سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

منتظری فانی در خدا بود

چکیده :نسل امروز ما بعضی آیت الله منتظری را به استاد درس فقه و اصول، بعضی به شجاعت و بعضی به صراحت لهجه و نامه‌های انتقادیش و بعضی به گذشت از قدرت و منصب می شناسند همه اینها بود ولی بالاتر اینکه، منتظری از درس و عبادت و خدمت و زندان و تبعید و ...نردبانی ساخته بود برای رسیدن به اخلاق بالا و در رأس آن عبودیت فقط الله. او به جای دغدغه برای بقای خود، خود را به خدا سپرده بود و خدایش نیز چه نیکو مراقبش بود. ...


زهرا ربانی املشی

۲۹ آذر یادآور رحلت مردی است که پس از نماز خفتن، به راحتی خفت و به راحتی جان به جان آفرین تسلیم کرد

آنچه از مجموعه آیات قرآنی چون: “انا خلقناه من قبل و لم يك شيئا ” “انّا خلقناهم من طين لازب” و “انا خلقناكم من تراب” بر میآید اینکه انسان همانند دیگر مخلوقات خدا، با لطف او خلق شده و در هنگام آفرینش نیز مجموعه‌ای است از ضعفها و در عین حال، تواناییهای بالقوه. به عبارتی، خدای متعال توان پیشرفت را تا حد حسن بی‌انتها در وجود انسان قرار داده، تا او بتواند بر ضعفها فائق آید ویکی پس از دیگری آنها را به کمال تبدیل کند. شخصی مانند پیغمبر با آن عظمتش که معصوم است همیشه استغفار میکرد و میفرمود: «لأستغفر اللَّه فی کلّ یوم سبعین مرّة». من در روز، بارها و بارها استغفار میکنم. ام‌‌‌سلمه از شبی می گوید که “دیدم پیامبر نیست؛ به سراغشان رفتم دیدم مشغول دعا کردن است و اشک می‌‌‌ریزد و استغفار می‌‌‌کند و می فرماید که: «اللّهم و لاتکلنی الی نفسی طرفة عین» من گریه‌‌‌ام گرفت. پیامبر از گریه‌‌‌ی من برگشت و گفت: اینجا چه می‌‌‌کنی؟ عرض کردم: یا رسول اللّه شما که خدای متعال این‌‌‌قدر عزیزت می‌‌‌دارد و گناهانت را آمرزیده است «لیغفر لک الله ما تقدّم من ذنبک و ما تأخّر» چرا گریه می‌‌‌کنی و می‌‌‌گویی خدایا ما را به خودمان وانگذار؟ فرمود: اگر از خدا غافل بشوم، چه چیزی من را نگه خواهد داشت؟

این درسی است برای همه انسان‌ها و در همه زمانها، در روزهای عزت و ذلت، سختی و راحتی، و در همه‌‌‌ حالات، خدا را فراموش نکردن و فقط به خدا تکیه کردن. از آنجاییکه پیامبر در همه‌‌‌ صحنه‌‌‌ها خدا را فراموش نکرد و فقط از او استمداد می کرد خدای متعال هم به یاد او بود و یاریش مینمود.

۲۹ آذر یادآور رحلت مردی است که پس از نماز خفتن، به راحتی خفت و به راحتی جان به جان آفرین تسلیم کرد. آیت الله منتظری از کسانی بود که براستی خود را به خدا سپرده بود و چه زیبا، که خدا هم او را به خودش وانگذاشت. حالت تسلیم امر الهی در همه لحظات زندگی، در وجودش هویدا بود. شخصاً در این موارد به شنیده‌ها اکتفا نمی کنم بلکه آن را میگویم که با چشمان خود دیده ام.

او زاهد بود ولی نه به معنای عوامانه اش، که بر خود و خانواده سخت بگیرد، بلکه به آن معنایی که علی(ع) در كلمات قصار شماره ۴۳۹ درویژگی زهد و زاهد فرمودهاند:” «الزُّهْدُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآن‏ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» “زهد بين اين دو كلمه‌ قرآن است اگر چيزي از دست داديد، ناراحت نشويد و اگر چيزي را به دست آورديد، شادماني همراه با غرور شما را نگيرد”.

