سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » امیر ارجمند: حصر مساله همه کسانی شده که برایشان شرافت و اخلاق و انصاف مهم است...
» اگر جنبش سبز مرده بود، نیاز به اینهمه بسیج نیرو و حرف‌های سخیف نبود

امیر ارجمند: حصر مساله همه کسانی شده که برایشان شرافت و اخلاق و انصاف مهم است

چکیده :حصر تنها مساله هواداران آقایان موسوی و کروبی نیست بلکه یک سوال مشروع برای تمام افرادی است که برایشان شرافت و اخلاقیات و انصاف مهم است. جنبش سبز زنده و پایدار است و آقایان هم این موضوع را خوب می دانند. اگر این جنبش مرده بود لازم نبود امروز این همه نیرو در مقابل آن بسیج شود، افراد مختلف وارد گفت و گو شوند و حرف های سخیف بزنند و از شخصیت و مقام و اخلاقیاتشان اینگونه هزینه کنند....


کلمه – گروه خبر: اردشیر امیرارجمند، از مشاوران ارشد میرحسین موسوی در انتخابات سال 88، در گفت‌وگو با رادیو بین المللی فرانسه، با اشاره به اقدامات چند ماه گذشته در دانشگاه‌ها و رویکرد دانشجویان به موضوع رهبران جنبش سبز و طرح آن در مراسم مختلف، می گوید که توجه بیش از اندازه حکومت به پنجمین سالگرد مراسم نهم دی از موضع ضعف و به دلیل نگرانی برای از دست دادن پایگاه مردمی است.

امیرارجمند، با اشاره به برگزاری راه‌پیمایی نهم دی از سوی حکومت در سال 88 می‌گوید: «بعد از تقلب در انتخابات، بعد از راه‌پیمایی مردم و قشرهای مختلف در واکنش به آن و سربرآوردن جنبش سبز از همه این وقایع، حکومت در یک وضعیت بی‌ثباتی قرار گرفته بود و اقتدارگرایان احساس می‌کردند پایگاه مردمی خود را از دست داده و مشروعیت سیاسی‌شان دچار یک خدشه مهم و اساسی شده است.»

مشروح گفت و گوی اردشیر امیرارجمند با رادیو فرانسه را در زیر بخوانید:

امروز پنجمین سالگرد راهپیمایی نهم دی است که از سوی جمهوری اسلامی در ایران برگزار شد تا به زعم خود به اعتراضات ناشی از انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 پایان دهد. از آن پس هر سال در سالگرد این راهپیمایی تبلیغات و برنامه های مختلف حکومتی برگزار می شود و حتی تاریخ این روز در تقویم رسمی ایران هم از سوی حکومت ثبت شده است. اما چرا نهم دی برای جمهوری اسلامی چنین اهمیتی دارد. اردشیر امیر ارجمند مشاور میرحسین موسوی از رهبران در بند جنبش سبز معتقد است:

بعد از راهپیمایی های با شکوه قشر های مختلف مردم بعد از تقلب در انتخابات و سر برآوردن جنبش سبز، حکومت در وضعیت بی ثباتی قرار گرفته بود و اقتدارگرایان احساس می کردند که پایگاه مردمی خود را کاملا از دست داده اند و مشروعیت سیاسی آنها دچار خدشه اساسی شده است. اقتدارگرایان برای بازسازی این مشروعیت اقدام به راه اندازی راهپیمایی 9 دی کردند تا نشان بدهند که آنها هم طرفدارانی در بین مردم دارند. در عین حال این راهپیمایی حرکتی بود برای وارونه کردن حقیقت و واقعیت و کتمان فجایعی که در کشور رخ داده بود و البته مسائلی که در انتظار کشور بود.

راهپیمایی 9 دی متشکل بود از بعضی از افرادی که اطلاعات غلط به دستشان رسیده بود، افرادی که به دلیل تمایلات ایدئولوژیک آمده بودند و بخش خیلی مهمی هم با سازماندهی و هماهنگی و لجستیک دولت آقای احمدی نژاد و نه از سر میل به آن راهپیمایی آورده شده بودند. اما بعدها هر بار که خواستند مراسمی برای سالگرد این راهپیمایی برگزار کنند با شکست مواجه شدند و مهمترین این شکست ها سال گذشته اتفاق افتاد، که به مناسبت سالگرد 9 دی بیش از 300 نفر دور و بر آقای نقدی جمع نشدند و ایشان مجبور شد که این تظاهرات را لغو کند. امسال دیدیم، با توجه به اتفاقاتی که در چند ماه گذشته افتاد و تمام مسئولین بلند پایه کشور متوجه شدند که جنبش سبز کاملا زنده، پویا و در بطن مردم است امسال یک اقدامات تبلیغاتی بسیار وسیع و بی سابقه ای را انجام دادند این اقدامات کاملا از موضع ضعف مطلق بود.

منظورتان از اتفاقات چند ماه گذشته دقیقا چه اتفاقاتی است؟

همین رویکردی که دانشجویان در دانشگاهها داشتند و اینکه هر جا که امکانی برای اجتماع افراد فراهم شد، بحث جنبش سبز یا بحث رهبران در حصر جنبش سبز مطرح شد، و آقایان در مقابل سوالات اساسی و مهمی قرار گرفتند، سوالاتی که فکر می کردند که به آنها پاسخ داده و مردم را قانع کرده اند. اما حالا مشاهده می کنند که مردم اصلا قانع نشده اند. اتفاقاتی که بعد از سال 88 رخ داد و فساد ساختاری که دامن جمهوری اسلامی و متاسفانه دامن کشور را گرفت، از پیش توسط آقایان موسوی و کروبی هشدار داده شده بود. آقایان در وضعیتی قرار گرفتند که کاملا از لحاظ نظری، عملی و از لحاظ اجتماعی خلع سلاح شدند. موضع کنونی آنها به نظر من کاملا موضع ضعف است و از موضع قوت نیست. آنها می بینند که در افکار عمومی در حال و آینده صحنه را باخته اند. به همین دلیل به تبلیغات دروغی که این روزها شاهد آن هستیم روی آورده اند و ادعاعی دروغ جدیدی مطرح می کنند.

