بازرگان؛ احیاگر پیشگام
چکیده :اینک که سایه شوم قرائتهای سیاه، خشن و غیرانسانی از اسلام بر پیکرهی انسانیت سنگینی میکند، دنیا را به آتش کشیده و جنایات هولناک و حوادث دهشتناکی را به بار آورده است، تز «بازگشت به قرآن» بازرگان اهمیت دوچندانی یافته است. بازرگان بهعنوان یک اصلاحگر دینی، درمان آسیبهای اجتماعی، آشوبها، کشمکشها، تیرهروزیها را در بازگشت به قرآن میدانست....
کلمه – مسعود صادقی *
۱- سپهر اندیشهورزی بازرگان دامنهی نسبتاً گستردهای از مفاهیم و حوزههای فکری را دربر میگیرد، چندانکه این گستردگی و تنوع در پهنهی کنشگری و کردار او نیز به چشم میآید. با وجود این، ساختار فکر او از نظم حسابشده و منطق استواری برخوردار است، به گونهای که عناصر این ساختار فکری با پیوندهای نیرومندی با هم سازگار و هماهنگ شدهاند.
اندکی درنگ در پندار، گفتار و کردار بازرگان این حقیقت را نیز روشن میکند که میان اندیشه و بیان مهدی بازرگان از بک سو و کردار وی در زیستار فردی، خانوادگی و اجتماعی او از سوی دیگر، همین اندازه همخوانی و هماهنگی وجود دارد. اما ریشهی آیت هماهنگی و انسجام چیست؟ و شالوده این ساختار فکری بر کدام پایه بناشده است؟
مهدی بازرگان، از پیشگامان نوگرایی دینی ایران در پی دستیابی به برداشتی اخلاقمدار و خردگرا از اندیشه دینی است. از همین رو خردگرایی و استدلالی عقلانی مبتنی بر آموزههای راهگشای قرآن بهعنوان تنها منبع انکارناپذیر الهی، شالودهی ساختار فکری و چهارچوب اصولی کنشگری بازرگان را تعریف میکند.
«ما رسولان خود را به نشانههای روشن و آشکار فرستادی و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (نیروی تشخیص حق از باطل: عقل) را فرو فرستادیم تا مردم به عدالت به پاخیزند…» حدید/۲۵
بنابراین میتوان گفت ساختار اندیشگی، منش و کردار بازرگان بر دوگانهی «عقل» و «قرآن»، استوار است و هماهنگی پیوند نیرومند ساختاری برگرفته از منطق این منبع فرابشری است.
محسن کدیور در نقد و بررسی کتاب «سیر تحول قرآن»، بازرگان را یکی از قرآنپژوهان بینالمللی میخواند و مینویسد: «اثر بازرگان، اثری ماندنی است و میتواند بهعنوان «یکی از سه اثر ماندگار تاریخ قرآن در قرن حاضر» معرفی شود. متأسفیم که آنانی که سنگ قرآن را بیش از همه به سینه میزنند، کمتر در عرصه تدبر در معارف قرآنی قدمی برداشتهاند و بازرگان متواضع در شرایط جانکاه زندان برازجان «یکی از ده کتاب ماندنی قرآنپژوهی قرن پانزدهم» را تألیف کرد.» هفتهنامه شهروند امروز – ۹ دی ۱۳۸۶
بازرگان آنچنان با مفاهیم قرآن درآمیخته بود که در واکاوی هریک از شاخصهها و نمودهای اندیشه و منش او یک اصل یا آموزه قرآنی پدیدار میشود.
