سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

امان از دوغ لیلی

چکیده :همین نمایندگان معزز و محترم که امروز از فتنه 88! نالان و پر از غم و غصه هستند، در زمان محمود احمدی نژاد شب و روز هم خواب در چشم نداشتند و چون دولت امام زمان! بر سر کار بود ، آنان هم منتظر ظهور بودند! و پلیدی ها و تعفن آن روزگاران را نمی دیدند!...


کلمه – علیرضا کفایی:

علی اکبر دهخدا در مقاله بیستم از شماره 24 روزنامه صور اسرافیل حکایتی به تمثیل تحت عنوان “معانی بیان” و با امضای “دخو” دارد که در جای خود خواندنی و شنیدنی است و البته حال و روز امروز ما و مجلس نشین هایمان.

دخو آورده است که “….. آدم یک روز حضرت اب المله آقای سعد الدوله را در پارلمانت ایران مشاهده می کند که از روی کمال ملت پرستی می فرمایند: از این که سعد الدوله را بکشند چه ترسی دارم؟ در صورتی که از هر قطره خون من هزار سعد الدوله تولید می شود . . . خدا توفیق دهد، شیخ علی اکبر مسئله گو می گفت: شیطان هر وقت پاهاش را به هم می مالد هزار تا تخم شیطان ازش پس می افتد! باری از مطلب دور نیفتیم.
بعد از آن آدم به فاصله چهار پنج ماه همین سعدالدوله را می بیند که به تغییر سلطنت مشروطه به نفسه رای می دهد. آن وقت آدم وقتی که آن قطره های خون صاف یادش می آید خواهی نخواهی می گوید:
امان از دوغ لیلی
ماستش کم بود آبش خیلی”

وقتی که به همین مجلس در دوره آقای احمدی نژاد نظری بیندازیم به همان می رسیم که “دخو” گفت : امان از دوغ لیلی ….

یکی از همین اهل پارلمانت! محمد مهدی زاهدی است که در زمان احمدی نژاد وزیر علوم بوده و سفیر سابق ایران در مالزی است. وی البته در سوابق خود مدعی شده بود عضو آکادمی علوم نیویورک است، ولی بعدها این آکادمی رسماً اعلام کرد که چنین عضوی ندارد.

زاهدی در دوران وزارت علوم مجوز موسسه غیرانتفاعی کرمان را به نام خودش و مجوز یک دانشگاه غیرانتفاعی هم به نام همسرش صادر نمود. به نوشته سایت فرارو به نقل از یکی از استادان دانشگاه علامه، خواهرزاده زاهدی در سال ۸۴ با ادعای تحصیلات نیمه تمام و گذراندن ۱۸ واحد در هند، به دانشگاه علامه منتقل می‌شود ولیکن با استعلام (به شماره ۸۳۸۹۰۸/۷۱۳ مورخ ۱۳/۴/۱۳۸۹) معلوم می‌شود که ادعای او در مورد تحصیل در هند جعلی بوده و نیز در آزمون ورودی دکترا در بخش کتبی تنها شریعتی رئیس دانشگاه برگه وی را دیده و در بخش مصاحبه هم نمره ۰/۵ از ۲۰ کسب کرده است. با این وجود او در دانشگاه می‌ماند و چون توان گذراندن درس‌ها را نداشته، بر خلاف قانون وزارت علوم، برخی آنها را به صورت میهمان در دانشگاه پیام نور گذرانده است.

در زمان سرپرستی توفیقی، زاهدی به دنبال تصویب طرحی دو فوریتی بود تا سرپرست وزارتخانه نتواند روسای دانشگاه‌ها را تغییر دهد و معتقد بود چنین قانونی عطف به ماسبق نیز می‌شود.

محمدمهدی زاهدی رئیس کمیسیون آموزش عالی با رکیک ترین واژه‌ها، دکتر فرجی دانا وزیر علوم دولت یازدهم را مورد فحاشی و تهدید قرار داد. او خطاب به معاون وزیر گفته است: «برو به این مرتیکه [….] بگو این چند نفر را عزل می‌کند یا با اردنگی از وزارتخانه بیرونش می‌کنم.» یکی دیگر از نمایندگان مجلس در این باره گفت: «بکارگیری زشت ترین القاب و واژه‌ها از سوی چنین شخصی، دلیلی جز به خطر افتادن منافع شخصی ندارد.» این نماینده خواستار واکنش فوری و جدی رئیس مجلس نسبت به این اظهارات قابل پیگرد و نیز اعاده حیثیت مجلس شد.

حالا همین وزیر علوم آقای احمدی نژاد با سوابقی این چنینی از مخالفان وزرای معرفی شده دکتر روحانی برای وزارت علوم میشود و در استیضاح دکتر فرجی دانا آنگونه عمل می کند و فریاد وااسلاما سر می دهد که انگار اگر این نخبگان علمی به وزارت برسند دنیا و مافیها کان لم یکن می شود و از اسلام اثری نمی ماند.

باز هم بقول دخو باید گفت که: امان از دوغ لیلی/ ماستش کم بود آبش خیلی!

