی نیز همچنان حلنشده باقی مانده است، نشریات منتقد دانشگاه برای انتشار با موانع جدی روبهرو بوده و به بهانههای واهی توقیف میشوند، کمیتهی ناظر بر نشریات به طور کامل در سیطرهی یک جریان سیاسی خاص قرار دارد و در این مدت از اجرای هیچ اقدامی در جهت تضییع حقوق نشریات منتقد فروگذار نکرده است».
متن کامل این نامه در ادامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر فرهادی، وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری
با سلام،
به رسم دیرینهی دانشگاهیان، سخن با ادب و احترام میگشاییم تا نکتهای از قلم نماند. چه آنکه سالهاست قلمها را میشکنند و دستان بیگناه را به دستبند میکشند. شأن و کرامت دانشگاهیان را به سخره میگیرند و داس به دست، دانشجویان را درو میکنند. در این سالها عدهای در تلاش بودند تا کشور را به ویرانهای بدل کنند، اما در همهی این دوران مردم و دانشجویان، شعلههای امید را در دلشان روشن نگاه داشتند و در دفاع از حقوقشان مستدام ماندند.
جناب آقای فرهادی وزیر محترم علوم
روند طی شده تا به امروز در مورد وزارت علوم گرچه بیسابقه بوده، اما سر به غایتی داده است بس ناگوار. در حدود دو سالی که از عمر دولت میگذرد، جامعهی دانشگاهی به غریبگانی خطرناک بدل شدهاند و وزارتخانهی متبوع، عهد خود با آنانی میبندد که مصالحشان، با صدای دانشگاهیان هم به خطر میافتد.
همه نیک میدانند که دانشگاه دل در گرو افراد ندارد، بلکه آنچه از زیر ذرهبین این جامعه کنار نمیرود، عملکردهاست. دلیل حمایتها و انتقادها هم جز این نبوده و نیست. به یقین میدانید آنچه در انتخابات ۹۲ رخ داد، تأیید وضعیت سالهای قبل دانشگاهها نبوده است، بلکه برعکس، مردم تغییر را انتخاب کردند.
روند طی شده، علیالخصوص در دورهی صدارت جنابعالی، ما را بر آن داشت تا در خلال این نامه شما را از وضعیت دانشگاه علم و صنعت آگاه نماییم و مسائل و مشکلات بیشماری را که علم و صنعت با آنها دست به گریبان است به عنوان مشتی از خروار برای شما برشماریم.
جناب آقای فرهادی
دانشگاه همواره یکی از فضاهای سالم فرهنگی و آموزشی جهت بسط اندیشهها و نظرات دانشگاهیان شهره بوده است. این در حالی است که سالهاست ابزار آن از بین رفته است. انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت هنوز هم از تیغ تیز حذف تمامیتخواهان در امان نمانده است. در این سالها تنها یک صدا از علم و صنعت خارج شده و آن صدای مطلوب اقلیت اقتدارگرا بوده است.
به موازات کنار رفتن مدیریت بیتعهد و غیر پاسخگو، درخواستهای دانشجویان برای بازگشایی مجدد انجمن اسلامی ارائه شد. اما روند بازگشایی انجمن در دوران جدید نیز علیرغم وعدههای فراوان در خصوص تشکیل انجمنی فراگیر و آزاد متأسفانه با مشکل روبهرو شده است. هیئت موسس انجمن اسلامی به هیچ عنوان مورد حمایت بدنهی دانشجویی علم و صنعت نبوده و شواهد نشان میدهد که روند تأسیس تشکلی آزاد و فراگیر طی نمیشود. مسئولین دانشگاه هم به بهانهی روشن شدن تکلیف انجمن اسلامی، به درخواستهای به حق دانشجویان برای تشکلهای مستقل دیگر نیز به صورت غیرقانونی وقعی نمینهند. آنچه کماکان در دانشگاه مشاهده میشود بیتوجهی به آییننامهها و سادهانگاری حقوق دانشگاهیان است که یادآور نگاههای امنیتی به دانشگاه است و متأسفانه هیچ فردی توانایی یا عزم تغییر آن را از خود نشان نمیدهد و این دانشگاهیان هستند که دوباره باید به تنهایی ایستادگی کنند.
با اینکه پس از روی کار آمدن مدیریت جدید، انتصاب مدیران لایق برای حوزههای مرتبط با فضای دانشجویی انتظار بس به جایی بود، اما متأسفانه اکثر انتصابات ریاست دانشگاه، تداوم رویکردهای ناصحیح گذشته را موجب شده است. برای مثال علیرغم وعدههای ریاست در خصوص تغییر فضای امنیتی دانشگاه، بعضی مدیران و مسئولان موثر و مرتبط با حوزهی امنیتی نهتنها در پستهای خود باقی ماندهاند، بلکه به ادامه رویکردهای گذشته اصرار میورزند و این مسئله چون گذشته به امنیتی شدن فضای علمی دانشگاه دامن میزند. در حوزههای مختلف صنفی، رفاهی و آموزشی نصب مدیران میانی نالایق همچنان ادامه دارد و عملکرد ضعیف این اشخاص موجبات اعتراضات مکرر دانشجویان را در طول سال گذشته فراهم آورده است.
در حوزهی فرهنگی نیز رویههای سابق همچنان ادامه دارد و متأسفانه انتصاب معاونت فرهنگی جدید تغییر چندانی در وضعیت ایجاد نکرده است و رویکردهای ضد فرهنگی گذشته کماکان ادامه دارد. برای مثال تغییر مدیران مسبب وضع اسفبار کنونی که کوچکترین قرابتی با مقوله فرهنگ نداشتهاند، همواره از سوی فعالین دانشجویی گام اول راستیآزمایی وعدههای مدیریت دانشگاه و معاونت فرهنگی ایشان تلقی میشده است و این مهم حتی در پایینترین سطوح مدیریتی این حوزه تحقق پیدا نکرده است. قفل کانون موسیقی همچنان باز نشده است، مشکل رویههای غیرعلمی و غیر فرهنگی نظیر تفکیک جنسیتی نیز همچنان حلنشده باقی مانده است، نشریات منتقد دانشگاه برای انتشار با موانع جدی روبهرو بوده و به بهانههای واهی توقیف میشوند، کمیتهی ناظر بر نشریات به طور کامل در سیطرهی یک جریان سیاسی خاص قرار دارد و در این مدت از اجرای هیچ اقدامی در جهت تضییع حقوق نشریات منتقد فروگذار نکرده است.
شورای فرهنگی دانشگاه، همانطور که مستحضرید، عالیترین مرجع تصمیمگیری در حوزهی فرهنگی دانشگاه است. ترکیب یکطرفهی این شورا که به وضوح از یک جریان خاص سیاسی در دانشگاه انتخاب شده است، از بدعتهای دوران مدیریت قبلی دانشگاه است. اقدامات شورای فرهنگی دانشگاه در طول یک سال اخیر دستاوردی جز محدودتر کردن عرصه برای فعالیت فرهنگی نداشته است و این درحالی است که ریاست محترم دانشگاه هیچ اقدامی در جهت تغییر اعضای این شورا صورت نداده است. همچنین لازم به ذکر است که ترکیب کنونی با ترکیب این شورا در دیگر دانشگاهها متفاوت است و بر اساس مصوبهی وزارت علوم نیست و تعدادی از اعضای این شورا به صورت سلیقهای انتخاب شدهاند و در حال سیاستگذاری در حوزهی کلان فرهنگی دانشگاه هستند. عدم ارتباط اعضای این شورا با مقولهی فرهنگ و دانشگاه آنجایی مشخص میشود که گروهی منتسب به جریان خاص سیاسی تحت لوای «بسیج کارکنان دانشگاه» صاحب کرسی و رأی در این شوراست و این در حالی است که دانشجویان به عنوان ستون اصلی دانشگاه نمیتوانند در این شورا نمایندهی مطبوعی داشته باشند.
به این سیاهه اضافه کنید تصمیم معاونت فرهنگی جدید را در خصوص تشکیل کمیتهای برای حجاب و عفاف که یادآور برخوردهای سلبی و دون شأن دانشجویان در دورهی مدیریت قبلی است.
دانشگاه علم و صنعت ایران همواره یکی از پیشروان تولید علم در کشور بوده است، اما سیاستهای نادرست علمی در دوران تصدیگری دولتهای نهم و دهم، وضعیت اسفباری را برای این دانشگاه رقم زده است. عدم اختصاص بودجهی مناسب برای فعالیتهای علمی، جذب اساتید ناکارآمد و وابسته به یک جریان خاص سیاسی، اخراج اساتید با بهانههای واهی و پروندهسازی، اختصاص بورسیههای غیرقانونی به برخی دانشجویان و… ضربههای مهلکی را به وضعیت علمی دانشگاه وارد آورده است.
ترکیب هیئت جذب دانشگاه علم و صنعت ایران، که همواره در بین دانشگاهیان به رویکرد سلیقهای و غیرعلمی متهم بوده، علیرغم اعتراضها همچنان بدون تغییر باقی مانده است. ورود اساتید ناکارآمد و وابسته به یک جریان سیاسی خاص در جهت پیشبرد پروژهی «ایجاد فضای یکجانبه»، از اساسیترین مشکلات دانشگاه است. حضور اساتیدی که تسلط آنها بر درس ارائهشده کمتر از دانشجویان حاضر در کلاس درس است باعث ایجاد یأس و رخوت در فضای علمی دانشگاه شده است. اساتیدی که غالبا در طول ۶ سال گذشته جذب شدهاند، صلاحیت کافی برای ارائهی دروس را ندارند. به این موارد اضافه کنید که بسیاری از دروس توسط دانشجویان دکتری ارائه میشوند که در اکثر موارد باعث افت سطح علمی کلاسها شده است.
پس از بیانیهی وزارت علوم در خصوص وضعیت بورسیههای غیرقانونی و سپردن مسئولیت بخشی از بورسیهها به هیئت امنای دانشگاه، دانشجویان علم و صنعت با امضای طوماری خواستار پیگیری و شفافسازی این مهم شدند. پس از گذشت ۶ ماه از انتشار بیانیهی وزارت علوم، همچنان وضعیت افراد خاطی در دانشگاه نامعلوم است و علیرغم ادعاها به نظر نمیآید تغییری در وضعیت آنها صورت گرفته باشد. استفادهی غیرقانونی از حق و سرمایهی دانشجویان این دانشگاه در حالی صورت میگیرد که بسیاری از فعالیتهای علمی، فرهنگی و هنری با بهانهی کمبود بودجه امکانپذیر نیست. این سؤال مطرح میشود که به راستی علت بازگشت پروندهی این افراد به شواری تجدید نظر بعد از حکم لغو بورسیه، در دوره ی جنابعالی چه بوده است؟
همچنین وجود دانشکدهی «فناوریهای نوین»، به عنوان میراث به جای مانده از مدیریت قبلی دانشگاه، یکی از موضوعات مبهم در ذهن دانشگاهیان است. حضور اساتیدی با سوابقی نامعلوم که عمدتاً در اواخر دوره ی تصدی گری ریاست قبلی جذب هیئت علمی شده اند و دیگر اساتیدی که به وابستگی به جریان سیاسی خاصی شهره هستند، در کنار افرادی که با توجه به آرشیو خبرگزاریها سابقه علمیشان محل تردید جدی است، وضعیت این دانشکده را مبهمتر میکند. جذب سوالبرانگیز هیئت علمی برای این دانشکده در حالی صورت گرفته است که تعداد دانشجویان ورودی جدید مقطع تحصیلات تکمیلی آن به شدت محدود بوده و تعدادی از اساتید جذب شده این دانشکده جهت دریافت حقوق هیئت علمی، در دانشکدههای دیگر مشغول به تدریس شدهاند.
اینها در حالی است که اخیرا خبرهای تأیید نشدهای در مورد پروندهسازی برای چند تن از اساتید دانشگاه علم و صنعت ایران شنیده میشود. این خبرها که عموماً در سطح دانشگاه بازتاب داشته، نشاندهندهی تلاش بیش از پیش تمامیتخواهان برای ایجاد فضای یکجانبه در محیطی است که باید محل تعامل و گفتوگو میان افکار و عقاید مختلف باشد.