۲- بازرگان همواره در پی «همگرایی و همبستگی» بود و با استناد به آموزههای قرآن «پرهیز از تفرقه» از یک سو و تلاش برای وحدت و همبستگی را «احتیاج روز» میدانست. در این راستا پیوسته کوشید تا بستر همکاری در اجتماع فراهم شود و با فرهنگسازی و اقدام عملی روحیهی کار جمعی افزایش یابد. او در این زمینه هم تنها به اندیشه و سخن بسنده نکرد بلکه به تشکیل نهادهای مدنی، انجمنهای اسلامی و حتی راهاندازی حزب سیاسی همت گماشت. جان کلام بازرگان در «انقلاب ایران در دو حرکت» ستایش همگرایی و نکوهش هم گریزی است، او در این کتاب تلاش میکند ضمن تحلیل آسیب شناسانه انقلاب ۵۷ همگان را به پیروی از آموزههای قرآنی در نزدیک شدن دلها و همگرایی و پرهیز از تفرقه و هم گریزی ترغیب کند.
«همگی به [قرآن] رشته ارتباط به خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید.» آلعمران/ ۱۰۳
«هرگز مانند کسانی نباشید که پس از دریافت دلیل و بینات یا تجربیات، راه تفرقه و اختلاف پیش گرفتند…» آلعمران / ۱۰۵
۳- «استبداد ستیزی» شاخص دیگر زیستار سیاسی بازرگان است. او در «مدافعات» تشریح میکند که چگونه در محیط استبداد نه تنها مردم اسم و صفات خدا را نمیشنوند و نمیشناسند بلکه دست او را نیز در کارها نمیبینند. بازرگان آسیبهای استبداد را یک به یک بر میشمارد ازجمله توضیح میدهد که چگونه امروزه استبداد زمینه نفوذ استعمار را فراهم میکند: «در گذشته، استبداد عدم استقرار میآورد ولی حالا استعمار نیز طالب استبداد و استقراردهندهی آن است». او در این زمینه هم به قرآن بازمیگردد: «وقتی قرآن میخواهد تمام خداپرستان؛ اعم از مسلمان، نصرانی و یهودی را زیر پرچم واحدی آورده از آنها پیمانی بگیرد، فقط دو ماده به آنها عرضه میکند، دو مادهای که درواقع یک ماده است و عصاره دینی و دنیایی توحید است:
«ای اهل کتاب بیایید بر سر کلام (حقی) که میان ما و شما مشترک است [بایستیم] که جز خدای را بندگی نکنیم و هیچکس را [در قدرت و تدبیر] با او شریک تلقی نکنیم و در برابر خدا، افرادی از خودمان را صاحباختیار [خود] نگیریم» آلعمران/ ۶۴
مهندس بازرگان از این آیه نتیجه میگیرد که: «جز خدا کسی را نپرستیم و یکدیگر (چه پیغمبر، چه پادشان و بهطورکلی بشر) را ارباب و سرور خود نگیریم. یعنی زیر بار استبداد و بندگی آدمیزاد نرویم.»
۴- «روشنگری» از برجستهترین مؤلفههای مشی اصلاح گری بازرگان بود که چون برخاسته از اندیشه و معرفت الهی و بر پایه رسالت قرآنی او بود، در پویش این راه در سایه ی پروای الهی از هیچ نیروی بازدارندهای باک و هراسی نداشت. او مصداق آیه شریفه سوره احزاب بود که:
«همانان که پیامهای الهی را میرسانند و [تنها] از او میترسند و از هیچکس جز او ترسی ندارند و خدا بهعنوان حسابرس [اعمال بندگان] کافی است» احزاب/ ۳۹
مهندس بازرگان در امربهمعروف و نهی از منکر حاکمان و قدرتمندان ستمگر، پروایی به دل نداشت و کوتاهی نکرد؛ چندانکه در این راه نهتنها از بالاترین مقامها، امتیازات و مواهب گذشت که انواع رنجها را به جان خرید.