البته همین وکلای معلوم الحال که خود را وکیل دین و دیانت مردم هم می دانند و برای اسلام دل می سوزانند! و حقی را ناحق نمی کنند! و به عدالت سخن می گویند و رفتار می کنند! در جریان همان بورسیه ها، بوسه ها بر دست شیطان زدند. ملت که فراموش نمی کند به قول “دخو” : شیخ علی اکبر مسئله گو می گفت: شیطان هر وقت پاهاش را به هم می مالد هزار تا تخم شیطان ازش پس می افتد!

حامد قادرمرزی، نایب‌رییس فراکسیون دانشگاهیان مجلس تاکید می کرد که ریشه استیضاح وزیر اتفاقا در افشاگری وزارت علوم درباره بورسیه‌های غیرقانونی بوده؛ «تا جایی که اطلاع داریم نام ۱۰ نماینده مجلس در میان فهرست سه‌هزار بورسیه غیرقانونی است که وزیر علوم به‌تازگی آن را افشا کرده و جالب‌تر اینکه بدانید برخی از همین نمایندگان پای نامه استیضاح وزیر را امضا نکرده‌اند و از وزارت علوم قول گرفته‌اند تا در صورت افشای اسامی، نامی از آنها برده نشود. یعنی یک جور مصالحه، چرا که اگر ماجرای استیضاح به جای باریک کشیده شود، بدون‌شک وزارت علوم هم ناگزیر از خواندن برخی اسامی خواهد شد. البته مجلس بی‌کم‌وکاست جزییات ماجرای بورسیه‌ها را برای افکارعمومی روایت خواهد کرد.

قادرمرزی کمی مصداقی‌تر درباره اشکال بورسیه خلاف قانون برخی نمایندگان مجلس توضیح می‌دهد: «شکل بهره‌مندی برخی نمایندگان متخلف از بورسیه به این ترتیب بوده که به خارج بورس شدند و بعد تبدیل به داخل کردند، این در حالی است که هیچ اثری از پذیرش اینها در دانشگاه‌های خارج از کشور وجود ندارد. سازمان بازرسی گفته جزییات پرونده محرمانه است اما دیر یا زود مقام‌های مسوول باید به افکارعمومی درباره خیانت علمی صورت‌گرفته در سال‌های گذشته اطلاع‌رسانی کنند.

یا همین آقای زاکانی که بنده خدا خیلی دلش برای انقلاب و دین و دیانت مردم می سوزد! و از فتنه 88! دل پر خونی دارد طوری که در جریان استیضاح وزیر علوم و برای عدم رای اعتماد به دیگرانی که معرفی شدند بسیار فعال بود و همه را فتنه گر می داند الا خودش و هم کیشانش را!، در مجلس معرکه گرفته بود و فیلم پخش می کرد و خطاب به رئیس جمهور گفت: ” از تابستان 92 تا پاییز 93، 5 نفر را برای پذیرفتن کرسی وزارت علوم به مجلس معرفی کردید که همه جزو جریان افراطی بوده و به نوعی با فتنه 88 پیوستگی داشتند، اصرار به سپردن دانشگاه به دست جریان خاص تعجب‌آور نیست؟ تقاضای مجلس تقاضای نادرستی است؟ حل مشکل منطقی مجلس کار دشواری است؟ نمایندگان وقتی جواب این سوالات را نمی‌گیرند یک برداشت واقعی دارند و آن این است که دست‌هایی پشت پرده وجود دارد. زاکانی با بیان اینکه امروز دولت در موضوع هسته‌ای در وضعیت حساسی قرار دارد و کشور نیازمند همبستگی و همیاری برای دفاع از حقوق ملی است، تصریح کرد: رئیس‌جمهور با کنایه به ما گفت «و ما ادراک ماالبورسیه» پاسخ این صحبت را این گونه می‌دهیم که «و ما ادراک ماالفتنه».نماینده مردم تهران اضافه کرد: تا امروز هر کس برای وزارت علوم به ما معرفی شد در فتنه مشارکت داشت، امروز هم که دانش آشتیانی معرفی شده است به اعتقاد بنده و با توجه به استنادات از عوامل گرداننده فتنه 88 است.”

این آقای زاکانی هم عالمی دارد برای خودش، از جا نماز آب کشیدن تا زیر پا کشیدن! این بزرگوار سعادتی نداشته که فتنه گر! باشد ولی یک چیزهایی گر! هست. چنان که افشا شد ” …. علیرضا زاكانی با یك قرارداد تك برگی، ۵ میلیارد ریال پول از سازمان تبلیغات اسلامی گرفته است. این قرارداد ۲۵/۳/۱۳۹۰ به امضای علیرضا زاكانی و سید مهدی خاموشی رییس سازمان تبلیغات اسلامی رسیده است. این سند نشان می‌دهد كه علیرضا زاكانی، با عنوان هفته نامه پنجره و تحت پوشش فعالیت فرهنگی با هدف بصیرت افزایی دینی و سیاسی(!) مبلغ مذكور را از سازمان تبلیغات اسلامی گرفته است. گفته می شود سازمان تبلیغات اسلامی، علاوه بر زاكانی، خدماتی نیز به ائتلاف ۲+۱ از جمله محمد باقر قالیباف ارائه داده است. ” منبع: بهار نیوز به نقل از ایرنا ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲

همین آقای زاکانی کسی است که کارنامه درخشان علمی و حکایت دکتر شدنش قبل از اینها به اطلاع عموم رسیده بود که “محمدرضا تقوی‌فرد در سایت “دولت ما” نوشت: علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در مجلس هشتم، هنگام تحصیل در دانشگاه با دور زدن‌های فراوان قانون، از نمرات صفر ناشی از غیبت و مشروطی‌های پی‌درپی می‌گریزد و علی‌رغم مخالفت‌های قانونی از دستیاری کودکان به پزشکی هسته‌ای تغییررشته پرابهامی دارد.

در ادامه این یادداشت آمده است: جالب اینکه همین آقای دکتر زاکانی … در زمان تحصیلش در دانشگاه علوم پزشکی تهران با سه ترم مشروطی مجبور به تعهد کتبی برای مشروط نشدن تا پایان تحصیلات می‌شود تا اجازه ادامه تحصیل بگیرد و نمرات ناپلئونی در کارنامه تحصیلی او نه تنها در دانشگاه، بلکه در دوره آموزش متوسطه نیز چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند. نمراتی مثل 25 / 2 برای درس ریاضی و 5 / 3 برای درس شیمی در شهریور سال تحصیلی 63-1362 و اخذ مدرک دیپلم در اسفند ماه 1363 با معدل کتبی 05 / 11 و معدل کل 10 / 13

اما ظاهراً این دوست زاکانی ما … فراموشی‌ها در جلسه امتحان کار دست او داده و او را به مرزهای جلوگیری از ادامه تحصیل به دلیل افتادن‌های درسی کشانده است، اما بارها لطف و عنایت رئیس دانشگاه به واسطه مکاتبات و ملاحظات شامل حال وی گردیده و بالاخره او را از مرز فارغ‌التحصیلی گذرانده است. مکاتبات و ملاحظاتی که انصافاً راه‌گشا بوده … و تغییر رشته دستیاری کودکان به پزشکی هسته‌ای را بلامانع! وقفه تحصیلی از سال 77 تا 80 را توجیه! و اعمال نمرات تغییریافته صفر ناشی از غیبت به 12 را چهار ترم بعد امکان‌پذیر نموده است… ” منبع: آفتاب نیوز تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۰

باز هم به قول دخو: امان از دوغ لیلی/ ماستش کم بود آبش خیلی

البته همین نمایندگان معزز و محترم که امروز از فتنه 88! نالان و پر از غم و غصه هستند، در زمان محمود احمدی نژاد شب و روز هم خواب در چشم نداشتند و چون دولت امام زمان! بر سر کار بود ، آنان هم منتظر ظهور بودند! و پلیدی ها و تعفن آن روزگاران را نمی دیدند!

علی مطهری از وضع اسفبار آن زمان فریادها می زد و اینان منتظران ظهور بودند! مطهری می گفت: “آقایان مشایی و احمدی‌نژاد که زیرکانه وضعیت پوشش اسلامی در جامعه را به اینجا رسانده‌اند …. در واقع تحریک جنسی را آزاد کرده‌اند و این عمل موجب پدید آمدن عقده‌های روانی در بین جوانان شده‌ است، احمدی‌نژاد و مشایی به فکر بخش دوم کار خود یعنی ارضای جوانان از طریق تأسیس کاباره‌ها و کلوپ‌های شبانه نیز باشند، شاید آن زمان روحانیت و مردم متدین و حزب‌الهی که در دوره اصلاحات با یک صدم وضعیت کنونی کفن‌پوش به خیابان‌ها ‌ریختند، احساس مسئولیت کرده و اقدامی انجام دهند.”

الحق که دیگر باید گفت “دخو” خدا پدر و مادرت را بیامرزد که چه بجا وصف حال مردم این روزگاران و مجلس نشینانشان را کردی که “امان از دوغ لیلی/ ماستش کم بود آبش خیلی”.

روزی احمدی نژاد با طعنه به همین مجلس گفت: “در این مجلس بعضی از افراد با زدن چند تا شاسی فوق لیسانس شدند. “و علی لاریجانی انتقاد کرد که : “جایگاه استفاده از کلماتی مانند “شاسی و ماسی” در مجلس نیست.”

اما از حق نگذریم جای “شاسی” در مجلس نیست ولی “ماسی” را اگر همان ماستی خودمان بگیریم جایش در همین مجلس است، که هم ماست مالی می کنند و هم …..

این جا هم آدم وقتی جانبازی های راه یافتگان را در تبری از فتنه! و در راه ملت! و در واقع برای جیب خود می بیند، بی اختیار این شعر را می گوید:

امـان از دوغ لـیـلی
ماستش کم بود آبش خیلی


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.