احتمالاً مدیریت جدید دانشگاه یکی از دستاوردهای خود را بازگشایی شورای صنفی دانشجویان میداند، اما شایان توجه است محدودیتهای فراوانی که بخشی آییننامهای است و بخشی از طریق نهادهای قدرت دانشگاه به این شورا اعمال میشود، این شورا را به شدت تضعیف و عملا تبدیل به نهادی دست و پا بسته در دانشگاه کرده است. لازم به ذکر است که در این یک سال حتی وضعیت دفتر شورای صنفی هم مشخص نشده و مسئولین همچنان از پاسخگویی در این زمینه سر باز میزنند. دامنهی اختیارات این تنها نهاد دموکراتیک دانشجویی، با موازیسازی و تفویض این اختیارات به تشکلهای غیرمرتبط با حوزههای صنفی دانشجویی به شدت محدود شده است.
در مورد دانشجویان ستارهدار و اساتید به ناحق اخراجشده، علیرغم وعدهی صریح ریاست جدید مبنی بر «عین عدالت و قانون بودن» بازگشت ایشان به دانشگاه، تلاش چندانی صورت نگرفته و اتفاق مثبتی رخ نداده است. این در حالی است که ماشینهای تبلیغاتی دولت بر بازگرداندن همهی دانشجویان ستارهدار به دانشگاه تأکید میکنند ولی متأسفانه ملاحظه میکنیم جز بازگشت کسری از آنان، در این زمینه اتفاق درخوری رخ نداده است.
جناب آقای فرهادی
روند استیضاح دکتر فرجیدانا، رأی عدم اعتماد به آقایان نیلی احمدآبادی و دانش آشتیانی و پس از آن اخذ رأی اعتماد جنابعالی به عنوان وزیر علوم اگرچه باعث شناخت بیشتر نسبت به مخالفان شد، اما به هیچوجه باعث آن نخواهد شد که کوتاهیهای وزارت علوم توجیه شود و قطعاً دانشگاهیان دست از پیگیری مطالبات به حق خود نخواهند کشید. صلاح را در آن دیدیم تا ابتدا بعضی از مشکلات را با جنابعالی در میان بگذاریم. بدون شک ادامهی وضعیت کنونی به نفع کشور و دانشگاهها، علیالخصوص دانشگاه علم و صنعت نخواهد بود و نیازمند عزمی جدی در جهت اصلاح روند خطرناک فعلی است.
والسلام
رونوشت به:
معاون فرهنگی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، دکتر ضیاء هاشمی
ریاست محترم دانشگاه علم و صنعت ایران، دکتر برخورداری
دانشجویان و نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران
امضاکنندگان:
حمید فلاح ۸۹۵۲۱۰۳۵
طهمورث امیران ۹۰۴۱۱۰۸۵
هدی انصاری ۹۰۴۷۱۰۷۶
موژان پناهی وقار ۹۰۴۶۱۰۸۵
ساسان فقیه عبداللهی ۹۰۵۲۲۲۱۱
محمد قربانی پور دشتکی ۹۰۴۱۲۲۱۵
یونس ملکی ۹۰۴۱۲۴۱۳
علی یوسفی ۹۰۵۵۵۲۶۱
محمدحسن احمدی ۹۱۵۲۲۰۰۵
سعید سلیمانی ۹۱۵۳۱۱۳۱
الهام حاجی شمس ۹۱۵۳۱۰۷۷
جواد شرافتپور ۹۱۴۳۲۱۰۵
سپیده صادقی ۹۱۵۳۲۰۹۶
آیدین طوافی ۹۱۵۲۱۲۲۱
احسان عقلمند ۹۱۵۴۱۴۷۳
اشکان قربانیان ۹۱۵۳۱۲۳۹
پدرام معتمدی ۹۱۵۲۲۲۴۸
زهره نجفی ۹۱۵۵۱۲۴۳
محمد نصیری ۹۱۵۴۲۲۸۸
مهتاب نوری ۹۱۵۳۲۲۴۹
نسیم نویدمقدم ۹۱۵۳۲۲۵۸
آریا حاجی احمدی ۹۲۵۴۱۲۳۱
تینا شادبخت ۹۲۵۳۳۱۹۵
سروش شیخگرگر ۹۲۴۱۲۰۹۱
ماهور علویون ۹۲۴۴۱۱۲۳
میلاد کاشانی ۹۲۵۴۱۳۹۳
محمدحسام کلانتری ۹۲۷۲۳۱۸۳
مرتضی محمودی ۹۲۵۴۲۱۸۱
علی حسینی ۹۳۷۷۲۰۰۲
گلناز معقولی ۹۳۷۳۲۱۷۹













