آیتالله دستغیب: هرگز از آمريكا و بيگانگان نمىخواهيم كار ما را اصلاح كنند
چکیده :آیت الله العظمی دستغیب به پیشتازان و پیشگامان انقلاب و شهادت هشدار داد که اگر در صحنه نباشند و با مردم حرف نزنند، چهره انقلاب جور دیگری به نسل های نوخاسته معرفی می شود و اين امر، خطر تحريف و انحراف انقلاب را به دنبال خواهد داشت. این مرجع تقلید با تاکید بر حفظ هویت اسلامی انقلاب، خواستار مراقبت از آن شد و گفت: ما نمىخواهيم هيچ بيگانهاى بر ما مسلط باشد، نه آمريكا، نه روسيه، نه چين و نه هيچ كشور ديگرى....
آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب، به پیشتازان و پیشگامان انقلاب و شهادت هشدار داد که اگر در صحنه نباشند و با مردم حرف نزنند، چهره انقلاب جور دیگری به نسل های نوخاسته معرفی می شود و اين امر، خطر تحريف و انحراف انقلاب را به دنبال خواهد داشت.
به گزارش کلمه، این مرجع تقلید مقیم شیراز در جلسه تفسیر قرآن خود، با تاکید بر حفظ هویت اسلامی انقلاب، خواستار مراقبت از انقلاب شد و گفت: ما نمىخواهيم هيچ بيگانهاى بر ما مسلط باشد، نه آمريكا، نه روسيه، نه چين و نه هيچ كشور ديگرى. ما مملکت مستقل اسلامى در پرتو قرآن و سنّت مىخواهيم و در كنار انتقادهايى كه داريم، انقلاب اسلامى را دوست مىداريم و هرگز از آمريكا و ديگر بيگانگان نمىخواهيم كار ما را اصلاح كنند.
مشروح اظهارات آیت الله دستغیب در این جلسه تفسیر قرآن را در زیر بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسير سوره اعراف، جلسه 16 ، آيه 32
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللهِ الَّتي أخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ اْلآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
بگو: چه كسى زينتى را كه خدا براى بندگانش خلق كرده و روزىهاى پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو: اينها در دنيا براى كسانى است كه ايمان آوردهاند و در آخرت مخصوص آنان است. اين گونه آيات خود را براى آنان كه مىدانند شرح مىدهيم.(32)
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللهِ الَّتي أخْرَجَ لِعِبادِهِ؛ در اين آيه، خداى تعالى «زينت» را به خود نسبت مىدهد كه در دسترس بندگانش قرار داده است. بنابراين همهى بندگان خدا، چه مؤمن و چه كافر، مىتوانند از زينتهاى الهى استفاده كنند. امّا منظور از «زينة الله» چيست و مگر زينت غير الهى هم وجود دارد؟
خداى تعالى در سوره آل عمران مىفرمايد :
(زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الاْنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ )
«محبّت خواستنىها، از زنان، فرزندان و گنجينههايى از طلا و نقره و اسبهاى نشاندار و چارپايان و مزارع، در نظر مردم آراسته گرديده است. اينها اسباب زندگى دنياست و نيكفرجامى فقط نزد خداست.»
آن كه شهوات را براى انسان زينت مىدهد، شيطان است. يعنى زن، فرزند، اندوختههای مالى، مركبهاى عالى، كشتزار، زراعت و چارپايان از مصاديق «شهوات» هستند كه شيطان، محبّت آنها را براى انسان زينت مىدهد.
امّا بىترديد «زينة الله» كه خداوند براى بندگانش مهيّا ساخته، چيزى غير از اينها نيست، لكن نوع نگاه و برخورد انسان با اين نعمتهاست كه آنها را زينة الله يا زينت شيطان مىكند. اگر محبّت اين نعمتها بيشتر از محبّت خداوند شد، تبديل به شهوت مىشود و زينت شيطانى به حساب مىآيد.
(قُلْ اِنْ كانَ آباوُكُمْ وَ أبْناوُكُمْ وَ اِخْوانُكُمْ وَ أزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أحَبَّ اِلَيْكُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّى يَأْتِيَ اللهُ بِأمْرِهِ وَ اللهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ )
«بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و بستگانتان و اموالى كه به دست آوردهايد و تجارتى كه از كسادى آن بيم داريد و خانههاى دلخواهتان در نظر شما از خدا و پيامبرش و جهاد در راه خدا محبوبتر است، منتظر باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خدا هرگز فاسقان را هدايت نخواهد كرد.»
كسى كه ازدواج مىكند، بايد همسر خود را دوست بدارد؛ آداب همسردارى را به نيكويى بجا آورد و به وظايف خود كاملا عمل كند، امّا در عين حال بايد مراقب باشد كه خدا، پيامبر و احكام دين نزدش مهمتر و محبوبتر باشد؛ در اين صورت همسر، براى او «زينة الله» است، وگرنه مصداق حبّ الشهوات مىشود. در انتخاب همسر بايد ابتدا ديندارى طرف مقابل را لحاظ كرد و پس از آن به جمال و زيبايى او و ديگر مسائل توجّه نمود!
يكى ديگر از مصاديق زينت، فرزند است كه ميوهى دل و نور چشم انسان است. فرزند به شرطى زينت الله محسوب مىشود كه او را با زبان خوب و روش نيكو، به احكام شرع و اخلاق خوب دعوت كرد و از گناه بازش داشت.
طلا و جواهرات نيز زينت زندگى دنيا هستند، به شرط آن كه به اندازه معمول، تهيه و استفاده شود. چه لزومى دارد يك زن مقادير زيادى طلا بخرد و نگهدارى كند، بدون آن كه بتواند از همهى آنها استفاده نمايد؟ اين زينت الله نيست. همچنين استفاده از طلا براى مرد، زينت شيطانى است. استفاده از نقره به عنوان انگشتر، بسيار خوب و مستحب است، ولى به عنوان ظرف، حرام و از شيطان است.
اتومبيل، زینت الله است، به شرط آن كه در حد متعارف و معمول باشد، امّا نبايد چنان محبّت انسان را به خود جلب كند كه بيشتر وقت خود را به آن اختصاص دهد و هر ساعت دور آن باشد! همچنين نبايد ماشينى بسيار گرانقيمت و تجملى خريدارى كند، حتّى اگر توانايى مالى داشته باشد.
زيبا كردن خانه؛ رنگ زدن در و ديوار؛ گچ كارى، نورپردازى و خريدن مبل و وسایل زندگی، بسيار خوب است، ولى نبايد در اين كارها اسراف كرد! خداوند اسرافكاران را دوست نمىدارد و اين كار، زينت شيطانى است، حتّى براى كسانى كه وضع مالى خوبى دارند.
در لباس پوشيدن هم نبايد به اسراف افتاد و بيش از حد معمول هزينه كرد. نتيجه اسرافكارى در زينتهاى دنيا، مبتلا شدن به تفاخر و تكبّر است.
مردى توانگر، با جامهاى فاخر نزد پيامبر آمد و در كنار او نشست؛ سپس مردى تنگدست، با جامهاى کهنه آمد و در كنار مرد توانگر نشست. توانگر دامن جامه خويش از زير پاى او بيرون كشيد. رسول خدا به او فرمود: «آيا ترسيدى كه از فقر او چيزى به تو بچسبد؟» گفت: نه.
پيامبر فرمود: «پس چه چيز تو را به كارى كه كردى واداشت؟» آن مرد در پاسخ گفت: مرا همدمى (شيطانى) است كه هر كار زشتى را در نظرم مىآرايد و هر كار نيكويى را زشت نشان مىدهد، اكنون نصف مالم را به او مىدهم.
رسول خدا به آن مرد تنگدست فرمود: «آيا مىپذيرى؟» گفت: نه؛ پس آن مرد به او گفت: براى چه؟ گفت: بيم آن دارم كه آنچه به درون تو راه يافته است، به درون من نيز در آيد.
نه فقط مال، بلكه مقام هم زينت محسوب مىشود؛ اگر در راه خدمت به مردم به كار گرفته شود و فعل و قول انسان در دايرهى حق و عدالت باشد، زينت الله است، ولى اگر براى رسيدن به كرسى و مقام، حق را زير پا بگذارد و ناحق بگويد، تبديل به زينت شيطانى مىشود.
وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ؛ لازم است لقمهاى را كه انسان مىخورد، پاك و حلال باشد. رزق منحصر به آب و غذا نيست و شامل همهى دارايىهاى انسان، حتّى مقام او نيز مىشود كه بايد از راه شرعى بدست آيد و اسباب خدمت به ديگران و شكرگزارى خداوند باشد. لازم است شخص مؤمن با آنچه دارد، ديگران را متوجّه خدا كند. آقايان طلّاب، اگر به مقام علمى رسيدند و كسانى دورشان جمع شدند، بايد آنها را رو به خدا بياورند و خود را مهذّب كنند.
قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ؛ وقتى انسان از نعمتهاى خدا استفاده مىكند و متوجّه و شاكر او مىشود و آنها را وسيلهى تهذيب و ديندارى خود قرار مىدهد، در واقع براى عالم برزخ خود نورانيت ذخيره مىكند و آنجا برايش ظاهر مىشود و خالص آن را در قيامت مىبيند.
كَذلِكَ نُفَصِّلُ اْلآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون؛ اين آيه را بايد به همراه دو آيات سورههاى آل عمران و توبه كنار هم گذاشت تا متوجّه منظور خداى تعالى شد، ولى آن كه نمىخواهد بفهمد و فقط خوشى دنيا را مىخواهد، همين آيه را مىگيرد و در استفاده از نعمتها اسراف مىكند و به تجمل و تفاخر مىافتد و حتّى مرتكب حرام مىشود، دست آخر هم مىگويد: «مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللهِ الَّتي أخْرَجَ لِعِبادِهِ»
انقلاب اسلامى در بيان شهيد بهشتى
شهيد آيت الله بهشتى از دوستان بسيار خوب امام خمينى بود و در خبرگان قانون اساسى، معاون آيت الله منتظرى و در عمل گردانندهى خبرگان بود. رياست حزب جمهورى اسلامى را بر عهده داشت؛ بسيار متقى و نزد امام، محبوب بود. بعد از شهادتش امام فرمود : بهشتى يك ملت بود.
ايشان در يكى از سخنرانىهاى خود چنين مىگويد :
«انقلاب شما ملت قهرمان، همان طور كه هميشه بر آن تكيه داريد، انقلاب اسلامى است. مردم ما از زور و ستم و فشار رژيم شاه مزدور امريكا در منطقه به ستوه آمده بودند. مشكلات و رنجهاى زيادى داشتند. امّا وقتى از يك قشر متعهد آگاه عظيم مىپرسيدى آقا، درد اصلى چيست، مىگفت: دارند اسلام را در جامعه ما ريشهكن مىكنند؛ دارند جامعه ما را به سوى بىعفتى و ناپاكدامنى پيش مىبرند؛ دارند دخترها و پسرهاى ما را از فضايل معنوى و اخلاقى اسلام دور مىكنند. مىگفتند برنامههاى گوناگون به فضيلتها و ارزشهاى متعالى انسانى آسيب مىرسانند. راديو، تلويزيون، سينما، تماشاخانه، روزنامه، مجلات، همه اينها دارند به ترويج فساد كمك مىكنند. بنابراين، درد اصلى و رنج جانكاهى كه بسيارى از مردم متعهد ما داشتهاند، درد اسلام بود.
درد اين بود كه امريكا و رژيم مزدور آمريكا مانع از حاكميت الله و حاكميت اسلام و حاكميت قرآن بر اين سرزمين و اين جامعه هستند. البتّه درد فقر، درد تبعيض، رنج مشكلات اجتماعى هم بود. مردم ما اين را هم يافته بودند كه ثروتهايشان به غارت مىرود و بسيارى از آنها در رنج و فقر و محروميت زندگى مىكنند. مردم تبعيضها را مىديدند. محرومتر شدن پيوسته محرومان و چاق و چلهتر شدن فزاينده محروم كنندگان و استثمار كنندگان را هم مىديدند. از اين هم رنج مىبردند. به طور جدى دنبال از بين بردن اين محروميت و اين تبعيض هم بودند. اما شعارهايشان يكجا و يك پارچه شعارهاى اسلام بود. به همين دليل، در اين انقلاب قشر متوسط هم كه نسبتا برخوردار بود و خيلى هم محروم نبود، حركت مىكرد و حضور داشت.
برادران عزيزى كه در طول اين سالها در صحنهها حضور داشتيد و اكنون برخى از شما را اينجا مىبينم! شما همه وقتتان را الان داريد صرف كار مىكنيد. مبارك باد بر شما اين عشق و اين پشتكار كه مسئوليتها را با جان و دل قبول كردهايد و كار و خانه و زندگى را رها كردهايد و باز هم دنبال تداوم انقلاب هستيد! اما به شما عرض مىكنم، بر همه شما لازم است حداقل ماهى يك بار يا دو بار به همين مساجد، به ميان همين مجامع بياييد و با مردم باشيد. ده نفر باشد يا دههزار نفر، فرقى نمىكند. براى ما انسان، انسان است. براى ما يك انسان، امت است. مكتب ما اين است كه هركس يك انسان را بكشد گويى همه انسانها را نابود كرده، و هر كس يك انسان را زنده كند گويى همه انسانها را زنده كرده است. مكتب ما اين است. اين نص قرآن ماست. كارى نداشته باشيد كه چند نفر در اين مساجد و مجامع هستند. بياييد با همان زبان خودمانى حرف بزنيد. نگوييد ما سخنران نيستيم. دوره گرمى سخنرانيهاى حرفهاى گذشت. الان دلها و وجدانها چيز ديگرى مىخواهد. بياييد با همان زبان خودمانى مشهودات خودتان را در طول اين سالها براى اين مردم بگوييد و بازگو كنيد. بگوييد كه در اين سالها چه گذشت. بگوييد كه خواهان چه بوديد. بگوييد كه پيشتازان و پيشگامان شهادت در راه اين انقلاب، خونبهايشان چه بود و براى چه شهيد شدند. اينها را بگوييد. من سخت نگرانم كه اگر شما از بام تا شام به دنبال كارها و فعاليتها برويد و در مجامع نباشيد و با مردم حرف نزنيد، چهره انقلاب را جور ديگرى به نسلهاى نو خاسته معرفى كنيد. اين امر، خطر تحريف و انحراف انقلاب را به دنبال خواهد داشت.
