عکس نوشت جبهه ها/ حلبچه داغی بر دل تاریخ
چکیده : شوک اولین واکنش کسانی بود که وارد شهر شدند. همه جا جنازه، جسدهایی که صاحبانشان می خواستند بگریزند اما ناگهان نفس دیگر یاری نکرد و همان جا زمینگیر شدند. کودکانی که روی پله ها و معابر فرصت فرار پیدا نکردند تا خود را به مادران شان برسانند. شوک اولین واکنش رزمندگانی بود که اسفند 1366 وارد حلبچه شدند. شهری پر از جنازه هایی که انگار ناگهان زمان برای شان به پایان رسیده بود. فریز شده بودند در زمان و مکان...
شوک اولین واکنش کسانی بود که وارد شهر شدند. همه جا جنازه، جسدهایی که صاحبانشان می خواستند بگریزند اما ناگهان نفس دیگر یاری نکرد و همان جا زمینگیر شدند. کودکانی که روی پله ها و معابر فرصت فرار پیدا نکردند تا خود را به مادران شان برسانند.
شوک اولین واکنش رزمندگانی بود که اسفند 1366 وارد حلبچه شدند. شهری پر از جنازه هایی که انگار ناگهان زمان برای شان به پایان رسیده بود. فریز شده بودند در زمان و مکان.
داستان حلبچه قصه درد است. کشتار به دست هموطن دردی دارد که تا ابد می ماند.
پیش از حملات شیمیایی، شهر بهمدت دو روز با بمبهای معمولی بمباران شد. ظاهراً علی حسن المجید میخواسته شیشه ساختمانهای شهر را بشکند، تا امکان مقاومت در مقابل گازهای سمی به حداقل برسد.
این بمباران بخشی از عملیات گستردهای بهنام عملیات انفال بود که بر ضد ساکنان مناطق کردنشین عراق انجام گرفت. در پی عملیات والفجر ۱۰ توسط ایران و تصرف بخشهایی از کردستان عراق در اواخر سال ۱۳۶۶ که منجر به استقبال مردم این مناطق از نیروهای ایرانی شد، صدام حسین به پسرعمویش علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی، دستور بمباران شیمیایی این مناطق را داد. در این حمله حدود پنج هزار تن از مردم حلبچه که غیر نظامی بودند کشته شدند.
حملهٔ شیمیایی به حلبچه که به کشتار حلبچه یا جمعهٔ خونین نیز شناخته میشود، یک نسلکشی مردم کرد بود که به وسیلهٔ بمباران شیمایی توسط نیروهای دولتی عراقی در شهر حلبچهٔ کردستان عراق در طی روزهای پایانی جنگ ایران و عراق روی داد.
احمد ناطقی، سعید صادقی و سعید جان بزرگی (که به دلیل استنشاق گازهای شیمیایی بعدها جانش را از دست داد) عکاسانی بودند که همزمان با بمباران شیمیایی، در حلبچه بودند و عکسهای مهمی از قربانیان حلبچه ثبت کردند. انتشار عکسهای آنها به دلیل آنکه در لحظهٔ مرگ قربانیان گرفته شد؛ تکاندهنده بود و تأثیر فراوانی بر افکار عمومی جهان گذاشت. عکس عمر خاور (مرد کردی که کودکی را در آغوش دارد) از آثار احمد ناطقی و تندیس همین تصویر در چند جای حلبچه نصب شدهاست.
عکاسان سایر کشورهای جهان دو روز بعد، از این جنازه عکس گرفتهاند اما به دلیل گذشت زمان؛ جنازهها از حالت اولیه خارج شده و از تأثیرگذاری کمتری برخوردار بودند.














