پاسخی به رئیس سازمان زندانها: اطلاعات تازه از بند هشت؛ تبعیدگاه اوین
چکیده :رییس سازمان زندانها در حالی وضعیت زندانهای ایران را "به مراتب بهتر از کشورهای مدعی حقوق بشر" توصیف میکند که گزارشهای موجود از بند 8 زندان اوین، تصویری واضح از یک فاجعه را در نظام جمهوری اسلامی نشان میدهد؛ تصویری که از فرط نزدیکی، از معرض دید چشمهای دوربین مسئولان قضایی بیرون است. آیا توصیه به استفاده از عینک نزدیکبین، می تواند مشکل مزمن مسئولان نظام در دیدن مشکلات غرب و ندیدن مشکلات داخلی را برطرف کند؟...
کلمه – گروه اجتماعی: رییس سازمان زندان ها در حالی از وضعیت زندان های “به مراتب بهتر از کشورهای مدعی حقوق بشر” سخن می گوید که گزارش های موجود از بند 8 زندان اوین، تصویری واضح از یک فاجعه را در نظام جمهوری اسلامی نشان می دهد؛ تصویری که از فرط نزدیکی، از معرض دید چشم های دوربین مسئولان قضایی بیرون است. آیا عینک نزدیک بینی می تواند مشکل مزمن مسئولان نظام در دیدن مشکلات غرب و ندیدن مشکلات داخلی را برطرف کند؟
روز گذشته جهانگیر، رئیس سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، گفته است: “با وجود برخی کاستیها وضع زندانهای ایران به مراتب بهتر از کشورهای مدعی حقوق بشر است و مدعیان دروغین حقوق بشر سعی در فرافکنی مشکلات خود دارند.”
جهانگیر با اشاره به تلاش دشمن برای تضعیف نظام و ارزش های آن گفت: “امروز وضع زندان های ایران با وجود برخی مشکلات از حالت ایده آل بسیاری از کشورهای مدعی حقوق بشر بهتر است و همه تلاش کارکنان زندان ها بر حفظ کرامت انسانی زندانیان است.”
اما گزارش های اخیر از دو زندان قرچک و بند 8 زندان اوین که هر دو از زندان های پایتخت به حساب می آیند، نشان می دهد که رییس زندان های کشور یا خبری از سازمان تحت سرپرستی خود ندارد و یا “به مراتب بهتر” را جور غیر از آنچه همه می فهمند، تعریف می کند.
گزارش های رسیده از بند 8 زندان اوین که بندی است متشکل از زندانیانی که تفکیک جرایم نشده اند، از فاجعه ای می گوید که عمق آن ناپیداست.
فاجعه زمانی روی نشان می دهد که درگیری دسته جمعی در سالن 9 اندرزگاه 8 میان زندانیان سومالیایی با زندانیان مالی در می گیرد و در این نزاع دسته جمعی از هر دو طرف تعدادی مجروح می شوند و زندانیان سیاسی هم که برای جدا کردن طرفین دعوا دخالت می کنند، بی نصیب نمی مانند.
این عدم تفکیک جرایم در حالی صورت می گیرد که تراکم زندانی در سالن های این بند خارج از تصور است. به عنوان نمونه سالن شماره 8 اندرزگاه شماره 8 که ظرفیت 108 نفر زندانی را دارد، اکنون با تراکم 242 نفره مواجه است. این تعداد زندانی در یک بند در حالی نگهداری می شوند که ابتدایی ترین امکانات که همان جای خواب باشد برای آنان مهیا نیست.
به گفته شاهدان عینی، آمار حسینیه خوابها (زندانیانی که در حسینیۀ هر سالن در فضایی بسیار کوچک و البته در سرما می خوابند) و کریدور خواب ها (یعنی کسانی که در راهروها می خوابند، حتی تا نزدیکی توالت و حمام) هر روز بالاتر می رود و عملاً شب ها، افراد کریدور خواب که در مسیر عبور زندانیان برای رفتن به سرویس های بهداشتی می خوابند، تا صبح بارها و بارها دست و پاهایشان لگد می شود و عملاً حتی از امکان خواب در آرامش هم محروم اند.
باید به وضعیت توصیف شده، کیفیت بسیار نازل غذا، قطع مکرر آب گرم در سرویس های بهداشتی، خرابی سیستم گرمایشی و بر خورد آمرانه و توهین آمیز افسر نگهبان ها، هواخوری اجباری ابتدای صبح در سرمای کوهستان برفگیر اوین، اجبار برای شرکت در مراسم دهۀ فجر، وجود شروط اعتقادی برای رفتن به مرخصی (شرکت در نماز جماعت، قبولی در امتحان احکام و…) را نیز اضافه کرد.
همچنین مواد مخدر در بند ۸ زندان اوین به وفور یافت میشود، هر زندانی بنا به سلیقه خود میتواند مواد مخدری را که تمایل دارد خریداری و مصرف کند. این در حالی است که مبادی ورودی و خروجی زندان اوین تحت کنترل شدید ماموران قرار دارد و شدت بازرسیها به حدی است که هیچ فردی از خارج زندان -بدون همکار ماموران- نمیتواند وسایل غیرقابل نظارت را به درون زندان وارد کند!
گزارش های رسیده حکایت از آن دارد که در میان زندانی های محبوس در بند 8 همه نوع جرمی دیده می شود؛ از دزدان دریایی سومالیایی گرفته تا کلاهبرداران حرفه ای و جاعل اسناد تا زندانیان سیاسی.
مسئولانی همچون آقای جهانگیر که از شرایط به مراتب بهتر! سخن می گویند، برای این بندها هیچ ظرفیت مشخصی برای سالن ها تعریف نکرده اند و مسئولان اندرزگاه هر تعداد که بتوانند زندانیان جدید الورود را به داخل سالن ها می فرستند و شرایط نامطلوب ازدحام، مانع از آن نمی شود که جدید الورود ها به سالن های چهارگانه بند هشت ارسال نشوند.
