سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیا پیام اين تشييع «شگفت‌آور» شنیده می‌شود؟...
» ما داریم اشتباه می‌رویم، آنها آمدند تا دیده شوند

آیا پیام اين تشييع «شگفت‌آور» شنیده می‌شود؟

چکیده :بنظر من این حضور استثنایی نسل جوان و غیرجوان در تشییع مرحوم پاشایی نوعی اعتراض آرام بخشی از جامعه نسبت به سیاست ها و جهت گیری‌های رسانه ملی و دستگاه‌های سیاست گذاری کشور بود. جمعیت حاضر و همه کسانی که در فضای گسترده مجازی مستمرا به این مساله پرداختند عملا با این حضور خود را بردستگاه رسانه ای وغیررسانه ای کشور تحمیل کردند تا دیده شوند.آری آنها آمدند تادیده شوند و ثابت کنند کسی -هرکس باشد- نمیتواند حضورشان را نادیده بگیرد و مجبور به تحمل این حضور آنهاست...


غلامعلی رجایی:

تشییع جنازه شگفت آور مرحوم مرتضی پاشایی خواننده جوان پاپ کشور برگزار شد. مایل بودم درتشییع شرکت کنم تا از نزدیک بهتر بتوانم جامعه ام را که دراین گونه مواقع لایه های پنهان خود را آشکار می کند- همچون دریای عمیقی که با امواج خروشنده خود صدف به ساحل می آورد و برمی گردد- بشناسم اما نشد. از قبل برای جلسه ای قول داده بودم. از دوستانی که به مراسم رفته بودند و از تصاویری که در سایت‌های خبری دیدم آمده بود اندکی توانستم بفهمم امروز در جلوی تالار وحدت و خیابان‌های اطراف آن که جمعیت تشییع کننده این جوان هنرمند و محبوب تا روی پل هوایی حافظ امتداد داشته است چه گذشته است. شنیده‌ام از بعضی از شهرستان‌ها عده‌ای برای تشییع وی به تهران آمده اند.

امروز بعدازظهر در یک تماس داخلی با آیت الله هاشمی از ایشان پرسیدم در جریان مرگ این جوان هنرمند هستید؟ فرمودند بله شنیده ام. به ایشان عرض شد امروز درحد یک مرجع از تشییع جنازه وی استقبال شد و نکاتی را که بذهنم رسید مختصر خدمتشان عرض کردم.

بنظر من باید در جلسات کارشناسی متعددی در رسانه ملی و درمراکز مرتبط دیگر این حادثه مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرارگیرد.

دراین مجال قصد پرداختن به ابعاد این حادثه را ندارم اما به یکی دو نکته مهم اشاره می شود. شاید مفید باشد.

نکته اول

مرحوم مرتضی پاشایی یک خواننده سی ساله بود که چندسالی بود درمجامع هنری خوش درخشید و در بین جامعه بویژه نسل جوان کشور که امروز با حضور گسترده خود درمراسم تشییع وی علاقه خودرا به وی عملا نشان دادند محبوبیتی کسب کرد اما جدا از خلاقیت های هنری او این بیماری لاعلاج سرطان او جامعه ایرانی را که بسیاراحساسی است چند ماه دنبال خود کشاند. بنظرمن اینکه همه می دانستند این جوان عزیز رفتنی است نوعی حس همدردی را نسبت به او ایجاد کرد ورفته رفته آتش این احساس را شعله ور تر نمود تا کار بدانجا رسید که عده زیادی از مردم دراتفاقی کم نظیر در جلوی بیمارستانی که وی درآن بستری بود جمع شدند و ترانه های او را همصدا با هم خواندند.البته برای احمدرضا عابدزاده هم چینن تجمعی درجلوی بیمارستانی که وی در آن بستری بودصورت گرفت اما این حضور معنا و پیام متفاوتی داشت.

نکته دوم

این امر اما همه علت حدوث این اتفاق مهم نبود. بنظر من هرچند صدا وسیما پس از مرگ پاشایی شاید از سرناچاری به آن توجهی نشان داد اما رویکرد غیرمنطقی وی با این مساله که نزد نسل جوان از حساسیت بالایی برخوردار بود علت اصلی این حضور انبوه بود.

پرداختن رسانه ملی به بعضی مسایل و حادثه بیماری یا مرگ شخصیتهای مذهبی بطور افراطی درسطح گسترده و از شبکه های مختلف بصورت زنده می تواند دو نمونه عینی برای تحلیل این مساله باشد.

دیروز که در دو کلاسی که داشتم در این باره از دانشجویان نظرخواهی کردم تقریبا همه بر این مساله تکیه می کردند که پاشایی هنرمند محبوب ما جوان‌ها بود چرا رادیو تلویزیون اینگونه با بیماری او برخورد کرد که انگار نه انگار این چهره دوست داشتنی درحال رفتن از دنیاست؟

می‌گفتند مگر همه مثل آیت الله کنی باید معمم یا شخصیت سیاسی باشند که رسانه ملی برایشان سنگ تمام بگذارد؟ گفتم تا حدود زیادی حق با شماست هرچند نمی توان شخصیت مرحوم آیت الله کنی را به دلیل سال‌ها خدمات و مجاهداتش در انقلاب با مرحوم پاشایی مقایسه کرد.

بگمان من ما داریم اشتباه می رویم. رسانه ملی بگونه ای حرکت می کند و برنامه می سازد و نسبت به بعضی شخصیتها وجریانها موضع گیری وجهت گیری می کند که گویی همه مردم ایران حزب اللهی دو آتشه و البته ازنوع سلیقه ای خاص هستند.

بگمان من باید برای تخلیه احساسات جوان های جامعه و حتی خود جامعه تدابیر بهتری اندیشیده شود.

مساله آب بازی در پارک ها وچهارشنبه سوری و شادی‌های مردم پس از بعضی پیروزی‌های ورزشی در سطح منطقه ای و جهانی نمونه‌هایی هستند که مرتب تکرار می شوند‌اما بدانها توجه اساسی نمی شود. اگرتوجه نشود مثل سیزده بدر که حتی جریان تند وارزشی انقلاب هم حریف حذف آن نشد واقعیت وجودی خود را بردستگاه فرهنگی وسیاست گذاری کشور تحمیل خواهد نمود.

بنظر من این حضور استثنایی نسل جوان و غیرجوان در تشییع مرحوم پاشایی نوعی اعتراض آرام بخشی از جامعه نسبت به سیاست ها و جهت گیری‌های رسانه ملی و دستگاه‌های سیاست گذاری کشور بود. جمعیت حاضر و همه کسانی که در فضای گسترده مجازی مستمرا به این مساله پرداختند عملا با این حضور خود را بردستگاه رسانه ای وغیررسانه ای کشور تحمیل کردند تا دیده شوند.آری آنها آمدند تادیده شوند و ثابت کنند کسی -هرکس باشد- نمیتواند حضورشان را نادیده بگیرد و مجبور به تحمل این حضور آنهاست .

بخشی ازجامعه عملا با این حضورگسترده به بعضی مسولان وسیاست گذاران کشور هشدارداد چشمهایشان را بیشتر بازکنند وحقایق و واقعیتهای محیط اطراف خودرا دقیقتر ببینند وبدانند که نباید فقط به مسایلی که خود فکرمی کنند مهم است توجه کنند نباید فقط به تجلیل چهره های مقبول و محبوب خود بپردازند و به محبوب های نسل جوان کم اعتنا باشند .

بنظرمن این پیام بسیارمهمی بود که امیدوارم شنیده شده باشد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.