همانطور که گفتید برای نهم دی برنامه های مختلفی تدارک دیده شده، از طرفی در روزهای گذشته هم شاهد شدت گرفتن حملات مقامات جمهوری اسلامی به رهبران در حصر جنبش سبز بودیم در واقع به نظر شما چرا امسال این حملات هم شدت گرفته و هم به نظر می رسد که جمهوری اسلامی می خواهد 9 دی را پر رنگ تر از قبل برگزار کند؟

به دلیل استیصال و حوادثی که در ماهای گذشته اتفاق افتاد، مخصوصا حوادثی طی دو ماه گذشته در صحنه های اجتماعی، در دانشگاه ها و غیره روی داد. هم چنین اخیرا مساله جدید توسط برخی افراد طرح شده است. طرح این مساله که اگر ادعایی وجود دارد این ادعا باید در محکمه صالحه و علنی رسیدگی شود. همچنین افرادی که از سال گذشته مساله حصر را به طور جدی در دل خود حکومت پیگیری و مطرح کردند، نشان داد مساله حصر تنها مساله هواداران آقایان موسوی و کروبی نیست بلکه یک سوال مشروع برای تمام افرادی است که برایشان شرافت و اخلاقیات و انصاف مهم است. حتی کسانی که با آقای موسوی و کروبی زاویه دارند و هم نظر نیستند. سوال در مورد بحث حقوقی حصر سوال مهمی است که در میان طرفداران اقتدارگرایان مطرح شده، در کانون های بسیج به صورت جدی این مساله مطرح شده که اگر رهبران جنبش سبز اتهامی دارند محاکمه نمی شوند. چرا باید اقدامات تامینی که شما مدعی هستید، چهار تا پنج سال طول بکشد؟ در واقع باید گفت حرفای بی معنا و بی پایه ای که آقایان ارائه می دهند خودشان را هم قانع نمی کند.

جمهوری اسلامی در این مدت علاوه بر سرکوب فعالان جنبش سبز موضوع خاموش شدن این جنبش در میان مردم رو مطرح کرده آیا با زندانی ماندن رهبران جنبش این قضیه منافات ندارد؟ یعنی اگر واقعا این جنبش خاموش شده، پس چرا رهبرانش در حصر هستند و حتی محاکمه علنی هم نمی شوند؟

تا به حال صد بار هزار بار گفته اند که جنبش سبز از بین رفت همه فعالان جنبش سبز را منهدم و نابود کردیم. بارها گفته اند که رهبران جنبش سبز کسی نبودند، آقای شریعتمداری و امثال او می گوید رهبران جنبش ژنرال های بدون سرباز هستند. اما سوال اینجاست که اگر اینطور است چرا آقایان موسوی و کروبی را آزاد نمی کنند؟ چرا آنها را آزاد نمی کنند تا در تنهایی ادب شوند، تا ببینند که هیچکس هوادارشان نیست. اما اقتدارگرایان می دانند که اینطور نیست، از طریق آمارها از بطن جامعه خبر دارند و می دانند که بسیاری از مطالبات جنبش سبز در جامعه نفوذ کرده و همگانی و عمومی شده است. باید تکرار کنم که دغدغه های جنبش سبز واقعیت جامعه است مسائلی که در جامعه به صورت های مختلف خودنمایی می کند. جنبش سبز تا امروز دو بعد اساسی داشته، یک بعد آن در رابطه با مساله حق رای بود که در سال 88 سرکوب شد اما علی رغم سرکوب کردن آن دیدیم که در انتخابات 92 به نوع دیگری باز مطرح و باعث شد که آقای روحانی به قدرت برسد و به هر حال انتظار می رود که آقای روحانی به وعده هایی که داده اند عمل بکنند تا به حال متاسفانه چیز زیادی ندیده ایم. بعد دیگر جنبش سبز بحث سبک زندگی بود، اینکه با شکاف های طبقاتی و اجتماعی مردم با هم ارتباط دارند در واقع افراد از طبقات و از لایه های مختلف اجتماعی نوعی از سبک زندگی را انتخاب کرده و به آن علاقه مند هستند که حکومت با آن مخالف است. البته دلیل این مخالفت معلوم نیست. به همین دلیل بحثی که درباره سبک زندگی وجود دارد همچنان خودنمایی می کند. در واقع این بخشی از مطالبات مردم است و باید به مطالبات مردم پاسخ داده شود. نمی توانند همه مردم را سرکوب کند و از بین برند. به همین خاطر جنبش سبز زنده و پایدار است و آقایان هم این موضوع را خوب می دانند. حتی امروز بهتر از قبل می دانند به خاطر همین است که تمام امکانات خود را بسیج می کنند. اگر این جنبش مرده بود لازم نبود امروز این همه نیرو در مقابل آن بسیج شود، افراد مختلف وارد گفت و گو شوند و حرف های سخیف بزنند و از شخصیت و مقام و اخلاقیاتشان اینگونه هزینه کنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.