سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ‫‫نامه‌ای علیه منافع ملی و مصالح مردم‬...

‫‫نامه‌ای علیه منافع ملی و مصالح مردم‬

چکیده :حضور زنان همپای مردان در ورزشگاه ها یک حق قابل دفاع است و پیگیری آن نیز قابل تقدیر، اما راهی که این دوستان برای رسیدن به این هدف انتخاب کرده اند به شدت مغایر با منافع ملی، ضد مردمی و یا لااقل کج سلیقگی است. این نامه هدفی خوب را به شیوه ای نامناسب، هزینه زا برای مردم و غیر منطبق با خواست عامه مردم دنبال کرده و بدون ضرورت، اتکا به توان قابل حصول داخلی را به سمت دعوت به دخالت خارجی منحرف کرده و مطالبه ای اجتماعی فرهنگی را مطابق میل اقتدارگرایان رنگ و بویی سیاسی و امنیتی بخشیده است....


کلمه – گروه اجتماعی: اخیرا نامه ای از سوی طیف متنوع و گاه ناهمسانی از امضاها خطاب به فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا، نوشته شده و در آن خواسته شده به دلیل ممانعت حکومت از حضور زنان در ورزشگاه ها به عنوان تماشاگر “عضويت فدراسيون فوتبال جمهوری اسلامی را به حالت تعليق درآورد يا حداقل، همانند اقدام شايسته فدراسيون جهانی واليبال در سال ٢٠١۴، ايران را از ميزبانی مسابقات بين المللی، که زیر نظر فیفا است، محروم کند و مانع از برگزاری هر گونه برنامه ورزشی سازمان‌یافته از طریق فیفا در ایران شود تا حکومت ایران به این تبعیض جنسیتی بر ضد زنان خاتمه دهد.”

اگرچه حضور زنان همپای مردان در ورزشگاه ها یک حق قابل دفاع است و پیگیری آن نیز قابل تقدیر، اما راهی که این دوستان برای رسیدن به این هدف انتخاب کرده اند به شدت مغایر با منافع ملی و خواست عمومی، و با عرض پوزش از برخی چهره های موجهی که در بین امضاکنندگان دیده می شود، ضد مردمی و یا لااقل کج سلیقگی است.

اولا به طور طبیعی انتظار می رود فیفا به عنوان نهادی ورزشی و غیر سیاسی، به خواسته ای که عده ای از سیاسیون اپوزیسیون با اهداف مشخصا سیاسی به آن پرداخته اند، وقعی نگذارد. اتفاقی که قطعا حصول هدف اجتماعی و فرهنگی “حضور زنان در ورزشگاه ها” را از راه های ممکن و تجربه شده داخلی سخت تر می کند و به آن رنگ و بوی سیاسی می دهد. فراموش نکنیم که پیش از این موارد معدودی از اجازه حضور زنان در ورزشگاه ها را شاهد بوده ایم و حتی در مقاطعی علاوه بر جریان های اصلاح طلب و سبز، دیگران هم از این اتفاق حمایت کرده اند. مشخص ترین نمونه هم احمدی نژاد و دولتش بودند که حضور زنان در ورزشگاه ها را پی گیری کردند؛ اگرچه صداقتشان، با توجه به رفتارهای متناقضی همچون تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها، زیر سوال بود.

لذا آنچه به نظر می رسد اینکه این هدف، غیر قابل دسترس نیست و از این رو شایع ترین خطای ممکن، پس گرفتن پرچم این مطالبه اجتماعی از فعالان اجتماعی داخل کشور و دادن آن به دست چهره هایی از اپوزیسیون است. آن هم جمعی که نگاهی به اسامی برخی از آنان نشان می دهد حضور آنها اگر منجر به تضعیف این مطالبه نشود، قطعا به سود تقویت آن نخواهند بود و اصولا اینکه برخی افراد بدون هیچ سابقه فعالیتی “فعال مدنی” نامیده می شوند و نیز اینکه برخی چهره ها خود را موظف به حضور در صف اول هر مطالبه ای اعم از سیاسی و اجتماعی و حتی صنفی می دانند، نکته ای است که جای نقد دارد.

نکته دوم که مهم تر است، اینکه بر فرض چنین درخواستی از سوی فیفا پذیرفته شد. اینکه خیل مشتاقان به فوتبال، از این تنها تفریح و دلخوشی خود محروم شوند، هزینه ای متناسب با هدف است که این افراد از نامه خود پی گیری می کنند؟ بالاخره این را همه می دانند که بسیاری از هواداران پر و پا قرص فوتبال، به مستضعفان و بخش هایی از جامعه تعلق دارند که از بسیاری از شادی ها و آزادی ها و حقوق محروم اند و اگر نباشد، حتی اگر بخواهند، شرایط معیشتی و اقتصادی به آنها اجازه نمی دهد ورزش و تفریح و دلمشغولی دیگری داشته باشند.

پیگیری اهدافی از جنس آزادی و رفع تبعیض، موضوعی است که قرار است نهایتا انسان ها از آن منتفع شوند. اینکه یک هزینه بزرگ تری را برای اعتراض به موضوعی کوچک تر به همه تحمیل کنیم، چگونه می تواند دستاورد محسوب شود؟ منطقی که پشت این کار است، شباهت زیادی به رفتار مدافعان تحریم های ظالمانه علیه مردم ایران دارد که حداقل با مشی برخی امضاکنندگان این نامه ناسازگار است و البته اطمینان داریم که اگر آنها هم چنین توجهی داشتند، در امضای این نامه تامل بیشتری می کردند و تصمیم دیگری می گرفتند.

نهایتا آنکه اگر بر اساس شاقول “جامعه محوری” جنبش سبز به ارزیابی این حرکت بپردازیم، می توان از دو جهت به آن انتقاد کرد: یکی اینکه هدفی خوب را به شیوه ای نامناسب، هزینه زا برای مردم و غیر منطبق با خواست عامه مردم دنبال کرده و لزوم حفظ حداقل دلخوشی های مردم در شرایط سخت اقتصادی- اجتماعی فعلی را نادیده گرفته است؛ و دوم به این دلیل که بدون ضرورت، اتکا به توان قابل حصول داخلی را به سمت دعوت به دخالت خارجی منحرف کرده و مطالبه ای اجتماعی فرهنگی را مطابق میل اقتدارگرایان رنگ و بویی سیاسی و امنیتی بخشیده است.

پیگیری حق حضور زنان در ورزشگاه ها، هدفی است که باید از راه های صحیح و بر بستر اجتماعی و فرهنگی خود دنبال شود و برای اینگونه مطالبات، به جای دخالت های کم اثر و پر ضرر، بهتر است افراد دیگری که صاحب صلاحیت ترند، به راه و روش خودشان پیش بروند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.