سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

از پسِ هزاره ای…هنوز زینب

چکیده : زینب برای ما با "عاشورا" معنا می گیرد، با نبودِ برادر، فرزند، حال آنکه زینب پیش از آن هست...هست و قوی است. زینب اما پس از عاشورا رسالتی نو بر تن می کند، رسالتی که "نبودِ" آن دیگران پررنگ ترش می کند. آن نبود، این بود را واضح تر می کند. بودی که همراه است با تلاطم رنج و تشویش خاطر ... تا پیش از کربلا ، برادران او رسالت پدر را بر دوش دارند و پس از آن زینب همه مرزهای جنسیت را به کناری می نهد. تمام مفهوم "اسیر" را پس می زند و ناگاه کلیت یک سیستم خشن خونریز را با چالشِ "زینب" رو به رو می کند، چالشی که سیستم فکری به حالش نکرده بوده است. آیا تاریخ در شکلهای گوناگون خود را باز می یابد؟...


کلمه – گروه معارف: زینب شاید عینی ترین پیام کربلاست و نه تنها کربلا که او میراث زندگی خاندان نبوت است. این زن، صبور و مقاوم از حادثه می گذرد و ناگاه همه ی توان ذهنی اش را ، عاملیتش را درست وقتی که دشمنش می پندارد وقت شکستش است چونان نیزه ای بران به کار می گیرد. زینب را به سکوت می خوانند و او رسالت خویش را نه در سکوت که در سخن گفتن از درد می یابد. سخن می گوید نه لزوما با زبان که با تن، با کنش. همه ی آن همه درد که می تواند شهری را از پا بیاندازد ، زینب را چونان قوی تر می کند که نیک می نگرند او را مکتب نرفته آموزگار می یابند. زینب همزمان مادر و پدرش است. ساکت و صبور و غران. خاموش و مبین. از بین همه ی این میراث اما زینب خصوصیت ویژه ی خودش را هم دارد. همه زشتی را زیبا می بیند و اینگونه او هر آنچه زشتی است را به چالش می کشد. “ما رایت الا جمیلا!” همین جمله ی او، کوتاه اما در بردارنده ی همه ی تناسخ تاریخ است. زینب پا از کوتاه مدت زمان خویش بیرون می گذارد و ناگهان همه ی تاریخیت عظیم “پیروز انگاشته شدن” را به چالش می کشد. او از خیل این همه درد و خون، زیبایی می بیند. چگونه ممکن است؟

زینب برای ما با “عاشورا” معنا می گیرد، با نبودِ برادر، فرزند، حال آنکه زینب پیش از آن هست…هست و قوی است. زینب اما پس از عاشورا رسالتی نو بر تن می کند، رسالتی که “نبودِ” آن دیگران پررنگ ترش می کند. آن نبود، این بود را واضح تر می کند. بودی که همراه است با تلاطم رنج و تشویش خاطر … تا پیش از کربلا ، برادران او رسالت پدر را بر دوش دارند و پس از آن زینب همه مرزهای جنسیت را به کناری می نهد. تمام مفهوم “اسیر” را پس می زند و ناگاه کلیت یک سیستم خشن خونریز را با چالشِ “زینب” رو به رو می کند، چالشی که سیستم فکری به حالش نکرده بوده است. آیا تاریخ در شکلهای گوناگون خود را باز می یابد؟

در قیاس مناقشه ای نیست اما این داستانِ امروز ما نیز هست. نبودِ آنان که نظم حاکم را به پرسش می کشند، سبب نمی شود که میراث پرسشگری خاموش و متروک بماند. صبر در شکل دیگری خودش را بازمی یابد و جوانه می زند. امروز همان روزاست که زینب های بسیار تکثیر می شوند

از سکوت و کنش، کنشی همیشگی که “دیگری” را به واکنش وامی دارد. در یک سو هر چه صبر بیشتر می شود در سوی دیگر میل به سرکوب فزونی می یابد. از یکسو مظلومیت و از سویی فشار. تو خود گویی این همه تا دندان مسلح بودن برای سرکوبِ تنها “پرسش” بیشتر آن پرسش را پررنگ می کند …” بای ذنب قتلت” را. این پیامِ زینب است از پس هزاره ای که ظلم در مقابل صبر سرانجام سر فرود خواهد آورد.

گرامی می داریم روز تولد بانوی استفامت را. با او نه فقط یک زن که اسوه ای از صبر متولد شد. ترکیبی از فاطمه و علی، صبر و پایداری و عمل. زینب را که به ما برای همیشه مان مثالی استوار و تاریخی از استقامت و صبری سترگ هدیه کرد. الگویی از همیشگیِ صبر. الگویی از اینکه جهان سرانجام روزی استقامتت را ثبت خواهد کرد. مثالی که امروز تمثیلهایش رو به رویمان است و اوست که از پس قرنها حضورش به ما یاد آور می شود “آینده همواره روشن است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.