انجمنهای اسلامی؛ نماد حرکت و آگاهی
چکیده :متاسفانه ساختار سیاسی جامعۀ ما حزبی نیست و در نتیجه به گونه ای است که دانشجویان ناگزیر بوده اند در برهه هایی خلاء سیاسی ناشی از فقدان احزاب فراگیر و قدرتمند را پر کنند و به همین دلیل گاهی هزینه های سنگینی پرداخته اند. پای تعداد زیادی از دانشجویان از جمله دانشجویان همین دانشگاه به دادگاهها و زندانها باز شد. این در حالیست که وجود دانشجوی زندانی در هر کشور موجب سرافکندگی آن است....
علی شکوری راد *
برای جنبش دانشجویی که در ایران دارای تاریخچه پرفراز و نشیبی است به یقین چهار سال دوم دورۀ احمدی نژاد سخت ترین و تاریک ترین دوره بود. البته برای آموزش عالی کشور نیز این چهار سال که طی آن شخصی مانند کامران دانشجو بر کرسی وزارت تکیه زده بود، سخت ترین و تاریک ترین دوره بوده است. کسی که مسئول ستاد انتخابات سال 88 بود. انتخاباتی که ادعا شد در آن 40 میلیون نفر شرکت کردند ولی به دلیل بد برگزار شدن موجب بیشترین اعتراضات مردمی شد. از میان چهار نامزد انتخابات، سه نفر به نتیجه اعلام شده اعتراض داشتند و جالب این است که چهارمی نیز پس از یک سخنرانی جنجال برانگیز در فردای اعلام نتیجه، دیگر هیچ گاه رسماً اظهار نظری در مورد آن انتخابات نکرد. این سکوت هم بسیار معنادار است.
من بهتر دیدم همین عنوان” انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف” را برای این جلسه مبنا قرار دهم و در مورد هر یک از کلمات این عنوان چند کلمه ای به مقتضای فرصت این جلسه سخن بگویم.
محور این عنوان “دانشجو” است. وقتی می گوییم دانشجو، در بطن خودش صفت جوان را هم دارد. هرچند ممکن است برخی از دانشجویان جوان نباشند، اما آنها استثنا هستند و موضوع ما نیستند. جوان نوعاً آرمانخواه و عدالت طلب است خود دانشجو یک کلمه ترکیبی است از “دانش” و “جو” که مخفف جوینده است و یک صفت فاعلی می سازد. پس محور عنوان شما “دانش” است یا همان علم. آیا این علم و دانش همان آگاهی است. آیا هر کسی علم و دانش داشته باشد، آگاه هم هست؟ نه این طور نیست. آگاهی چیزی فراتر از علم و دانش است. البته صفت جویندگی قدری مقارن آگاهی هست یعنی آگاهی به وجود علمی دارد و به دنبال آن است. فرق دانشجو و دانش آموز در همین وجه است. به دانش آموز آموزش می دهند ولی دانشجو خود دانش را فرا می گیرد. البته گاهی برخی از دانشجویان همچنان دانش آموز می مانند. مشکلی هم پیدا نمی کنند و به همین صورت فارغ التحصیل هم می شوند.
بنابراین دانشجو، اگر دانشجو باشد، در نهاد خود حرکت دارد. عنصر فعال است. این حرکت گاهی فقط یک بعدی است و مصروف یکی از شاخه های علم یا تکنولوژی می شود که در جای خود ارزشمند است ولی ممکن است کافی نباشد. اگر کسی به وجود یک چیز آگاهی داشته باشد و دنبال آن برود، به جایی می رسد و توانمندی هایی کسب می کند. این کمال ممکن است کمال فردی باشد ولی کمال اجتماعی، شهروندی و انسانی نیست. اینکه شما توجه داشته باشی و آگاه باشی که در کنار تو دیگران هم هستند که مسیرهای دیگری را انتخاب کرده اند و بود و نبود آنها و چگونگی بود و نبود آنها بر تو و زندگی اجتماعی تو تأثیر می گذارد، این ارزشمند تر است. بنابراین آگاهی بر علم افزوده می شود. به همین دلیل است که ما گاهی از ترکیب “دانشجوی آگاه” و “عالم آگاه ” استفاده می کنیم. علم مقدمه آگاهی است، ولی قرینه آگاهی نیست.
حالا این دانشجویی که علاوه بر آگاهی ضروری برای جویندگان علم رشته تحصیلی خود، به پیرامون خود و شرایط تحصیل و زیست خود توجه کرده و نسبت به آن آگاه است، نمی تواند بی تفاوت و آرام باشد. حرکت می کند و دانشجویان متناظر خود را پیدا می کند و با آنها تبادل نظر می کند. آنها متوجه می شوند که می توانند به همدیگر چیزهایی اضافه کنند و کم کم پی می برند که غیر از دانش رشته تحصیلی خود باید چیزهای دیگری را نیز جست و جو و طلب کنند. اینها می شود مشترکات آنها. این دور هم بودن و هم افزایی، حس خوشایندی را در آنها به وجود می آورد و محفل آنها پا می گیرد. محفل، کانون اولیه تشکل است. نه نیاز به اساسنامه دارد و نه مرامنامه. ولی اگر بخواهد قدری بزرگ تر و پایدارتر بشود، به اینها نیاز پیدا می کند.
