سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

خاتمی چون یک ملت

چکیده :وجود خاتمی و تفکر اصلاحی و ژرف اندیشی او مانند سلفش شهید بهشتی مانعی بزرگ بر سر راه تمامیت خواهان و انحصارطلبان است و درک کرده اند که با حضور خاتمی نخواهند توانست در دل و جان مردم جایگاهی داشته باشند و حقیرانه به ترور شخصیت وی می پردازند و بچه گانه رای به ممنوعیت او می دهند. خاتمی، امروز خود ملتی است برای ملت ما و محدودیت و ممنوعیت او یعنی ممنوعیت ملت. هر چه بیشتر بر آزارها بیفزایند و ممنوعیت را بیشتر کنند، محبوبیت خاتمی فزون تر خواهد شد....


کلمه – علیرضا کفایی:

مظلومیت شهید بهشتی از یادها نمی رود، رنج و مرارتی که بر این راست قامت تاریخ انقلاب روا داشتند و آن شهید بزرگوار را مورد ظلم و بی مهری و آماج انواع تهمت ها و ملامت ها قرار دادند و چون توان فکری و ایدئولوژیک در مقابل منطق و بینش و اندیشه توانای او را نداشتند و از ترور شخصیت و اتهام پراکنی های بی پایه علیه وی طرفی نبستند، به حذف فیزیکی روی آوردند و در عین مظلومیت او را به شهادت رساندند و آنگونه که امام فرمود: “مظلوم ماند و مظلوم رفت و خار چشم دشمنان بود.”

در تحلیل آنچه که در آن روزگاران گذشت و بررسی تطبیقی آن دوران با امروز باید به بسیاری از موارد و موضوعات خاص نظر افکند، اما یک مورد را می توان به عنوان مخرج مشترک همه به حساب آورد و آن دشمنی با تفکرات پویا و رو به جلو و اخلاص و تقوا است که همیشه از سوی متحجرین مورد حمله قرار گرفته است.

در دشمنی با شهید بهشتی، اصل و اساس مرتجعین و متحجرین هدف قرار دادن اندیشه بهشتی بود که با توجه به تقوای وی سد محکمی در برابر زیاده خواهی و انحصارطلبی و انحراف از مسیر اصلی انقلاب بود، همانگونه که در شهادت استاد مطهری هم به همین مورد برخورد می کنیم.

بهشتی به دلیل حضور موثر در انقلاب اسلامی و اندیشه رهایی بخش و اصلاحی، مورد بغض و کینه کسانی بود که موجودیت اصیلی در انقلاب نداشتند و یا با مکر و حیله وجودی بدلی یافته بودند و بهشتی را نافی وجود مبهم و مانع از انحصارگرایی خود می دیدند؛ فلذا در حقیقت بهشتی به تنهایی یک ملت بود.

آن دوران خونبار و پر از دریغ و درد را که هیچگاه خاطره تلخش در از دست دادن ملتی چون بهشتی مظلوم فراموش نخواهد شد و حرمان ملتی را همچنان در دل خود حمل می کند، در پیشانی ملتی دیگر چون خاتمی مظلوم می توان دید.

خاتمیِ امروز همان بهشتیِ دیروز است که عظمت و بزرگی اش را در پرتو اندیشه اصلاح طلبانه و پیشروانه اش و محبوبیتش نزد مردم را تحمل نمی کنند و ناجوانمردانه او را مورد بغض و کینه قرار داده اند و با نفرت و بدبینی برخاسته از قلب بیمار خود، وی را زیر امواج مهیب تهمت و افترا قرار داده اند و چون بزدلان با شایعات کودکانه و از تریبون های مغرضانه تلاش بی حاصل می کنند تا از نفوذ کلام او در میان توده ها جلوگیری نمایند.

وجود خاتمی و تفکر اصلاحی و ژرف اندیشی او مانند سلفش شهید بهشتی مانعی بزرگ بر سر راه تمامیت خواهان و انحصارطلبان است و درک کرده اند که با حضور خاتمی نخواهند توانست در دل و جان مردم جایگاهی داشته باشند و حقیرانه به ترور شخصیت وی می پردازند و بچه گانه رای به ممنوعیت او می دهند؛ ولی مگر می شود آفتاب را از تابیدن و گرما بخشیدن مانع شد؟

اخلاق حسنه و درایت خاتمی در تدبیر امور و توفیق الهی و محبوبیت مردمی او که خار چشم دشمنان است، باعث شده تا کجروان برای محدود کردن او به شیوه های جاهلی تمسک بجویند و شاخص ترین چهره سیاسی خط امام را محدود و ممنوع کنند تا شاید تفکر امام راحل را از یاد مردم ببرند.

خاتمی همان است که پس از حماسه دوم خرداد 76 منافقین رسمی در تحلیل خود آورده بودند که: “نظام سیاسی ایران به بن بست رسیده و به هر شکل ممکن باید تغییر اساسی و زیر بنایی داشته باشد و آمدن خاتمی در حقیقت نجات نظام فعلی است.”

انحصارطلبان فزون خواهی هم که امروز با حمله و هجمه به حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی تاکید بر ممنوعیت او دارند، در حقیقت کیان خود را به واسطه محبوبیت خاتمی و حضورش در دل و جان و فکر مردم (به رغم عدم حضورش در قدرت) در خطر می بینند و قدرت سازی و رئیس جمهور سازی و محبوبیت خاتمی را بر نمی تابند. فلذا به مانند همان منافقین رسمی، از آن رو که خود را در تقابل با اندیشه اصلاح طلبانه خاتمی و مشی مردمسالارانه و اخلاق مدارانه وی بازنده مفتضح عرصه سیاسی می دانند، به ناچار و با توجه به خوی و منش منافقانه خود، سعی در تخریب و منزوی کردن رهبر اصلاحات دارند.

آنان که هیچ گاه دوم خرداد را فراموش نکرده و از آن کابوس خلاصی نیافتند، ناگهان در 24 خرداد هستی سیاسی خود را در معرض نابودی دیدند و آینده خود را نیز متزلزل و شکست خورده می بینند و بهترین راه را در گرفتن ملتی چون خاتمی از ملت بزرگ ایران می دانند.

خاتمی، امروز خود ملتی است برای ملت ما و محدودیت و ممنوعیت او یعنی ممنوعیت ملت. هر چه بیشتر بر آزارها بیفزایند و ممنوعیت را بیشتر کنند، محبوبیت خاتمی فزون تر خواهد شد. بر خدای تبارک و تعالی توکل می کنیم و شکیبایی خواهیم کرد.

وَ مَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَ قَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَ عَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ

و چرا بر خدا توكل نكنيم و حال آنكه ما را به راه‏هايمان رهبرى كرده است و البته ما بر آزارى كه به ما رسانديد شكيبايى خواهيم كرد و اهل توکل باید به خدا توكل کنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.