او در سپهر روشنگری نیز با برنامه، منسجم و سنجیده گام برمیداشت، بازرگان بر تأثیر، قابلیت و نفوذ رسانهها در دنیای امروز آگاه بود و از همه ظرفیتها از کتاب و نشریه تا سخنرانی و رادیو و تلویزیون بهره میگرفت. وی با همان رویکرد همگرا تلاش میکرد تا بخشی از روشنگری را در برنامه انجمنها، احزاب و گروههای مردمنهاد تعریف کند. همچنان که در بیانیه روز افتتاح نهضت آزادی ایران در توصیف دلایل تشکیل و راهاندازی این حزب از دو آیه یاد میشود که موضوع لزوم انجام امربهمعروف و نهی از منکر را به شکل سازمانیافته و نهادینهشده در اجتماع مطرح میکنند:
«شما بهترین مردمی هستید که به جهان عرضه شدهاید [زیرا یکدیگر را] به رفتار شایسته فرامیخوانید و از ناپسند بازمیدارید و به خدا ایمان دارید….» آلعمران/ ۱۱۰
«باید از میان شما گروهی باشند که به نیکی فراخوانند و به رفتار شایسته فرمان دهند و از ناپسند باز داند و اینان رستگاراناند» آلعمران/ ۱۰۴
مرحوم بازرگان؛ پس از انقلاب، بیپرده و آشکار به شیوههای نهادهای حکومتی به نام ارشاد مردم و امربهمعروف و نهی از منکر اعتراض کرد. او این روشها را موجب بیزاری مردم از معارف دینی میدانست: «اثر سوئی را که قضات شرع و دادگاههای انقلاب، با زندانها و پاسدارانشان و با نمایش گریها و درسهای تلویزیونی، در افکار و اذهان مردم این مملکت ایجاد کردهاند، فقط خدا میداند چه اندازه است!…. بسیارند مردان و زنان پیر و جوان که صاحب اعتقاد و عشق به خدا و پیرو قرآن و پیغمبر و امامان بودهاند و حالا با عمل قضات شرع و دادگاهها و با رفتار مأموران تفتیش و تحمیل عقاید و احکام، از دین و خدا برگشتهاند. نماز و حجاب و دعا را کنار انداخته، بد میگویند و اظهار میکنند که آنچه در کتاب و پای منبر از عدالت و رحمت و حقیقت شنیده بودیم، دروغ بوده، اسلام واقعی چیزی است که میبینیم و محمد و علی هم مثل اینها بودهاند.»
مهندس بازرگان در پینوشت این مطلب در کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» به یک نامهی خصوصی خود خطاب به آقای خمینی اشاره میکند و مینویسد: «در نامهای خصوصی به تاریخ ۱۰ مرداد ۱۳۶۲ برای امام نوشته بودم که با کمال تأسف امروز به جای یدخلون فی دین الله افواجا شاهد یخرجون من دین الله افواجا هستیم».
وی در ادامه همین مطلب تأکید میکند که هرگز مخالف امربهمعروف و نهی از منکر نیست، حرف بر سر شیوه عمل و عملکننده است. سپس به بیان شیوه درست امربهمعروف و نهی از منکر مطابق آموزهها و فرهنگ قرآنی میپردازد: «امربهمعروف و نهی از منکری که ما را «کنتم خیر امة احرجت للناس» میکند «تدعون الی الخیر» است و «داعیا الی الله باذنه» بهشرط «لا اکراه فی الدین»، با احترام به آزادی و کرامت انسانی، همراه با «جدال احسن» و تأسی نیکو به رسول اکرم که خدا مکرر به او فرمود: «و ما جعلناک علیهم حفیظا» یا «لست علیهم بمصیطر» [ما تو را مأمور و نگهبان آنها نکردیم یا تو مسلط شده بر آنها نیستی] تازه آنجا که خدا آمر به ما میشود و برای امانت، حکومت و عدالت «ان الله یامرکم» میفرماید، پشت سرش نعما یعظکم [خداوند چه خوب به شما پند میدهد] (نسا/ ۵۸) را اضافه مینماید». (انقلاب ایران در دو حرکت/ مهدی بازرگان صفحه ۱۵۱)
بنابراین طبیعتاً در این دیدگاه همه روشهای خشن و غیرانسانی که به نام دفاع از اسلام و به کار بستن فریضه امربهمعروف و نهی از منکر انجام میشود، از پرخاشگری و ضرب و شتم و بازداشتهای غیرعادلانه تا اسیدپاشی و ترور، همه و همه جفاها و ستمهای آشکاری به اسلام و قرآن ارزیابی میشود.