“انجمن” شکل تکامل یافته محفل است. همکاری ها و ارتباطات محفلی، وقتی تعریف شده تر و منسجم تر می شود، قالب انجمن به خود می گیرد. انجمن یعنی دور هم نشینی و همفکری جهت دار و سازمان یافته برای ترویج و گسترش مشترکات فکری در حوزه های خاص و کوچک. انجمن اگر بخواهد خودش و یا حوزه اش بزرگ تر شود، می شود سازمان و پس از آن حزب و جبهه که موضوع ما نیستند. ما در زمان تأسیس جبهه مشارکت خیلی راجع به این موضوعات بحث می کردیم.
بنابراین انجمن نیاز به مشترکات فکری دارد و فرق می کند با شورای صنفی که ناظر بر منافع صنف است. انجمن ها عضو تعریف شده دارند و افراد متناسب با آن تعریف می توانند عضو انجمن بشوند و در آن حضور پیدا کنند. این تعریف گاهی در عنوان انجمن مشخص است و گاهی در مرامنامه و یا اساسنامه.
البته همۀ اینها در اختیار اعضای تشکل است. اعضای یک انجمن می توانند در مورد عنوان، مرامنامه و اساسنامه تصمیم بگیرند و در آن تغییر ایجاد کنند. گاهی تغییر شرایط پیرامونی و یا تغییر در نگرش فکری اعضاء چنین اقتضائاتی را بوجود می اورد. در چنین حالتی متناسب با پیش بینی هایی که در اساسنامه برای چگونگی تصمیم گیری در مورد این تغییرات وجود دارد، می توان آنها را اعمال کرد؛ مثلاً رأی اکثریت نسبی، اکثریت مطلق، دو سوم، سه چهارم و یا نظایر آن. ولی تا زمانی که طبق اساسنامه تغییر ایجاد نشده است، کسی نباید به خود اجازه بدهد که توافق ها و مصوبات قبلی را نقض کند. انجمن مقید به روند تصمیم گیری مورد توافق است. گاهی از اصطلاح انجمن بسته و انجمن باز استفاده می شود. انجمن بسته همین است که تعریف کردم. اما انجمن باز تعریف دقیقی ندارد و شقوق مختلفی را می توان برای آن تصور کرد. این نوع انجمن ها در معرض بحران های ناشی از عدم شفافیت هستند و پایداری آنها ضعیف است.
بحران انشقاق انجمن های اسلامی دانشجویان در اواخر دوران اصلاحات به موجب ضربه های درونی ناشی از این بحران، و اضمحلال آنها پس از آن دوران به دلیل ضربه های بیرونی دورۀ احمدی نژاد بود.
انجمن شما صفت اسلامی را برای خود برگزیده است. این یک تعریف است. گذاشتن این تعریف در عنوان تأکیدی بیشتر از آن است که در مرامنامه قید بشود.
شورای عالی انقلاب فرهنگی در آیین نامۀ تشکل های دانشجویی مقید کرده است که این تشکل ها باید اسلامی باشند. این اشتباهی است که در شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گرفت. اسلامی بودن ممکن است گاهی سلبی بوده و به معنای عدم مغایرت با اسلام باشد و گاهی ممکن است اثباتی بوده و به معنای انطباق با تعالیم صریح اسلامی باشد. عدم مغایرت طبیعی است و نمی توان انتظار داشت که به تشکل هایی که در تضاد با اسلام هستند، مجوز بدهند. هر چند، چند و چون این موضوع هم قابل بحث است. ولی اگر یک تشکل ملی گرا، آزادی خواه، عدالت خواه و یا طرفدار محیط زیست و نظایر آن باشد و در آن انگیزه ضد اسلام وجود نداشته باشد، چرا مجوز نگیرد؟
منظور از اسلامی هم درست تعریف نشده است. مثلاً اگر دانشجویان سنی مذهب بخواهند تشکل اسلامی داشته باشند تکلیف چیست؟ اسلام صرفاً در تلقی حاکمان امروز از اسلام خلاصه نمی شود. چه تفکر و معارف اسلامی و چه شریعت اسلامی دامنه وسیعی دارند. تنها چیزی می تواند غیر اسلامی شمرده شود که در تمام فرق اسلامی و در تمامی اعصار پس از اسلام حتی یک فتوای موافق از یک مجتهد معتبر نداشته باشد. این اعتبار هم اعتبار عمومی است و فهم جامعه در مورد آن ملاک است و نه عده ای خاص. متأسفانه امروز اسلام خلاصه شده است در فهم فقهای شورای نگهبان که در حال حاضر دبیر آن آیت الله جنتی است. به تشخیص این شورا بنده و بسیاری از عزیزان بزرگ تر از بنده اعتقاد و التزام به اسلام نداریم. وقتی آنچه استثناء شده است از اصل بزرگ تر شود، خود تبدیل به اصل می شود و آن اصل می شود استثناء که متأسفانه همین طور هم شده است.