اميدوارم اين تمناى من به گوش همه برادرها و خواهرهاى رنجديده و زحمتكشيده اين دورههاى طولانى برسد و آنان وظيفه خود بدانند كه در مجامع، در خانه، در مدرسه، در مسجد، در حسينيهها حاضر بشوند و گذشتهها را آنطور كه بوده است، با صداقت و امانت براى مردم نقل كنند؛ بخصوص براى نوجوانها و جوانهايى كه جز اين دو – سه سال اخير انقلاب چيزى يادشان نيست. اگر شما اينها را نقل كنيد، تاريخ، اين صفحهها را روشنتر، گوياتر و روشنگرتر نگه خواهد داشت و اين واجب است. انقلاب اسلامى است. در يك انقلاب اسلامى، در تداوم انقلاب، تكيه مردم بيش از هر چيز روى حفظ هويت اسلامى انقلاب است. مردم آب مىخواهند، نان مىخواهند، پوشاك مىخواهند، مسكن مىخواهند، نظافت و پاكيزگى مىخواهند، شغل و كار و درآمد مىخواهند، تفريحات سالم مىخواهند، ورزش مىخواهند، مدرسه و دانشگاه مىخواهند، همه اينها را مىخواهند، اما در پرتو اسلام. اگر به مردمى كه انقلاب اسلامى كردهاند بگوييد قرار است به بركت انقلاب براى شما خوراك خوب، پوشاك خوب، مسكن خوب، شهرسازى خوب، روشنايى و برق منظم و مرتب، بهداشت و بيمارستان، اشتغال و كار، مدرسه و دانشگاه، خيلى زود و در زمان كوتاه تقديم كنيم، اما اين كار همراه با حاكميت اسلام و در پرتو اسلام صورت نمىگيرد، جوابشان چيست؟
ما امروز مىگوييم، ديروز هم گفتيم، فردا هم اگر زنده باشيم خواهيم گفت كه ما همه اين مواهب را مىخواهيم و جدا هم به دنبالش هستيم، اما نه منهاى اسلام، بلكه با اسلام. (تكبير حضار) و حتى نه با اسلام، كه بر اساس اسلام و در پرتو اسلام و بر مبناى قانون اسلام. چون با اسلامى كه ما مىگوييم از قبيل آن با اسلام آريامهرى نيست. اسلام آريامهرى اسلامى بود كه مسجدها تر و تميز و آباد مىشدند، كاشى هم مىشدند، فرش و قالى هم مىشدند، اجتماعات هم بود، عاشورا هم بود، تاسوعا هم بود، ماه رمضان هم بود، نام اسلام هم بود، راديو هم قرآن مىخواند، شبهاى ماه رمضان هم دعاى سحر مىخواند، ابوحمزه مىخواند، مناجات مىخواند، اما نظام، نظام اسلامى نبود. براى ما مسأله اين است كه وقتى مىگوييم با اسلام، اين با اسلام ما با با اسلامى كه ديگران مىگويند فرق دارد. با اسلام ما يعنى اينكه همه اين مواهب بر اساس حاكميت اسلام است و اينكه قانون اسلام حاكم شود.»
دوستان عزيز نبايد حتّى به شوخى، سخنان جاهلانهاى بر زبان بياورند مبنى بر اين كه نبايد انقلاب مىكرديم و شاه بهتر بود. انقلاب خيلى خوب است و از ابتدا خوب بود، امّا بايد مراقب آن باشيم. ما نمىخواهيم هيچ بيگانهاى بر ما مسلط باشد، نه آمريكا، نه روسيه، نه چين و نه هيچ كشور ديگرى. ما مملکت مستقل اسلامى در پرتو قرآن و سنّت مىخواهيم و در كنار انتقادهايى كه داريم، انقلاب اسلامى را دوست مىداريم و هرگز از آمريكا و ديگر بيگانگان نمىخواهيم كار ما را اصلاح كنند.
همه ما امام خمينى را دوست مىداريم و مىدانيم كار خوبى كرد و دلهاى مردم را به سوى خدا آورد. بهترين چيز براى انقلاب اين است كه جوانها، با اخلاص رو به مساجد بياورند و هيچ هدفى جز خدا نداشته باشند، همان طور كه اوايل انقلاب اين گونه بود. از بزرگان مملکت مىخواهيم كارى كنند كه آيندگان نيز مانند همان اوايل، با رغبت و اخلاص و عشق به خدا رو به مساجد بياورند. در آن زمان جوانها چنان رشد كرده بودند و متوجّه خدا بودند كه با شوق به سوى جبههها مىرفتند تا جان خود را فداى دين و اسلام كنند.