۵- بازرگان همواره بر سلوک «گامبهگام» پافشاری میکرد. او تأکید داشت که برای دستیابی به اهداف پایدار نتایج ماندگار باید سنجیده و از سر صبر و حوصله و با برنامه رفتار کرد و از شتابزدگی پرهیز کرد. بر پایه این رویکرد همواره با حرکتهای رادیکال، با چپروی و تصمیمات و اقدامها لحظهای و آنی مخالف بود بر اقدامها زیر بنایی، بسترسازیهای پایهای و بر حرکت آهسته و پیوسته پافشاری میکرد. این شیوهی سلوک هماهنگ و برگرفته از مشیت الهی در تکامل تدریجی هستی است و در تمام ابعاد رشد و تکامل آدمی و هستی در مسیر هدایت تشریعی بشر، ابلاغ رسالت پیامبران و احکام شریعت در قالب برنامهای مرحلهبهمرحله و گامبهگام به چشم میآید.
«خداست که آسمانها و زمین و هر آنچه میان این دو است را در شش دوران آفرید» سجده/ ۴
۶- بهطورکلی آنچه که از روش، منش و بینش بارگان برمیآید، همه منطبق و برآمده از آموزهها و فرهنگ قرآنی است. اگر بازرگان بهعنوان شخصیتی چندبعدی در سلسله احیاگران و نوگرایان دینی، در زمره نخبگان علمی و مدیران موفق و در میان کنشگران فرهیخته و آزادیخواه سیاسی منشأ آثار و خدمات ماندگار و ارزشمندی است، به گفته خودش، روح و محرک اصلی او در گام نخست؛ کلام خداوند در این آیه قرآن است که:
«خداوند وضع هیچ گروهی را تغییر نخواهد داد مگر آنکه آنان آنچه را که در خودشان است تغییر دهند» رعد/ ۱۱
مهندس بازرگان در «مدافعات» آورده که در دوره متوسطه نخستین بار که تفسیر قرآن میشنیدم، این آیه را از مرحوم میرزا ابوالحسن خان فروغی، معلم و مدیر دارالمعلمین مرکزی تعلیم گرفتم و همین آیه بعداً سرلوحه مرامنامه نهضت آزادی ایران شد.
۷- مرحوم بازرگان بر پایه تدبر و تأمل در قرآن، اسلام را دین رحمت، گذشت و ارزشهای متعالی انسانی یافته است. دینی که بر لزوم پاسداری از حقوق انسانی تأکید فراوان دارد و شخصیت، جان و آبروی انسانها را حرمت مینهد: «رضایت عمومی از نظر اسلامی و الهی نیز محل خاصی در قرآن حکیم دارد. پراکندگی نفوس از اطراف رسول اکرم یا گریز از مرکز امت را که منافقین به آن اصرار داشتند، [منافقون/ ۷] قرآن آفت رسالت تلقی کرده است و در مقابل آن محبت، ملایمت و محبوبیت او را رحمتی از جانب پروردگار میداند و سفارش گذشت و استغفار برای ناراضیهای معترض و نادان کرده، میخواهد مردم نه تنها مورد ملاطفت پیغمبر بلکه مورد مشورت نیز قرار گیرند.» (انقلاب ایران در دو حرکت/ صفحههای ۱۴۳ و ۱۴۴ (مهندس بازرگان در پینوشت این مطلب کلام خداوند خطاب به پیامبر اسلام (ص) را آورده است:
«اوست کسی که تو را با یاری خود و با گروندگان، تأیید و تقویت کرده است و میان دلهای آنان پیوند مَحبت برقرار نمود که اگر تمام آنچه در زمین هست را صرف میکردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمیتوانستی. ولی خداوند توانا و حکیم است و میانشان را پیوند داده است.» انفال/ ۶۲ و ۶۳