این ها در حالی است که هر روز تعداد بیشتری از زندانیان از بندهای دو الف و 209 اطلاعات به این بند وارد می شوند. علاوه بر آن باید سیاسیونی که به تازگی برای اجرای احکام فراخوانده می شوند را هم اضافه کرد.
سید حسین رونقی ملکی، زندانی سیاسی که هفته گذشته به زندان اوین برگشت، به جای آنکه به بند سیاسی 350 که مدت پنج سال را در آن به سر برده بود بازگردد، به بند 8 منتقل شد. او در اعتراض به این تصمیم مسوولان زندان اعتصاب غذا کرد و نامه ای به رهبری نوشت و وضعیت این بند را تشریح کرد. در بخشی از این نامه آمده است:
۲۹۰ نفر زندانی در یک سالن و با میانگین ۲۷ نفر در یک اتاق ۱۸ متری نگهداری می شوند و بسیاری از زندانیان با شرایط غیر انسانی و تاسف بار در حسینیه، راهروها و مقابل حمام، توالت و آشپز خانه بر روی زمین می خوابند.
برای ۲۹۰ نفر ۶ توالت و ۵ حمام وجود دارد و وضعیت گرمایشی بسیار آزار دهنده و نامناسب است به طوری که بسیاری از زندانیان به دلیل سرمای شدید و کنترل نشده بیمار شده اند.
پیش از این در مورد غذای ناسالم و نامناسب زندان گفته بودم و باری دیگر باید بگویم که وضعیت تغذیۀ زندانیان بدتر از قبل شده است. بیماری عفونی در بین زندانیان این بند شایع است.
با وجود آنکه قانون در مورد تفکیک جرائم صراحت داشته، اما همچنان به آن عمل نمی شود و زندانیان سیاسی، مالی و اتباع خارجی و… را به دور از هر گونه تفکیکی و بیشتر در راستای آزار زندانیان سیاسی در کنار هم نگه می دارند که باعث عدم آسایش و امنیت جانی، روحی و روانی برای زندانیان سیاسی می شود.
هنوز زندانیان سیاسی باور نکرده اند که باید حبس ناعادلانۀ خود را در کنار متهمان کلاهبرداران حرفه ای، کلاهبرداران نگین غرب، دزدان دریایی سومالیایی و برخی افراد ناسالم تحمل کنند.
علاوه بر بیماری های عفونی در بین زندانیان، مواد مخدر هم شایع است و داخل بند از خرید و فروش و مصرف آن ابایی ندارند.
سئوالی که به ذهنم خطور می کند این است که: آیا قبل از انقلاب هم با زندانیان سیاسی چنین برخوردی شده است؟!
آیا اینگونه آنان را در معرض خطر جانی، سلامتی، روحی و روانی قرار داده اند؟!
حال با وجود این شرایط، رئیس سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور گفته:
“انواع شکنجه ها و آزارهای انسانی در زندان های کشورهای مدعی حقوق بشر هنوز وجود دارد، هر چند آنان از کوچکترین فرصت ها برای فرافکنی مشکلات خود و کم رنگ کردن شکست های متعددشان استفاده می کنند و سعی دارند نا امیدی و یاس را در کشورهای مسلمان و مظلومان سراسر جهان القاء کند.”
به نظر می رسد رییس زندان ها خبر ندارد که اواخر هفته گذشته قاضی خدابخشی که سابقه زیادی در آزار و اذیت زندانیان سیاسی دارد، دستور داده که محسن رحمانی، زندانی سیاسی 21 ساله، به بهانه افسردگی به بیمارستان روانپزشکی رازی (امین آباد) منتقل شود.
بهانه انتقال این زندانی جوان به بیمارستان روانی، افسردگی اعلام شده و این در حالی است که به گفته زندانیان سیاسی سابق، در سالهای گذشته هم در مواردی، زندانیان برای مدتی به این بیمارستان منتقل شده بودند که در همه موارد، شرایط فجیع آنجا وضعیت روحی زندانیان را بدتر کرده بود.
در روزهای گذشته گزارش دیگری از زندان زنان در قرچک که تعدادی از زندانیان زن سیاسی هم در آن نگهداری می شوند، منتشر شد که وضعیتی مشابه و در مواردی تاسفبارتر توصیف می کرد.
در آن گزارش هم آمده بود که ازدحام نزدیک به هزار زندانی زن در چند سوله که گنجایش یک سوم این جمعیت را دارد، در کنار عدم وجود آب شیرین و قابل شرب، نبود امکانات بهداشتی و غذایی و پزشکی، خودزنی، مسائل غیر اخلاقی، کتک کاری و… تنها گوشهای از مشکلات زندانیان زن زندان قرچک است.
این زندان تنها محل نگهداری زنان محکوم نیست بلکه در حال حاضر بیست کودک زیر سه سال در این زندان نگهداری میشوند که در شرایط بسیار نامناسب غذایی و بدون امکانات بهداشتی، تفریحی و تربیتی به سر میبرند. واقعیات دردناکی که مسئولین قضایی و حکومتی از آن اطلاع دارند اما هیچ گام مثبتی در جهت رفع این مشکلات نمیدارند و حتی به عنوان مکانی برای تنبیه و تهدید زندانیان سیاسی و عقیدتی زن زندانهای دیگر مورد استفاده قرار میگیرد. تا جایی که طی ماههای گذشته انتقال زندانیان زن از زندان اوین با اتهامات سیاسی به این زندان به روندی عادی بدل شده است.













