مطالبهی رفع حصر و دیگر هیچ؟
چکیده :اگر به جای مطالبه و اعتراضِ صِرف، فعالیت در منطقهی سبز عمومی شود و مثالاً راجع به حصر خانگی رهبران سبز، مسائلی چون «چگونه کوتاه نیامدن و تندتر نشدن میرحسین موسوی» و یا «چگونه انسان با این همه مصائب، نگاهش به عالم و آدم و حتّی حکومت کینهتوزانه نیست» و... را مطرح کنیم؛ میشود از بدنهی فعّال و موثر و بیتکیه به حکومت سخنی به میان آورد. ...
سعید پرسا
«رفع حصر» تنها مطالبهی دقیقی است که میشود از بدنهی جمعیتِ موسوم به سبز تشخیص داد. این میشود که هرگاه این کلیدواژه را در هر سخن و جایی بشنویم؛ برایمان درشت(bold) و نزدیک(close) به چشم آید [علی مطهری پدیدهای ناشی از همین سیاق پیشرفتن است] و فعّالین جدّی حوزههای خصوصی پژوهش و نشر و رسانه و هنر از چشممان دور که نه، اصلاً به چشمِمان نیایند.
***
در نسبت با حکومت، رویکرد «مطالبهمحور»، رویکرد بجا و درخور شأن مردم شناخته میشود ولی آیا مطالبه و فقط «مطالبه» کارگشاست و سویّهی «فعالیتمحور» در حوزهی سیاسی اجتماعی این بدنهی سبز قابل بحث نیست؟
***
در بیانیههای میرحسین موسوی، به عنوان رهبر پذیرفته شدهی جنبش، آنچه به عنوان ذات این جنبش میتوان دریافت؛ «آگاهی» و «آگاهیسازی» است که به رخ کشیده میشود و برای رسیدن به این مهم، راهِ پیشنهاد شده، نه حضور خیابانی و اشغال خیابانها به مثابهی اعلام قدرت و هویت، که تشکیل انجمنها، نهادهای مردمی و حتّی بیشتر کردن مهمانیها است. یعنی فعّالیت گروهی به عنوان یک فعالیت سیاسی و اجتماعیِ «اثباتی» معرفی میشود.
***
«اعتراض» به عنوان موتور محرّکهی اجتماعی و سیاسی، در ذات خود دچار حفرهای معنایی و وجودی است. اعتراض فی نفسه وجود ندارد و وجودش قائم به وجود چیزی است که به آن اعتراض دارد. اگر آن چیز نباشد اعتراض هم به عنوان موتور محرکه از میان خواهد رفت. اگر هم به اعتراض حیثیت قائم به ذاتی بدهیم یعنی به همه چیز و همه کس معترض شدن و اساساً مهم نباشد آن چیز چیست [که البته آن حفرهی وجودی باقی خواهد ماند].
ولی «فعالیت» اجتماعی، سیاسی و «خلق» موقعیتهای جدید زیستی و فرهنگی اساساً و بیتکیه بر «چیزِ» مورد اعتراض، وجود دارد و اساساً اینگونه، «مقاومت» در مقابل هر چیز مورد اعتراض، خودبهخود شکل میگیرد.
***
حالا اگر به جای مطالبه و اعتراضِ صِرف، فعالیت در منطقهی سبز عمومی شود و مثالاً راجع به حصر خانگی رهبران سبز، مسائلی چون «چگونه کوتاه نیامدن و تندتر نشدن میرحسین موسوی» و یا «چگونه انسان با این همه مصائب، نگاهش به عالم و آدم و حتّی حکومت کینهتوزانه نیست [یا عبارتی چطور هنوز حالاش خوب است و میتواند نقاشی کند و در بزنگاهها تحلیل ارائه دهد]» و… را مطرح کنیم؛ میشود از بدنهی فعّال و موثر و بیتکیه به حکومت سخنی به میان آورد. یعنی به جای «مطالبهی رفع حصر» به آدمیانی که در حصر هستند توجه کنیم و فرهنگ زیستی آنها را بررسی و منتقل کنیم. و «مطالبه»ی رفع حصر را به عنوان گوشزد در کنار این «فعالیت» نگه داریم تا این مطالبه که مطالبهای حقوقی است از دهان نمایندگان مجلسی چون علی مطهری فریاد شود.
***
صرفِ مطالبه، فرهنگ نمیزاید ولی فرهنگ، مطالبات دقیقتر و والاتری را در ذهن مردمان ایجاد خواهد کرد.
منبع: فیس بوک نویسنده













