ملاقات کابینی با تاجزاده، وسط بازار داغ شایعه آزادی!
چکیده :به خانه که می آیم می بینم در فضای مجازی هنوز عده ای در حال تبریک گفتن به من برای آزادی روزه دار بند تنهایی، زندانی خاص جمهوری اسلامی هستند. نمی دانم شاید بهتر باشد دیگر شایعه ها را تکذیب نکنم. جامعه شناس ها که تکلیف را روشن کرده اند تا روانشناس ها چه صلاح بدانند......
فخرالسادات محتشمی پور ضمن تکذیب شایعه آزادی همسرش، سید مصطفی تاجزاده، گزارشی از ملاقات کابینی دیروز با وی ارائه داد و نوشت:
جامعه شناس ها می گویند مردم آرزوها و علائقشان را می کنند شایعه، با این امید که به تحقق بپیوندد. حالا روانشناس ها باید بگویند پس از تکذیب شایعه ها چه اتفاقی برای روح و روان آدم ها می افتد؟! امیدواریم شایعه آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر عزیزانمان هم مقدمه به تحقق پیوستن این آرزو باشد.
شایعه آزادی همسرجان طی روزهای اخیر هرچند دل خیلی از دوستان را شاد کرد اما ادامه پیدا کردنش پس از تکذیب مکرر من کمی عجیب است. همین امروز صبح درحالی که برای دیدار همسرجان به سوی زندان می رفتم همسر شهید موسوی با شوق و هیجان بسیار تماس گرفت و آزادی او رو تبریک گفت. با تعجب گفتم: ولی من که این شایعه رو همون شبی که عکس مرخصی مربوط به اسفند 88 و خبر دیدار خاتمی عزیز با ایشون بازنشر شد و عده ای رو به اشتباه انداخت، تکذیب کردم. گفت ولی من خیلی خوشحال شدم وقتی پیامک مربوط به آزادی شون رو دیدم!
به همسرجان می گم مردم دیگه واقعا منتظر آزادی همه زندانی های سیاسی هستند و این ها هنوز مشغول پرونده سازی و بازداشت و انفرادی بردن و بازجویی و قصه های تکراری هستند. می خنده و می گه تا انتخابات مجلس ادامه داره تلاش های تکفیری ها…
می گوید: سراغ شعرت رو نمی گیری؟؟؟ می گویم: اگر مخاطبش من هستم بخوان. می خواند:
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است
شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است
بنده طالع خویشم که در این قحط وفا
عشق آن لولی سرمست خریدار من است
می گوید از جانب من به آقای جعفر پناهی برای جایزه خرس طلایی برلین به فیلم تاکسی تبریک بگو. این خبر خوش در زندان باعث خوشحالی من شد. فرمان 20 ماده ای آیة الله سیستانی هم برایش قابل ملاحظه بوده و می گوید نکات خوبی داشته است. می گوید به آقای خاتمی از جانب من تسلیت بگو برای درگذشت خواهر عزیزش و به خاندان خاتمی و به ویژه برادران خلیلی اردکانی که در سوگ مادر بزرگوارشان نشسته اند. به آقای مصطفی رحماندوست برای فوت پدر، به آقای رضا بهزادیان برای فوت برادر و به آقای محمد تقی بانکی برای درگذشت خواهرشان تسلیت می گوید. واقعا از بی توجهی های خودم شرمسار می شوم وقتی این دقت و توجه او را در حصر و بند می بینم.
از مقالات روزنامه ها «من هم فردوسی هستم» نوشته بهزاد عطارزاده در قانون 26/11 که در نقد برداشتن مجسمه فردوسی از میدان های سلماس است و «جرم کمیته فراموش نشود» نوشته ابراهیم نکو نماینده مجلس در روزنامه ایران 29/11 مربوط به پرونده رحیمی و «نگاهی به زندگی و خدمات دکتر حسن حبیبی» نوشته دکتر محمدرضا بصیری در اطلاعات 27/11 را توصیه به خواندن می کند با تأکید بر بزرگی و خدمات ارجمند مرحوم دکتر حبیبی. از کتاب های ارزشمندی که در حال مطالعه آن است کتاب «رازوری زنانه» است که می گوید وقتی تمام شد معرفی خواهم کرد.
به خانه که می آیم می بینم در فضای مجازی هنوز عده ای در حال تبریک گفتن به من برای آزادی روزه دار بند تنهایی، زندانی خاص جمهوری اسلامی هستند. نمی دانم شاید بهتر باشد دیگر شایعه ها را تکذیب نکنم. جامعه شناس ها که تکلیف را روشن کرده اند تا روانشناس ها چه صلاح بدانند…