بر پایه همین آموزههاست که محمد(ص) پیامبر رحمت است، پیامبر صلح حدیبیه و فتح مکه که در اوج قدرت با دیدهی مهر بر دشمنان مینگرد، همان دشمنانی که پیشتر از هیچ اقدام شوم و جنایتآمیزی علیه او فروگذار نکرده بودند، اما اینک در سایه مرحمت و گذشت او قرارگرفتهاند. به یادآوریم ماجرای معروف آنکسی را که هر روز بر سر پیامبر اسلام خاکستر میریخت و چون بیمار شد، پیامبر بر بالینش حاضر شد. بنابراین جفای بزرگ و ستم آشکاری است که به نام این اسلام و این پیامبر، اینچنین بیرحمانه گریبان آدمیان بیگناه را بدرند. چگونه میتوان پذیرفت به فرض اثبات توهین به این پیامبر بزرگوار (تازه اگر دادگاه عادلانه ای برگزارشده باشد) مجازات آن مرگ است؟!
با این اوصاف میتوان گفت که اگر جامعه بر پایه آموزههای مهرآفرین و زندگیبخش قرآن استوار میشد، اینچنین گرفتار سردرگمی و دستخوش آشوب نمیشد و این سرنوشتی است که پیامبر اسلام (ص) از آن به خداوند گلایه میکند:
«پیامبر عرضه داشت: پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند» فرقان/ ۳۰
بازرگان نیز بهعنوان یک اصلاحگر دینی، درمان آسیبهای اجتماعی، آشوبها، کشمکشها، تیرهروزیها را در بازگشت به قرآن میدانست و بر پایه حدیث و توصیهای از پیامبر (ص) سلسله برنامههای «بازگشت به قرآن» را در تلویزیون ارائه کرد: «هنگامیکه تکههای فتنه همچون پارههای شب تیره بر شما فرود میآید، بر شماست بازگشت به قرآن».
در همین راستا امام علی (ع) هم توصیهای دارد:
«در سختیها از قرآن یاری بجویید، که در قرآن درمان بزرگترین بیماریها، یعنی کفر، نفاق، سرکشی و گمراهی است» نهجالبلاغه/ خطبه ۱۷۶
بنابراین اینک که سایه شوم قرائتهای سیاه، خشن و غیرانسانی از اسلام بر پیکرهی انسانیت سنگینی میکند، دنیا را به آتش کشیده و جنایات هولناک و حوادث دهشتناکی را به بار آورده است، تز «بازگشت به قرآن» بازرگان اهمیت دوچندانی یافته است.
«گوته، نویسنده مشهور و محبوب آلمانها، که در اثر اطلاعات جاهلانه یا مغرضانه قرون هجده و نوزده میلادی، نظر بدبینانه ای نسبت به اسلام داشت، وقتی برایش اصول اسلام واقعی را اجمالاً تشریح کردند، گفت: «اگر اسلام این است، کدام یک از ما مسلمان نیستیم؟» (مهدی بازرگان/ انقلاب ایران در دو حرکت/ صفحه ۵۵)
باری، قرآن همان بهار گمشدهی این دلهای خزانزده است که اینک به جان هم افتادهاند:
«قرآن را بیاموزید که بهترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که بهار دلهاست» نهجالبلاغه/ خطبه ۱۱۱
* مسعود صادقی، زندانی سیاسی بند 350 اوین است که اتهامش راهاندازی جلسات کتابخوانی است.













