سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

نهم دی را چگونه ببینیم؟

چکیده :9 دی در امتداد استراتژی دروغ بود. همان دروغی که از فرط تکرار منجر به اعتراض مردمی شد که احساس کردند به شعورشان توهین شده است. تقلب تنها یکی از وجوه این حکومتداری بد و رواج دروغ بود. اعتراض هایی که مردم در جنبش سبز داشتند بسیار عمیق تر از اعتراض به تقلب بود و در این بین بسیاری از کسانی که به مراسم 9 دی 88 آمدند یا آورده شدند، در این اعتراض همدل و سهیم اند....


کلمه – سید مسیحا موسوی:

9 دی را چگونه ببینیم؟ با آن چگونه مواجه شویم و نسبت سبز بودن ما با آن چیست؟

شاید یک پاسخ ساده که طبیعی به نظر برسد، نفی کلی این مناسبت حکومت ساخته و نادیده گرفتن آن است که انصافا هیچ مناسبت دیگری در این سال ها به اندازه آن مورد برنامه ریزی و حمایت مالی و تبلیغاتی قرار نداشته است. اما تفاوت سبزاندیشی با اقتدارگرایی این است که از پاسخ های فوری و ساده به پدیده ها پرهیز کنیم و در خطی که جامعه را قطبی شده و چندپاره می خواهد، نیفتیم.

در 9 دی نه جمعیت چنان بود که رسانه های حکومتی می گویند، نه آنقدر کم اهمیت که بخواهیم آن را نادیده بگیریم. در 9 دی تنوعی از آدم ها حضور داشتند که بخش مهمی از آن با تبلیغات و تمهیدات اداری و حکومتی به صحنه آورده شدند. اما مردمی هم بودند که واقعا دردمندانه و با هدف آنچه به آنها تحت عنوان هتک حرمت عاشورا منتقل شده بود، به صحنه آمدند. به شخصه کسانی را می شناسم که در اعتراض های خیابانی پیش از 9 دی حضور پررنگ داشتند، پس از آن در 25 بهمن هم به خیابان آمدند، اما در 9 دی هم بودند. دلیلش چه بود؟ ساده است. آنها با همان انگیزه های مذهبی و اخلاقی و انسانی که پیش و پس از 9 دی در اعتراض سبزها مشارکت داشتند بر حسب تبلیغات شکل گرفته حکومتی تصوری مبنی بر هتک حرمت عاشورا برایشان پیش آمد که نسبت به آن اعتراض داشتند. اما اغلب آنها خیلی زود در جریان واقعیت های پیش آمده در عاشورای خونین 88 تهران قرار گرفتند و متوجه شدند که چه کسانی حرمت عاشورا و عزاداران حسینی را شکستند و چه کسانی عزاداری راستین را در امتداد خط سرخ آگاهی و حضور و اعتراض پاس داشتند. قطعا اگر چنین کسانی با این نیت در 9 دی حضور داشتند به قاعده “الاعمال بالنیات”، آن حضورشان نه تنها محکوم نیست که ماجور است. اما بحث بر سر تبلیغات دستگاه اموی صدا و سیما و دیگر رسانه های همسو است که در عمل نتیجه دروغ پردازی های خود را در مقاطع متعددی مانند 24 خرداد 92 دریافت کردند.

به بیان شفاف تر دیگر می توان 9 دی را این گونه تعریف کرد: مراسمی حکومتی و غیر مردمی، مبتنی بر جعل و دروغ که در آن افراد مختلف با انگیزه های متنوع، گاه خداپسندانه و اغلب قدرت دوستانه در محکومیت موضوعی گرد هم آمدند که اساسا آن موضوع اتفاق نیفتاده بود.

باز به بیانی دیگر، 9 دی در امتداد استراتژی دروغ بود. همان دروغی که از فرط تکرار در مقطعی از تاریخ، یعنی در خرداد 1388 منجر به اعتراض مردمی شد که احساس کردند به شعورشان توهین شده است.

