سهم اندک باشگاه ها و فدراسیون، در کیفیت خوب تیم ملی
چکیده :با همه بسترهایی که به لحاظ محبوبیت عمومی فوتبال در ایران به علاوه استعدادهای انسانی برای آن وجود دارد، هنوز بیمار است و در کیفیت خوب فوتبال ملی ما در جام ملت های آسیا، نقش مدیریت فدراسیون، وزارت ورزش، باشگاه ها و خلاصه فوتبال داخلی نه آنکه هیچ بگوییم، که اندک است. همین مربی خوبی هم که داشته ایم، به واقع حاصل فشار افکار عمومی است، وگرنه چه کسی است که نداند فدراسیون و وزارت ورزش به این انتخاب ناچار شدند....
کلمه – گروه ورزشی:
دیروز تیم ملی فوتبال ایران در یک بازی به یادماندنی، در حالی در ضربات پنالتی مقهور عراق شد که نمایش غیرتمندانه و باکیفیت تیم ایران، اکثر هوادارن فوتبال را نسبت به تیم ملی راضی کرد.
کیفیت خوب ایران در این رقابت ها که نشان داد همچون جام جهانی دارای برنامه و استراتژی و تاکتیک هایی متناسب با داشته های خود است، تیم دارای یک روح واحد است، و نظم و انسجام بالایی بر آن حاکم. این کیفیت خوب که با وجود عدم کسب نتیجه لازم، رضایت فوتبالدوستان کشور را موجب شده، در حالی اتفاق می افتد که واقعیت فوتبال کشور بیمار و در نازل ترین وضعیت چند دهه اخیر خود است.
لیگ برتر به عنوان آینه تمام نمای فوتبال ایران در سطحی بسیار نازلی قرار دارد چنانچه تماشاگران همیشگی آن از استادیوم ها قهر کرده اند. فساد و تبانی در فوتبال جاری است، سوء مدیریت در آن وجود دارد، باشگاه ها بازیکن سازی را رها کرده اند و خلاصه فوتبال در داخل چنگی به دل نمی زند. از نتایج این وضعیت هم می توان به فاصله زیاد فوتبال باشگاهی ایران با سطح اول آسیا اشاره کرد که با وجود پول بالای گردش در فوتبالمان، به سطح دو و سه باشگاهی آسیا رسیده ایم.
این وضعیت حاصل چیست؟ قبلا درباره دلایل رشد منفی فوتبال ایران گفته ایم. حالا سوال دیگری را مطرح کنیم، اینکه چگونه از این وضعیت معیوب، تیم ملی آبرومندی را شاهدیم؟
بی گمان یکی از پاسخ های اصلی به این پرسش به نقش مرد کارکشته ای باز می گردد به نام کارلوس کیروش، سرمربی نام آور کشورمان. او بی آنکه مدالی بیاورد، خودش را اثبات کرد. کار دیگر هم در وهله اول به لیگ هایی خارج از ایران باز می گردد که بازیکن های چون دژاگه، سردار آزمون، علیرضا جهانبخش و قوچان نژاد را به فوتبال ملی ما عرضه کردند و کیفیت بازیکن هایی چون علیرضا حقیقی را ارتقا دادند. از سوی دیگر طبعا بازیکن هایی چون مرتضی پورعلی گنجی که یکی از پدیده های ما در این مسابقات بود و نیز وریا غفوری هم دستاورد زحمات باشگاه های وطنی هستند. منتها از این نکته نمی توان صرفنظر کرد که آنچه در فوتبال داخلی ما تحت عنوان لیگ و با محوریت باشگاه هایمان در جریان است، از نقشی که باید و شاید در کیفیت تیم ملی داشته باشند برخوردار نیست.
بی گمان فوتبال ایران هنوز دچار مشکل است. سال هایی است که تعداد کمی بازیکن خوب به سطح ملی معرفی کرده، باشگاهداری ما با شرایط روز جهان فاصله بسیاری دارد و مدیریت کلان فوتبال در سطح فدراسیون، از کارآمدی و توانی متناسب با تحولات آسیایی و جهانی این رشته برخوردار نیست. وزارت ورزش هم در بسترسازی هایی همچون واگذاری باشگاه های دولتی به بخش خصوصی دچار ضعف است و قوانین موجود هم برای خصوصی شدن فوتبال یک مانع محسوب می شوند.
خلاصه آنکه با همه بسترهایی که به لحاظ محبوبیت عمومی فوتبال در ایران به علاوه استعدادهای انسانی برای آن وجود دارد، هنوز بیمار است و در کیفیت خوب فوتبال ملی ما در جام ملت های آسیا، نقش مدیریت فدراسیون، وزارت ورزش، باشگاه ها و خلاصه فوتبال داخلی نه آنکه هیچ بگوییم، که اندک است. همین مربی خوبی هم که داشته ایم، به واقع حاصل فشار افکار عمومی است، وگرنه چه کسی است که نداند فدراسیون و وزارت ورزش به این انتخاب ناچار شدند.













