سکوت ممنوع!
چکیده : رفتاری که با آقای مطهری کردند باید زنگهای خطر را برای ما به صدا در آورد. رضا خانهای جدید در راه هستند. اگر ما سکوت کنیم و بگذاریم آزادیمان را بگیرند به دام استبدادی خواهیم افتاد که نانمان و ناممان را هم خواهند گرفت...
امیر علیپور:
وقتی در مجلس اعلام شد که می خواهند سلطنت قاجار را ملغی و پهلوی را جایگزینش کنند، افراد انگشت شماری نظیر مرحوم دکتر مصدق و مرحوم مدرس در برابر این اقدام ایستادند. روزهای قبل از رای گیری رضاخان مخالفان را یک به یک به زیر زمین خانه اش می برد و آن ها را شیر فهم می کرد که اگر خواست همایونی نشود چه می شود! مدرس اما هرگز سکوت نکرد چرا که به جد معتقد بود یک پادشاه ملزم به چارچوبهای مشروطه مثل احمد شاه ارزش بیش تری از رضا شاه رئیس جمهور دارد. البته او کار های رضا شاه در باب امنیت را هم مد نظر قرا می داد و معتقد بود می بایستی کماکان او در دولت برای حفظ امنیت بماند. عاقبت این کار اما ترور نا فرجام مدرس بود. مجلسی که رضا خان بعد از آن درست کرده بود و خودش آن را طویله می خواند، نه منفک از دولت بود و نه متوازن با آن؛ بنا بر نظر دکتر فیرحی، همین موارد بعد از 1304 پاشنه آشیل مشروطه شد. این عدم تعادل نتوانست ادامه پیدا کند و انقلاب شد. پس از انقلاب با تاسیس مجلس شورای اسلامی و برگزاری آزاد ترین انتخابات منطقه در دوره ریاست جمهوری اول، بسیاری از متفکران و نظریه پردازان بر جسته کشور و از جمله استاد شهید مرتضی مطهری به صراحت اعلام نمودند: “من اعلام می کنم که در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه ها، خبر و اثری نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند- استاد شهید مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، صفحه ۱۱، چاپ ۱۳۷۳، انتشارات صدرا”. اما جوش و خروش این روحانی آزاد اندیش زیاد طول نکشید و گلولهی منافقان کوردل، این روح بی قرار آزادی خواه را ازحوزه و دانشگاه و ملت ما گرفت. وقتی مثلث طالقانی، بهشتی و مطهری حذف فیزیکی شدند، انقلابی که با گل آغاز شده بود صدای گلوله گرفت و این نبود مگر حاصل همان اندیشمندانی که به قول شهید مظلوم بهشتی، بیان روشنگر را کافی نمی دانستند؛ “چه کسی گفت اگر ما با بیان روشنگر نقطه انحرافی را بیان کنیم کافی نیست؟ طول میکشد؟ طول بکشد! کار مفید طولانی بهتر است یا کار پر خطر فوری؟ کدام یک؟ – ص81، دکتر شریعتی، جست و جوگری در مسیر شدن”.
اتفاقاتی که در مجلس برای نماینده شجاع مردم تهران جناب آقای مطهری رخ داد، حاصل کار کسانی است که امروز طرفدار شخصی هستند که در عبارات بالا مورد اشاره شهید بهشتی بوده است. دکتر بهشتی در جای جای این کتاب اشاره میکنند که این افراد ممکن است تمام رشتههای انقلاب را پنبه کنند. رفتاری که با آقای مطهری کردند باید زنگهای خطر را برای ما به صدا در آورد. رضا خانهای جدید در راه هستند. اگر ما سکوت کنیم و بگذاریم آزادیمان را بگیرند به دام استبدادی خواهیم افتاد که نانمان و ناممان را هم خواهند گرفت.