به عنوان مثال، در گزارشی که تا زمان نوشتن این یادداشت دو قسمت از آن از صدا و سیما تحت عنوان “دهم” پخش شده، اگرچه تلاش شد تا به خصوص در قسمت اول آن ظاهری منصفانه تر از حرف های متعدد و یکسویه 5 سال اخیر روایت شود، اما باز هم تاریخ از تحریف نیروهای امنیتی حاکم بر بخش سیاسی صدا و سیما در امان نماند. به عنوان نمونه در روایت ماجرا به مسائل مهمی چون حمایت رسمی و علنی 7 نفر از 12 عضو شورای نگهبان از محمود احمدی نژاد، تخلف های دولت در ارائه آمار و اطلاعات دروغ در مناظره ها مانند آمار اقتصادی غلط درباره تورم یا نفی وجود دانشجویان ستاره دار از سوی احمدی نژاد، کارشکنی در نظارت ناظران کاندیداها بر سر صندوق ها و اخراج آنها در زمان شمارش آراء در برخی حوزه ها، اعلام عجیب و غریب آراء انتخابات، قطع پیامک ها به عنوان ابزار ارتباطی ناظران و ستاد صیانت از آراء، حمله به ستاد مرکزی اصلاح طلبان حامی موسوی در قیطریه تهران در روز انتخابات، صدور احکام بازداشت در روزهای پیش از انتخابات که نشان از برنامه ریزی های امنیتی ویژه برای موضوعی داشت که خودشان از پیش از آن خبر داشتند یعنی تقلب، اعلام پیروزی احمدی نژاد یک ساعت پیش از کنفرانس مطبوعاتی میرحسین موسوی از سوی خبرگزاری فارس که منسوب به سپاه است، حمله به ستاد مرکزی مهندس موسوی در آخر شب 22 خرداد و شلیک گاز اشک آور به سمت فعالان این ستاد، بازداشت وسیع فعالان سیاسی و انتخاباتی موسوی از روز شنبه و پیش از آغاز درگیری ها که نشان از فضای کودتایی برای جا انداختن یک دروغ تحمیلی به جامعه بود، حمله به کوی سبحان، حمله به کوی دانشگاه، فاجعه کهریزک و بسیاری موارد مشابه دیگر اشاره نشد. حتی در ترسیم چهره رهبری که با عدول از موضع فرا جناحی لازم برای این جایگاه، در مقاطع مختلف از جمله در نماز جمعه 29 خرداد حمایت همه جانبه ای از احمدی نژاد انجام داد و در شرایطی که یار دیرین امام و انقلاب، آیت الله هاشمی رفسنجانی زیر بمباران تهمت های یکسویه احمدی نژاد و یارانش بود، به جای نکوهش اتهام زنی و دفاع از حیثیت انقلاب و هاشمی اعلام کرد که نظر احمدی نژاد به او نزدیک تر است و در این نزاع با اقدامی نسنجیده و شائبه برانگیز پشت نورسیده ی نو کیسه ی قانون گریز و بدنامی مانند احمدی نژاد در آمد که خیلی زود پاداش خود را هم از احمدی نژاد گرفت. همه این روایت ها از مستند صدا و سیما جا انداخته می شود تا تصویری واژگون و جعلی از تاریخ به مخاطبان ارائه شود. این گونه روایت ها در فضای غبارآلودی مانند 6 دی و عاشورای خونین تهران، منجر به آن می شود که با سیاست های عمر و عاصی دستگاه تبلیغاتی اقتدارگرایان برای مقطعی و در ذهن افراد معدودی احیانا شائبه هایی شکل بگیرد. اما مساله اینجاست که به لطف وسایل متعدد اطلاع رسانی خیلی زود واقعیت تاریخ برای جامعه رخ نمایی می کند و این موهبتی است که مردمان عصر بنی امیه از آن بی بهره بودند اما دستگاه تبلیغات امویان امروزی، در قرن 21 میلادی به آن بی توجه است. اساسا اگر حکومت مشروعیتی برای خود قائل بود، بدون تشبث به دروغ و تحریک احساسات آنها در علاقه به امام حسین (ع)، منطق خود را در رد اعتراضات مردم بیان می کرد و یا آنها را می پذیرفت. آنها در حالی اتهام توهین به حرمت عاشورا را مطرح کردند که یکی از شعارهای اصلی سبزها در حمایت از میرحسین، متبرک به مطلع “یا حسین” است.

شاید به همین دلیل باشد که در اغلب اوقات اقتدارگرایان از خیر اقناع و یا فریب افکار عمومی می گذرند و با سیاست سرنیزه و ارعاب و زندان و باتوم و زندان، حرفشان را به کرسی می نشانند. آنها می دانند که در بحث اقناعی و منطقی و قانونی، محکومند و دلیل دروغ پردازی شان به همین خالی بودن انبانشان از حق باز می گردد.

اما سبز اندیشی در نقطه مقابل این موضع قرار دارد. بر همین اساس سبزها نه یکسره کسانی که منتقد این جنبش بوده و هستند را محکوم می کنند و نه از پذیرش خطاهای احتمالی خود ابایی دارند، چرا که بر حقیقت راهبرد کلانی که برای خود در اعتراض به دروغ و نفی حقوقشان از سوی حکومت اتخاذ کردند ایمان دارند.

سبزها، برخلاف اقتدارگرایان جامعه را چندپاره و تشنه به خون همدیگر نمی خواهند. در این نگاه، حتی جاهل ابولهب واری همچون سخنران مراسم 9 دی که مردم معترض را بزغاله و گوساله نامید شایسته هدایت و قابل گفتگو و تفاهم هستند چه رسد به مردمی که با نیت های پاک و تنها بر اساس یک فریب به موضوعی که اتفاق نیفتاده بود، اعتراض کرده باشند.

9دی، تجلی یک دروغ است. تجلی سیاست اموی برای گریز از موضوعی اصلی که مورد اعتراض جامعه قرار گرفته بود. و این موضوع خسته شدن مردم از دروغ، غارت، سوء مدیریت و بی توجهی به حق حاکمیت آنها بر سرزمینی که اداره خوب و بد آن بر زندگی تک تک این مردم تاثیرگذار است. در این میان تقلب تنها یکی از وجوه این حکومتداری بد و رواج دروغ بود. اعتراض هایی که مردم در جنبش سبز داشتند بسیار عمیق تر از اعتراض به تقلب بود و در این بین بسیاری از کسانی که به مراسم 9 دی 88 آمدند یا آورده شدند، در این اعتراض همدل و سهیم اند و حداقل اینکه بخش اندک مردمی آن، از سبزها جدا نیستند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.