شما در عنوان خود یک قید مکان نیز دارید و آن دانشگاه است. طبیعتاً دانشجو در دانشگاه است و شما در دانشگاه صنعتی شریف هستید. دانشگاه محیط علم و محل اجتماع است، اجتماع اساتید و دانشجویان که هر دو، قشر ممتاز و فرهیخته جامعه هستند. محل اجتماع، خود به خود محل هم فکری و هم افزایی است. دانشگاه به سبب اقتضاء این دو قشر محیط نسبتاً آزادتری از سایر محیط های جامعه دارد. این مزیت محیط شماست که به شما امکان برگزاری چنین تجمع پرشوری را می دهد. برگزاری اینگونه اجتماعات در سایر محیط ها با محدودیت های جدی مواجه است.
“صنعتی” صفتی مقارن فنی است، ولی با بار معنایی بیشتر و آن پیوستگی دانش با محیط صنعتی و کاربرد آن در صنعت است. اما “شریف”، مجید شریف واقفی دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بود. وی در دوران ستمشاهی به مبارزه با آن رژیم پرداخت و وارد سازمان مجاهدین خلق شد که یک گروه چریکی بود. این سازمان دارای مرام اسلامی و مشی چریکی و مسلحانه بود. می دانید که قبل از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، گفتمان انقلاب در جهان در اختیار مارکسیست ها و کمونیست ها بود. کمونیست ها پس از شوروی قدرت را با روش های انقلابی در برخی کشورهای جهان از جمله چین، کره شمالی، کشورهای اروپای شرقی، کوبا ، افغانستان و برخی کشورهای دیگر به دست گرفته بودند. بنابراین آنها صاحب عنوان و علم مبارزه انقلابی بودند.
وقتی سازمان مجاهدین خلق تأسیس شد، تعدادی از جوانان مذهبی که عمدتا عضو نهضت آزادی بودند، مشی مبارزه مسالمت جویانه پیشینیان خود را کنار گذاشتند و به مبارزه مسلحانه و چریکی روی آوردند. آنها برای این منظور از تعلیمات سازمان های کمونیستی بهره گرفتند. این تعلیمات ابتدا موجب التقاطی شدن تفکر آنها شد اما به تدریج در عده ای از آنها این بخش از تعلیمات پر رنگ تر شد و این عده در سال 54 تغییر ایدئولوژی داده و مارکسیست شدند. آنها با وجود تغییر ایدئولوژی که مغایر اساسنامه و مرامنامه سازمان بود، حاضر به ترک سازمان نشدند، بلکه شروع به تصفیه نیروهای مذهبی وفادار به مرامنامه در داخل سازمان کردند. شهید شریف واقفی که فردی کاملاً متدین و مذهبی بود، در برابر آنها مقاومت کرد و در نهایت به دست آنها شهید شد. نام او به این سبب اینک زینت بخش نام دانشگاه شماست.
داستان کودتای ایدئولوژیک در سازمان و تصفیه های خونین بعد از آن داستانی دردناک است. آنها آیه قرآن را از بالای آرم سازمان برداشتند ولی آرم سازمان را برای خود حفظ کردند. ممکن است تغییر ایدئولوژی و یا خروج از سازمان، حق هر یک از اعضاء سازمان بوده باشد، اما تصاحب عنوان، آرم و تشکیلات حق آنها نبود.
اینک شما به عنوان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با کوله باری از تجربه های گذشته و پس از یک دورۀ سرد و تاریک، بار دیگر فعالیت خود را آغاز کرده اید و در آغاز راه، این جمعیت باشکوه و پرشور را در این سالن گرد آورده اید. من این آغاز مجدد را به شما تبریک می گویم و برایتان آرزوی موفقیت می کنم.
متاسفانه ساختار سیاسی جامعۀ ما حزبی نیست و در نتیجه به گونه ای است که دانشجویان ناگزیر بوده اند در برهه هایی خلاء سیاسی ناشی از فقدان احزاب فراگیر و قدرتمند را پر کنند و به همین دلیل گاهی هزینه های سنگینی پرداخته اند. پای تعداد زیادی از دانشجویان از جمله دانشجویان همین دانشگاه به دادگاهها و زندان ها باز شد. این در حالیست که وجود دانشجوی زندانی در هر کشور موجب سرافکندگی آن است. اساساً کمیته های انضباطی به این دلیل در دانشگاه ها شکل گرفتند تا پرونده های دانشجویان در خود دانشگاه رسیدگی شود و مجازات ها در حد آیین نامه تخلفات دانشجویی و در خود دانشگاه اعمال بشود، نه قوانین کیفری و توسط دادگاه و زندان.
* چکیدهی متن سخنرانی در جشن بازگشایی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف













