بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم!
چکیده :قصه این بار کوتاه بود از زندان که به سختی از او دل کند و رهایش کرد برای زمانی کوتاه به بیمارستان که میزبان او شد در بدو ورود تا زندان که نزدیک شش سال است که آغوش به رویش گشوده است. تند آمد و پرشتاب رفت بدان سان که باد نیز از او جا ماند و بر ما وزید سخت!...
کلمه – فخرالسادات محتشمی پور:
قرآن را به دست دخترک بدهی در لحظه وداع و بگویی پدر را به او بسپار و او بیمار و خراب دعای سفر بخواند و تو پشت دوربین مخفی بشوی به بهانه ثبت بروز ناب ترین احساسات انسانی!
گوشی را به دست پدر بدهی و بگویی آخرین پیغام را برای عزیز دور از وطنت بگذار شاید خواب باشد و شنیدن صدای پدر آن گاه که پریشان از خواب بیدار می شود، بهترین تسکین باشدش!
تابلوی «یا فاطمة الزهرا» را بدهی به دست فرزند تا برای پدر و مادر هدیه ببرد و آنان را به شکیبایی جده شان یادآور شود در همه روزهای ستم و خود در کنار میدان بمانی و حظّ ببری از معاشقه والدین ستم دیده با فرزند نازنینشان!
دست او را بگیری و ببری به دست بوسی پدرزن و مادرزنی که عزیزشان می دارد و خود در کنجی پنهان شوی تا اشک مادر را نبینی و رنج پدر را!
او را بنشانی مقابل فرزند تا آینه یکدیگر شوند در سخت ترین روزهای زندگی و خود شاهدی باشی برای همه آن چه آن سان گذشت و این سان می گذرد!
و شرمسار یک ملت بمانی که دل به آنان داده و دل به او داده اند از این که حسرت شنیدن صدایش نیز باقی ماند برایشان چه رسد به دیداری کوتاه!
قصه این بار کوتاه بود از زندان که به سختی از او دل کند و رهایش کرد برای زمانی کوتاه به بیمارستان که میزبان او شد در بدو ورود تا زندان که نزدیک شش سال است که آغوش به رویش گشوده است. تند آمد و پرشتاب رفت بدان سان که باد نیز از او جا ماند و بر ما وزید سخت!
جانش:
جانش فرزندانش بوده و هستند، آمد که مرهمی بر زخم هایشان باشد و نگذاشتند بماند تا شاهد صحت کامل و شکفتن لبخندی دیرپا بر لبانشان باشد!
چشمانش:
چشمانش باید مداوا شوند و باید سلامت بمانند تا لحظه ای از خواندن و آموختن بازنماند. پزشک امین ما شادباش داد که خونریزی ته چشم با تزریق هایی که شده و با معالجات استاد ارجمند دکتر ریاضی عزیز جذب شده و حال باید هرچند ماه یک بار کنترل شود.
قلبش:
شتابان به بیمارستان رساندمش تا تپش قلبم را با ضربان قلب او تنظیم کنم. پزشک معالج تأسف خورد که اثر فشار بر قلب باقی است و نوید داد که اختلال فشار خون را با مصرف دائمی و منظم دارو می شود کنترل کرد.
کلیه ها، کمر، گردنش:
زمانی برای بررسی و تشخیص پزشکی باقی نبود.
جانش:
جان گرفت با دیدن روی ماه عزیزانش و شنیدن صدای دردانه اش و هزاران بار خدای را شکر گفت.
گفتید گزارش بنویس از وضعیت همسرجان اجابت کردیم، با این تذکر که این مرخصی برای درمان او نبود بلکه برای درمان ما بود که با زمان اندکش افاقه نکرد. اما آبی بود بر روی آتش دل که خدای را شاکریم.
بیش باد
و این هم فالی که در آخرین دم حضور به حافظ زد و حال ما را خوش کرد و رفت:
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند
موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد
بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم
شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد
ای عروس هنر از بخت شکایت منما
حجله حسن بیارای که داماد آمد
دلفریبان نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با حسن خداداد آمد
زیربارند درختان که تعلق دارند
ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد
مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان
تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد













