سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مردمی که با هم هستند

چکیده :از یک نقطه دور تر اگر به اتفاقات این سالها نگاه کنیم از روزهای بهار سال 88 تا پاییز 93 مدام مردمی را میبینیم که به دلیلی بیرون از خانه ها حول موضوعی گرد می ایند. موضوعی که هیجانی در قلبها پدید می اورد. جمعیت گاه افزایش می یابد و گاه کمتر میشود. پیش از اینهم گه گداری این حضور ایجاد میشد اما چندان عجیب نبود مثلا مطابق اتفاقات خیلی از کشورها در رقابتهای ورزشی بین تیمهای پر طرفدار هیجان شدید ورزشگاه به خیابان کشیده می شد.یا مثلا در شبهای جشن ملی مثل چهارشنبه سوری مطابق رسمی دیرین مردم در کنار هم مراسم را برپا میکردند. ...


بهار توکلی:

هفته جاری انبوه جمعیتی که مهربانانه در خیابانها در سوگ هنرمند جوان گرد امده بودند. شگفتی آفرید.تحلیلها و نقدهای مثبت و منفی به دنبال این اتفاق غیر قابل پیش بینی آغاز شد و هرکسی از زاویه دید خود به این رویداد خاص توجه کرد.

اما چرا این حرکت مردم در عرصه اتفاقهای اجتماعی تاکنون دارای وضعیتی خاص است؟ ویژگیهایی که آن را از سایر موارد مجزا میکند چیست؟ اولین این موارد در تعداد زیاد افراد شرکت کننده است.جمعیت کثیری در شهرهای مختلفی همراه شدند در خیابانها و فضای مجازی و در قشرها و طیفهای مختلف در معماری این پدیده همراه بودند.نکته دوم این که این اجتماع را نه کسی رهبری کرد نه فراخوانی برای آن داده شد و نه برنامه ای برای آن چیده شد در مدت کمی مردم با هم به خیابان آمدند.

نکته سوم این که این جمعیت نه میخواست حقی را اثبات کند و نه دنبال نشان دادن برتری به رقیبی بود و نه به دلیل مناسک عرفی بود. جوشش سهل و ممتنع مردم از دل خانه ها به کف خیابانها بود.

از یک نقطه دور تر اگر به اتفاقات این سالها نگاه کنیم از روزهای بهار سال 88 تا پاییز 93 مدام مردمی را میبینیم که به دلیلی بیرون از خانه ها حول موضوعی گرد می ایند. موضوعی که هیجانی در قلبها پدید می اورد. جمعیت گاه افزایش می یابد و گاه کمتر میشود. پیش از اینهم گه گداری این حضور ایجاد میشد اما چندان عجیب نبود مثلا مطابق اتفاقات خیلی از کشورها در رقابتهای ورزشی بین تیمهای پر طرفدار هیجان شدید ورزشگاه به خیابان کشیده می شد.یا مثلا در شبهای جشن ملی مثل چهارشنبه سوری مطابق رسمی دیرین مردم در کنار هم مراسم را برپا میکردند.

اما یک مولفه در این سالها این حضور را شکلی دیگر داد و آن عواطف ناب جمعیست. جامعه مثل تک تک افراد خرد ،دانش و خاطره و عاطفه دارد. آن ذوق و شاعرانگی و لطف درونی ایرانی که در خانه هاست در سالهایی بسیار سخت و غبار الود که دلها را زخم زد در کنار دستاورد بزرگ اینکه کف خیابان هم مثل کنج خانه ها و یا فضاهای سقف دار و دیوار دار مال همه مردم است، ترکیب جدیدی را ایجاد کرد. ما آدم ها مدام در عرصه های مختلف مشغول حل کردن مسایلیم. معلوماتی داریم و مجهولاتی. در سوگواری جمعی مردم در فقدان عرصه کف خیابان انتخاب جمعی بود .اما چرا؟ شاید برای این که مساله ای جمعی در بین مردم هست که باید در کنار هم آن را حل کنند . این مساله چیست؟ این که این عواطف در عرصه جمعی و با چنین حدتی مطرح میشود میتواند روایت حسی باشد که در خلوت خانه ها نمیتواند حل شود . وقتی کسی داغ عزیزی میبیند و یا شادی بزرگی دارد این شادی و غمها در خانواده باعث میشود تا مدتها اعضای گرد هم جمع شوند تا هیجان اضافه بر روال زندگی را مدیریت کنند.به همین ترتیب ازردگی عاطفه جمعی باید در جمعیت حل شود. به نظر میرسد مرهمی در این سالها بر زخمها گذاشته نشد بیماری هنرمند جوان درد مشترک خیلی از خانواده هاست رشد بیماریها و دلایل آن سولال به حق درون دلهای مردم و روند تلخ آن هم قابل درک اما در خلا دلجویی از مردمی چنین مهربان آنها خود به خود و بنا بر رشد فکری و فرهنگی و با تکیه بر تجارب پیشین، فعلا شادی و غمهای بزرگ خود را که در عرصه دلهای تک و یا خانواده و خانه قابل تحمل نیست در کنار هم قسمت میکنند و دلجویی میکنند و به دنبال حل مساله خودند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.