سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چرا میرحسین موسوی باید حذف می‌شد...

چرا میرحسین موسوی باید حذف می‌شد

چکیده :میرحسین موسوی باید حذف شود چون عقب‌نشینی و دیدارهای پشت درهای بسته را هنگامی که بحث «مردم» وسط باشد نمی‌فهمد. باید حذف شود چون یک انقلابی واقعی هرگز نمی‌تواند یکی به میخ بزند و یکی به نعل و متناسب با جمعیتی که روبرویش ایستاده‌اند متن سخنرانی‌اش را تنظیم کند. ...


«برانداز کسانی هستند که از جیب مستضعفان و پابرهنگان و فقرا فسادهای عظیم در کشور ایجاد کرده‌اند.»

میرحسین موسوی

البرز زاهدی:

در اتاقی با پنجره‌های جوش‌خورده و چند زندانبان که باید مدام تغییرشان داد تا تحت تاثیرش قرار نگیرند، هنوز به «اسم اعظم» وفادار مانده است. این سرنوشت تمام کسانی است که در دوران ترمیدورِ انقلاب که بناست همه‌چیز به وضعیت پیشا انقلابی بازگردد محکم سر آن ایده‌ نهایی می‌ایستند: ایده انقلاب. آن‌ها باید کنار گذاشته شوند چرا که فساد صدایشان را می‌لرزاند، اهل معامله نیستند، توصیه نمی‌پذیرند و این شاخه و آن شاخه نمی‌زنند. «مستضعفین»شان از […] بابک زنجانی و کرورکرور گردنه‌بند و قاچاقچی برنده بیرون نمی‌پرد و گره می‌خورد به خیابان‌های سال 57.

حالا بعد از تجربه کودتا و بعد از این تجربه دو ساله بلاتکلیفی و استیصال و بیم و امید، هر روز بیشتر از روز قبل معلوم می‌شود که چرا نباید «میرحسین موسوی» رییس‌جمهور می‌شد. حالا مشخص است چرا باید این همه هزینه پرداخته می‌شد تا میرحسین موسوی پایش به نهاد ریاست‌جمهوری نرسد و چرا مساله «کودتا» ارتباطی به تسویه حساب دو باند فاسد بلعنده نداشت.

میرحسین موسوی باید حذف شود چون عقب‌نشینی و دیدارهای پشت درهای بسته را هنگامی که بحث «مردم» وسط باشد نمی‌فهمد. باید حذف شود چون یک انقلابی واقعی هرگز نمی‌تواند یکی به میخ بزند و یکی به نعل و متناسب با جمعیتی که روبرویش ایستاده‌اند متن سخنرانی‌اش را تنظیم کند. باید حذف شود چرا که مستضعفین را ابژه‌های رنج برای عکسی سلفی نمی‌دید و مساله‌اش در دورانِ سلفی و لایک و چاقو کشیدن برای تن‌ندادگانِ به تباهی، سوژگیِ «مردم بی‌لبخند» بود نه ابژه‌هایی که برای رای و لایک و فروش باید تصرف شوند.

میرحسین موسوی باید حذف شود چون در دورانی که فساد استخوان‌های جامعه را پوک کرده است و فربگانِ «ریچ» در این دورانِ سخن‌نانی با تمام چربیِ فاسدِ بدن‌ها «در خیابان‌های شهر رژه تجمل می‌روند» نسخه دیگری در دست دارد. تنها چیزی که هستی این‌همه دزد و قاچاقچی و گردنه‌بند را به خطر می‌اندازد همانی است که او در آن اتاق بی‌نور و بی‌صدا، در آن بی‌زمانی و بی‌مکانی که چقدر نمادین است، به آن وفادار مانده است. وفادار به آن کلامِ واپسین و سیاستی که مردم را در خیابان به حقیقت گره می‌زند و نسخه این تباهی را می‌پیچد. وفادار به آن کلامِ واپسین. وفادار به ایده «رهایی».

منبع: فیس‌بوک نویسنده


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.