وقتی او را قائم مقام رهبری اعلام کردند شادمانی نکرد بلکه برعکس در کمال خضوع و تواضع، طی نامهای به آیت الله مشکینی رئیس مجلس خبرگان وقت نوشت: “…. و با وجود شريف حضرات علماء اعلام و مراجع تقليد دامت بركاتهم در چنين شرائطي مطرح نمودن شخص مخلص شايسته و صلاح نبوده است. … وانگهي تعيين شخص، آن هم من طلبه، يك نحو اهانت نسبت به معظم له و حضرات آيات عظام تلقي مي‎شود…”

درتمام مدتی که در این سمت بود، در راه انجام وظیفه و حل مشکلات ذرهای عافیت طلبی نکرد تا آنجا که تاب و توان تحمل را از عافیت طلبان گرفت لذا با انواع تهمتها ونارواها در سطح بسیار گسترده، از نماز جمعه گرفته تا روزنامه و شبنامه، اسباب به قول خودشان عزلش را فراهم کردند. ولی او باز هم آرام و استوار بود؛ نه شادمانی در موقع نصب و نه ناراحتی در موقع عزل، و این است معنی زهد.

در مدت ۲۳ سال تمامی تهمت هایی که به او زدند از مسئولین مملکتی تا افراد گوش بهفرمان، همه را به بزرگواری خود میبخشید و د ر مقابل این سیل ناملایمات، برای آمران و عاملان دل می سوزاند و می گفت چرا آنها چنین می کنند؟ حتی برای شاگردانش که زمانی پای درسش نشسته بودند بر خلاف دستور علی(ع ) که فرمود: “من علّمنی حرفا قدصیّرنی عبدا”، حرمتش نگه نداشتند و باعث آزارش شدند، دعا میکرد.

منتظری عبد دنیا نبود بلکه کسی بود که دنیای خویش را به پای انجام وظیفه ذبح کرد. اميرمؤمنان(ع) در يك بيان نوراني ميفرمايد: “«انأ الذي اهنت الدنيا» من آن كسي هستم كه دنيا را ذليل كردم”؛ و منتظری چه زیبا به مولایش اقتدا کرد و از همه آنچه که داشت به عنوان وسیله‌ای استفاده کرد تا به وظيفه‌اش عمل ‌كند. و حتی آن زمان که گفتند نباید در سیاست دخالت کند فرمود: “سیاست جزء دین است پس کسی حق گفتن چنین حرفی را ندارد”، لذا از روی وظیفه و علم و آگاهی و دیانت بسیار گفت و نوشت که:

“خداي قادر متعال انسانها را حر و آزاد آفريده است”

” همه ملت در حقوق انساني و سياسي و اجتماعي مساوي مي‎باشند”

“اختيار و آزادي عمل در انسان يك امر طبيعي و از مهم ترين نعمت هاي الهي است و هيچ مقامي نمي تواند و نبايد آن را سلب نمايد”

“تحقق و خارجيت حاكميت پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) و همچنين فقيه در عصر غيبت به انتخاب مردم و پذيرش آنان وابسته بوده و مي‎باشد”

“انقلاب اسلامي ايران دست پخت قشري خاص از جامعه نبود”

“تئوري حكومتي اسلام به گونه اي بنا شده است كه در آن حكومت كاملا مردمي بوده و ساختار قدرت در آن در مقام عمل با رأي و بيعت مردم استقرار و استحكام مي‎يابد.”

“خداوند كريم امر به معروف و نهي از منكر را بر همه انسانها بدون استثنا واجب نموده است”

“مسؤولين كشور لازم است انتقادپذير باشند و به مردم اجازه دهند حرفشان را بزنند و خواسته هاي خود را مطرح نمايند”

” تفتيش عقايد مردم و تجسس و سوءظن و تفحص در زندگي خصوصي و كشف اسرار و افشاگري نسبت به آنان برخلاف عقل و شرع و قانون است”

” زنداني نمودن مخالفان سياسي كه با شيوه هاي غيرمسلحانه عليه حاكميت فعاليت سياسي مي‎كنند، در زمان پيامبر اكرم(ص) و حضرت امير(ع) سابقه نداشته است و با آنكه از ناحيه منافقين و يا خوارج غيراز انتقاد، كارشكني هاي زيادي عليه پيامبر(ص) و حضرت امير(ع) صورت مي‎گرفت، ولي تا زماني كه اقدام مسلحانه اي از طرف آنان انجام نمي شد برخوردي با آنان به عمل نميآمد”

“تعرض نسبت به مخالفين سياسي نيز تا وقتي كه دست به يورش و حمله مسلحانه نزدهاند جايز نيست”

” اقرار بايد در جو آزاد باشد، زيرا اقرار در حال حبس يا تهديد و ارعاب از نظر شرع و قانون بي اعتبار است و قاضي حق ندارد بر اساس آن حكم نمايد”

“بازجويي هاي طولاني و يا در نيمه هاي شب كه موجب سلب تعادل روحي و جسمي زنداني مي‎باشد از مصاديق شكنجه است كه هيچ مجوز شرعي و قانوني و انساني ندارد و هر گونه اعترافي كه در اين حال از متهم گرفته شود علاوه بر اينكه ظلم و گناه است براي هيچ محكمه صالحي نمي تواند مدرك و دليلي براي مجرم بودن آن شخص يا ديگري به حساب آيد.”

” اقرار و اعتراف شخص بر عليه ديگري در هيچ حالي حتي اگر از روي اكراه و ترس يا تلقين و مانند آن نباشد، نافذ و معتبر نخواهد بود”

“احزاب آزاد بهترين مظهر اراده مردم مي‎باشند.”

“در هر حكومت مردمي اقليت اين حق را دارند كه با رعايت موازين شرعي و انساني از راه تبليغ و فعاليت هاي سياسي، خود را به اكثريت تبديل نمايند. اكثريت حاكم به هيچ وجه حق ندارد چنين حقي را از اقليت سلب نمايد؛ ديكتاتوري اكثريت بر اقليت فرقي با ديكتاتوري فرد بر يك ملت ندارد.”

“هيچ گاه انتخاب گذشتگان براي نسلهاي بعد حجت شرعي نيست، بلكه در هر زمان مردم وظيفه دارند با تحقيق و شناخت كامل، حاكم صالح واجد شرائط را انتخاب نمايند.”

“هدف ما و مردم از اين انقلاب تحقق همان شعارهاي معروف آن بود يعني: استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي؛ وگرنه از نظر اقتصادي با فروش نفت زياد – با اين كه چپاول هم مي‎شد – وضع مردم خيلي بد نبود؛ اما با اين حال چون به افكار و آراي مردم اعتنايي نمي شد و مثلا در انتخاباتهاي صوري و ظاهري اسامي كساني را كه حكومت مي‎خواست از صندوقها بيرون مي‎آوردند و مردم آزادي اظهارنظر نداشتند دست به انقلاب و تغيير رژيم شاه زدند. و مقصود از كلمه اصلاحات هم چيز تازه اي نيست، بلكه برگشت به همان شعارهاي اوليه و پياده كردن آنها و وفا به وعده هايي است كه داده شده. براي نيل به اهداف انقلاب راهي جز اصلاح قانون اساسي و ساختار كنوني نظام وجود ندارد البته به معناي رفع موانع اصلاحات اساسي نه به معناي مقابله با نظام اسلامي و براندازي آن.”

و…و…و….

ولی به جای گوش دادن به نصایح مشفقانه او، برای ترور شخصیت ایشان به درازای دو نسل تلاش کردند ولی نتوانستند او را از قلوب بیرون کنند، اگرچه از صحنه سیاست بیرون کردند. علیرغم اینکه می خواستند مطرودش کنند اما محبوبتر شد و به جا ی اینکه به ظاهر حاکم باشد، بر قلبها حاکم شد. به فرموده قرآن کریم: (انما يوفي الصابرون أجرهم بغير حساب) آنان كه صابرند و بردبار اجر و مزدشان بدون حساب پرداخت مي‎شود.

نسل امروز ما بعضی آیت الله منتظری را به استاد درس فقه و اصول، بعضی به شجاعت و بعضی به صراحت لهجه و نامه‌های انتقادیش و بعضی به گذشت از قدرت و منصب می شناسند همه اینها بود ولی بالاتر اینکه، منتظری از درس و عبادت و خدمت و زندان و تبعید و …نردبانی ساخته بود برای رسیدن به اخلاق بالا و در رأس آن عبودیت فقط الله. او به جای دغدغه برای بقای خود، خود را به خدا سپرده بود و خدایش نیز چه نیکو مراقبش بود. آری او فانی در خدا بود. جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ ﴿آیه ۸ سوره بینه﴾ پاداش آنان نزد پروردگارشان باغهاى هميشگى است كه از زير [درختان] آن نهرها روان است جاودانه در آن همى مانند خدا از آنان خشنود است و [آنان نيز] از او خشنود اين [پاداش] براى كسى است كه از پروردگارش بترسد .


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.